تخت سه نفره (۱)

شب شده و خونه ساکت و آرومه. فقط صدای تیک‌تاک ساعت دیواری از راهرو می‌اومد. محسن رو مبل لم داده و داره با گوشیش ور میره . منم در حال مزه مزه کردن چای بعد شامم و دارم به سکس پریشبمون فکر میکنم . به کاراش … و به حرفاش …!

خیره میشم بهش و تو رویا باهاش حرف میزنم. چقدر من دوستت دارم .چقدر من عاشقتم زندگیم… مرد خوشتیپ و جذاب من .

محسن سی و پنج سالشه . با اینکه هفت سال از من بزرگتره ولی کاملا انرژی یه پسر بیست ساله رو داره و آدم از بودنش لذت میبره . جرعه آخر چاییمو قورت میدم و تصمیم خودمو میگیرم . باید براش تلافی کنم …

پا میشم و چراغ‌های راهرو رو خاموش میکنم . فقط نور کم لامپ آباژور کنار پذیرایی روشن مونده که یه نور طلایی ملایم می‌ندازه روی مبل های کرم رنگمون و صورت محسن. با خاموش شدن چراغها محسن نگاهش رو به سمت من برگردوند. من با یه لبخند شیطنت‌آمیز نگاهش کردم و همونطور که به سمتش میرفتم گفتم :« پاشو عشقم . پاشو که تو اتاق خواب لازمت دارم … »

دست محسن رو گرفتم و آروم کشوندمش سمت اتاق خواب. در رو پشت سرمون بستم و با یه نگاه شیطنت‌آمیز رفتم سمتش. محسن هم خندید و گفت: «امشب چی تو سرته پریسا؟»

چیزی نگفتم، فقط رفتم سمتش، دستامو دور گردنش حلقه کردم و آروم کشیدم پایین تا صورتش نزدیک صورتم بشه. آروم لبامو گذاشتم روی لباش. اول یه بوسه نرم و ملایم، مثل پروانه‌ای که بال می‌زنه. ، زبونم آروم زبونش رو لمس کرد ، انگار داشتم طعم شب رو بهش می‌چشوندم. محسن هم دستاشو گذاشت روی کمرم و محکم‌ کشیدم سمت خودش. بوسه‌مون عمیق‌تر شد، زبون‌هامون دور هم چرخید، طعم دهن همدیگه رو می چشیدیم. صدای نفس‌های تندمون اتاق رو پر کرده بود، ، بدنم رو به بدنش میمالیدم تا حس کنه چقدر خیس و آماده‌ام .نفس‌هامون قاطی شد و صدای آه کوچیکی از گلوم بلند شد. تو دهنش ناله میکردم.

آروم هلش دادم سمت تخت. محسن نشست لبه تخت و من وایسادم جلوش. روبه‌روی صورتش . چشمای پر از خواستنم رو دوختم بهش و شروع کردم به درآوردن لباسام. اول بلوزم رو، دکمه به دکمه، با حوصله. محسن نفسش تندتر شد وقتی سوتین توری سیاهم معلوم شد. دستم رو بردم پشتم، قلاب سوتینم رو باز کردم و سینه‌هام آزاد شدن. چشمای محسن برق زد. بعد شلوارم رو پایین کشیدم و فقط با شرت موندم. رفتم نزدیکش، نشستم رو پاهاش، روبه‌روی صورتش، پاهام دو طرف بدنش، و دوباره لبامو چسبوندم به لباش.

