ادامه از قسمت قبل (لینک قسمت های قبل را در پایین داستان بالای نظرات میتوانید پیدا کنید یا اینکه میتوانید نام داستان را از بخش جستجوی وب سایت جستجو کنید)…
سلام عزیزانم مهسا هستم 44 ساله و میخوام ادامه ی داستان مو با جاوید براتون بگم برای دیدن قسمت قبل (سکس با دوست شوهرم تو کامیون ) رو جستجو کنید .
بعد اون سکسی که با جاوید تو کامیونش تو راه چابهار داشتم خیلی وقت بود نمیدیدمش یا اگه میومد هم ایرانشهر با شوهرم میومد موقعیت نبود که اون تجربه فوقالعاده رو تکرار کنیم تا این که یه روز شوهرم زنگ زد که جاوید بار داره برا چابهار. من نیستم غذا درس کن میاد خونه منم از خدا خواسته به شوهرم گفتم تو نیستی اون میاد من معذب میشم گفت نه نگران نباش من به جفتتون اعتماد کامل دارم بعد تماس سریع رفتم دوش گرفتم و کلی آرایش کردم لباسای خوشگل پوشیدمو طلاهامو انداختم سرو گردنم بعد چند ساعت جاوید رسید یه چادر سرم کردمو رفتم درو باز کردم اومد تو خونه نگاهش به من بود گفت امروز چه خوشگل شدی گفتم ممنون براش چایی و اینا آوردم بعدشم غذا بعد غذا هم بهم گفت منقل و بساط بافور بیار که خستم منم براش آوردم گزاشتم زغال رخ بشه و تریاک براش بست بست جدا میکردم گفت چرا چادر پوشیدی جلو من راحت باش منم برای این که ناز کنم گفتم هرچی پیش اومده فراموش کن تو نامحرمی باید چادر بپوشم یکم خندید و چیزی نگفت منم رفتم نماز عصرمو بخونم بعد نماز صدام کرد گفت چایی بریز برام داشتم چایی میریختم چادرمو کشید گفت اینو برا منی که دوبار کردمت نپوش دختر گفتم که فراموشش کن اونو گفت مگه میشه اون بدن سکسیتو فراموش کنم نکنه دلت میخواد دوباره زوری بخوابونمت تا زیر کیرم رام شی گفتم نه یه بار رامم کردی گفت پس چموش بازی در نیار شروع کرد به مالیدنم خیلی دلم میخواست همونجا خودم بهش بدم ولی جلومو گرفتم گفتم من خوابم میاد خستم رفت سر بساط تکیه داد یه بالشت کنار پاش گزاشت و گفت بیا همینجا استراحت کن بخواب منم از دیدنت لذت میبرم رفتم پیشش اون عمودی تکیه داده بود من افقی خوابیدم کنار پاش زیر شکمش بودم اونم یکی دو بست میکشید یکم موهامو نوازش میکرد با صورتم ور میرفت میوه میزاشت دهنم دستشو مینداختن تو یقم ممه هامو میگرفت منم خوشم میومد چند بست که کشید دستشو انداخت تو شلوارم خیلی خیس کرده بودم منتظر بودم بدم بهش لبخند زد یه تیکه میوه گزاشت دهنم کیرشو در آورد گذاشت رو صورتمو شروع کرد به کشیدن کم کم کیرش داشت رو صورتم راست میشد از پیشونیم تا روی لبم اومده بود میوه هارو میزاشت رو سر کیرش تا وقتی میخورم کیرشم بخورم یکم که گذشت کیرشو کامل گزاشت تو دهنم کیرش انقد کلفت بود که تو دهنم بزور جا میشد جلو نفسمو میگرفت تفاهم زیاد تر میشد خوشش میومد لباسامو در آوردم نسشتم رو صورتش گفتم حالا نوبته توعه شروع کرد به خوردن کوصم وقتی سبیلای بلندشو از لای پاهام میدیدم خیلی تحریک میشدم چرخیدمو 69شدم شروع کردم خوردن کیر کلفتش اونم کوصمو میلیسید تو همین حال که بودیم گوشیم زنگ خورد جواب دادم در حالتی که 69بودم شوهرم بود .