…قسمت قبل
با سلام و درود فراوان و سپاس از تمجید برخی دوستان و ممنون از منتقدان عزیز
در قسمت دوم و بعد از سکس زنم با پسر همسایه مون که با رضایت خودم و زنم بعد خانم ام دچار نوعی عذاب وجدان شد و تصمیم گرفتیم آپارتمان مونو عوض کنیم و عمدا من میدیدم که زنم زن سابق نیست در حین سکس دوست داره از سکس اش با نفرات دیگه حرف بزنم بهش فحش بدم بگم من فلانی ام که امدم خونه اتون و شوهرت نیست و میخوام بکنمت و اینا بهش بگم تا خوب ارضا بشه ولی خطایی ازش ندیده بودم تا اینکه بعد از کلی جستجو یه آپارتمان پیدا کردیم که پنج طبقه تک واحدی بود و ما طبقه چهارم و اجاره کردیم مدیر ساختمان یه بازنشسته تامین اجتماعی بود که کل وقتشو صرف کارهای ساختمان و مسایل هاش میکرد بنده خدا دو سالی میشد که خانم ام بدون سابقه قبلی ایست قبلی کرده بود و مرده بود این آقا هم همه دختر پسرهاش ازدواج کرده بودند و رفته بودن سر خونه زندگی خودشون و گاها بهش سر میزدن و غذا اینا براش اماده میکردن و میاوردن و تنها زندگی میکرد ولی خیلی چشم چرون بود و همش با خانم ها خیلی اخت میگرفت و بگو و بخند میکرد با منم خیلی صمیمی بود و با اینکه اپارتمان ما هیچ واحدی انبار نداره ولی وسایل اضافی و غیره ما را در انباری که مال کل ساختمان بود گذاشته بود و چند باری ازم دستی پول گرفته بود و پس داده بود القصه من کارم یه جوری هست که بیشتر مواقع تا پنج سر کارم ولی خانم ام برای اینکه حوصله اش سر نره یه کار نیمه وقت توی یه اداره نیمه دولتی پیدا کرده بودم و هر چند حقوق اش حتی حداقل هم نبود ولی بخاطر اینکه حوصله اش سر نره میرفت و تا ساعت دو ظهر سر کار بود یه روز ظهر که من سر کار بودم بهم زنگ زد و گفت برق هامون قطع هستش از خانم همسایه روبرو پرسیدم میگه ما برق داریم خانم ام گفت پولشو دادی یا نه که گفتم هنوز قبضی برامون نیومده که بخوام پرداخت کنم زنگ زدم مدیر ساختمان اونم رفته بود پارکینگ و به کنتورها نگاه کرده بود بهم زنگ زد که اره مامور برق امده و فیوز برق تونو باز کرده و یه کاغذ چسبونده روش(نگو مستاجر قبل کلا پول دو سال برق شو نداده و الکی موقع تخلیه یه سند پرداختی جور کرده داده مالک ساختمان و الفرار)خلاصه به مدیر ساختمان گفتم من سر کارم و اصلا نمیتونم بیام لطفا یه کاریش بکن اونم فیوز واحدی که خونه نبودن و باز میکنه میزاره جای فیوز ما و بعد چند ساعتی اونا میان خونه اشونو و مدیر ساختمان مجبور میشه فیوز اونا را باز کنه و بندازه جای خودش و دوباره برق ها قطع میشه عصر که رفتم خونه دیدم برق ها هست ولی خانم ام خیلی خیلی پکره و داره به زمین و زمان فحش میده بعد اینکه من رسیدم و کمی ارام اش کردم و دلیل اشو پرسیدم گفت وقتی دوباره برق ها خاموش شدن رفتم دنبال مدیر ساختمان و اونم گفت صبر کن بیام پایین ببینم انبار احتمالا یه فیوز اضافی باشه برو پایین میام زنم میگم منم رفتم پایین و منتظرش موندم امد انبار و باز کرد که زیر پل ها بود و یه جای حدود دو متر در دو متر ولی همه چی قاطی پاتی ریخته بودن توی و کلیدشو زد و گفت وسایل