این بار بوسه مون وحشی‌تر بود، دندونام آروم لب پایینش رو گاز گرفت ، و همزمان دستام رفت سمت لبه های پایین تیشرتش. آروم دستامو بردم زیرش و پوست گرم سینه‌ش رو لمس کردم. انگشتام رو آروم روی نوک سینه‌هاش کشیدم . دایره‌وار نوازش کردم تا سفت بشن. محسن آه کشید. .لبامو نزدیک لباش حرکت دادم و گفتم: « محسن … امشب فقط می‌خوام دیوونت کنم»

تیشرتش رو کامل درآورد و حالا نوبت محسن بود. سرش رو آورد جلو و لباشو گذاشت روی نوک یکی از سینه هام. اول آروم مکید، زبونشو دورش نوکش چرخوند، بعد محکم‌تر گرفت تو دهنش. مثل یه نوزاد گرسنه، و با دندون آروم گاز کوچک می گرفت . من سرمو انداختم عقب و آه ه ه ه ه کشیدم. دستم رفت تو موهاش و سرش رو بیشتر فشار دادم به سینه‌م و همزمان کونم رو روی کیرش که زیر شلوارش در حال سفت شدن بود میمالیدم.

دراز کشیدیم روی تخت. من بالا بودم، بدنم کاملاً روی بدنش. لبام دوباره لباش رو پیدا کرد، بوسه‌ای طولانی و خیس، همزمان دستم آروم رفت پایین، روی شلوارش. وای که چقدر سفت و آماده‌ست. از رو شلوارک شروع کردم به مالیدنش، آروم و دایره‌وار. محسن تو دهنم ناله میکرد و کمرش رو قوس میداد. لبخند زدم و بوسه‌رو قطع کردم…، رفتم پایین‌تر. لبامو گذاشتم روی گردنش، گاز کوچیک گرفتم، بعد سینه‌ش، نوک سینه‌ش رو با زبونم لیس زدم ، زبونمو دورش می چرخوندم، و همزمان دستم رفت زیر کش شلوارکش. دستم رفت داخل شرتش، دور کیر سفت و داغش پیچید. آروم مالیدمش، از پایه تا سر، حس نبض زدنش رو زیر انگشتام حس میکردم ، و همزمان دستم سرعتش رو بیشتر می کرد.

دستم هنوز رو کیرش بود، محکم‌تر مالیدمش، سرعتم رو بیشتر کردم. محسن دستش رو آورد روی کونم، محکم گرفت و گفت: «آه ه ه ه داری دیوونه‌م می‌کنی پریسا»

سرمو آوردم بالا، تو چشاش نگاه کردم و با صدای آروم و حشری گفتم: « اوهوووووم… میخوام دیوونت کنم . میخوام تلافی کنم …»

محسن : « آه ه ه …چیرو پریسا ؟؟ »

من : «یادته عشقم پریشب وسط سکسمون چی می‌گفتی؟… آ ه ه ه …گفتی پریسا، فکر کن به جای انگشت من تو دهنت، یه کیر دیگه باشه؟ دوست داری همزمان با من یه کیر هم تو کونت باشه ؟»

محسن چشاش گشاد شد، نفسش بند اومد .کیرش تو دستم یهو پرید. گفت:. : « یادمه عشقم…»

با دستم کیرش رو محکم‌تر فشار دادم و ادامه دادم: «یادته در گوشم پچ پچ میکردی و تصویر می‌ساختی برام؟ »

محسن؟ « آه ه ه آره عشقم… یادمه …تو هم بیشتر حشری می‌شدی… زود آبت ‌اومد…»

با جواب محسن آه و نالم بلند ‌شد… رو کونم نشستمو شرتمو دراوردم . حالا کاملاً لخت شده بودم. بعد دستامو بردم سمت کمر محسن و شلوار و شورتش رو پایین کشیدم و کیر سفت و داغش آزاد شد. حسابی سیخ و براق از پیش‌آب. بیضه‌هاش آویزون و سنگین، دستم دورش پیچید و آروم شروع کردم به بالا و پایین کردن. آروم به پهلو کنارش دراز کشیدم و لبام دوباره رفت روی سینه‌ش، مکیدم، گاز گرفتم، و همزمان آروم کیرش رو میمالیدم . گاهی سرش رو با انگشت شستتم نوازش می‌کردم و فشار می‌دادم تا مایع بیشتری ازش بیرون بیاد.

