با سلام و احترام لطفا هرکی دوست نداشت نخونه لازم نیست بعد خوندن و جق عذاب وجدان بگیره و فحش بده
من رامین هستم اهل یکی از شهرهای ترک نشین ببخشین محافظ کاری میکنم و خیلی ریز نمیگم بالاخره زندگی متاهلی دردسرهای خودشو داره من و زنم بعد دو سال نامزدی عروسی کردیم و رفتیم توی یک آپارتمان پنج طبقه ده واحدی مستاجر شدیم خانم واقعا خیلی خوشگل و خوش اندامه ولی واقعا پاک و صادقه هر چیزی هم اتفاق افتاد میاد بهم میگه بهم خیلی هم اعتماد داره توی این مدت که اونجا مستاجر شدیم تونسته با دو تا از خانم های همسایه رابطه دوستی برقرار کنه یکی از خانم ها از لحاظ قیافه و اندام و طرز صحبت کاملا عادی بود و اصلا جلب نظر نمیکرد ولی یکی از اون خانم ها میلف به تمام معنی بود قدش بلند نبود ولی ممه ها و کونش واقعا محشر بود چند باری توی اسانسور و پارکینگ و ورود خروج سلام علیک و احوال پرسی کرده بودم باهاش چشاش مار داشت نمیتونستی ده ثانیه به چشماش خیره بشی
خلاصه واقعا کردنی از نوع وحشی بود ولی متاهل بود و همسایه منم متاهل بودم نمیشد حرکتی زد از شانس من یه روز قرار بود ضامن فامیل های زنم بشم توی بانک و باید مستقیم از سر کارم میرفتم بانک هر چی به خانم ام زنگ زدم نام کارمند و مرحله اش بپرسم جواب نداد که نداد منم حرصم گرفته بود و به شانس خودم با این زن گرفتنم فحش میدادم که از تلفن ثابت به گوشیم زنگ امد لازم به توضیحه که بخدا ما توی اپارتمانی که اجاره کردیم خط تلفن ثابت نداریم و از اونجا که مستاجریم نمیخوام خرج الکی کنم القصه زنگ امد وقتی باز کردم دیدم خانم ام هست و میگه گوشیم هنگ کرده و هر کاری میکنم باز نمیشه و مجبور شدم بیام از خونه همسایه که اسم اون خانم و گفت زنگ زده و بعد توضیح گفت من میرم خونه اگه کاری داشتی زنگ بزن به این همسایه بیاد صدام کنه منم الکی دوباری بهش زنگ زدم و خواستم خانم امو صدا کنه واقعا صدای نازی داشت و از اینکه شمارش افتاده بود دستم خیلی خوشحال بودم بعد چند روز بهش با شماره ناشناس زنگ زدم و میدونستم شوهرش صبح زود میره و تا شب خونه نیست و فقط یه دختر بچه هفت ساله دارم زنگ زدم هی خواستم مخ اشو بزنم ولی پا نمیداد و قطع میکرد بعد از چند روز زنگ زدم خیلی خواهش و تمنا کردم که قطع نکنه گفت به یه شرط اونم اینکه خودتو معرفی کنی منم قول گرفتم جوابت هر چی باشه باید بین خودمون بمونه و کسی خبردار نشه اونم به جون بچه اش قسم خورد که چیزی نگه بعد معرفی بلافاصله قطع کرد و دوباره زنگ زدم و گفتم فقط خواهشا کسی چیزی نفهمه گفت حتما ولی میشه دلیل شو بگی چرا بهم پیشنهاد دادی منم شروع کردم مخ زنی که تو اله هستی بله هستی وقتی میبینمت دلم میره و با هزار مکافات شماره موبایل شو گرفتم و قول دادم فقط چت دوستانه داشته باشیم بعد یه مدت و چند بار دیدار اتفاقی در پارکینگ و غیره چت های ما تغییر کرد و گاها گیف و عکس هم میدادم و اونم اول هاش عصبانی میشد