دومادم زنمو میکرد

سلام به بیغیرتای جمع یه داستان بی غیرتی براتون بنویسم
من رضا۴۸ .. زنم سمانه ۴۵
سمانه کون بزرگ و گرد رونای تپل و گوشتی لبای کلفت سینه۸۵
دامادم سعید ۳۴ کیر ۱۸سانتی کلفت و کمر همیشه پر ورزشکار شغلش مکانیک
شروع داستان از دو سال قبل از ازدواج دخترم و آشنایی زنم و دخترم با سعید
ما رفته بودیم مسافرت و در حال برگشت ماشین خراب سد بردیم با کمک یدک کش به مکانیکی سعید خان

سعید برای بررسی ماشین حسابی زن و دخترم رو دید میزد بعد گفتش که ماشینت باید باز بشه ببینم. یه دربست میگیرم با اون برید خونه.. زنگ زد یکی از دوستانش دربست اومد و ما رو رسوند. بعد چند روز زنگ زد گفت این قطعاتش رو میخوام این قدر میشه اینا.
من گفتم باشه خودش با ماشین اومد در خونه سوار کرد رفتیم بخریم .تو راه کلی حرف زدیم رسید به تعمیرگاه..
یروز هم ماشین دخترم خراب شد رفت پیش سعید و این شروع آشنایی سعید با دخترم و زنم بود که با اونا حرف زد و حسابی مخ زن و دخترم رو زد
دو ماه بعد با دسته گل اومد خواستگاری دخترم منم دیدم وضع خوبی داره قبول کردیم.. و رفت آمدش به خونه ما زیاد بود اون روزا زیاد نمی دیدم ولی خانم رو با خودش میبرد بیرون میاورد حسابی باهم گردش میکردند. کم کم رفتار خانمم عوض شد و حرفاش سکسی تر لباس جلو باز میپوشید ارایش میکرد بعضی وقتا میرفت خونه دخترم تا اخر شب اونجا بود.
تا یک سال گذشت و اینا زنم داماد و دختر رو دعوت کرد شام.. داماد اومد دخترم جلو رفت داخل من وایستادم درو ببندم دیدم دستش رفت سمت کمر زنم و کمرش رو لمس کرد کشید پایین سمت چاک کونش.. با این صحنه هم شق شدم هم تحریک عصبی ‌.که چرا جلو من..
زنم هیچ واکنشی نداشت باهم رفتن تو.. کل شب همین جوری لمسش میکرد طولانی و بی صدا..
تا قبل اشنایی ماهی یک بار رابطه داشتیم ولی بعد از آشنایی با سعید کنارم نمیخوابید تا این شب که بعد شام رفت با دخترم اینا برگرده .. یه دو ساعتی طول کشید وقتی برگشت کامل لخت شد اومد اتاق ‌‌..پاهاش رو باز کرد جلوم گفت..بیا بخور ارضا شم بخوابیم.
عجیب و جذاب بود کارش..منم رفتم حسابی زبونم تو کصش چرخوندم کلی اب تو کصش بود خوردم همینجور اب شیرین و شور سفید و غلیظ میومد دهنم‌‌.‌تا ارضا شد کل صورتم خیس شد.
یه بوسه تشکر پر تف بهم داد خوابید من موندم کیر ۱۰سانتی خیس.. اومدم بغلش کردم.. خوابم برد.. صبح رفتم سر کار این کارش رو دو روز درمیون برام انجام میداد همیشه هم یه استکان اب تو کصش بود‌
الان سه سالی شده سال دیگ دخترم عقد کردن رسما سعید داماد شد ..یه روز اومدم خونه دیدم کفشای سعید هست و درو باز کردم دیدم صدای تلمبه های سنگین با قربون صدقه های زنم میاد..اخخ.
سعید: اوووف شوهر میدونست اون شبا داشته اب غلیظ داماد رو میخورده نه تو.. کصکش با دول فندقش چطور باهاش موندی
سمانه: بعد از بچه دار شدنم بخاطر بچه ها.. فقط..الانم تو هستی نیاز به جدایی نیست هر روز بیا بکن منو تازه مزه کیر افتاده بهم..اوووف..جون بزن

وای من اینو شنیدم بی اختیار ارضا شدم.. نشستم رومبل..
سعید: جووون از وقتی تو ماشین دیدمت شیفته گوشتت شدم مامان ججججووونننننن گوشتت داره کیرمو سرحال میکنه .. دخترت هر شب کیرمو با طعم کس مامانش میخوره‌. اووف عجب شیره ای داره کس و کونت
سمانه: اهه عمیق بزن بخوره ته کصم .. جووون بزن

