حسرت دوازده ساله (۲)

…قسمت قبل

امیدوارم قسمت قبل واستون جذاب بوده باشه

خلاصه از خواب با صدای زنگ پریسا بیدار شدم و گفت ما رسیدیم و جات خالی و اینجور حرفا

بهم گفت راستی این همه مدته میگی ریشاتو بزنی الان که من نیستم بهترین موقعیته(هیچوقت دوست نداشت ریشامو بزنم) منم گفتم باشه و خوش بگذره و اینجور حرفا و چند دقیقه ای صحبت کردیم و تموم

پاشدم ناهار سفارش دادم و دوباره اومدم یک سر بزنم تو سایت ببینم چه خبره دیدم کلی از اونایی که بهشون پیام داده بودم عکس کیرشونو فرستادن و اینجور چیزا منم که حس عذاب وجدانم کم شده بود دوباره حشری شدم و یکم چت کردم باهاشون و یکم تو سایتا فیلم دوجنسه ها رو دیدم و به ذهنم رسید کاش یک فیلم میذاشتم و همونجوری که اونا دوجنسه رو میکردن منم به یکی میدادم تو همین فکرا بودم دیدم گوشی دیگه که حسن شمارشو داشت پیام اومد

دیدم نوشته امروزم میای باهم حال کنیم

بهش گفتم خیلی خسته ام و جون ندارم گفت حق داری جنده خانوم هرکی دیشب زیر ۲ تا کیر گاییده میشد مثل تو بود اینو گفت و باز من قند تو دلم آب شد و حشرم زد بالا ولی واقعا دلم نمیخواست برم تو اون سگدونی که بو گوه میداد

بهش گفتم تا عصر بهت خبر میدم و گفت سعی کن کنی یک حال دیگه به کس پسرونت بدم و اینو گفت باز بیشتر حشری شدم

پاشدم خودمو تو آینه دیدم گفتم با ریش کوتاه یکم مردونگیم کمتر میشه و با خیال راحت تر میتونم کارمو بکنم خلاصه رفتم تو حموم و ریشامو کامل با تیغ چپه تراش کردم و وقتی آب می ریخت رو تنم اینقدر بی مو بود کل بدنم که خودم لذت میبردم از حموم زدم بیرون و رفتم تو این کانال های اجاره باغ ویلا و یک ویلا که تمیز بود اجاره کردم و واسه اینکه ضایع نباشه گفتم ۴ نفریم رفتم سراغ وسایل پریسا و چند رنگ لاک و خط لب و هرچی شورت و لباس سکسی داشت ریختم تو یک کوله چشمم خورد به کرم بی حسی که وقتی میرفت لیزر کس و ناحیه بیکینی رو با اون بی حس میکرد اونم انداختم تو وسایل عرق هم برداشتم و رفتم سمت ویلا رسیدم ماشین رو پایین تر پارک کردم و

از طرف تحویل گرفتم

یک خانه ۲ طبقه ۱ خواب بود که من طبقه بالا رو گرفته بودم و واقعا تمیز بود طرف هم گفت من میرم و فردا همین موقع میام واسه تحویل و خلاصه منم به حسن پیام دادم و ادرس دادم گفتم بیا ویلا ما فقط حتما تنها بیا و کسی رو دنبال خودت راه نندازی و واسه ساعت ۷ قرار گذاشتیم و هنوز ساعت ۵:۳۰ بود

منم سریع رفتم تو اتاق خواب و لخت شدم و فکر کردم به اینکه چی بپشوم

اول از همه از اون کرم بی حسیه زدم به دودولم و تخمام خیلی هم سوخت و تخمام درد گرفت

یک لاک مشکی برداشتم و شروع کردم با دقت لاک مشکی زدن و فوت میکردم و هرچی میگذشت حس زنونگی بیشتر تو وجودم رخنه می کرد یک نگاه انداختم دیدم دودولم کلا غیب شده کلا کوچیک بود با این بی حسیه کوچیک تر هم شده بود

با دست فشارش دادم به سمت تو و تخمام و جمع کردم روش و از اون چسب لیفت زدم روش کلا اگر با ماژیک یک خط میکشیدم رو چسبه هرکی از دور نگاه میکرد فکر میکرد کص دارم و کلا از کیر خبری نبود

از این ساق پا های توری هم پوشیدم و یک شورت مشکی هم پام کردم با اینکه خیلی تنگ بود ولی به زور پام شد

همون لباس توری سفید رو هم دوباره روش پوشیدم خیلی جیگر شده بودم خودمو نگاه میکردم کیف میکردم

چشم خورد به خط لبی که برداشته بودم و روی لبام کشیدم انصافا وقتی خودمو تو آینه میدیدم دلم میخواست جیغ بزنم از خوشحالی

شده بودم همونی که بعضی وقتا تو ذهنم تصور میکردم

دیگه رفتم تو گوشی دنبال یک فیلم گشتم که یک مرد تقریبا سن بالا مثل حسن ترتیب یک دوجنسه رو بده تو همین گشت و گذارا یک دفعه چشم خورد به یک فیلم ۴۰ دقیقه که دوجنسه هم لباس های تنش خیلی شبیه به من بود و حتی هیکلش هم به من نزدیک بود و اون موقع بود که واقعا حال کردم و فقط لحظه شماری میکردم حسن برسه و بریم رو کار

بعد از نیم ساعت حسن رسید و اومد بالا

همینکه منو دید خشکش زد

همون آدم دیشب ولی بدون ریش با مردونگی کمتر و ناخن های کوتاه که لاک مشکی خورده و یک لباس سکسی جذاب با لبای قرمز

فقط نگام کرد و ذوق توی چهرش بود و همش میگفتم چون اومد از جلو چسبید بهم و کونمو فشار میداد و دست کشید رو دودولم و گفت وقتی میگم کص یعنی این و با همین حرفاش واقعا دلم ریخت و حشری شدم

اون کثافت هم خیلی کار بلد بود و بلد بود چی بگه که منو مثل یک جنده مطیع خودش کنه

قشنگ با این حرفاش غرور و مردونگیم رو له میکرد و منم دیگه رها کرده بودم و سعی میکردم همونجوری که دلم میخواد باهام رفتار بشه

شروع کرد زیپ شلوارشو باز کردن با حالتی که بده دستم و شروع کنیم که بهش گفتم عجله نکن

برنامه داریم

میخوام فیلم سکسی بزارم و همونطو که مرده دوجنسه رو میکنه تو منو بکنی و هرکار اونا کردن ما انجام بدیم

فعلا بیا بشین چند پیک عرق بخوریم تا کیفیت کار بره بالاتر

اونم گفت هرچی خوشگل من بگه

و خلاصه عرقو آوردم و نشستم رو مبل و بهش گفتم میخوری گفت نه من قبل اینکه بیام دود گرفتم

گفتم باز میخوای مثل دیشب کنی و آبت نیاد

گفت نگران نباش تا نیاد و کل آبمو واسم نخوری ولت نمیکنم

خلاصه شروع کردم چند پیک مشروب خوردن و فیلم سوپره هم دانلود شده بود با تبدیل ریختم رو فلش و زدم به تلویزیون

و رفتم دستشویی و داخل کونمو قشنگ شستم و چند بار اب کردم توش و خالی کردم و اومدم دیدم حسن لخت شده با یک شورت گشاد نشسته و داره کیرشو میماله

گفت بیا بخور گفتم عجله نکن دیگه قرار شد مثل فیلم جلو بریم

نور رو کم کردم و فیلم رو پلی کردم

قشنگ داشتم تمام تلاشم رو میکردم مثل همون دوجنسه برخورد کنم با عشوه نشستم کنارش و پاهامو انداختم رو هم اون شروع کردم رونم رو نوازش کردن اون رو کاناپه نشسته بود و من دراز کشیدم روش اون کونمو میمالید و انگشت میکرد تو سوراخم چون دیشب هم داده بودم سوراخم میسوخت بهش گفتم یواش تر که خیلی محکم کوبید رو کونم و گفت خفه شو جنده منم هیچی نگفتم اونم دقیقا مثل فیلم انگشت میکرد تو سوراخم منم اروم اه و ناله میکردم

یکم سوراخمو انگشت کرد و تو فیلم مرده شورتشو در آورد پاهاشو داد بالا و دوجنسه رفت سوراخ کون مرده رو لیس بزنه من صحنه رو دیدم یه دفعه خورد تو حالم حسنم با خنده گفت قرار شد هر کار کردن بکنی