محسن دیگه داشت دیوونه می‌شد. محسن دستش رو گذاشت روی رون پام، محکم گرفت، ناخوناش فرو رفت تو پوست نرم رونم . کمرش رو تکون می‌داد، ناله می‌کرد و اسم من رو می‌گفت. من سرمو آوردم کنار گوشش و با صدای لرزون از شهوت گفتم: «امشب نوبت منه که تلافی کنم… چشمات رو ببند عشقم … امشب فقط می‌خوام بمالمت و برات بگم چی تو سر من می‌گذشت هر بار که تو اون حرفا رو می‌زدی… می‌خوای بشنوی چی تو سر من میاد وقتی تصور می‌کنم یکی دیگه هم باهامونه؟»

دستم هنوز رو کیر سفت و داغش بود، آروم براش میمالیدم و بالا و پایین می‌کردم ، سرش رو با شستت نوازش می‌کردم و منتظر بودم ببینم چطور واکنش نشون می‌ده…

چشمای محسن پر از شهوت و کنجکاوی بود، نفس‌هاش تند و نامنظم. سرش رو تکون داد و با صدای گرفته گفت: «بگو پریسا… بگو چی تو ذهنته… دیوونه‌م کردی…» و آروم چشماش رو بست و آه ه ه میکشید.

من لبخند شیطنت‌آمیزی زدم، بدنم رو بیشتر چسبوندم بهش، سینه‌هام مالیده شد به سینه اش ، ، سر کیرش رو با شستت نوازش می‌دادم و همزمان لبامو آروم گذاشتم کنار گوشش. گرمای نفس‌ام خورد به پوستش و با صدای آهسته و حشری شروع کردم:

«تصور کن محسن جان… ما دو‌تایی تو همین تختیم. مثل همین الان، کیرت تو دستمه و دارم آروم آروم بالا و پایین می‌کنمش. رگ‌های کیرت رو زیر انگشتام حس می‌کنم و پیش‌آبت خیس کرده دستمو، …اما پشت سرم… یه مرد دیگه هم روی تختمون هست.، قوی، قدبلند، پوستش برنزه و عضلانی،…آه ه ه … اسمش… امیره. موهاش کوتاه و مشکی، چشمای مشکی و حشری… بوی عطر مردونه‌شون اتاقو پر می‌کنه،. میاد نزدیک، از پشت منو بغل کرده و چسبیده بهم، کیرش سفت و کلفته،آه ه ه ه بزرگ‌تر از مال تو، روی کونم حسش میکنم، آروم فشار می‌ده به لای کونم، داغ و خیسه …»

محسن یه آه بلند کشید و کمرش رو تکون داد، و گفت: «امیر کیه؟ چرا بزرگ‌تر ؟»

من خندیدم و گفتم: «هیییشششش …دوست نداری کیرش بزرگتر باشه …؟؟؟ ولی هست… فقط تصورش کن عشقم… »

کیر محسن تو دستم یهو سفت‌تر شد. سرعت دستم رو کم کردم، نمی‌خواستم زود تموم بشه. ادامه دادم:

« امیر دستشو دور کمرم حلقه می‌کنه، انگشتش رو آروم می‌ماله روی پوست لخت شکمم ، نفس گرمش می‌ریزه تو گوشم ، دستشو آروم می‌بره بالاتر، زیر سینه هام ، امیر دستشو می‌ذاره رو سینه‌هام از پشت، سینه‌مو می‌گیره، نوک‌شو با انگشت شست می‌پیچونه آروم، فشار می‌ده، من به نفس‌نفس می افتم “آخخ… …” محکم می‌ماله‌شون، نوک سینه‌مو بین انگشتاش می‌پیچونه و می‌کشه تا درد و لذتش قاطی بشه. دست دیگش رو از دور سرم رد میکنه و میبره زیر فکم و محکم گلومو تو دستش فشار میده ،من سرمو می‌ندازم عقب، رو شونه‌ش، و ناله می‌کنم: آه امیر… تو هم همین شکلی کنارم دراز کشیدیو دارم کیرتو میمالم ، آخ خ خ محسن… لباتو می‌ذاری رو لبام، محکم بوسم می‌کنی، زبونت رو می‌فرستی تو دهنم، طعم دهنمو می‌چشی. همزمان امیر سر کیرش رو فشار می‌ده به ورودی کوسم…آه ه ه خیسِ خیس شدم از فکرش…سر کیرش رو حس میکنم… آروم سر می‌خوره توم، میلی‌متری، چون کلفته و کوسم تنگه… یه جیغ کوچولو می‌کشم تو دهنت… درد اولش رو دوست دارم…»