نمیدونم چند ساعت بود داشت میکرد فقط فهمیدم دفعه دومه ارضا شدن اونا بود
اتاق بوی فضای سکس شدید داشت
زنم فهمیده بود اومدم بار سومم ادامه دادن تا من رو کاناپه خوابم برد.. وقتی بیدار شدم سعید رفته بود.. زنم رو تخت خواب بود.
لباسا رو انداختم لباسشویی خودم شستم
تا شب شد.. شب شام و خوردیم موقع خواب بود دوباره اومد سمتم دست زد به کیرم گفت بیا بریم حموم عزیزم.. تو حموم کیرمو شست بغلم کرد شروع کرد لب دادن یاد صحنه ساک زدنش افتادم .. کیرم لای کصش میمالید زبونش تو دهنم بود بعد نشستم خورد آبم اومد ریخت زمین‌‌.. بعد سر پا شد گفت تو ام بخور ارضام کن. سرم رو فشار داد به کصش من با زبونم خوردم این سری اب تو کصش زیاد تر بود .. دیگه میدونستم آب دامادم سعیده ‌..دیر شده بود واسه حرف زدن .. همه رو داد به خوردم.. اب خودش هم آخرش ریخت تو دهنم حسابی آب بهم داد ..بعد شست رفت بیرون.
این سری زنگ زد به من گفت سعید و دخترم میان خونه ما وسیله بخر اومدنی برو دنبال دخترم.
گفتم باش.. تقریبا ساعت پنج بود رفتم دنبال دخترم و تو راه وسیله بخریم.. برگشتم دیدم سعید اومده..فهمیدم اره..منو معطل کردن که کارشون تموم بشه رسیدیم سعید داشت تلویزیون میدید خانمم اتاق لباس عوض میکرد… اومد بیرون سلام داد رفت آشپزخونه وسایل بچینه
رفتم اتاق عوض کنم دیدم یه شورت زنم زیر تخته و کلی اب کیر هم روشه .. بعد شلوار نو من که تازه خریده بودم رو سعید پوشیده منم شلوار قدیمی رو پوشیدم. رفتم. شورت رو آروم انداختم تو لباسشویی
سعید حسابی گرم گرفت و سر صحبت با دخترم رو باز کردم دخترم که راضی بود..
سعیدم شوخی خنده با زنم هم حرفایی میزد .. بعد رفت آشپزخونه سمت زنم و کمک کنه من به اشپزخونه نگاه میزدم.‌ هر از گاهی زنم رو میمالید زنم واکنشی نداشت.. بعد باهم اومدن شام چیدن و سرو غذا هم زنم واسه سعید اول غذا ریخت و به دخترم داد. واسه خودش برداشت نفر آخر من کشیدم
شام رو خوردیم دخترم گفت قراره اخر هفته بریم شمال ویلا شمام بیا بابا جون.. گفتم من حوصله رانندگی ندارم دخترم سنم گذشته.. دخترم گفت سعید هست دیگه..
سعید دخترم رو بغل کرد گفت اره اقا رضا بیا خوش میگذره ..من هستم میرونم دیگه
گفتم تعارف نداریم.. شما برید تفریح من فعلا حالش رو ندارم

سعید گفت باشه.. اینا رفتن چهار روز موندن.. بعد چهار روز اومدن..

بیغیرتا نظر بدن به داستان

نوشته: رضا خان

بازدید 7,584

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

0 پاسخ به “دومادم زنمو میکرد”

  1. اخه دیوث رو مادرزنت کراش داری وازپدرزنت عقده چرا اززبان پدر زن نوشتی همون جق نامه تو به اسم خودت می نوشتی عالم و ادم مادرزنو می خوان بکنن چه مرضیه شماها دارید عقده گشاییه نه داستان نویسی راست راستی جور بشه فکرنکنم بتونی سیخ کنی چه برسه مادرزنتو بکنی پدرزنت ببینه

  2. تا اونجا خوندم ک نوشته بودی دومادت ورزشکاره من ی سوال دارم چرا هرکی بکنه ورزشکاره ینی تو این مملکت ی غیر ورزشکار نداریم بکن باشه؟پس اینایی ک بیرون میبینیم همه خارجی هستن و توریست ک شیکمشون مث تمبکه؟عجب…..

  3. طوری که تو از کیر 18 سانتی داماد خیالیت تعریف کردی،انگار خودت مشتاقتری واس کیر.تا هیمنجاش بیشتر نخوندم

  4. این کاره نیستی منظورم داستان نویسه بی غیرت هستی از تحقیر شدن هم خوشت میاد ولی بدرد کستان نویسی هم نمیخوری دیگه ننویس

  5. چی بگم والا ، کیر به غیرت نداشته‌ت. بنظرم سیکتو بزن از زندگی اون ۳ نفر. زن و بچه‌تو داره شب و روز میگاد ، تو عین خیار و سیب‌زمینی یه گوشه موندی. اونجا که زنت گفت بخاطر بچه ها باهات مونده و الانم بخاطر کیر دومادش ، من بودم اون ۲ تا حرومزاده‌ی خیانتکار رو میکشنم و آتیش شون میزدم.

  6. کسکش تویگفتن سن ها بیشتر دقت میکردی خودت ۴۵ زن ۳۵ داماد ۳۵ دخترت چند سالش بوده؟؟؟؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
در حال بارگذاری ویدئوها...