از اون روز زندگیم شده بود شهوت گاییده شدن به قول حسین جنده کیرش شده بودم بدجور هوس گاییده شدن داشتم و چشم به گوشی بود تا حسین زنگ بزنه ولی از حسین خبری نبود حدود سه هفته گذشت تو این مدت هیچ چیزی دیگه ارضام نمیکرد نه خیار نه بادمجون هیچی دلم فقط کیر میخواست تا اینکه بالاخره حسین زنگ زد
گفت چطوری خانومی با گفتن این جمله قند دلم آب شد خیلی حس خوبی داشت گفت دلت واسم تنگ نشده گفتم دارم میمیرم بس کی میای گفت پاشو برو اتاق محدثه یکی از لباسهای سکسیشو بپوش و آرایش کن جوری که هیشکی نفهمه پسری
آماده شو دارم میام دنبالت
رفتم سراغ لباسهای محدثه یه ست شورت و سوتین مشکی توری جذاب داشت اونو تنم کردم یه دامن کوتاهه کوتا که فقط باسنو میپوشوند و با یه نیم تنه رو ورداشتم بایه سری لوازم آرایشیشو اینارو گذاشتم تو کولم و رفتم لباسامو پوشیدم و منتظر حسین نشستم تا اینکه زنگ در زده شد با شوق رفتم درو باز کردم حسین منو دید جا خورد و قیافش عوض شد بهم گفت حرومزاده مگه نگفتم لباس محدثه رو بپوش و آرایش کن مگه من با تو شوخی دارم گفتم اخه درسته کسی خونه نیست ولی تو محله که نمیتونم یهو کسی منم میبینه گفت گوه نخور خارکسته سریع برو اماده شو گفتم نه تو کولمه رسیدیم اماده میشم جملم تموم نشده بود یکی خوابوند زیر گوشم جوری زد که گوشم تا یه ربع سوت میکشید گلوموگرفت گفت تخم سگ میری یا همین جا له و لوردت کنم چشام پره اشک شده بود با گریه گفتم باشه چشم گریه کنان رفتم تو اتاق و لباسامو در آوردم تا حالا روی سگ حسین رو ندیده بودم دیگه ازش بدم میومد ولی کاری ازم ساخته نبود مجبور بودم به حرفش گوش بدم تا امروز تموم بشه خلاصه کولمو برداشتم دیدم از لای در نگام میکنه و میگه ببین خوار کسته رو شورت و سوتین محدثه چه بهش میاد چون دامنه خیلی کوتاه بود یه جوراب شلواری ور داشتم پوشیدم و از روش دامنو و بعد نیم تنه رو حسین دیونه شده بود میگفت وایی چه محشر شدی کصکش جووون
رفتم نشستم میز توالت خودمو آرایش مردم یکم رژ زدم خط چشم کشیدم و گونه هامو یکم سرخ کردم دیدم جای دست حسین هنوز تو صورتمه یکم پنکک زدم و محوش کردم تا حدودی.
اماده شدم هر چی حسین تعریف میکرد ازم اصلأ محل نمیزاشتم موقع رفتن خدارو شکر کوچه خلوت بود سریع سوار ماشین شدم و حرکت کردیم تو ماشین سکوت مطلق بود هیچی نگفتم واقعا از حسین بدم اومده بود و دلو دماغ سکس ازم پریده بود تا اینکه رسیدیم به یه ویلا تو شهریار در که وا شد دیدم دوتا ماشین دیگه داخل پارکه سکوتو شکستم و گفتم اینا چین چرا ماشین توعه چه خبره گفت پارتیه گفتم چییی کسی هست من نمیام دوباره دیونه شد گلومو گرفت گفت ببین کونی یا مثل ادم میای یا جنازتو میبرمت داخل
وقتی خشم و جدیتشو دیدم واقعا ترسیدم و مجبور شدم پیاده شم دستمو گرفت و رفتیم سمت در ویلا یه پسری به اسم ارسلان درو واکرد و با حسین احوالپرسی کرد و بعد اومد سمت من و گفت جووون عجب کصی شکار کردی حسین دستشو اورد سمت شورتم که یکم بمالتم گفت عه لاشی این که فمبویه از کجا تورش کردی قیلفش کپ دختراس حسین نیش خندی زد و گفت خودت بعدها میفهمی این توله کیه وارد خونه شدیم بله دیدم سه نفر دیگه هستن یه پسر دیگه که اسمش علی بود با دو تا دختر دیگه
اینجا بود که من میخکوب شدم چون یکشون محدثه بود اونم مثل من یه دامن کوتاهه کوتا تنش بود بدون جوراب شلواری با یه تاپ اونیکی دختر هم تسمش نسترن بود با یه لگ و نیم تنه
محدثه به من خیره شده بود حدود ۳۰ ثانیه گذشت که فهمید من کیم یهو اومد سمتم گفت کثافت این چه وضعشه اینا چه پوشیدی اشغال اینجا چیکار میکنی و یه کشیده خوابوند تو گوشم
ظاهراً اون روز روزه کتک خوردنم بود
حسین اومد جلو هلش داد عقب گفت به تو چه جنده مگه تو هر گوهی میخوری داداشت بهت چیزی میگه تا اینو گفت بچه ها همه متعجب شدن علی گفت داداششه شوخی میکنید این که دختره ارسلان گفت نه راس میگه پسره ولی مگه میشه داداش محدثه باشه نسترن گفت وایی چقدر شبی همن
علی با خنده گفت بس خانوادگی جنده اید محدثه گفت خفه شو آشغال
با خنده گفت شوخی کردم جنده نه، پورن استار حسین و نسترن و ارسلان بلند خنده کردن فقط منو محدثه عصبی بودیم حسین دست منو گرفت و گفت خوب گوش کن محدثه، این داداشت دیگه کیر خور و کونی منه از این به بعد برده کیر منه چیزی بهش بگی و یا اذیتش کنی جرت میدم جنده
محدثه بهم نگاه کرد یه تف انداخت تو صورتم و گفت خاک تو سرت بدبخت کونی رفت نشست رو مبل
من کلا حاج و واج مونده بودم کل این ماجرا هیچ صدایی از من در نیومد هیچ واکنشی واقعا هم هیچ چیزی واسه گفتن نداشتم حتی جرعت پاک کردن تف تو صورتمو نداشتم
یهو حسین دستمو گرفت گفت بیا عشقم اهمیت نده منو برد سمت مبلها نشوند ارسلان واسه این که جو عوض شه یه موزیک پلی کرد نسترن پاشد شروع به رقص کرد علی رفت تا بسلط مشروب و نوشیدنی رو بچینه یکم گذشت ظاهراً موثر بود همه اروم شده بودن حسین رفت دو پیک مشروب آورد گفت بخوریم منم گفتم باشه خوردیم رفت بازم اورد یکمم مزه آورد بازم خوردیم زیر چشی همش نگاهم به محدثه بود اونم داشت میخورد کم کم اونم روبراه شده بود داشت با علی حرف میزد و گاهی میخندیدیدن با دیدن عادی شدن خواهرم منم کم کم عادی شدم حالم خوب شده بود حسین هم دید اوضاع خوبه از فرصت استفاده کرد یهو اومد سمتم و ازم شروع به لب گرفتن کرد پسرا بلند بلند گفتن جووون چه لاوی میترکون اینا
علی بعدش گف منم میخوام رفت سراغ محدثه شروع به لب گیری ازش کرد و ارسلان و نسترن هم رفتن یه گوشه شروع به خوردن هم کردن
من کلا چشام به محدثه بود اونم به من دوتامون داشتیم خورده میشدیم علی کم کم دستشو برد سمت دامن محدثه دامنشو داد بالا یه شورت سفید تنش بود از لای شورت انگشتشو کرد تو کسش در همون حال حسین هم هی داشت منو میخورد و یهو جورب شلوارمو از سمت کونم سوراخ کرد انگشتشو کرد تو کونم وایی خیلی درد داشت دیدن صحنه خواهرم و دست مالی خودم منو شهوتی کرده بود کیرمم از زیر شورت و جوراب شلواری حسابی ورم کرده بود حسین دو دستشو کرد تو همون سوارخه جوراب شلواری رو کلا جر داد یهو کیرم از لای شورتم زد بیرون حسین تا دید یه مشت محکم زد رو تخمام وایی چشام سیاهی رفت و نفسم بند اومد و کل شهوتم پرید و دل درد شدیدی گرفتم
حسین گفت حرومزاده گوه خوردی شق کردی تو حق نداری شق کنی تو کیر نداری اینا که ازت آویزوونند واسه تحقیر توعه و گرنه خواصیتتی ندارن بی غیرته خوارکسته
من که تو درد خودم بودم فقط میگفتم باشه باشه هرچی تو بگی دیگه نزنم در همون حالی که درد میکشیدم و دستم رو تخمام بود اون داشت کارشو میکرد اصلا دردام براش اهمیتی نداشت انگشتاش شده بود دو تا داشت تن تن میکرد تو سوراخم دستشو در اورد شروع کرد به لخت شدن کیرش مثل فنر زد بیرون گفت بخورش تخم سگ امادش کن اربابتو میخواد جرت بده
منم با وجود دردم مجبور شدم به حرفاش گوش بدم شروع به خوردن کیرش کردم حسابی حشری شده بود میگفت جووون بهتر از محدثه میخوری بخورش کصکش بعد کیرشو در اورد گفت خایه های بکنتو لیس بزن یالا شروع کردم به خوردن تخماش تخماش تو دهنم بود و کیرشو با دستام میمالیدم حالم بهتر شده بود یه نگاهی به محدثه کردم دیدم بله اونم داره کیر علی رو میخوره تقریبا کارهامون همزمان شده بود ولی از ترس این که راست نکنم دیگه نگاه نکردم حسین فهمیده بود موضوع رو گفت جووون بیغیرت چیه ساک زدن خواهرتو چرا نگاه نمیکنی چرا نمیری جلوی علی رو بگیری خواهرتو نگاد دارن جلو چشت خوارتو میگان بی غیرت
همون جور داشت منو تحقیر میکرد همه میخندیدن حتی محدثه
ساک زدنو بیخیال شد منو خوابوند رو مبل و کیرشو گذاشت دم سوراخم یهو فرو کرد توم یه دادی کشیدم که همه کارشونو ول کردن منو نگاه کردن خیلی درد داشت جر خوردم از درد ارسلان گفت کیر من بره توت باید زمینو گاز بگیری و خندید حسین شروع به تلمبه زدن کرد اخ اوخ من کل پذیرایی رو ور داشته بود دوباره رفته بودم تو اوج دیگه داشتم لذت میبردم دیدم علی هم محدثه رو کاملا لخت کرده همزمان داره سینشو میخوره و کیرش تو کصشه و داره تلمبه میزنه دیگه داشتم دیونه میشدم دوباره کیرم راست شده بود حسین دید دوباره و گفت پدر سگ مگه نگفتم راست نکن الان کیرتو از جاش میکنم که علی گفت دادا ولش کن بزار خوش باشه تقصیری نداره که جلو چشش خواهرش داره کس میده خودشم که داره کون میده بزار راس کنه بیغیرت
حسین گفت ایندفعه به خاطر تو بیخیال میشم بهم گفت کاریت ندارم دیگه توله سگ حشری
به گاییدنش ادامه داد خیلی لذت داشت علی گفت داداش دوتاشونو رو فرش بکنیم کنار هم حسین گفت باشه دوتامونو بغل کردن اوردن وسط پذیرایی کنار هم خوابودن اومدن رومون شروع به ادامه گاییدن کردن وایی باورم نمیشد بازوهامون به هم میخورد صدای ناله هردومون با هم قاطی شده بود حسین گفت دست همو بگیرید جنده ها دست همو گرفتیم وایی چه حالی داشت حتی الان که دارم بهتون تعریف میکنم حشری شدم هر دو مون تو اوج بودیم حسین گفت آفرین توله ها با هم دوست باشید
علی گفت عوض کنیم حسین گفت باشه وایی باورم نمیشد کیری که تو کص خواهرم بود داشت میرفت تو کونم و کیری که تو کونم بود داشت میرفت تو کص محدثه علی اومد بالا سرم و گفت خوارتو گاییدم بی غیرت الان نوبت توعه کیرشو کرد توم کیرش لیزه لیز بود به راحتی رفت توم وایی اب کص خواهرمو حس میردم سرممو برد سمت سر محدثه گفت لب بگیرید وایی باورم نمیشد شروع به خوردن هم کردیم حسین هم کرده بود تو کسش صدای محدثه حسابی در اومده بود من داشتم دیونه میشدم که یهو ارضا شدم وایی تو عمرم اینقدر اب ازم بیرون نزده بود سیسیگاسم شدم علی گفت کی بهت گفت ارضا بشی توله سگ نجسم کردی اه اه حسین گفت الان تمیزش میکنم نگران نباش داداش به محدثه گفت لیس بزن تمیزش کن جنده
وایی باورم نمیشد داشت شکممو لیس میزد ابمو میخورد وایی خیلی خیلی جذاب بود برام همه بچه ها اومدن دورمون حتی نسترن هم با دیدن این صحنه داغ کرد کسشو اورد گذاشت رو دهنم گفت لیسش بزن بیغیرت حتی دخترا هم بهم میگفتن بیغیرت
محدثه حسابی تمیزم کرد حسین نسترنو کنار زد پاهای محدثه رو بلند کرد لاپاشو گذاشت تو صورتم گفت کسشو بخور تو هم کیرسشو بخور محدثه باورم نمیشد کص خواهرم چسپیده بود به صورتم و اب کصش میریخت رو م یهو دیدم یه کیر هم اضافه شد کیر حسین بود رفت تو کصش واییی خایه های بکن خواهرم همش میخورد به دماغم و زیر کس خواهرم داشتم گاییده شدنشو میدیدم شروع کردم به مک زدن چوچولش وایی محدثه دیونه شده بود شروع به لرزیدن کرد کلی ازش لب اومد رو صورتم همه جام اب کص شده بود ارسلان گفت علی تو برو سراغ نسترن من اینجام
