داستان و مطالعه

خاطرات سربازی سینا (۱)

یکشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۴ 3 دقیقه مطالعه
سلام بر دوستان که عاشق گی هستن اولش بگم این داستان کی هست هر کی دوست نداره نخونه فحش ندین
اول از خودم بگم من قبل از سربازی تو سن ۱۵ سالگی به دست یه نفر که اسمشو نمی‌خوام بگم قول خوردم و وا دادم دیگه دلم برداشته شد پرده بکارتم پاره شد
سال ۶۷ بعد اینکه آتش بس شد رفتم سربازی اون موقع من ۱۸ سالم بود دوره آموزشی افتادم چهار راه قصر بعد از دو هفته اومدم مرخصی با یکی از سرباز های هم خدمتم که اونجا با هم رفیق شده بودیم اومدیم رفتیم حمام نمره البته ناگفته نمونه نه برای کاری ما رفتیم که یه دوش بگیرم و بریم خونه رفتیم حموم نمره دوتایی من خسته و خوایم میومد با یه شورت بلند یا همون شورت های مامان دوز رفتم دمرخوابیدم رو سکو رفیقم داشت خودشو می‌شست من خواب برده بود خیلی خسته بودم زود خوایم برد نفهمیدم که چی شد وقتی بیدار شدم دیدم که رفیقم داره شورت منو می‌کشه بالا تازه فهمیدم که بله این رفیقم کار خودشو کرده سوراخم پر آبه بلند شدم یه خورده قر زدم شورتمور در آوردم رفتم سر آب راه خودمو خالی کردم بهش گفتم خیلی نامردی حالا خودت حال کردی من چی کار کنم گفت یه جق بزن گفتم اینجوری نمیشه یه بار دیگه باید بکنی تا آبم بیاد گفت دیگه بلند نمیشه گفتم وایستا تا باهاش بازی کنم تا بلند سه از شورتش در آوردم بیرون یه خورده باهاش بازی کردم راست شد بعد دوباره در خوابیدم ایندفعه دوباره شروع به کردن کرد اون داشت تلمبه میزد من اون زیر داشتم حال میکردم اونقدر تلمبه زدن تا آب دوتا مون همزمان اومد تو اون حالت دراز کشید روم بعد بلند شدیم خودمون رو هستیم اومدیم بیرون بعد از مرخصی رفتم پادگان نگو به اون یکی رفیقم گفته بود که گیر داد بهم که رفتیم مرخصی باید با منم بریم حموم یا به همه میگم که این کاره ای من به خاطر اینکه کسی نفهمه گفتم باشه آخر هفته اومدیم بریم مرخصی اون رفیقم که منو کرده بود با این رفیقم رفتیم حموم نمره دیگه روم باز شده بود کامل لخت شدم رفتیم داخل ایندفعه خودمو کامل شستم اینا دوتایی شروع کردن منو کردن اول اونیکه منو نکرده بود شروع کرد یه زره شامپو ریخت کف دستش با سوراخم بازی کرد تا لیز شد با یه اشاره کرد توش اون یکی رفیقم داشت نگاه میکرد بهش گفتم تا این داره تلمبه می نه بیا جلو تا با کیرش بازی کنم تا قشنق راست بشه تا در آورد بکنه توش همون کارو کردیم او رفیقم اونقدر تلمبه زد تا آبش اومد ریخت توش در آورد این کرد توش اینم اونقدر تلمبه زد تا آبش اومد ریخت توش بلند شدم رفتم خودمو خالی کردم دیدم اون یکی دوبار سیخ کرده گفتم نه دیگه بسته گفت یه بار دیگه چون آب منم نیومد بود قبول کردم یه بار دیگه با دوباره شروع کردن منو حسابی کردن تا آخر سر همزمان با آب منم اومد رفتیم خودمو شستم رفتیم بیرون ما تا آخر آموزشی کارمون شده این هفته‌ای یه بار زیر خواب این دوتا تا آموزشی تموم شد تقسیم شدیم دیگه اینارو ندیدم تا اینجای داستان اگه خوشتون اومد بقیه رو در قسمت بعدی براتون مینویسم

نوشته: سینا

اطلاعات داستان

تاریخ انتشاریکشنبه ۵ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه3 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید8,833

دیدگاه‌ها (3)

  1. kian_lgbt

    تو حموم خواب بودی قاییدنت نفهمیدی تلمبه زد صورتت به کاشی ها خورد ولی بیدار نشدی ابش هم اومد توت خالی کرد چقدر گشاد بودی ورود کیرشو حس نکردی خوکنتور که نداره هرچی میخواین بگین مام کوسخول

  2. ALI.SHZ.79

    همه ی گ ها رو ق نوشتیپادگان رو چرا ننوشتی پادقان ؟

  3. Sam0901

    کس کش شامپو اخه ان اقا در کونی بودن خودت وبابات حفی نیس ولی مواد شوینده میسوزونه الدنگ

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی