زنم و پسرعمه ام

سلام
من کارمند شهرداری تو شیراز هستم اسمم جلال 33 سال حقوقم بد نیست زنم سبزه خوش اندم سینه تپلی باسن خوش فرم زنم در کل اندامش عالی ولی قدش کوتاه خیلی هم پول دوست کلا تو خانواده طماع پول دوست هست زیبا اسم زنمه از نظر سکس خیلی خیلی سرد به سادگیا سکس نمیکنه مگه با زور پول یا خودش بخواد برعکس من که مردی داغ و حشری از بس برا سکس ازش در خواست کردم خسته شدم کم کم رو اوردم به سایت های پورن و داستانهایی بیغیرتی اینا تا اینکه به جایی رسید که دلم میخواست زنمو بدم یکی بکنه یه پسر عمه دارم یه باغ بزرگ داره که تازگیا خریده و زنم از این موضوع خبر نداره خلاصه همش تو این فکر بودم که یکی پیدا بشه بتونم بازنم اشناش بکنم تا زنمو بکنم البته بگم بیغیرت نیستما ولی از بس اصرار کردم واسه سکس خسته شدم به نتیجه رسیدم خلاصه روزها شبها میگذشت و من فکر نفر سوم ولم نمیکرد تا اینکه توی اندک سکس هایی که داشتم به زیبا میگفتم دوس داشتی یکی دیگه تورو میکرد بارهای اول قبول نمیکرد بعد میگفت فقط حرف بزنیم نه اینکه جدی باشه کم کم نرم شد یه بار ازش پرسیدم چطوری به یکی دیگه جدی جدی کس میدی یه بار رازی شد که اگه طرف هزینه عالیی بده هستم خلاصه از 100میلیون شروع کرد که من گفتم اگه یکی بخواد به خاطر یه کس 100 بده میره 50تا کس میره حداقل میکنه باید کمتر بگیری و یه جور که طرف بیاد با هم انقدر گفتگو کردم که رازی شد به 20 میلیون کمتر هم قبول نداشت منم رفتم تو کارش توی این پیجها گشتم یه اقای که قبول کرد 20 میلیون بده و قبلش بیاد من حضوری ببینمش بعد از کلی شرط و شروط به خاطر ترس و ابرو یک هفته بعد اقا مهدی اومد شیراز رفتیم تو کافه. مهدی پسر با حیا اروم و کم حرفی بود ولی هیکل تو پرو کلفتی داشت قدش یه نمه از من بلند تر بود یه خواهشی که از مهدی داشتم اینکه بدون لباس و بدون گوشی وارد اتاق سکس بشه زنمم با شرط اینکه تو خونه نباشم و نزدیک باشم قبول کرد تو خونه نباشم به خاطر اینکه خجالت میکشید جلوی من زیر یکی دیگه بخوابه نزدیک که باشم بخاطر اینکه از طرف اعتماد نداشت و پول هم به صورت نقد باید میداد
خلاصه با برنامه ریزهای زیاد به پیشنهاد من رفتیم توی باغ پسر عمه پسر رپ بردم توی باغ شب هم رفتم دنبال زیبا که اماده ش کنم واسه اینکه بریم باغ برا عملیات استرس دل اشوب ترس خلاصه دل و زدم دریا زیبا رو بردم اریشگاه خوب خودشو خوشکل کرد رفتیم باغ توی حیاط باغ روی صندلی کنار استخر نشسته بود اقا مهدی بلند شد دست داد با هر دومون بعد یه لب جانه جلوی من که زیبا با خجالت این کارو میکرد بعد کنار هم نشستن بعد کلی احوال پرسی اشنایی زنم تو بغل مهدی لمس میشدزنم بلند شد اشاره به من کرد که از باغ برم بیرون با کلی خواهش که شما برید توی خونه باغ من تو حیاط میمونم گوشی هردوشون گرفتم رفتن توی خونه بعد از کلی جیق حدود 2ساعت مهدی اومد بیرون لخت لخت گفت بیا زیبا بی حال شده من داشتم میرفتم تو که مهدی به دنبالم بهش گفتم که نیا خودم تنهایی میرم رفتم تو اتاق دیدم که زیبا رو تخت نیست لخت لخت رو فرش کنار تخت افتاد قلبم اومد توی دهنم رفتم سراغش بلند صداش زدم دیدم برگشت طرفم با یه لبخند مستانه گردنمو گرفت لب گرفت دیدم حالش خوبه گفتم چطور بود گفت نمیدونستم کیر کلفت اینقد مزه میده خلاصه مهدی هم طاقت نیاورد و اومد بالا دید حالش خوبه اروم شد اومد یه بوس لب از همدیگه گرفتن اروم خوابید رو زیبا جون منم کنارشون که دیدم داره اروم اروم کیرشو میکنه تو کس زیبا جون منم با سینهای زیبا ور میرفتم یه ده دقیقه اروم جلوی من تلمه میزد که زیبا گفتم تحمل ندارم بذتری برا یه روز دیگه خلاصه اون شب رفتیم خونه فرداش پسر عمه. من کلید خواست که گفتم من دارم میرم سر کار برو از خانمم کلیدو بگیر شب رفتم خونه که دیدم خانمم مات مبهوت متعجب میخواد یه چیزی بگه هی میگم چی شده اخرش گفت پسر عمه ات گفت باغ دوربین داشته……!

