مجبور شدم بگم مادر جنده ام

سلام این داستان برمیگرده به ۵ سال پیش که۱۷ ساله بودم…

اسمم هم پروانه هست و علاقه زیادی به bdsm و این فانتزی ها دارم…

تو همون دور که خیلی علاقه ام شدید شده بود و دنبال یکی بودم که تامینم کنه تو یکی از پلتفرم ها به تور یه پسره خوردم که فانتزی های bdsm و سادومازوخیسم داشت و من هم خیلی خوشحال شدم و باهاش ارتباط برقرار کردم…

قبل از ادامه داستان بگم که من قبلا تو مدرسه تیزهوشان درس می خوندم و همش تو مسابقات علمی شرکت میکردم …

پسره اصفهان زندگی میکرد و از قضا من هم برای یه مسابقه ای به مدت یک هفته میرفتم اصفهان…

موقعی که خواستم برم اصفهان بهش گفتم و اونم خوشحال شد.بهش کلی اصرار کردم که بیا یه رابطه داشته باشیم و… ودی قبول نمی کرد، ولی اینقدر اصرار کردم تا قبول کرد که روز جمعه اون هفته ساعت ۶ بعدازظهر بدم مکانی که اون میگه.

لحظه شماری می کردم که برسم به اصفهان ولی نمی دونستم چیزی که در انتظارمه خیلی راحت هم نیست… البته تحمل درد و اذیت رو داشتم اما نمی دونستم که پسره چه چیزی تو ذهنشه…

اسم پسره امیر بود و ۳ سال ازم بزرگتر بود…

بالاخره جمعه رسید و خودم رو تر و تمیز کردم و یه عطر خوشبو هم به خودم و زدم و ساعت ۶ رفتم به جایی که گفته بود.

اونجا خونه اش بود، یه خونه نسبتا بزرگ دو طبقه با زیرزمین…

وقتی رفتم داخل دیدمش و بهم گفت بیا و رفتم داخل و گفت بشین و روی یکی از مبل ها نشستم…

شروع کرد بهم گفت : ببین من تو کارم یه اصولی دارم که اگر قبول کنی میتونیم کارتون رو شروع کنیم…

اول ازهمه اینکه من بخاطر این کار بهت ۵۰ میلیون میدم…

دوم اینکه من از تمام کارها فیلم میگیرم و برات میفرستم ولی فیلم رو به مدت ۶ ماه نگه میدارم و بدون در صورت شکایت و… فیلمه رو کامل تو همه جا پخش میکنم…

( یکم ترسیدم ولی گفتم تو که تا اینجاش اومدی ، تازه پول هم بهت میده دیگه چته؟ )

سوم اینکه اصلا دوست ندارم تو کارم تو رابطه دخالت کنی وگرنه همه چی تمومه…

یه لحظه مکث ‌کردم بعدش گفتم : قبوله.‌.

همون لحظه پول رو زد به حسابم.

بعدش بهم گفت : یالا کثافت کلا لخت شو فقط سوتین رو درنیار که کار باهات زیاد دارم…

تا در آوردم ، دیدم اومد جلو یکی خوابوند تو گوشم و بهم گفت از حالا تا هر موقع که اینجایی آقا صدام میکنی…

گریه ام گرفته بود، خیلی درد داشت…‌.

بعد از مو گرفتم بردم تو حیاط و گفت که اگه جیغ بزنی و گریه کنی خودت آبروت میره منم جیکم در نیومد…

یه صندلی تو حیاط گذاشته بود، بردم و نشوندم روش و دست و پام رو بهش بست و باید بخند تحقیر آمیز گفت از الان به بعد دیگه اسمت پروانه نیست ،،، اسمت جنده خانوم ،،، هست.

دیدم رفت لباس هام رو آورد و ریخت وسط حیاط و بعد بنزین ریخت سرشون و یه کبریت روشن کرد و بعدش بهم نگاه کرد ، بهش گفتم : امیر لطفا نسوزونشون وگرنه دیگه لباس ندارم…

یهو دیدم برگشت و دوتا چک آبدار بهم زد و کبریت انداخت رو لباسا و همشون رو سوزوند و خیلی محکم بهم گفت : مگه نگفتم بهم بگو آقا؟ خودت نمی خوای باهات راه بیام؟ باشه الان درستت میکنم.

مو هام رو گرفت و بردم تو زیر زمین و من التماس کنان و با گریه از خواهش میکردم ولم کنه.

بردم و گذاشتم روی یه چهارپایه بعد رفت یه وسیله چوبی که جای سر داشت رو آورد گذاشت رو سرم و دستام رو از دو طرف بهش بست و همچنین پاهام رو.

بعد رفت یه دونه از اون وسایلی که دهن رو باز نگه میدارن آورد و گذاشت لای دهنم.یه جوری بسته شده بودم که کمرم یه جوری قوس بر می داشت که باسن و کونم قلمبه می شد و میومد بالا.

بعد چند دقیقه رفت یه شلاق که رشته های کوتاه و زیاد داره آورد و گفت : ۲۰۰ تا میخوری بای تا شماره ۷۵

بگی من جنده ام و از اون شماره به بعد بگی من مادر جنده ام…

شروع کرد…

۱ … ( با ذهن بسته هر طور شده بود می گفتم جنده ام)

۲…

…

۷۵…

بعد از این شماره دیگه اینقدر کونم سرخ شده بود که دیگه داشت به سیاهی میزد…

یهو دیدم سوتینم رو باز کردو بعدش مو هام رو دم اسبی بست و دهن باز کن رو در آورد.

