خب میخام داستان خودارضایی خودم و دوستم رو براتون تعریف کنم من امیر و دوستم سجاد (
اسم ها مستعاره
)
و این که من اصلا گی نیستم ولی از این موضوع لذت میبرم
اولین بارمه دارم داستان مینویسم و قرار نیست چیزی جز واقعیت بنویسم
خب من و این دوستم سجاد از کلاس اول همکلاسی بودیم تا نهم
دهم جدا شدیم و هرکدوم یه رشته رفتیم
کلاس دهم که بودیم بهش زنگ زدم گفتم بریم استخر و گفت باشه همون روز رفتیم استخر
تو قسمت عمیق بودیم از نردبان گرفته بودیم میرفتیم پایین میومدیم بالا یه بار که رفتیم پایین دستشو آورد کیر منو از رو شرت گرفت منم مال اونو گرفتم مالیدیم که بلند شد مال هردومون
اومدیم بالا رفتیم پایین شرتشو کشید پایین من مال اون رو گرفتم دستم مالیدم اومدیم بالا نفس گرفتیم بعدش دوباره رفتیم پایین آب هردومون شرت کشدیم پایین تقریبا هم اندازه بود کیرامون اون برا من میمالید من برا اون چند بار تکرار شد که گفتم بیا بریم یه جایی خودارضایی کنیم ببینیم آب کدوممون بیشتر میاد ( کلا فانتزی های من عجیب غریبه ) بالاخره رفتیم سونا بخار دیدیم شلوغه رفتیم دستشویی آخرین باجه دستشویی که کسی نمیومد
رفتیم داخل هردو مایو هامون رو در آوردیم و شروع کردیم جق زدن
اون گفت بیا برای همدیگه بزنیم و گفتم باشه
اون کیر منو گرفت تو دستش منم مال اونو
خلاصه زدیم آبمون اومد و اون روز تموم شد ( مال من بیشتر بود )
اون روز تموم شد و گذشت تا یه هفته بعدش که شنبه بود ( من سرکار میرفتم و شنبه ها تعطیل بودم )
زنگ زد گفت بریم استخر گفتم باشه
و رفتیم
اینبار چون شنبه بود جز ما کسی نبود تو استخر
نجات غریق گفت شنا بلدید من برم استراحت گفتیم اره برو و تنها شدیم
( شهر ما شهر کوچیکه و اینجور جاها خلوته اکثرا )
خلاصه رفتیم مستقیم قسمت عمیق و همون ماجرا تکرار شد اینبار گفتیم بریم سونا بخار
رفتیم سونا بخار و کیرامون رو در آوردیم اون برا من منم برای اون شروع کردیم جق زدن
وسطش گفت نظرت چیه من برا تو بخورم توهم برای من
منم که از خدام بود قبول کردم اول اون شروع کرد خوردن خیلی خوب میخورد لامصب تو آسمونا بودم خیلی خوب بود یه پنج دقیقه ای خورد تا من آبم اومد گفتم برو اونور نرفت و تو دهنش خالی شدم رفت دهنشو که پر از آبم بود خالی کرد کفشور و اومد
نوبت من بود ولی من اصلا بلند نبود خلاصه یواش یواش شروع کردم براش خوردن اون آبش زود اومد ۲.۳ دقیقه ای ولی نزاشتم بریزه دهنم و ریخت تو شورت خودش نوک کیرش که میشه همون سوراخ کیرش که توش یکم آب بود شروع کردم میک زدن انصافا خوشمزه بود اومدیم بیرون و هرکدوم رفتیم خونه خودمون ادامه هم داره اگه خوشتون اومد میگم بقیشو
و این که اگه ناشیانه نوشتم ببخشید اولین بارمه
ادامه دارد …
نوشته: امیر
3 پاسخ به “خودارضایی با دوست قدیمی”
من همیشه با تو دانشگاه با دوستم میرفتم حموم نوبتی واس هم ساک میزدیم یبار من به دوستم گفتم موقع ساک زدن انگشتم کن شروع کرد انقد همو انگشت کردیم تا بلاخره کامل کردیم تو کون همدیگه همیشه آبمونو میریختیم تو سوراخ هم چهار سال دانشگاه سوراخامون حسابی باز شد
من همیشه با تو دانشگاه با دوستم میرفتم حموم نوبتی واس هم ساک میزدیم یبار من به دوستم گفتم موقع ساک زدن انگشتم کن شروع کرد انقد همو انگشت کردیم تا بلاخره کامل کردیم تو کون همدیگه همیشه آبمونو میریختیم تو سوراخ هم چهار سال دانشگاه سوراخامون حسابی باز شد
همین جق زدن با رفیقم برا همدیگه .و دست زدن به کیر هم و بعد هم ی مدت بعد بقل کردن از پشت و ی مدت بعد کیر انداختیم لای پاهای همدیکه و تکرار و تکرار و کشید به جایی که سر کیر میکردیم داخل کونم همدیگه و اینا کم کم بیشتر شد و باعث شد اول من بکنمش و بعدم من بعد ی مدت گذاشتم هر کاریدوست داشت باهام بکنه .همین جق دوتامون کونی کرد تا جایی ک تو سن 19 سالگی یه کرد 45 ساله پیدا کردیم میبردمون خونش و میزاشت کون جفتمون ب خودمون اومدیم دییدم بیست سانتم برامون کمه دنبال جق با رفیق اخرش همینه