دستم حالا دور کیر محسن سفت تر شده بود ، انگشتام دور پایه‌ش رو محکم می‌گرفت و تا نوک کیرش بالا می‌کشید ، دیگه دستم از مایع پیش‌آب محسن خیس شده بود. انگشتامو دور سر کیرش می‌چرخوندم، آروم فشار می‌دادم و رها می‌کردم. محسن دستش رو برد بین رونم، محکم گرفت و گفت: « بازم برام بگو… لعنتی…»

خندیدم و لبامو گذاشتم رو نوک سینه‌ش، مکیدم و با دندون آروم گاز گرفتم. بعد سرمو آوردم بالا و ادامه دادم:

« کیر امیر کامل تو کوسمه محسنم، آه ه ه …از پشت داره کسمو می‌کنه. هر بار که کیر کلفتش تا ته کسم میره ، بدنم می‌لرزه و سینه‌هام کنار صورتت تکون می‌خورن. تو لباتو می‌ذاری رو یکی‌شون، محکم می‌مکی، زبونت دور نوک سینه‌م داره می‌چرخه… ، با دندون گاز می‌گیری نوکشو… من دیگه نمی‌تونم خودمو کنترل کنم، ناله‌هام بلندتر می‌شه. آه محسن… همزمان که جلو عقب میکنه تو کسم، دستم رو کیرته محسنم ، تندتر مالشت می‌دم، چون می‌خوام تو هم همون ریتم رو حس کنی … . امیر از پشت تندتر می‌کنه، یه دستش رو کونمه، آه ه ه …محکم می‌زنه، صدای برخورد دستش به پوست کونم پر می‌کنه اتاق رو ، جای دستش قرمز می‌شه…»

لبمو به گوش محسن نزدیک کردم و با صدای آروم و حشری و شیطنت زنونه پرسیدم : « محسن…دوست داری امیر اینجوری میزنه رو کونم ؟؟؟ »

محسن دیگه داشت دیوونه می‌شد، چشاش بسته بود، دهنش باز و نفس‌نفس می‌زد و گفت: «آه ه ه … آرررره پریسسا… اون چی می‌گه؟»

سرعت دستم رو بیشتر کردم، حالا محکم و تند کیرش رو بالا و پایین می‌کردم و گاهی سر کیرش رو نوازش میکردم، و با صدای حشریم گفتم: «جووون …دوست داری حرفاش رو بشنوی عشقم ؟؟…امیر میگه: ‘محسن، کوس زنت همیشه اینقدر خیسه یا فقط واسه من اینجوری شده؟’»

محسن: « آه ه ه ‘همیشه خیسه…’ »

من : « امیر میگه: ‘پس چرا انقدر تنگه؟ مگه تو نمی‌کنیش؟ یا کیرت کوچیکه ؟’ »

محسن ناله می‌کنه و با صدای لرزون می‌گه: « اووووف… فقط ادامش رو بگوووو…»

ادامه دادم : « امیر منو هل می‌ده روبروی تو، چهار دست و پا… تو زیرم دراز کشیدی، کیرت درست جلوی لبامه. زبونمو درمی‌آرم، اول آروم سرش رو لیس می‌زنم ، طعمش رو می‌چشم… بعد کامل می‌گیرمش تو دهنم، عمیق، تا ته گلوم…

