سکس یهویی من و شوهرم

سلام دوستان این داستان با یکسری تغییرات واقعیت زندگی سکسی و زندگی واقعی من هست

اسم من مریم هست و شوهرم حمید زمانی دستان برمی گرده به زمانی که من ۳۰ساله بودم و حمید ۳۳ساله نمی خوام زیاد وارد جزییات که مربوط به اصل داستان نیست بشم برای همین مختصری از خودم و حمید میگم و می رم به اصل داستان

من وحمید ده سال پیش ازدواج کرده بودیم حمید مرد خوش خلق ولی بچه ننه بود بطوری که من بعد از مدتی از زندگی مشترکمان از بچه ننه بودنش خسته شدم اول زندگیمون یک خونه کوچیک خریدیم و حمید یک کار در شرکت لبنی داشت سال سوم زندگیمون حمید با خرید فروش چند ملک تونست یک ماشین خوب بخرد و با هم یک سفر به ترکیه رفتیم

داستان من از سال ۹زندگیمون شروع میشه که من وقت سکس حس می کردم حمید یکسری جملات سکسی که می گه خارج از عرف هست مثلاً از کیر دوستانش وقت سکس حرف می زد یا می گفت کورش دوست صمیمیش امروز براش از سکسش یا دوست دخترش تعریف کرده راستی کوروش سه سال بزرگتر از حمید بود زن و دوتا بچه داشت وضعیت مالی بهتری از ما داشت حمید گاها از اون کمک مالی می گرفت خلاصه این نوع حرف هاش برای من جدید بود این رو هم بگم وقتی از جزییات سکس کوروش می گفت من یکجورایی تحریک میشدم