های برقی انتهای انباره توی کارتن باید بریزیش بیرون و نگاه کنی ببینی هست بیاری برام بندازم سر جای فیوض شما میگه منم رفتم ریختم همشونو رو زمین و شروع کردم به گشتن بعد یه مدت دیدم در انبار بسته شد و مدیر ساختمان در و قفل کرد و امد سمت من خیلی ترسیده بودم تن و بدنم داشت میلرزید امد سمتو و بغل کرد و شروع کرد دستمالیم منم گریه ام گرفته بود و هی تمنا و خواهش که ولم کن من متاهلم و شوهرم بدونه بی چاره میشیم ولی اون اعتنایی نمیکرد و همش قربون صدقه خودم و اندام ام میرفت بعد شروع کرد لباس هامو کندن و باهام ور رفتن بعد مدتی حالم دست خودم نبود و داشتم عملا لذت میبردم ولی التماس میکردم ولم کنه بعد لباس های بالا تنه امو درآورد شروع به لیسیدن گردنمو و دست هامو و ممه ها کرد و حتی زیر بغل هامو طوری میلیسید که داشتم از حال میرفتم بعد شلوارمو دراورد و یه کارتن بزرگ یخچال و تلویزیون انداخت زمین گفت دراز بکش منم دراز کشیدم و شروع کرد کوس امو لیسیدن گفت داگی شو میخوام کونتو هم بخورم منم چون نشسته بودم خجالت میکشیدم و به اجبار داگیم کرد و زبونشو فرو میکرد سوراخ کونمو و میچرخوند توی اسمان ها بودم که کیرشو طوری از کوس توم کرد که احساس کردم پاره شدم پریدم جلو و درامد کیرش نگاه کردم دیدم یا خدا هر نظر بلندی و کلفتی تقریبا دو برابر تو بود گفتم اینو بکنی پاره میشم برای هر دومون بد میشه گفت نگران نباش اولا طوری میکنمت که حال کنی نه اینکه عذاب بکشی دوما شوهرت هم بدش نمیاد زنشو یه کیر کلفت بکنه و اونم لذت ببره بالاخره راضی شدم و حسابی در چند حالت منو گایید هر چی اسرار کرد کونتو محشره اجازه بده از کون هم بکنم و هر چی بخوای بهت میدم اجازه ندادم اخر سر هم روی ممه هام ارضا شد و پاشد و به منم گفت خودتو مرتب کن برو خونه اتون منم برم یه فیوز بخرم بندازم کنتور شما امدم خونه و بعد ده دقیقه برق هامون وصل شدن وقتی اینا را تعریف کرد دروغ چرا اب پیشابم شرتمو خیس کرد از طرفی هم بخاطر این زندگی و زن خوشگل داشتن باید بی غیرتی به دوش بگیرم در همین حین مدیر ساختمان بهم زنگ زد و گفت که رفته یه فیوز خریده و جا انداخته منم کلی تشکر الکی کردم و گفتم جون عمه ات فیوز اصلی و توی انباری جا انداختی و زنمو جنده خودت کردی دوستان عزیزان خواهش میکنم توی این فانتزی ها قدم نگذارید زندگیتو مثل من بگا میره حتی حرفشو یا فانتزیشو هم توی سکس نگین بعد مدتی ملکه ذهن تو میشه و دیگه بی شدین رفت نمیتونین زندگی تونو دوباره جمع کنین نه زنتون میشه زن سابق نه خودتون میشین مرد سابق با تشکر از همه
نوشته: امید حشری
4 پاسخ به “افتادن شورت زنم به بالکن همسایه بی غیرتم کرد (۳)”
داداش یه آدرس بده بیام بادیگارد زنت بشم کسی اذیتش نکنه
داداش یه آدرس بده بیام بادیگارد زنت بشم کسی اذیتش نکنه
Miss زنتم خودش میخواسته وگرنه من نخوام یه جوری جیغ میکشم که از ۸ تا کوچه اونورتر بریزن تو انباری تو هم نمیخواد درگیری درست کنی برو کلانتری شکایت کن
زن منم کامل جنده شده .همسایه و فامیل و غریبه گاییدنش و عادت کرده بل کوس دادن