امیر میاد پشت من، داره به کس لخت زنت ، موهای نازک مرتب اطراف سوراخش ، لب‌های متورم و خیسش و سوراخش براقش دید می‌زنه… داره کس و کون پریسا تو نگاه میکنه و با دست کیرش رو میماله ، دست دیگش رو می‌ذاره روی کونم ، شیار کونمو پیدا می‌کنه، انگشتشو فشار می‌ده تو خطش، بالا پایین میپره، بهم می‌گه “عجب کونی داری پریسا، گرد و سفت، دستش رو میبره بین پاهامو شروع میکنه به مالیدن کس خیسم ، انگشتهای وسطشو هل میده لای چاک کسم، دایره‌ای می‌ماله ، دستش حسابی خیس می‌شه و می‌گه : جووون …چقدر کست باد کرده، داره نبض می‌زنه، ببین چقدر کست خیسه… بعد که یکم مالید زانو می‌زنه پشتم ، با دستاش یکم پاهامو بازتر می‌کنه، سرش رو می‌بره بین پاهام. اول زبونش رو می‌کشه داخل رونم ، از وسطای رونم تا نزدیک کوسم، زبون میکشه ،،گازای کوچولو می‌گیره و تند تند پوست نرم رونم رو بوس میکنه… صورتشو می‌بره بین کونم ، بینی‌شو فشار می‌ده ، بو می‌کشه عمیق ، نفس گرمش می‌خوره به کوس خیسم، پاهام میلرزه و آه میکشم رو کیرت عشقم …من کمرم رو قوس می‌دم. زبونش آروم لبه‌های کوسمو لمس می‌کنه ، از پایین تا بالا، طعم خیسی‌مو می‌چشه. از کسم تا سوراخ کونمو با زبونش خیس می‌کنه…بعد زبونش رو فرو می‌کنه داخل، دور می‌چرخونه، مک می‌زنه چوچوله‌مو، محکم و سریع، انگار داره میوه آبدار می‌خوره. انگشتاش رو لبه‌ها می‌کشه، انگشت اشاره‌شو با آب کسم خیس می‌کنه ، دور سوراخ کسم می‌چرخونه، آروم می‌بره تو، دیواره جلو رو ماساژ می‌ده، نقطه حساسم رو پیدا می‌کنه، انگشتش رو ریتمیک حرکت می‌ده ، با انگشت شست دست دیگش بالای چوچولمو فشار میده تا کامل بیاد بیرون، ، همزمان زبونشو رو چوچوله‌م می‌چرخونه. زبونش تند تند نوک چوچولمو لیس می‌زنه، ، رو کیرت جیغ می‌کشم: آه امیر… همزمان کیرت رو می‌خورم محسنم، تو دهنم میمکم و بالا و پایین میکنمو زبونمو دورش میچرخونم و سرش رو لیس می‌زنم. ، امیر هم با زبونش همزمان کوسمو می‌خوره »

محسن : « آه ه ه… دوست دارم پریسسا …»

تند تر و محکمتر کیر محسن رو میمالم و ادامه میدم :« امیر روی زانوهاش وایمیسته و دوباره از پشت تو همون حالت چهار دستو پا، سر کیرش رو میماله لای چاک کسمو بعد به سوراخم فشارش میده… آروم، چون تنگه، اما خیس و آماده‌ست… کیرش حسابی کلفت شده ، درد و لذتش تو کسم قاطی می‌شه، من ناله می‌کنم و آه میکشم اما دهنم پره از کیر تو… تو دستاتو می‌ذاری تو موهام، فشار می‌دی سرمو پایین‌تر… ما سه‌تا یه ریتم پیدا کردیم، امیر از پشت محکم تو کسم میکنه ، تو از جلو تو دهنم… بدنم داره می‌لرزه، عرق کردیم همه‌مون، صدای ناله و نفس و برخورد بدنامون اتاق رو پر کرده…»