نوشته: جلال

بازدید 6,736

7 پاسخ به “زنم و پسرعمه ام”

  1. من از سال ۱۳۸۱ توی سایتهای سکسی هستم از سه کاف آویزون ایکس پرشیا ویز ویز فور یو و از سال ۸۸ هم عضو شهوانی هستم. دقیقا از همون دهه هشتاد و با گسترش اینترنت این بحث تابوی سکس با محارم گسترش پیدا کرد و از اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود موضوعات سکس سه نفره و کاکپلد زیاد زیادتر شد و با تبلیغاتی که میشد یکباره رشد و اوج زیادی یافتند. اون دهه های هشتاد ونودو کلا قبل از اومدن حرومزاده ای به نام احمدی نژاد،و خصوصا سال ۸۸… بچه های خفنی توی این سایت بودندو بیشتر اعتبار این سایت و اون سایتها به واسطه خانومهای اون سالهاست که من و امثال من انگشت کوچیکشون هم نمیشدیم. خیلی از این بچه ها بعد از منحل شدن سایتهای آویزون و ایکس پرشیا و سکاف،به یکباره اثر و نام ونشونی ازشون پیدا نشد.و بعد از سالها و کودتای ۸۸،به نظرم همگیشون یا از ایران رفتند یا رفتند پی زندگی و گرفتاریاش… حتی سایت شهوانی هم اون موقع آدمهای خیلی بزرگی توش بودند و یکی از معدود نفراتی که مونده را فقط یادم هست. میخام بگم حال و هوای شهوانی هم قدیمیش بهتر بود!!! الان سایت شهوانی را که باز میکنی همون قسمت اول صفحه اول یکی داره یا با مادر و خواهرش ور میره یا کیر یکیو هل میده توی ناموسش داستانهایی تماما برگردان مجلات میلف تون و برگردان داستانهای خارجی و فیلمهای خارجی…. یکم اینا رو نوشتم که با دهه نودی که اومده توی این سایت روشن تر صحبت کنم…

  2. یعنی تو که اون همه سختگیری میکردی و همه جوانبو میسنجیدی حتی گوشیاشونم گرفتی به عقلت این نمیرسید اکثر باغها بعلت خلوت بودن دوربین دارن ؟ یا داستانت دروغ و ساختگیه یا مغزت معیوبه

  3. ادمین عزیز میزاشتی ده روزی بگذره بعد داستان تکراری بکنی تو پاچه مون

  4. حاجی این داستان سکسی نبود به خدا.تو فکر فرو برد منو خیلی.چقدر زشت و بد بودش

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...