پاهاشو داد بالا بوی کونش داشت حالمو بد میکرد و پر از مو بود منم یکم زبون زدم اونم سرمو فشار میداد تو کونش منم از موقعیت فرار کردم و به جاش شروع کردم خایه هاشو لیس زدن

یکم گذشت دقیقا مثل فیلم شروع کردم کیرشو خوردن

دوجنسه خیلی کار بلد بود ساک ته حلقی میزد منم سعی کردم همینطوری ساک بزنم حدود ۵ دقیقه کیرشو تخماشو میخوردم در حدی که تف هام از کنار دهنم میریخت

دور کیرش از رژ لبی که زده بودم قشنگ قرمز شده بود

بعد از چند دقیقه نشستم لبه مبل جوری که دستامو گذاشته بودم روی تکیه گاه مبل

اونم از پشت اومد و گذاشت تو سوراخم خیلی درد گرفت

آروم آروم فشار میداد تو با اینکه کرم زده بودم به سوراخم و چرب بود ولی بازم خیلی درد داشت ولی بلافاصله دردش تبدیل سد به لذت و شروع کرد تلمبه زدن

با هر رفت و برگشت کیرش تو سوراخم انگاه یک تیکه از بهشت رو بهم داده میدادن

دلم ضعف میکرد از لذت و فقط اوم اوم میکردم و هر چند ثانیه بر میگشتم به تلویزیون نگاه میکردم ببینم پوزیشن رو عوض نکرده باشن

پوزیشن بعدی حسن نشست رو مبل من رفتم یکم واسش ساک زدم و پشت بهش و رو به تلویزیون دقیقا مثل فیلم نشستم رو کیرش و خودم بالا پایین میکردم

اونم از پشت بازوهامو گرفته بود و تلمبه میزد

حس خستگی تو رونام خیلی زیاد شده بود چون تو حالت اسکات بودم هنوز نصف فیلم هم نگذشته بود که گفت داره آبم میاد من که اصلا توقع نداشتم اینقدر زود بیاد قشنگ ضد حال خوردم و از روش پاشدم و برگشتم و کیرشو گرفتم جلو صورتم و آبش و ریختم رو صورتم و رو لبام

خیلی هم آبش زیاد بود و پر فشار

اونم فقط ناله میکرد و ارضا شد ولی من هنوز تو اوج بودم به چسب رو کیرم دست می کشیدم یکم بی حسیش کمتر شده بود ولی بازم حس خاصی نداشت

تو چشام نگاه کردو گفت واقعا کس خوبی هستی

فکر میکنم از زنت خیلی بهتر باشی ولی دوست دارم اونو هم بکنم منم بهش گفتم نمیشه که گفت اشکال نداره بزار یکم جون بگیرم تورو میکنم و تو نقش اونو واسم بازی که که انگار داری جلو شوهرت بهم کس میدی اینو که گفت واقعا خوشم اومد در حدی که کیرم نبض زد و حس بی غیرتی رو از ته دلم لمس کردم

یکم گذشت من که ارضا نشده بودم و همچنان حشری و

های بودم

گفت خب پریسا جون دلت میخواد جلو این شوهر بیغیرت و کصکشت چیجوری بهم بدی من یه دفعه خشکم زد

با اشاره صورت بهم فهموند که تو پریسا ای منم گفتم هرجور تو دلت بخواد عزیزم

گفت بیا بخورش واسم رضا جون ببینه چطور باید کس بکنه بنده خدا خودش که کیرش به درد کردن نمیخوره فقط باید بده با این حرفش خیلی تحقیر شدم ولی دوست داشتم رفتم کیر نیمه خواب شو کردم تو دهنم

از اینجا داستان من شدم پریسا که داره جلو شوهر بی غیرتش به یکی دیگه میده

حس کیری که راست نشده و هنوز خوابه تو دهن خیلی حس جالبیه کونیا میفهمن چی میگم

کیرشو میخوردم و همش میگفتم جون اونم میگفت ببین به این میگن کیر نه اون هسته خرمایی که تا الان باهاش حال میکردی منم میگفتم اوووم آره این کیره

دلم میخواد فقط به این کیر بدم با این حرفا هم دودول خودم راست شد و چسب روش هم کنده شد هم مال حسن مثل سنگ شد