گفت جاوید رفت گفتم نه خوابیده یکم بعد میره تو کی میای من معذبم گفت نگران نباش من بهش اعتماد دارم گفتم بحث اعتماد نیست من به هیچ مردی جز تو نمیتونم حتی فکر بکنم چه برسه به این که بخوام نزدیک شم ولی تو فقط فکر اون یکی زنتی در همین حالم کیر جاوید تو دستم بود و روش تف میکردم و براش جق میزدم اونم برام کوصمو میخورد شوهرم برگشت بهم گفت که اونو من خیلی دوست دارم تو نمیتونی جاشو برام پر کنی با خودم گفتم پس حقته که به بهترین دوستت کوص بدم خداحافظی کردیم بعد یکم صحبت و جاوید اومد جلوم گفت وقتشه جرت بدم گفتم فک کنم یکم دیرم شده بود باش لعنتی انقد خیس کرده بودم که نیازی به چیزی برا دخول نداشت کیرشو گزاشت رو کوصم سرشو آروم کرد تو کوصم خودم داشتم تلمبه میزدم آروم آروم داشت منو میکرد گفتم اگه میفهمیدم انقد آرومی بهت نمیدادم تا مثل دفعه قبل زوری بکنی تند تر باشه سرعتت خندید و گفت الان بهت نشون میدم سرعت یعنی چی ممه هامو تو دهنش کرد شروع کرد به خوردن بدنشو بهم چسپوند و شروع کرد به سرعت تلمبه زدن تو دنیای دیگه ای بودم واقعا اون کیر کلفتش برام لذت بخش بود بعد چند دقیقه جوری ارضا شدم که جیغ میزدم دیگه نمیتونستم سکس کنم کامل ارضا شده بودم ولی کیر اون با اقتدار ایستاده بود یکم چرخوند منو و اومد سمت پشتم یکم با وازلین چربش کرد کونم از قبل باز بود ولی نه اندازه کیر کلفت جاوید شوهر اولم زیاد از پشت منو کرده بود ولی دومی نه گزاشت رو سوراخ پشتمو فشار داد یه جیغ آروم زدم یکم درد داشت گفت اگه درد داری ادامه ندم گفتم نه لذتش از دردش بیشتره تو ادامه بده یکم که از کون منو کرد ارضا شد تو کونم کشید بیرون کونم پر آب بود با چند تا گوز آبشو ریختم بیرون بعدم شروع کردیم لب گرفتن بعدم با هم رفتیم دوتایی یه دوش گرفتیمو یه راندم تو حموم سکس کردیم تا رفت سمت چابهار
نوشته: مهسا
14 پاسخ به “سکس با دوست شوهرم راننده کامیون (۲)”
ندوست
نوشه جونتون
سلام منم راننده تریلی هستم درخدمت دوستان شهوانی
شاه بیت داستانت همون قسمت اول بود که ریده بودی این که افتضاح بود لطفاً ننویس
اول رفتی نماز خوندی بعد اومدی گس دادی و به شوهرتم میگفتی که من خیانت نمیکنم .. قضیه همینه اگه همین ریا کاریا تو مملکت ما نبود الان مملکتمون بهشت بود
کربان پ تی کوسا کدی بیت من ترا بگابین
دست به کص دادنت خوبه ها کی بیام ما هم
نوش جانت
ایرانشهری پیام بده یه حالی هم من بهت بدم Saeed_6985j@ تلگرام
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست
خاطرات یه جقی متوهم کسخول اول نمازخوندی بعدبه کیرکلفتش کص دادی نه به نمازت نه به کصو کون دادنت اوسکول جقی بیا با کیرکلفتم چنان ازکون بکنمت که راه بری بگوزی
ریدم تو نمازخوندنت
اینکه شوهرت دوتا زن داره و به تو نمیرسه یه بحث ولی خیانت کردن تو به اون یه بحث دیگه ای هست ، کلا نه به خیانت ، خیلی سخت برو طلاق ، تو که به قول خودت زیادی خوش هیکل و … هستی واست بکن و شوهر فراوان . شما که زیادی ادعای پاکی و نماز و تظاهر و … میکنی از بقیه خیلی خطرناک تر هستی و بدتر ، شوهرتم احتمالا واسش مهم نیست و اگر روزی فهمیدی در جریان تعجب نکن ، والا هر خری میفهمه زن تنها و … با مرد غریبه مشکل ساز اونم زن تو کف ، لایک دادم فقط واسه حرفی که بهت زد و گفت تو خوب نیستی واسش و زن دیگش مهم .
داستانت خوب بود پروفمو یه نگاهی بنداز یه پیام بده آشنا بشیم اومدی چابهار حوصلهت سرنره