داستان و مطالعه

اشتباه من با دخترخاله حشری

شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ 4 دقیقه مطالعه
سلام
نمیدونم از کجا بگم و از چی براتون بنویسم ولی این خاطره ای که من براتون مینویسم اصلن جای افتخاری برام نداره و الان متوجه خریتم میشم ولی برای درس عبرت گرفتن دیگران میخوام که براتون بنویسم تا شاید یه نفر با خوندن این نوشته از بعضی از انتخابات زندگیش صرف نظر کنه و یا لااقل اونایی که مثه منن اشتباه منو تکرار نکنن .
من خیلی ادمه احساسی و خیلی ساده ای هستم و اصلن تا قبل از این اتفاقات حتی به سکس با یه دختر هم فکر نمیکردم داستان من از اونجایی شروع میشه که من یه دختر خاله داشتم که خیلی سرو گوشش میجنبید چون بنده خدا از سن13 سالگی ازدواج کرده بود و جدا شده بود (ولی اخرش نفهمیدم برای چی جدا شده از شوهرش ولی فکر کنم چون خانم نمیتونسته با یه نفر بسازه برای همون )تا تقریبا 2 سال پیش اصلن نمیدیدمش ولی وقتی که جدا شد پاش به خونه ما باز شد و داعم سعی میکرد به یه نحوی خودشو به من نزدیک کنه مثلا وقتی میومد تو اتاقم میشست کنارم پاشو مینداخت رو پام و مثلا منو تحریک کنه وواقعا هم به خواستش میرسید اما جرات انجام هیچ کاری نبودو وقتی مامانش میومد پاشو از پام جدا میکرد یا از لپام بوس میکرد ا فیلم سوپرای گوشیمو نگاه میکردو…در ضمن نه فقط با من ها بلکه با تمام پسر خاله هام همینجوری بود و بهم گفته بودن یه چند باری به اونا حال داده وخودمم میدونستم دوست پسر داره تا یه شب اومد خونه ما و موند و اومد توی اتاق من بازم مثل همیشه پاشو به پام نزدیک کرد منم اون لحظه دلو زدم به دریا و ازش لب گرفتم و سینشو مالیدم براشو همینجوری روی شلوار باهم حال کردیم نمیگم بد بود حسش ولی هم احساس گناه داشتم بعد اون قضیه هم دلم بیشتر میخواست تا اینکه من بعد از این ماجرا برای تجربه بیشتر رفتم سمت یه دختر دیگه و با یکی دیگه دوست شدم و بعد از چند قرار بیرون بهش گفتم عکسای برهنتو بهم بده و اونم بهم داد +لباس زیراش
خلاصه کارم به جایی رسید که هرشب به هم سکس تل میکردیم و باهم صحبت میکردیم و بعد از یه مدت اومد خونمون و منم برای بار اول داشتم یه دختر غریبرو میبردم به خونمون یادش به خیر بار اول که اومد خونمون اصلن نتونستم خودمو کنترل کنم و به زور بهش چسبید و لختش کردم شلوارشو به زور تا نصفه کشیدم پایین و براش کسشو خوردم دیگه تقلا نکرد بعد اومد برام خورد کیرمو لبمو بوس کرد چند بار دیگه هم اومد و باهم حال کردیم (به حساب اون موقع)کم کم بهش عادت کردم و تمام این اتفاقات هم زمان افتاد با امتحانات نهایی سال سومم و اونجا اصلن نخوندم و معدل کتبیم شد** 17 ولی خوب بود حداقل یکم میخوندم ولی از سال سوم به بعد یعنی تابستونش بهم دیگه نمیخوامت و منم که الان متوجه میشم و الان به رفتار اون موقعم خندم میگیره واقعا داشتم دیوونه شده بودم به هر راهی متوسل شدم حتی به اصرار یکی از دوستام رفتم طلسم گرفتم که برگرده ولی بازم اشتباه میکردم و خلاصه سال چهارمم به اشک و اه و ناله رفت و من به زور قبول شدم چهارمو منی که همیشه هیچی نمیخوندم دانش اموز متوسط به بالا کلاس بودم و توی مدرسه نمونه درس میخوندم خلاصه کنکورو گند زدم ولی الان دیگه متوجه رفتارم شدم و میخوام دیگه مثل پارسال نشه ایشالا سال بعد دانشگاه تهران دارم پزشکی میخونم و الان با خودم فکر میکنم که چه خوب شد همه این داستانا برام پیش اومد تا من به خودم بیام و بفهمم چه استعداد و هدفی دارم.
این داستانو برای اون کسایی میگم که هنوز راه رفته منو نرفتن و شاید با خوندن این خاطره پشیمون بشن از انتخاب راهشون و برگردن .
(ببخشید که قشنگ ننوشتم اخه بار اولم که دارم خاطره مینویسم و البته بار اولو اخر)

