رویا و شوهرعمه

من رویام و الان ۲۷ سالمه

چندسالش پیش با یکی دوست شدم و بکارتمو از دست دادم و ۱ سال هم با همون ادم رابطه داشتم

این داستان دقیقا برای بعداز کات کردنمه برای حدود ۶ سال پیش

من یه عمه دارم که خیلی باهم رفت و امد داریم اسم لیلاس و دوتا دختر داره که اونموقع بچه هاش کوچیک بودن یه روز زنگ زدم بهش که برم خونشون گفت بیا ولی تا خواستم برم یه کاری پیش اومد دیرتر رفتم

وقتی رفتم شوهرش درو باز کرد گفت عمت دید نیومدی همین الان رفته حموم(عمم معمولا حموم که میره طول میکشه) دیدم بچه هاش نیستن گفت بچه ها کجان گفت عموشون اومد بردشون با بچه های خودش شهربازی

من نشستم تا عمم بیاد

رفتم تو اینترنت فیلم سوپر میدیدم شوهر عمم اسمش رضاس پاشد برام چایی بیاره من روی مبلی نشسته بودم که زیر اپن اشپزخونه بود و دیده بود که دارم فیلم سوپر میبینم و اینم بگم شوهر عمم خیلی جون و جذابه اومد چایی رو گزاشت و یه لبخند زد و دوباره رفت تو اشپزخونه بعداز ۱۰ دقیقه با ظرف میوه اومد و گزاشت جلومو گفت بخور شیطون کوچولو یه نگاه بهش کردم دیدم داره میخنده به گوشی اشاره کرد و گفت انگار خیلی دلت میخواد منم فقط نگاش میکردم ولی تو دلم میگفتم خوشبحال عمم که همچین شوهری داره با خودم داشتم همینجوری فک مبکردم که دیدم اومد دقیقا به فاصله ۱ قدمیم وایساد و جوری که صورت من روبروی کیرش بود یهو شلوارکشو کشید پایین و گفت حالا که هم تو دلت میخواد هم من شروع کن چندثانیه هنگ بودم ولی خودش کیرشو به دهنم نزدیک کرد منم که خیلی حشری شده بودم شروع کردم براش ساک زدن چند دقیقه‌ای براش خوردم تا بلندم کرد شلوارمو تا زانو کشید پایین و خودش نشست رو مبل به منم گفت بشین رو کیرم خودش فک میکرد من پرده دارم میخواست از کون بکنه ولی وقتی دید من از کص نشستم روش و مرده نداره یهو کلا عوض شد همینجوری که تند تند تلمبه میزد محکم میزد در کونم و میگفت تو جنده کوچولوی منی دیگه هیچوقت ولت نمیکنم همش میگفت تو جنده شهری به همه کص دادی که پرده نداری انقد تلمبه زد تا ابش اومد و پاشد شلوارشو پوشید و منم شلوارمو پوشیدم وقتی کارش تموم شد گفت حق نداری به کسی حرفی بزنی وگرنه ابروتو پیش همه میبرم به همه میگم تو جنده‌ای منم از ترسم که کسی نفهمه فقط گفتم چشم بعدشم که عمم اومد بیرون منم دو سه ساعتی اونجا بودم وقتی میخواستم برگردم هوا تاریک شده بود اومدم که برم رضا گفت من میبرمت هرچی گفتم نه گفت خودم میبرمت هوا تاریکه خطرناکه.سوار ماشین که شدیم دیدم نرفت سمت خونمون رفت توی یه کوچه تاریک و خلوت وایساد گفت بدام ساک بزن تا ببرمت خونه منم کلی براش ساک زدن و مجبورم کرد تا قطره اخر ابشو بخورم حالم داشت بد میشد ولی خوردم بعداز اون دیگه هرجا من بودم اونم بود ازم سکس میخواست یا مجبورم میکرد شبا خونشون بمونم به شب گفت باید اینجا بمونی منم موندم ولی گفتم اخه عمه میفهمه گفت نه نصفه شب که همه خواب بودن اومد سراغم منو برد تو تراس و تا میتونست منو گایید از کص و کون کرد ولی از حق نگزریم خیلی کارشو بلده منو نشوند لب میز کصمو تند تند زبون میزد و تو کصم زبونشو میچرخوند داشتم از حال میرفتم پاشد لای پام وایساد اول چندتا ضربه با کیرش زد رو کصم بعدم اول سرشو کرد تو بعد یهو تا ته فشار داد تو من تا اومدم جیغ بزنم دستشو گزاشته بود جلو دهنم بعدن که رفتیم خوابیدیم صبح که میخواست بره سرکار بهش گفتم منم برسون خونه که دوباره تو راه براش ساک زدم و اینم بگم من خیلی از رضا کوچیکترم ۲۷ سال از من بزرگتره ولی هم بهش نمیاد هم خیلی جذابه و اینم بگم بااینکه الان چندساله از اون ماجرا گزشته و من پارسال ازدواج کردم هنوز با رضا رابطه دارم و تقریبا ههروز یا یک روز درمیون میاد خونمون اول منو میکنه بعد میره سرکار و من الان فهمیدم که حاملم ولی نمیدونم از شوهر خودم یا از رضا چون قبلا از رضا حامله شده بودم و سقط کردم الان نمیدونم چیکارکنم و از کجا بفهمم بچه برای کیه چون ازمایش هم نمیتونم بدم

نوشته: رویا

بازدید 8,159

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

8 پاسخ به “رویا و شوهرعمه”

  1. منم ی شب همه خواب بودن دخترعمون بچه روستا بود اومده بود خونمون کون بزرگ و قد بلند متوجه شده بودم اهل حاله شب بهش پیام دادم شب ساعت 3 بیا تو اطاق داخل حیاط انباری مانند بود توش درسم میخوندیم شب ساعت 3 دیدم قبل من رفت تو حیاط رفتم دنبالش راضی بود خودش حوابید بقلم یه کم لب گرفتیمگفت به کیرت دست بزنم گفتم بزارش دهنت زود رفت درش اورد کردش دهن منم سیر دهنش گاییدم دامن پاش بود دامنو دراوردم شلوار و شرتم دراوردم کون سفید و بزرگ دمرش کردم سیر سوراخشو خورذم خدای یه دونم مو نداشت سیر لیسش زدمو با توف کیرمو با بدبختی کرذم تو کونش اولش هی گففت درش بیار درش نیوردم تا دسته چپوندم توش کیرمنم خدایی بزرگه ترامادول خورده بودم دهنم خشک شده بود بهش گفتم زبونتو بکن تو دهنم بچرخون دهنم خشک شده خدا وکیل شاید باور نکنید چهل دقیقه توش فشار دادم تلمبه زدم اخرشم لنگاشو انداختم رو شونمو سوراخشو پر اب منی کردم .نمیتونست پاشه گفت پارم کردی .راست مگفت نیم ساعتش فقط دمر زیرم بود تلمبه میزدم بعد رفت توالت پیام داد قد یه لیوان منی از کونم درومده

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...
مشکل عدم نمایش کنترلرهای پلیر ویدئو در نسخه دسکتاپ برطرف شد.