منو حالت سگی نشوند رو زمین و گفت همینطوری مثل یک سگ برده جلو شوهرت بیا بریم تو اتاق دستشو گرفته بود دور گردنم و میکشوند به سمت اتاق منم از دور تصور میکردم پریسا رو که داره میره تو اتاق رفتیم منو انداخت رو تخت پاهامو با دست داد تو بغلم و باز کرد و با کیرش میزد رو تخمام و میگفت جون چه کس خیسی

چه آبی انداخته یک تف انداخت رو کیرش و کرد تو گفت چه حسی داری جلو شوهرت میکنمت منم میگفتم اخ اره جلو شوهر کسکشم بکن منو تا خایه بکن توم بزار ببینه کردن چطوریه اونم وحشیانه تلمبه میزد

و خم شده بود و سر سینه هامو فشار میداد و چنگ میزد

انگشتشو کرد تو دهنم گفت لیس بزن تو سوراخ شوهر کونیت بوده منم با ولع تمام میخوردم انگشتشو

منو برگردوند به کنار یک پامو با دستش هول داد تو بغلم و نشست رو اون یکی پام و شروع کرد به کردن

اینقدر این لحظه و این حس خوب بود و کیرش تا دسته تو کونم بود و میخورد به پروستاتم که تو همون حال شروع کردم اه اه بلند کردن و میگفتم بکن این زن جنده رو بزار شوهرش ببینه چطوری کص میده و کیرمو میمالیدم رو تخت نمیدونم به خاطر مالیدن بود یا تحریک پروستاتم همینطوری یکدفعه آبم پاشید بیرون

اونم با خنده گفت اهاااااا به این میگن اب غیرت

از الان بیغیرت خودم شدی یکم دیگه کرد و همونطوری تو کونم حس نبض زدن کیرشو حس میکردم و آبشو ریخت توم

کیرشو در آورد گفت با لبات تمیزش کن منم که ارضا شده بودم و به شدت حشرم اومده بود پایین به زور کردم تو دهنم و تمیزش کردم و بلند شد و گفت مرسی ازت واسه امروز منم فقط به سقف نگاه میکردم

یکم دراز کشید رو تخت و بعد از چند دقیقه گفت من باید برم کم کم

رفت تو سالن لباساشو پوشید منم که کمرم به شدت درد گرفته بود تو همون حالت رو تخت مثل یک جنده که وحشیانه بهش تجاوز شده رو تخت افتاده بودم

رفتم گوشیمو آوردم دیدم صاحب ویلا پیام داده که فردا چه ساعتی تخلیه می کنید منم گفتم مشکلی پیش اومده و کلا مهمونام کنسل کردن اگر میتونید نیم ساعت دیگه بیاید برای تحویل دیگه سریع پاشدم با لاک پاک کن انگشتم رو پاک کردم

لباسامو در اوردم

رو تخت که آبم ریخته بود تمیز کردم و جمع و جور کردم و فلش و اینجور چیزا رو از تلویزیون کندم و اونجا رو تحویل دادم

تو مسیر خونه تو ماشین حس خیلی گندی داشتم اما نه به اندازه دیشب

انگار یکم واسم طبیعی تر شده بود موضوع

ولی تو دلم با خودم میگفتم خیلی حال داد

تهشو در آوردم دیگه

به اون چیزی که میخواستم رسیدم

و با خودم گفتم ۲ روز سرکار نرفتم بسه دیگه برگرد به زندگی نرمال

ارضا هم شده بودم دیگه دلم چیزی نمیخواست

و گفتم دیگه این کارو نمیکنم

سیم کارتی که شمارشو حسن داشت رو از تو گوشیه در آوردم شکستم انداختم بیرون

اومدم گوشیو ریست کنم گفتم بزار شماره حسن رو سیو کنم و بعد اون گوشیه رو همه چیشو پاک کنم

خلاصه سیو کردم تو گوشی اصلیم و اون گوشی رو ریست کردم و تمام پریسا اینا هم برگشتن ایران و همه چیز مثل قبل عادی شد تا رسیدیم به روزی که داستان قبلی رو واستون نوشتم

بعد نوشتن و بعد یک دور خوندنش خیلی تحریک شدم که دوباره بدم…

ادامه دارد…

نوشته: رضا

بازدید 3,758

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...