اومد و سیستمو عوض کرد خودش زمین خوابید منو روش خوابوند و کیرشو کرد تو کونم وایی باورتون نمیشه میرش اندازه ساعد دستم بود خیلی خیلی کفت بود پاره شدم گفت دسته بیله نگران نباش عادت میکنی توله
محدثه رو خوابودن رو من همون طور حسین شروع به گاییدن کرد ارسلان هم به سختی از اون پایین داشت منو میکرد محدثه هم داشت کیر منو میخورد حسین هم تغییر سوراخ داد کرد تو کون محدثه من رو هوا بودم بعد چند لحظه حسین ارضا شد ریخت تو کون محدثه یکم همون طور موند و بعد چند لحظه کشید بیرون وایی اب حسین از کون خواهرم زد بیرون همون جور سر خورد اومد رو کصش و بعد ریخت صورتم حسین گفت لیس بزن نزار حریف بشه توله سک با یه گاییدن سه جارو فتح کرد با اب کیرش کونو کص محدثه و دهن منو
حسین رفت نشست رو تخت ارسالان هم چنان داشت تلمبه میزد علی دید کص و کون محدثه خالیه اومد سراغش اونم کرد تو کونش و شروع به تلمبه زدن کرد بیچاره نسترن کم مشتری شده بود منو خواهرم سوپر استار جمع شده بودیم اونم به ناچار رفت نشست پیش حسین یهو صدای ارسلان در اومد تو کونم احساس گرما کردم بله ارسلان هم ارضا شد و کل ابشو ریخت تو کونم همون جور منو بغل گرفت و موند
علی هم کم کم داشت صداش در میومد یهو کیرشو در اورد کرد تو کصش چنتا تلمه زد ابش اومد کل ابشو ریخت تو کص محدثه اب علی هم یکم از کصش زد بیرون ریخت رو لبام علی هم مجبورم کرد بخورمش
محدثه هم چنان داشت برام ساک میزد کی فکرشو میکرد اولین کسی که برام قراره ساک بزنه خواهرمه اونم واسه منه گی
انقدر ساک زد که یهو ابم اومد تو دهنش حسین گفت نخوریشا جنده بریز تون دهن خودش محدثه پاشد اومد سمت صورتم لب به لب شد باهام همرو ریخت تو دهنم مجبورم کردن حتی لب خودمو بخورم ارسلان هم کیرشو یهو کشید بیرون وایی کونم گشاده گشاد شده بود چند دقیقه هون جور رو زمین بودیم محدثه پاشد رفت هودسو بشوره منم پاشدم برم حسین گفت کجا گفتم میرم دستشویی خودمو تمیز کنم گفت گوه میخوری تو همینجوری لباساتو تنت کن باید بوی اب کیر بدی علی گفت تو لباس محدثه که الان تنش بودو بپوش اونم ماله ترو وایی مجبورم کردن شورت خیس محدثه همون سفیده رو بپوشم با نیم تنه و دامنشو محدثه هم که اومد شورت و سوتین مشکی و نیم تنه ای تن من بود و بپوشه رفتیم نشستیم رو مبل که حسین آماده شه مارو برسونه خونه باورتون نمیشه که هنوزم داشت از تو کونم اب مییچکید و شورته خیسه خیس بود
حسین اماده شد و سوارمون کرد رسوند خونه وایی انقدر واستادیم تا کوچه خلوت شد یهو رفتیم تو خونه هنوزم مامان اینا خونه خالم اینا بودن حسین رفتنی گفت دمتون گرم بچه ها خیلی حال داد ده تومن زدم به کارتت محدثه تا سری بعد خدافظ من تو اون لحظه نمیدونستم که خواهرم بیزی کار میکنه خلاصه حسین رفت منم رفتم تو حموم دوش بگیرم بعد چند لحظه دیدم محدثه اومد تو حموم زیر دوش بغلم کرد گفت داداشی ببخشید که اینطوری باهات رفتار کردم خیلی از رفتارم پشیمونم خیلی بهم خوش گذشت دیگه درکت میکنم
منم گفتم ببخشید آبجی که بی اجازه لباساتو میپوشیدم دیگه نمیپوشم به منم خیلی خیلی خوش گذشت گفت از این به بعد هر لباسی که دوست داری بپوش لبلس منم تو ندارع آبجی یهو دتامون خندیدم همو شستیم اومدیم بیرون داشتیم خودمونو خشک میکردیم بهم گفت برنامه باشه تر هم میای پول خوبی توشه گفتم همین بچه ها گفت نه رفیق زیاد دارم گفتن ببینم چی میشه خندید و رفت تو اتاق
نوشته: ارسلان
4 پاسخ به “گاییده شدنم”
تکراری
تکراری
كييير واقعي خواست كسي در خدمتم
قشنگ دلستان یکی دیگه رو کپی کردی