محسن نفس‌نفس زد و گفت: «بیشتر بگو… »

خندیدم و ادامه دادم: «باشه عشقم ،گوش بده تا دیوونت کنم … حالا امیر همزمان دستاش رو میبره سمت کونمو محکم چنگ میزنه بهشون، فشارشون میده ،چند بار محکم میزنه رو پوست کونم ، شاید می‌دونه تو خیلی کونمو نمیکنی، میدونه تو تحمل درد کشیدن منو نداری ، حتما میدونه کونم تنگ و بکر مونده. »

محسن با صدای لرزون گفت: « پریسااااا من که …»

فهمیدم محسن داره نزدیک می‌شه، اما هنوز نمی‌خواستم بیاد. سرعت دستم رو کم کردم، حرفش رو قطع کردم و ادامه دادم : « هیششششش…آروم باش محسنم … امیر کونمو باز می‌کنه با دو دست، گونه‌هاش رو فشار می‌ده، سوراخ صورتی تنگمو می‌بینه، انگشتشو می‌ذاره روش، ، دور لبه‌ش می‌چرخونه… امیر دستشو میبره سمت دهنش و انگشتاش رو با آب دهنش خیس می‌کنه ،همچنان محکم تو کسم تلمبه میزنه، انگشت خیسش رو میزاره روی سوراخ کونم و دایره‌وار می‌چرخونه تا باز بشه.

بعد حدود یک دقیقه آروم فشار می‌ده ، درد اولش تیزه، من ناله می‌کنم: آه… آروم…

امیر می‌گه: محسن، زنتو از کون نکردی ؟ چرا انقدر تنگه ؟’ تو چیزی نمیگی…’

امیر تف می‌ندازه رو سوراخ کونم، خیس و لیز می‌شه، انگشت اشاره‌شو آروم فشار می‌ده، فقط نوکش می‌ره تو، دور دیواره می‌چرخونه، باز می‌کنه، می‌گه ” شل کن پریسا، داره وا می‌شه …امیر انگشتش رو آروم داخل و خارج می‌کنه تا درد کمتر بشه و بیشتر فرو ببره. سوراخمو با انگشتش باز می‌کنه، بعد انگشت دومش رو اضافه میکنه، کش می‌ده سوراخم رو، دوباره آب دهن می‌ریزه روش تا لیزتر بشه. دوتا انگشتش تو کونه، آروم هل می‌ده تا بند اول، باز و بسته می‌کنه، دیواره رو ماساژ می‌ده، همزمان از پشت کیر کلفتش داخل کسمو مالش می‌ده ، امیر انگشتاش رو تا ته فرو میب‌ره، می‌گه “کس و کونت همزمان خیسه پریسا ، محسن زنتو دارم از دو جا باز می‌کنم،… من کمرم رو بلند می‌کنم، ناله می‌کنم: آییییییییی … حالا امیر کیرش رو از کسم در میاره و می‌ذاره رو سوراخ کونم ، آروم فشار می‌ده، سرش وارد می‌شه، درد ش می‌سوزونه اما لذت داره… میلی‌متری می‌ره جلو، تا نصف، بعد عقب، دوباره جلو… من جیغ می‌کشم .»

دستم هنوز دور کیر محسن بود، خیس از پیش‌آبش، حالا دوباره سرعت دستم رو تند کردم، محکم و پیوسته. تا دور سر حساسش محکم بالا و پایین می‌کردم تا بدنش بلرزه و ناله کنه. محسن چشاش نیمه‌باز، نفس‌هاش تند و نامنظم، کمرش رو تکون می‌داد و اسمم رو زیر لب زمزمه می‌کرد: «پریسا… لعنتی… بیشتر بگو…»

لبامو چسبوند به لباش و ادامه دادم: «تصور کن محسن ، تو زیرم دراز کشیدی ، کیرت بین لبامه . مک می‌زنم سر کیرت رو، طعم پیش‌آبت رو می‌چشم، بعد کامل می‌گیرمش تو دهنم، عمیق، تا ته گلوم، مک می‌زنم و زبونمو دورش می‌چرخونم. همزمان امیر از پشت کونمو می‌کنه، اول سر کیرش کش می‌ده سوراخ کونمو، دیواره‌ها باز می‌شن، نیمه می‌ره تو، بعد کامل، چون حالا باز شده. ، کلفتیش کونمو تا ته پر می‌کنه ، حسش می‌کنم محسنم…آه ه ه … ضربه‌هاش وحشیه، محکم و سریع، سینه‌هام تکون می‌خوره جلوی چشات، صدای برخورد کونم به رونش تو گوشت میپیچه، هر بار که تلمبه می‌زنه، بدنم رو هل می‌ده جلو، کیر تو بیشتر می‌ره تو دهنم، تا ته گلوم، خفه‌م می‌کنه اما لذت‌بخشه. امیر دستاش رو کونمه، محکم می‌زنه، قرمز می‌کنه، و ضربه می‌زنه مثل یه حیوون وحشی، انگار میخواد قدرتش رو به رخت بکشه … ریتمش تنده، وقتی کیرش رو کامل میکوبه تو کونم ، تخمای آویزونش به کسم ضربه میزنه . صدای برخورد بدنش به کونم پر می‌کنه اتاق رو . من ناله می‌کنم اما دهنم پره… امیر از کون وحشیانه میکنه، تو از جلو تو دهنم…»امیر بهت میگه: ‘محسن، دوست داری زنتو جلوت از کون می‌کنم ؟ »

محسن ناله کرد: «آخ خ خ…کونت … آره ه ه ه …بازم برام بگوووو پری …»

فهمیدم محسن نزدیکه ، کیرشو دو دستی میمالم، با یه دست بیضه‌هاشو ماساژ می‌دم، دورشون می‌چرخونم، فشار نرم می‌دم، ساق کیرشو تند تند بالا و پایین می‌مالم، پوستشو کامل عقب جلو میکنم، سرشو با انگشت شست مالش میدم، یکم آب دهنمو میریزم روش ،بزاقم می‌چکه رو بیضه‌هاش، انگشت کوچیکمو می‌برم زیر بیضه‌هاش و محکم میمالم، صدای چلک چلک مالش کیر خیسش رو دوست دارم، رو به محسن می‌گم “: «جووونم عشقم… برات میگم عزیزم … تو فقط آب بده عشقم، آبت رو می‌خوام…

تصور کن عشقم … خم شدم روت، دستام رو شکمت، کیرت تو دهنمه، موهامو می‌گیری، تلمبه کوچولو به گلوم می‌زنی ، کیر کلفتت گلومو باز می‌کنه، بزاقم می‌چکه رو کیرت… کونمو بیشتر عقب می‌دم، پاهام بازه، امیر از پشت میکنه، کیرشو رو تو کونم فشار می‌ده، کامل میکنه تو، تلمبه عمیق می‌زنه، هر بار درمی‌آره تا سر، بعد محکم می‌زنه ته، جیغ می‌زنم بلند “آییییی… امیرر آروووم… کونم داره پاره می‌شه…”

سوراخ کونم گشاد شده، صدای شلپ شلپ خیسیش می‌آد، لذت دردش شیرین شده ، جیغ می‌زنم “آخخخ… امیر…

امیر تا ته کیرشو فرو میکنه تو کونم . کامل خم میشه روم …گرمای چسبیدن بدنش رو روی کمر و پشتم رو دوست دارم …با یه دست محکم سینه‌هامو می‌گیره و فشار میده … ، بوسه‌های خیسش رو گردنم …دست دیگش رو از زیر شکمم می برد بین پاهام… ، با انگشت کوچک و اشاره کسمو باز می‌کنه ، دو انگشت وسطش رو میبره تو کسم ، خم می‌کنه رو دیواره بالا، نقطه جی رو ماساژ تند میده ، صدای شلپ شلپ انگشاش میپیچه ، کیرشو فشار می‌ده تو کونم، دستش و کیرش همزمان تلمبه میزنن، کس و کونم کش می‌آن، دیواره کسم و دیواره کونم همزمان تحریک میشن …امیر می‌گه “محسن من جفت سوراخای زنت رو پر میکنم، تو فقط دهنش رو پر کن …

با حرفاش بدنم داغ می‌شه ، ناله می‌کنم رو کیرت “مممم… آههه…” امیر انگشتاشو تندتر می‌کنه… »

محسن با صدای بلند و گرفته ناله کرد و حرفمو قطع کرد . کمرش قوس برداشت. همزمان لبمو فشار دادم روی لباش و محکم مکیدم …کیرش تو دستم نبض می‌زد، بیضه‌هاش سفت شدن تو دستم، آب غلیظ و داغش با فواره اول تا روی سینش پاشید . دومی رو سینه‌های من ، سومی رو شکمش و … نفس‌هاش تند شد “آههههه… اومدددم… پریییییی…

سینه هامون، گودی نافش ،دور کیرش و دست من پر شده بود از آب کیرش … عشقم دیگه به اوج ‌رسید. … سر کیرش قرمز و براق شده بود، هر بار که شستم رو سوراخ کوچیکش فشار می‌دم، یه قطره دیگه آب میزد بیرون و آه می‌کشید…

محسن ناله کرد: «آه نرگس…کشتی منو … آخرش چی شد»

بغلش می‌کنم محکم، بدنش خیس عرقه، کیرش نیمه‌سفت و خیس از آبِش، بوی شور آبِش دماغم رو قلقلک میده … سرم رو میزارم رو شکمش، پاهاش بازه، کیرش رو شکمِش افتاده، هنوز دستم رو کیرش بود، نرم می‌مالم از بیضه‌ها تا سرش رو ، پوستشو عقب می‌زنم، با آبش، کیرش رو آروم نوازش میکردم، و لبخند زدم و یه بوسه رو سر کیرش ، مک ملایم می‌زنم، بدون عجله، و ادامه دادم:

«آخرش همون موقع امیر هم آبش اومد عشقم… کیرش نبض می‌زنه تو کونم … هنوزم گرمای آبش رو حس می‌کنم تو کونم… و بعدش هم تو عشقم… ، تو دهنم… ، قورتش می‌دم، زبونم رو دور لبام و چونه‌م می‌لیسم ، …

با آبتون پرم کردین دوتایی… منم راستش دیگه نتونستم تحمل کنم… با اومدن تو آب خودمم اومد، شدید، بدنم ‌لرزید،… ولی ناله‌م تو دهنت خفه شد… دوستت دارم عشقم … این چیزی بود که تو ذهنم می‌گذشت هر بار که تو برام تصویر می‌ساختی…»

ادامه دارد …

نوشته: زیتون

بازدید 2,357

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

15 پاسخ به “تخت سه نفره (۱)”

  1. دیوث امیر جقی دوست داری زن محسن نرگس را بکنی پس چرا پریسا را بدنام می کنی ؟همون ساده می نوشتی داستان راست هرکی خواست باور نکنه ولی فحش فقط به زنم بگید.داستان در مورد گاییدن زن محسن ملتم که اسکول همه باور می کردند.

  2. به به ،‌ بنااااازم عااااالی سناریوسازی پرفکت جمله بندی های بدون غلط ترکوندی

  3. جالب بود فقط نفهمیدم اسم زنش پریسا بود یا نرگس مسئولین رسیدگی کنن

  4. 204 دیدی نغمه تو یه جنده به تمام معنایی منو واسه عشق نمی‌خواستی منو واسه جندگی میخواستی برو دنبال هرزگیت برو دنبال قمارت دیگه سمت من نیا

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...
مشکل عدم نمایش کنترلرهای پلیر ویدئو در نسخه دسکتاپ برطرف شد.