تا اینکه یک شب وقت سکس حمید یهو گفت مریم برای تو سایز کیر و هیکل مردی که باهاش سکس می کنی فرق ندارد من بدون هیچ تأملی گفتم مگر می شه نکنی کیر کلفت و هیکل ورزشکاری عاشقشم زمانی که این حرف رو زدم حس کردم حمید حس دیگه ای پیدا کرد و نوع سکسش بهتر شد حتی حس کردم نعوذ کیرش بیشتر شد برای اینکه حمید تو دلش شک ایجاد نشه گفتم مثلاً من از هیکل تو و کیرت خیلی لذت میبرم حمید گفت مریم خرایش کردی حالم رو دوست داشتم واقعا کیری بزرگتر و کسی که اندامش از من بهتر هست رو برای سکس بخواهی تعجب کردم ولی نخواستم بهش ضد حال بزنم دوستش داشتم و دوست داشتم لذت ببره از طرفی خوب بلد بودم چطور شوهرم رو به اوج لذت ببرم ضمن اینکه خودم هم در نهان وجودم حداقل بصورت فانتزی ذهنی بدم نمی اومد که حین سکس فانتزی داشته باشم برای همین گفتم چی حمید می خواهی بی غیرت بشی می خواهی شوهر بی غیرتی برای من باشی بعد با یک حالت سکسی و صدای که پر از هوست بود گفتم معلومه که هر چقدر کیر بزرگتر بره تو کوسم بیشتر لذت می برم نکنه می خواهی کیرت رو کلفت کنی که حمید انگار کلی لذت ببره ولی بترسه حرفش رو بزنه گفت نه عزیزم من کیرم رو نمی تونم کاری کنم دوست داری تا برات یک کیر خوشگل بیارم باز من با شیطنت گفتم کیر مصنوعی می خواهی بیاری که گفت نه عزیزم کیر طبیعی با تعجب بهش نگاه کردم و می خواستم چیزی بهش بگم که یهو دلم خواست بهش لذت بدم گفت جووون کیر کی رو می خواهی برام بیاری که بی مقدم گفت کیر عزیز ترین دوستم کوروش رو دوباره بهش نگاه کردم و خواستم چیزی بگم که با خودم گفتم بزار لذت ببره و ببینم هدفش چیه برای همین گفتم جووون بکنش تو کونم وقتی که کیر تو داره کوس منو جر می ده یهو اوج لذت رو تو وجود حمید دیدم از خودم هم تعجب کرد چطور بی مقدمه جوابش رو دادم و نترسیدم بعدا حمید بمن شک کنه ولی دلم می خواست لذت رو بهش بدم برای همین چشمانم رو بستم و در ذهن خودم همون چیزی رو که حمید دوست داشت تجسم کردم حس خوبی پیدا کردم شدید تحریک شده بودم و من وقت سکس اکتیو هستم مثل بعضی ها فقط ناله کیرتوکص نمی کنم من با صدای بلند حتی جیغ میزان لذتم رو به حمید نشون می دهم برای همین گفتم حمید کونی بی غیرت من دیوث من می خواهی کیز کلفت کوروش رو برام بیاری اون هم می گفت آره می خواهی خودم کوست رو می لیسم خودم سر کیر حمید رو لیس می زنم می کنم تو کونت من و حمید گویا هیچی حالیممون نبود چون کمی قبل سکس هم ودکا خورده بودیم وگرنه تا این حد بینمون حرف های سکسی نمی زدیم ولی اون لحظه دیگه دست خودم نبودم انگار دوست داشتم این بچه ننه رو ببینم که کیر کوروش رو ساک می زنه و می کنه تو کون گنده من یک جوری شده بودم بهش گفتم نه کونی باید کیرش رو ساک بزنی کون منو لیس بزنی بکنی تو کونم تا جر بخورم تا این حرف رو زدم یهو از اوج لذت ارضا شدم ولی کم نیوردم حمید برای اینکه من لذت ببرم منو ول کرد تا خوب تخلیه بشم و دوباره شروع کرد به تلمبه زدن چنان حشری شده بودم که با فریاد گفتم دیوث فشار بده اون کیر کوچیکت رو تو کوسم این کوس باید کیر کلفت توش بره وقتی این حرف ها رو می زدم سکس خودم رو با کورش تجسم می کردم و کم کم از اینکه می دیدم حمید مطیع من هست لذت می‌بردم و فهمیدم که از تحقیر لذت می‌برد برای همین خواستم تو این وضعیت بیشتر تحریکش کنم گفتم چیه بی عرضه خوب نمی تونی منو بکنی دوست داری از دوستت کمک بگیری حمید وسط پاهای من بود و داشت تلمبه می زد یک لحظه جنگ انداختم به پله های کونش و فشارش دادم بخودم و پله های کونش رو باز کردم گفتم جووون دوست دارم کوروش الان کیرش رو بکنه تو کون تو این حرف رو که زدم دیدم حمید ناله کرد یک لحظه این بچه ننه.رو دوست داشتم تو این حالت ببینم که مطیع صدرصد خودم بشه اوج مطیع بودن رو تو چشمان حمید دیدم من خواستم واقعا مطیع خودم کنم در همون لحظه گفتم اشغال دوست دارم الان تو کونت یک چیزی بکنم پاشو برو از یخچال یک خیار بیار و خودم هم کاندمی رو که تو کشو بود برداشتم باز کردم و چند لحظه صبر کردم حمید معطل کرد فریاد زد کونی زود بیا سرد میشم یهو حمید وارد اتاق خواب شد تو دستش بادمجان بود گفت خیار نبود خندیدم گفتم نکنه می خواهی جر بخوری انگار خودم هم بدم نمی اومد درد بکشه تا اومد روی تخت کنارم من سریع ماندم رو کشیدم روش و به حمید گفتم داگی قرار بگیره تو گوشش گفتم دوست دارم کاملا کیر کوروش رو تجسم کنی بعد رفتم پشت سرش خواستم ژل روان کننده بزنم فکر کردم بهتره اینو بدم تو دهنش خودش خیس کنه برای همین رفتم جو صورتش گفتم دیوث بیا کیر کلفت بکن منو ساک بزن یک نگاهی بمن کرد و دهنش رو باز کرد من کردم تو دهنش اون هم داشت می مکیدش انگار آنقدر درشت بود که نمی تونست جلو و عقب ببردتش با یک حرکت رفتم خودم کشیدم جلو و انگشتم دو دادم تو دهنش اروم کردم تو کونش گفتم خوشت میاد سوراخات پر شده کمی ناله کرد و سرنگون داد من دوباره یا دو انگشت کردم تو کونش و باز ناله حمید رو شنیدم وقتی داشتم این کارها رو می کردم یاد فیلم سکسی افتادم که طرف با مرده اینکار رو می کرد و دقیقا موضوع یک داستان سکس رو هم بیاد می آوردم دمجان رو از دهنش در آوردم و رفتم سمت کونش بشدت تحریک شده بودم هر لحظه چیز جدیدی تو ذهنم می اومد نمی دونم تأثیر مستی بود یا چیز خورم کرده بود شدید دوست داشتم لذت ببرم ولی نه معمولی با تحقیر گفت بچه کونی خوب قنبل کن وقتی این حالتی شد یهو بهش گفتم دیوث دوست داری کورش منو بکنه جلو خودت با ناله گفت آره گفتم دوست داری تو رو هم بکنه باز با یک زوقی گفت آره گفتم هرچی بگم منبعد بحرفم گوش می کنی با تندی گفتم حتما گفتم آفرین کونی و بی غیرت خودم منبعد تو شوهرم نیستی مال کوروش هستم این حرف رو زدم که بیشتر تحریک بشه شاید دوست داشتم فانتزی با کوروش داشته باشیم ولی هنوز دوست داشتم حمید تو زندگیم باشه

