داستان و مطالعه

سکس داغ با پسر ۱۷ ساله جذاب

جمعه ۳ بهمن ۱۴۰۴ 4 دقیقه مطالعه
سلام
من اولین داستانمو میخام بنویسم و خوشحال میشم که نظر بدید تا داستان های بعدیمو هم بنویسم

من 17 سالمه و با قدی 172 و بدنی رنگ سفید در یک شهر کوچیک زندگی میکنم که تقریبا میشه گفت نود درصد جوونای اون شهر گی هستن یا اگه هم نیستن دوس دارن با همجنس خود سکس کنن.
من هم با لباسای تنگ و دخترونه حسابی دلبری میکنم و نمیخام از خودم تعریف کنم ولی صورتم خیلی خیلی جذابه. خب بگذریم تقریبا اوایل تیر ماه بود که با دایی بزرگم رفته بودم پایانه باربری بندر امام خمینی نشسته بودیم تو سالن که داییم رف بخابه تو ماشین و من نشستم همونجا تا هر وقت اسمشو صدا زدن بهش بگم حوصلم سر رفته بود و شیریتم رو روشن کردم و دیدم که یکی اسم شیریتش گذاشته گی خوب بهش وصل شدم اونایی که با شیریت کار میکنن میدونن که میشه با شیریت چت کرد شروع کردم باهاش چت کردن فهمیدم که یه پسر 22 سالس. وقتی فهمیدم 22 سالشه کونم بلند شد دیگه نمیتونستم بشینم دوس داشتم هر جوری شده بغلش بخابم داشتم ناخونمو میخوردم که گفت میخام ببینمت گفت یه تیشرت سبز تنمه تو ردیف سوم نشستم منم با ترس و لرز رفتم سمت ردیف سوم. وای وقتی دیدمش همونجا میخاستم بشینم رو کیرش. نشستیم و کمی احوالپرسی و بچه کجایی و این حرفا و بعدش ساکت شدیم و دیدم با شیریت پیام داد نوشته بود اهل حال کردن هستی منم که داشتم بال بال میزدم گفتم آره گاهی اوقات. گفت میشه این گاهی اوقات یه دفعش با من باشه. وای حال اون لحظمو نمیتونم توصیف کنم. گفتم آره . یهو دستمو گرفت منم یکم خجالت میکشیدم ولی منم دستشو کم کم فشار میدادم حس عجیبی داشت گفت بریم تو ماشین ما گفتم کسی نیست گفت بابام هست که اون رفته از اهواز یه قطعه برا ماشینه بخره بیاره و تا شب نمیاد پا شدیم رفتیم اون حدود 15 سانت از من بزرگتر بود و یکم ته ریش داشت و خیلی جذاب بود باورم نمیشد که میخام باهاش سکس کنم. رفتیم تو پارکینگ من فکر میککردم حالا اینا یه ماشین جدید دارن دیدم یه ولوو دماغ دارای قدیمی و دیدم کابین داره و خیلی خوشحال شدم رفتیم داخل ماشین اون نشست رو صندلی راننده و من رو صندلی شاگرد باز پیام داد با شیریت که گفتیم چکار کنیم و چکار نکنیم هی اون میگف اول تو بیا سمت من… من میگفتم نه تو بیا به هر حال اون اومد و دستامو گرفت و لباشو گذاشت رو لبام با ولع تمام میخورد منم کم کم شروع کردم به خوردن لباش حدود 2 دقیقه ای لب گرفتیم و من پیرنشو در آوردم فک میکردم یه سینه پشمالو داشته باشه ولی لیزر کرده بود و پوستش برنزه بود و این منو دیوونه تر میکرد شلوارشو هم در آوردم و دیدم کل بدنشو لیزر کرده گفتم لیزر کردی گفت آره گفتم منم کردم اونم پیرن منو در اورد و شروع کردن سینه های منو خوردن منو کوبوند به صندلی و محکم میخورد حدود 5 دقیقه ای سینه ها و گردن همدیگرو خوردیم. گفت برو بخواب تو کابین همین که میرفتم بخابم مخکم افتاد روم چسبیده بود بهم و شلوارمو در آورد و وقتی کونمو دید گفت باید جرت بدم و شروع کردن به لیسیدن کونم دیگه لخت لخت بودیم کیرشو گذاشت رو کونم و افتاد روم گرمای تنش داشت منو میسوزوند خیلی داغ بود کیرشو تف زد و گذاشت رو کونم و آروم آروم فشار داد منم که دیگه گشاد بودم دردی احساس نکردم حدود 1 دیقه ای شد تا کلا رف داخل سرعتشو بیشتر میکرد و ازم لب میگرف داشت کونمو میترکوند کیرشو تو بدنم احساس میکردم حدود سه چهار دیقه شد آب من اومد و یکی دو دیقه بعد هم آب اون اومد و خالی کرد تو کونم همونجوری کیرش تو کونم بود که نیم ساعتی افتادیم همونجا بعد بلند شدیم.
اگه براتون مقدوره نظر بدید تا داستان های بعدیمو هم با همین نام بنویسم

نوشته: محمد

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارجمعه ۳ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه4 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید15,603

دیدگاه‌ها (13)

  1. The-boy

    چرا همه میگن نمیخام از خودم تعریف کنم بعد کلی از خودشون تعریف میکنن؟؟؟

  2. NA

    ادمین تو سایت چه خبره از بچه بازی توش هست تاتبلیغ سکس بدون کاندوم . حالا درسته که سایت سکسی هست ولی قرار نیست هیچ مرامی هم نداشته باشه. لطفا یکم دقت داشته باشین

  3. NA

    (لطفااگر کونی هستید این سایت روترک کنید)

  4. mannamanam1

    حالمونو بهم زدی

  5. Amir4444taji4444

    آخرش نفهمیدیم سکس با پسر۱۷ساله بوده یا ۲۲ ساله…با یه دست تایپ کردن میشه همین…کل سایت رو هم کونی برداشته…در ضمن عزیزم شما گی نیستین شما کون تشریف دارین…راستی اون دایی لاشی چی شد منتظر بود تو بهش خبر بدی؟

  6. id@a09411میلادکرج

    اخه کیونی هرچقدرم گشاد باشی بازم درد میگیره

  7. Mr.smart

    90 درصددداسم شهرتونوبایدبزارن کونده سیتی

  8. میومیووو

    چرا همش موقع سکس، پدر و مادرا خونه رو تا شب ترک موکونن؟ یکی جواب بده دارم دیوانه موشم…

  9. Artin_hashar

    مطمعنم قم زندگی میکنی

  10. Azmund

    نشستین در کون هم بعد باهم چت میکنین کسکشا

  11. Gankr koy

    نود درصد جونهای اون شهر گونی هستند.!!!؟حتمأ ورودیهای شهر بنر زدند به شهر‏(کونیان)خوش اومدید.،اینجا از مردونگی و شرافت خبری نیست.

  12. چرت.خوان

    برو خ پیروز . حیفی میری پیش غریبه ها

  13. .Ambivalence

    اصن اعصابم خورد شد ک تگ زده گی بعد میگه با لباس دخترونه دلبری کردم…بعدشم 17سالته گمشو بیرون ب تا ب وقتش…اه

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی