داستان و مطالعه

خواهرزن چشم روباهی

جمعه ۲۷ شهریور ۱۴۰۵ 6 دقیقه مطالعه

سلام میلاد هستم 23 ساله تو 21 سالگی عروسی کردن برام چون دخترای فامیلمون همش بهم چشم داشتن و منم به همه شان چشم داشتم ولی اونا یکی از دگه خبر نبودن… قیافه خوشگل دارم قد بلند موهای خرمایی… خلاصه دور از تعرف یه دختر عموم… چهار تا دخترای خالم که دوتاشون خواهر های هم بودن. یکی هم خواهر خودم که خیلی خوشگل بود و خودش بهم پیشنهاد داد اونوقت 17 ساله بودم و اون 15 بود و منم کونش خوب جر دادم که تا الان هم داره میاد و کون تنگشو برام وا میکنه و خودش خالی میکنه ولی خانومم نمیدونه… دختر خالمم بهم چشم داشت ولی من بهش پیشنهاد دادم و بعد یک سیلی محکم تو گوشم راضی شد پردشو هم خودش خواست بزنم والان شوهر داره ولی یکی دو باری باهم سکس کردیم تو همانی خونشون یک باری هم تو خونه بابا بزرگم… الان خواهر خودش که 19 سالشه و دارم باهاش از دنیای کونش لذت میبرم و خودش هم خیلی دوست داره از کون بده چون باکره است. ماهی یک دو باری هم میاد سراغم تو دفتر کارم خوب شکم سیر میکنمش… تو محل کارم خواهرم هم چند باری که شهوتش لبریز میشه میاد و خودش خدمت منو میرسه با کون تنگش. از داستان اصلی دور نشیم خانومم خیلی خوشگل و روشنفکر است از سکس باهاش لذت میبرم خیلی زیاد ولی تنها چشم من تو این سن سال به خواهر زنم که خیلی خوشگل چشم ها ربایی چه بگم هرچی بگم کم گفته ام… قصه از اونجا شروع شد که اولی بار رفتم خونه پدر زنم خیلی خدمت منو کرد اون موقع جز زنم به اون چشم نداشتم… قد متوسط لبهای نازک خیلی صورت نازی داره وقتی برام چای گذاشت چشمش تو چشم من بود اون موقع فهمیدم مه یه زن نه دوتا گرفته ام از زنم کوچکتر است… تو محفل عروسیم بهم گفت خیلی جذابی گفتم ممنون گفت خواهرمو که میبری برای من چی شیرینی تحفه میدی گفت چیزی به خانمم دادم به تو هم مستم من برای خانمم یه آپل واچ گرفته بودم تو ذهن من اون بود ولی اون چیزی دیگه فکر کرد و به من خندید گفت من زنت نیستم. گفتم پس چی خواهرش که هستی. گفت درست است…شب عروس آوردیم خونه یه هفته بعد محفل تخت جمعی برگزار کریم تو خونه. مهمان ها آمدن محفل گرم بود… خانوم هم خیلی خوشگل شده بود بعد کلی یک هفته سکس…خانومم و خواهرش تو اتاق من بدون خانومم جلو خواهرش خیلی ازم تعریف و تشکری کرد. خواهر زنم هم جلوی خانومم هم گفت شوهر خواهر باشه مثل تو گفتم که چی گفت هم به خانومت میرسی هم به همه ما منظورشون نفهمیدم خواهر زنم داشت لباسهاشو درست میکرد و میکاپ و لباشو سرخ می‌کرد چشمم بهش خورد به خانومم اشاره کردم گفتم برم شرم است اینجا باشم خانومم گفت نه اشکالی نداره او کی بیگانه نیست گفتم نه بیرون می‌باشم یهویی خواهر زنم چشم رویایی طرف آمد گفت لبهام درست شده گفتم از خواهرت بپرس گفت اون همیشه میگه خراب است این بار تو بگو چطور شده منم گفتم با اجازه خانومم خیلی مقبول خانومم گفت ها اینبار درست لب سرین زدی خیلی صدقه و فدام شد که خانومم گفت من دستشویی دارم تو همینجا بمون کارت دارم گفتم باشه رفت… من و خواهر زنم تنها شدیم خواهر زنم از موقع استفاده کرد گفت شیرینی منو چی وقت میتی گفتم هر وقت بهایی فقط یه روز پیش بگو برات میارم گفت چی میاری گفتم اپل واچ یهویی گفت اونم بیار ولی الان چیزی دیگه میخوام گفتم چی گفت لبت رو رقم زد منه که نه خواهر خودمو گذاشتم نه دختر عممو و نه دختر خاله و و چندی دوست دختر هامو جر داده بودم حنگ کردم گفتم چی گفت چیزی که شنیدی گفت خواهرم که تا ته تو کس کیرتو داخل میکنی شاید هم کونش جر داده ایی من یه لب حق ندارم… روی کوچ نشستم تو فکر بودم آمد لب گرفت و کلی برام خورد دستمال آب خیس برام داد تا لبامو پاک کنم دوباره بلند شد گفت این حق امروز منه تا شوهر نکرده ام هر باری دیدیم لب میگیرم ها نه نگویی من که آرزوم بود گفتم باشه… از اون وقت تا الان چندین بار لب گرفتیم از هم و کونش چنا جر دادم که الان خودش میاد خونه مون میگه پشت خواهرم دق شدا ام وقتی خواهرم تو آشپزخونه باشه یه کون حسابی بهم میه و حال میکنه میگه تا دفعه بعد چارچ شدم… یه دوست پسر هم داره به اونم میده به مشوره من و رهنمایی من یه بهش گفتم هر وقت شوهر کردی بیا پر تو من یگبزنم گفت اون که مال تو است بغیر تو کسی نمیتونه اونو بزنه گفتم ممنون گفت اگر خواهرم رازی باشه با من هم عروسی کن گفت باشه زنم که حالی هم هستی گفتم نیستی گفت کونم که دادم برات کوس با همین پردش مالتو هر وقت خواستی مال تو… گفتم قربونت برم گفت خواهرم راضی کن زنت میشم گفتم باشه چند باری به خانمم پیشنهاد دادم یک باری بریم آفریقا همیش میگفت من نمیرم از این حرفا به خواهر زنم گفتم این خواهرت تو مجردی جلق میزد گفت آری چندین بار من خودم دیده ام و حتا گفت با پسر عمه ام تو کف بوده و یه چند باری کون شو جر داده … حرفش درست بود چون کون زنم تو پر و باز بود ولی به خودم نیاوردم بار اول که کونشو گاییدم فهمیدم که داده و خواهر زنم بهم گفت وقتی تو خونه عمه میرفتی خواهرم شب وقتی همه خواب می بودیم بیرون میشد و دیر وقت می‌آمد می گفت معده ام درد داره و این چیزا ولی یک بار منم از پشتش بیرون شدم دیدم تو دستشویی داخل شد و صدای لب گرفتن و دستمالی و آخ اوف شو می‌شنیدم با خودم گفتم چه حالی میکنه وقتی بیرون شد من کنار دیوار پشت پرده بودم که دیدم اول خواهرم بیرون شد بعد پسر عمه ام… گفت چند بار دیگه هم اینکارو کردن تو حموم دستشویی اون شاهد بوده ولی من خانومم رو دوست دارم… موقع سکس بهش میگم یک تورو آفریقا میبرم سیاحت میگه نه بابا اونجا چی کنم وقت حشری میشه بهش میگم میبرمت آفریقا یی کوستو با کیر کلفت شان جر بدن اون موقع زود انزال میشه میفهمم حال میکنه ولی سکسمون که خلاص میشه به من میگه دیگه این حرفو نزن مه تنها به تو میدم منم میگم اوکی ولی پسر عمه اش که یادم میایه باز بهش میگم سیاحت میبرمت چند تایی بکنن تو کنت و کوستو جر بدم میگه ممنون میشم شوهرم… یک بار منو گفت چجوری کوس خوش داری گفتم نازک. صورتی مقبول که یه خال سیاه هم کنارش باشه … گفت مال من که خال نداره ولی از خواهرم داره هههههه خندید و گفت شوخی کردم من که میدونستم کوس خواهرش یه خال سیا بالای کوسش داره منم میگفتم چی وقت باشه کوس خالدار بگایم بعضی وقت ها قهر میشه و بعضی وقتها هم میگه خواهرم بگایی مال اون خال داره… این حرفش خیلی خوشم میاد… ولی نمیدونه اونم مال خودم است…

نوشته: میلاد

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارجمعه ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
زمان مطالعه6 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید5,700

دیدگاه‌ها (20)

  1. ahmad329

    تا زمانی که دفتر های مملکت ما دست با سواد هایی مثل تو هست این مملکت درست نمیشه کیرم تو کوس همون خواهرت که میاد دفتر کارت به تو کون میده چاقال

  2. Ahmad727272

    میلاد ماددددرررتو گا‌یید‌م

  3. امیر۱۸

    ای کیر جهان شرق و غرب تو یک یک اهالی کابل و سایر ولایات و ولسوالی هایه افغانستان و برج ایفل کوس مادر آدم دروغگو.

  4. amin1980@

    می‌باشد مگه افغانی هستی تو این چه نگارشی تا می‌باشد خوندم دیگه نخوندم ای تو روحت کنم

  5. Abtin

    asadi کیر تو اون صورتت

  6. bosebarkos

    کص ننه دروغگو

  7. Palove

    جمه جان ننویس

  8. میش

    ملو ای گو تو نوشتارت

  9. manoph

    کیر خر تو دستت این چه نوشتاریِ حرومزاده

  10. Zojes

    همه کرده کردن تو را

  11. A@A265

    کسگش افغانی تو رو چه به این غلطها ریدم به املا نوشتاری و سوادت حداقل رویاپردازی کردی در حد خودت باش نه بیشتر

  12. Dir_enzal

    اونایی که مثل من نتونستن این جقنامه رو تا آخر تحمل کنن و دیسلایک و کردن تو کونش لایک کنن.

  13. احمدشاه۶

    کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست

  14. وایکینگ

    عجب کونی داری کاملا مشخصه

  15. M@$oud

    کل فامیل دنبال کیر تو بودن یا کونت؟؟…

  16. Aliyazd28

    افغانی گوز

  17. Hamid397

    ههههههههههه

  18. mrsmith

    داهاته مگه !؟؟

  19. koloftalmamalek

    ریدم در نوشتارت

  20. koloftalmamalek

    ریدم در نوشتارت

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی