خب نمیدونم از کجا شروع کنم یا چجوری شروع کنم.تا الان هم خاطره وداستانی ننوشتم که بفهمم چجوریه. ولی خب این خاطره کلا مسیر زندگی منو عوض کرد و باعث شد خیلی اتفاقات پیش بیاد بعدش و تجربه های مختلف و…
بگذریم…
بریم سر اصل مطلب:
خانمم مریم الان۲۸سالشه و خودمم سعید۳۶سال.
اون شدیدا داغ ولی برعکس من زیاد نه!
بطوریکه اون مثلا هفته ای۳بار نیاز داشت ولی من ماهی۳.۴بار بیشتر توان نداشتم.دکتر رفتم دارو مصرف کردم بی حسی و انواع کاندوما وقرص و …که بتونم رفع کنم وجوابگوش باشم ولی نشد ک نشد…
قضیه برمیگرده به حدود۳.۴سال پیش.
مدتی بود که همش عصبی بود، دعوا میکرد یا حالش خوب نبود. علنا بهم گفت من نیاز دارم ولی تونمیکنی که خالی بشم و روی اعصابم و بدنم تاثیر گذاشته. رو خودت کار کن درست بشی . واقعنم راست میگفت خب. کسی که انقد داغ باشه یک شب درمیون سکس بخواد اونم طولانی ولی من با سایز ۱۳/۱۴ و کمر شل و تعداد سکس کم توی ماه، چطور میتونم جوابگوش باشم!؟
کم کم توی سایت کیرتوکص چرخیدموقتایی که تنها بودم داستان بخونم عکس و فیلم ببینم چت کنم که حشری بشم و بتونم بکنمش ولی چه کردنی؟ سر۵ دقیقه خالی میشم و اون تا میخواست حسی بگیره من خالی شده بودم! خودمم کلافه شده بودم واقعا. اصلا اون موقع ها توی نخ دوس پسر داشتنش و این چیزام نبودیم.یعنی اصلا برامون قابل قبول نبود شوهر داشته باشه و دوست پسرم داشته باشه، همچین اخلاقایی نداشتیم بخصوص من ک حساس بودم خیلی روش و سختگیر و متعصب و…
ضمن اینکه موقعیتشمنبود همچین کاری….
توی این گشت و گذارا سایت، ی روز چشمم خورد به یه تاپیک مربوط به کاکولدی و نفر سوم. دقیق یادمنی چی بود ولی خب تاپیکو دیدم و عکس و فیلم تری سام شونو گذاشته بود و کلی نظر زیر پست ! همشو خوندم و دیدم شق کردم. خودم و مریم و جای اینا گذاشتم و همینجور تاپیکای مربوط به بیغیرتی و کاکولدی و نفر سوم رو میدیدم و نظراتومیخوندم. جذبش شده بودم. دیگه ناراحت نشده بودم از اینکه مثلا مریم رویکی دیگه بکنه توی افکارم برعکس بیشتر حشری میشدم. یه چیزایی تومتغییر کرد.
گشت وگذارامروزانه و بیشتر شد.توی تلگرام عضو گروه های سکسی و کاکولدی شدم با این واون چت میکردم و از حس وحالش می پرسیدم و میحرفیدیمو…
کم کم توی ذهنم یه چیزایی تغییر کرد توی رفتارام سختگیری ام و…
به فکرم افتاد که این موضوع دوست پسر داشتن و رایطه و نفر سوم رو به مریمم بگم….
ولی چجوری؟؟؟؟؟؟
یه کار محال و نشدنی!!!
و البته سخت……
ادامه دارد……
نوشته: سعید
14 پاسخ به “چگونه کاکولد شدم (۱)”
قشنگ نوشتی ولی اینجا زندگی نامه نمینویسن اینجا داستان سکسی باید بگی
قشنگ نوشتی ولی اینجا زندگی نامه نمینویسن اینجا داستان سکسی باید بگی
بیا با هم زنت و بکنیم انقذه خوبه شاید خودتم کردم کونی خان
دوست عزیز نمیتونی زنتو بکنی میل جنسیت پایین بزار اونی که میل داره در کنار شما لذتشو ببره و هم خانومت هم خودت عشق کنید ادم های حشری دنبال سکس زیاد هستن میدون بده ببین چطور میشه
مشکلشو بیان کرده دوستان خب چه ایرادی داره دنبال راه که زندگیش درست کنه زنشم بیشتر لذت ببره خودش که عمدی این کارو نمیخواد بکنه گشت الانم دنبال ادم مناسب میگرده
چون این طرف اون طرف شنیده تحریک شده دیده لذت بخشه حس کاکولدیش فعال شده میخواد به زنش جریانو بگه ببینم چه کار میکنه داستن سکس نبود خیلی ها بودن میان داستان نویسی میکنن که سکسی نیست درس زندگیشون میگن یا چیز های دیگه
حیف وقتم .بچه ها زحمتش با شما
مازندران
فانتزی باز عالی بود
ینی چی ذهنتو گاییدم تا به جای قشنگش رسید کیر زدی توش
سعید جان اگه نفر سوم یا رابطه خانوادگی که بهش ختم بشه خواستی در خدمتم
حاضرم با زنت بخابم
بیشتر شبیه سفر نامه ست تا داستان!!
بیا من خودم مشکل زندگیتون رو حل میکنم