گفتم تو منو برای اون آماده می کنی شاید بهش بگم کون تو هم بگذرد در همین حین سر بادمجان رو گذاشتم روی سوراخش که تف من لغزنده اش کرده بود و آرام فشار دادم کمی که رقت دیدم داره درد می کشه ولی نه چندان انگار کونش گشاد تر باشه اینطوری بود بعد گفتم بچه ننه به این می گن کیر بعد خایه هاش رو گرفتم و بادمجان رو تا ته کردم تو کونش چند بار بردم جلو و عقب دیدم ناله می کنه نمی دونم چه حسی بود دوست داشتم بیشتر تحقیرش کنم و انگار اون هم لذت می‌برد یهو بادمجان رو تا ته کردم تو کونش و بعد گفتم تگون نخور خودم رفتم جلو دهنش پاهام رو باز کردم و بهش گفتم بلیس اون هم شروع کرد یا اشتها لیسیدن من یک چیزی تو ذهنم اومد که حال کردم برای همین گفتم کثافت زیون اشغالت رو خوب بکن تو کوسم انگار لذت ببره تمام زبونش رو کرد تو سوراخ کوسم من هم با دو دست سرش رو گرفتم فشار دادم به کوسم و یهو شاشیدم حمید می خواست دهنش رو از روی کوسم برداره جیغ زدم کثافت بمون و گرنه کونت رو جر میدم هیچی نگفت شروع کرد تو شاش من لیسیدن وای چه حسی داشت انگار همه وجود حمید مال من بود یقیین داشتم منبعد مطیع مطیع من میشه وقتی صورتش رو با شاش خودم گرم کردم گذاشتم نفس بکشه مقداری از شاش من تو دهنش بود و تخت کثیف شده بود فقط یادم اومد دشکش پلاستیک روش هست به حمید گفتم برگرد و مراقب باش بادمجان از کونت در نیاد وقتی برگشت من رفتم روی صورتش پاهام رو باز کردم کوسم رو قرار دادم رو دهنش و صورتش عمدا می خواستم اینطوری این بچه ننه رو تحقیر کنم و یهو دوباره شاشیدم وای انگار خوشی اومد دستش رو کیرش بود داشت حرق می زد و ایش اومد ولو شد و سست من هم برای اولین بار بدون اینکه کیرش تو کوسم باشه ابم اومد حمید آروم گفت مرسی عزیزم و من یک نگاهی کردم بهش انگار منبعد این مرد برده من شده گفتم حال کردی دوست داری تکرار بشه گفت آره گفتم پسر خوبی باشه گیر واقع رو برات میارم یهو داد زن واقعا گفتم آره واقعا که هم تو رو بکنه هم منو راستی کیر کوروش از مال تو بزرگتر هست گفت آره گفتم مگر دیدی با خجالت گفت آره گفتم نکنه کرده تو رو سکوت کرد فهمیدم این کونی بچه ننه داده بدم هم نیومد گفتم باشه خدا کنه سکسش خوب باشه یهو با اشتیاق گفت عالی می کنه گفتم ای جان پس خوب می کنه کی می تونه بیاد منو بکنه با یک حالت عجیب گقت همیشه وقت کردن از کوس و کون تو می گم هر وقت بگم مباد قرار شد برنامه بزاریم و فانتزی بعدی ما با کورش باشه بزودی داستان دادنمم رو به کورش براتون

می زارم

نوشته: مریم

بازدید 2,094

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

11 پاسخ به “سکس یهویی من و شوهرم”

  1. مبارکت باشه همسر جنده و همراهت… برو حالشو ببر… یه حالی هم به ما بده

  2. باز هم فانتزیهای یه ابنه ای دیوث ننویس کیرخر آفریقائی تو کونت مثلا 10 سال ازدواج کردی نفهمیدی طرف کونیه؟ مثل پرن استارهای فیلمهای خشن رفتار کردی بادمجون چپوندی بعد میگی دوسش داشتم میخواستم بهش حال بدم؟ من که میدونم اون بادمجون رو تو کون خودت کردی و نشستی داستان فانتزی سرهم کردی ننویس کونی

  3. منم یکی که باهاش دوست شدم دوست داره زنشو بکنم عاشق کیرمه واقعا کلفته خودشم چند باری بزور و درد داده حتی با شورت زنش فیلم کون دادنم به زنش نشون داده زنش گاه میگه میدم گاه پشیمون میشه ولی فیلم از سکسشونم برام میگیرن می‌فرستن حتی یه بار رفتم خونشون ولی زنش پشیمون شد ولی بعد باهم ۳تایی بیرون رفتیم از شانس بد مادر زنم فوت کرد یه مدت بیخیال شدیم ولی فکر کنم تابستون بیاد تو بغلم

  4. جوووووون. اینقد با داستانت کیرمو مالیدم ک دوبار تا نزدیک ارضا شدن رفتم . عالی بووووود

  5. چرت و پرت و غیر واقعی من چیزی بهت نمیگم منتظرم کاربر “احمد شاه 6” بیاد بنویسه: کص گفتی آی کص گفتی…

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...