و از دوباره شروع کرد به زدن…

۷۶… نگفتم

۷۷… نگفتم

ضرباتش محکمتر شد و یهو شروع کردم به گفتن…

( همزمان هم داشت فیلم ضبط میشد )

من مادر جنده ام…

اینقدر زد که دیگه نای گریه کردن هم نداشتم.

دیدم رفت یه برگه آورد و زد سر سینه ام، و روش نوشته شده بود : جنده ی مادر جنده

بعد بردم و بستم به یه تخت روی شکم و پاهایم روباز کرد و ویبراتور گذاشت رو کصم و من یهو احساس لذت کردم و بعد چند دقیقه ارضا شدم ولی همزمان باهاش هی اسپنک میزد رو کونم…

دیدم رفت اون ور تر و زنگ زد یکی به اسم احمد و بهش گفت : احمد بیا که امشب جنی خوب پیدا کردم…

بهش گفتم : آقا مگه قرار نبود خودتون تنهایی باشین پس احمد کیه.

گفت : خفه شو جنده پولی، قرار سوم یادت رفت؟

بعد بلندم کردم و بردم روی یه تخت فقط بالا تنه ام رو خوابوند و دستام رو بست ولی پاهام رو باز کرد و مو هام رو بای طناب گره داد و بسته به سقف جوری که هیچی حرکتی نمی تونستم با سرم بکنم و خیلی هم درد داشت.

یه چیزی شبیه این

بعدش دیدم روی کصم خیس شد… ناخودآگاه شروع کردم به گریه ولی اون کرد توم و شروع کرد به تلمبه زدن بعد از ۲ دقیقه سرعت زدنش بیشتر شد و دیگه اینقدر محکم میزد که فقط داد میزدن ولی یه دستش رو گذاشت رو دهنم و یکی دیگه هم زیر گلوم که صدام نیاد…

وقتی رفیقش احمد رسید دوتایی باهم یکی از جلو یکی از عقب گردنم و حتی فرصت التماس هم نداشتم‌…

کیر امیر خیلی بزرگ بود و وقتی براش ساک میزدم دائم عق میزدم و کلی خیس شده بود…

آخر دست همینجوری که هی ساک میزدم دیدم کیرش چسبید به سقف دهنم…

درش آورد و گفت دهن تو باز کن…

قبل از اینکه واکنش نشون بدم آبش ریخت رو صورتم و کلن رو خالی کرد… طوری که کل صورتم از آبش پر شده بود…

همون لحظه احمد هم آبش اومد و ریختش روی مو هام و سرم و بعدش دوتایی ولم کردن رفتن…

بعد چند دقیقه اومد و بردم و گذاشت تو یک وسیله ای که دست و پام و حتی سرم رو قفل کرد و اجازه حرکت نمی داد یه لحظه از رو اسمش فهمیدم دستگاه مهار وسایل برای تعمیراته ولی اینا برای اینکار استفاده اش میکنن.

( اینجا دیگه فاتحه ام خونده شد با اشتباه که کردم ولی در ازاش یکم بیشتر بهم پول داد و ۳۰ میلیون دیگه هم داد).

رفت گوشیم رو آورد و گفت : گفته بودی که بهترین رفیقت یاسمین؟ الان با هاش تماس تصویری میگیری و از نیم تنه به بالات که معلومه باید دیده بشه و بهش بگی که من اومدم آرایشگاه تاجنده بشم… ( اگر نگی مثل پسرا میشی)

منظورش رو نفهمیدم ولی گفتم انجام نمیدم.

گفت باشه پس خودت خواستی …

دیدم رفت یه ماشین مو زنی و قیچی و… آورد و شروع کرد به کوتاه کردن مو هام و منم به گوه خوردن افتادم و می گفت ببخشید و داد میزدم من جنده ی خوردم، مادر جنده ام و لطفا نکن و هرچی داد میزدم اهمیت نداد و مو هام رو کوتاه کرد و مدل پسرانه داد ( دور سفید ) و بعد از عکس گرفت و نشکنم و داد با قهقه گفت به نظرم حالا خوشگل تر شدی آقا پسر…

بعد از چند ساعت ولم کرد ولی خودش رفت برام لباس خرید و…

منم برگشتم شهر مون…‌

فیلمش رو برام فرستاد و خودم که نگاش میکردم کم مونده بود ارضا شم.

واقعا اذیت شدم و تا مدت ها دنبال این کار نرفتم اما بعدا بزار دیگه رفتم که براتون میگم بعداً…‌

ممنون که توجه کردین…

نوشته: FH5

بازدید 6,301

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

5 پاسخ به “مجبور شدم بگم مادر جنده ام”

  1. قبول کردنش سخته، البته با دروغ و راستش کار ندارم، در هر حال اگر مطلب مینویسی، قبل ارسال چک کن متنت قابل خواندن باشه، چون ادمین حال و حوصله این کارها رو نداره، اهمیت هم نمیده، این متن پر از غلط بود ولی داستان بد نبود. مرسی که نوشتی.

  2. اصفهانی نمیرینه تا گشنش بشه بعد برای جنده بازی ۵۰ میلیون پول بده

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...