ولی رفته رفته اونم خوش اش میامد یه روز که زنم قرار بود بعد صبحانه بره خونه باباش بعد اینکه مطمئن شدم اونجاست به اون همسایه مون سمیرا خانم پی دادم و بعد از چت و صحبت گفتم بیا خونه مون اونم نمیشه و نمیتونم و اصلا گفتن چند تا گیف و عکس فرستادم دیدم رام شد و گفت بزار بچه رو به بهانه آرایشگاه ببرم خونه خواهرمو باهات هماهنگ میشم منم مرخصی گرفتم و رفتم خونه و دوش و شیو و قرص تاخیری و انداختم و منتظر شدم وقتی امد بلافاصله بغل اش کردم و نشوندم رو مبل و پذیرایی ازش خواستم لباس هاشو در بیاره و راحت باشه وقتی مانتو شو درآورد خط ممه هاش و گردن سفیدش دیونه ام کرد چسبیدم بهش و لیس و خوردن گفت هول صبر کن یه کم بعد بردمش رو تخت خوابمون و فقط شورت و کرست سفیدش توی تن اش موند و از لباس سکسی های که کوتاه بودن بهش دادم و شروع کردم از فرق سرش تا نوک پاش و لیسیدم و خوردم زیر بغل هاش اونقدر بوی خوبی میداد و طوری خوردم که داشت از حال میرفت کونش اونقدر خوش فرم بود که نگو وقتی داشتم لپ هاشو و سوراخشو میلیسیدم باور نمیکرد میگفت شوهرم چندش میشه بالاخره حین خوردنش یه بار ارضا شد و کمی عذاب وجدان گرفت ولی وقتی دوباره کوسشو لبسیدم و حرفای سکسی زدم دوباره حشری شد و امد کیرمو ساک زد و تخم هامو میکرد دهنش و در میاورد واقعا محشر میخورد خلاصه به چند روش سامورایی از کوس کردم و در حین سکس یه بار دیگه ارضا شد هر چی اسرار کردم از کون هم بده که نداد منم مجبور شدم بیافتم روش و تلمبه بزنم و ممه های سفیدشو بخورم و موقع ارضا شدنم کیرمو کشیدم بیرون و ریختم رو ممه هاشو با کیرم مالیدم به ممه هاش و خواهش کردم همون جوری کرست شو بپوشه و بره واقعا برای جذاب بود بعد لباس هاشو پوشید و رفت ولی دیگه هر چی اسرار میکنم بیا میگه هم تو متاهلی هم من علاوه بر خطر ریسک بالا عذاب وجدان میگیرم ولی من بازم تلاش خواهم کرد.
با تشکر
نوشته: بی نام
12 پاسخ به “خرابی گوشی زنم باعث رسیدن من به زن همسایه شد”
سرباز اسرائیلی بیوفته به جونت
سرباز اسرائیلی بیوفته به جونت
تلاش بیخودی نکن… دهنت سرویس میشه
انگار ابن یکی واقعی بود
قدیمی ها میگفتند جنده بازی بکنین جنده سازی نکنین
باید بتونی. رامش کمی که من استاد این کارم
نویسنده عزیز؛ اونی که می کُنن « اِصرار » نه « اَسرار » . اَسرار جمع مُکَسّر واژه «سِرّ» به معنی راز و در جمع به معنای رازهاست . کمی روی ادبیات فارسی خودت کار کن .
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست
اگه یبار قبول کرده باز هم قبول میکنه . فقط باید زمانش برسه
زنت هرچی میشه بهت میگه مثلا وقتی میره میده میاد برلت تعریف میکنه ؟بعدشم طرف میلف بود بچه ۷ ساله داشت کمتر بزن کونی دیگه کسخل شدی؟
اگه هوسه یه بار بسه نکن داداش غیر اینکه سکس با زن متاهل زندگی رو سیاه میکنه ، امکان اینکه لو برین و اینده هر دو تون بگا بره زیاده
ادامه بده بعد يه مدت دوباره مياد