نوشته: Dr

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارشنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه4 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید5,978

دیدگاه‌ها (22)

  1. SOOSOOLOO

    چرا کصشرر‌ نوشتی

  2. تروتازه

    گیرم تو روحت با این نوشتند…

  3. NA

    اگه یک کون ناز ازت بکنم داستانت قشنگ تر میشه و تجربه کسب مکنی که دیگه فکر داستان نوشتنم نکنی چه برسه به کس لیسی.تو رشته پزشکی هم بدردت مخوره مثلا بخیه کونت چندتا خورده…

  4. انقلاب_آریایی

    این نظر های کسشعری که بقیه دادن رو بیخیالداستانت تغریبا شبیه داستان زندگیه منه خیلی قشنگ بود mer20+10 ?

  5. METATRON

    سال دیگه تو سربازی زیر کیر یه فرمانده ای مطمئن باش

  6. NA

    چرا کوس شعر مینوسی بی ناموس …

  7. mehran1346

    بیسواد کدوم دانشگاه درس میخونی. کیرم سردر اون دانشگاه

  8. Armagdon

    پسر خوب اینجا سایت سکسیه ن کلید اسرار تازشم ما همه بلا نسبت گوشامون دراز تو هم دکتر ولی بالا غیرتا یه بار بخون ببین چی نوشتی من مادر تو با اون معلم نگارشتو گاییدم کس کش اگه غلط داشتی ب تخمم بی ناموس از نظر دستوریم مشکل داری خار کسته کمتر با گلنار سکس کن

  9. Sir.hot7

    من که نفهمیدم تو چکار کردی اخر سر

  10. farparvar

    واقعا داشتم دیوونه شده بودم

  11. _SEXIRO_

    عزیزم رفتی دانشگاه تهرانسلام منو برسون به درسو کتاباقول داده بودم منم میشم دکتر حیفسلام منوسلام منو برسون بهش مثله یه دعا بگوبکن تو مهد کودک شده تو خوبی تو دبیرستان

  12. Koooooonibazi@0000

    کون باقالی

  13. 123masood123masood123

    تخم سگ من سوم خودمو جر دادم شدم۱۳ بعد تو چطوری نخونده ۱۷شدی ماد ر قح به لا شی

  14. NA

    خوبه خدا رو شکر تهش نوشتی اولین واخرین بارته که خاطره می نویسی حداقل تواین موضوع زود فهمیدی استعداد نداری

  15. ASO@PAS

    نفهمیدم من دختر خالت بود یا یه دختر غریبه؟

  16. Ramtin34

    الان تو از چی پشیمون شدی که داری ما رو به راه راست هدایت میکنی ؟ بشین بینیم بابا حال نداریلطف کن ننویس دیگه خب اینجا هم نیا داستانای سایتم نخون شما همون به درست برسی بهتره دکنر بعد از این . و البته جقت

  17. NA

    کیرم تو دهنت من که هنگ کردم این چی بود آخه؟!!!

  18. Masoud.hhhh

    اسم داستانو لااقل میذاشتی “هزار راه نرفته”. اگه بقیه درساتم مثل این انشاءت باشه زیاد به خودت فشار نیار،همه که نباید دکتر شن،بالاخره جامعه به حمالم احتیاج داره

  19. زمان.خان

    بزرگواري كن بچسب به درست ولي ديگه داستان ننويس

  20. NA

    ba dastant kar ndarm pzshki ba in maqzt mikhay qabol shi onm tehran /:

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی