…ادامه از قسمت قبل (لینک قسمت های قبل را در پایین داستان بالای نظرات میتوانید پیدا کنید یا اینکه میتوانید نام داستان را از بخش جستجوی وب سایت جستجو کنید)
چند روزی از سکس ۳نفره ی اون روزمون میگذشت و نمیدونم چرا خوشم اومده بود و بهم مزه کرده بود. یه روز درمیون یا من خونه یزدان بودم یا اون خونه ی منو مهرداد میومد و باهم سکس داشتیم و هی میگفت سکس اون روز خوش گذشت یعنی دوباره پریسا(نیما) رو اوکی کنم باهم سکس ۳نفره داشته باشیم. با پریسا هم که حرف میزدم انگار اونم خوشش اومده بود ولی چون به یزدان اعتماد نداشتم و نمیخواستم یه دوست دیگمو مخ کنه و باز بینمون فاصله بیفته نمیذاشتم دوباره همو ببینن و برای هرکدوم یه بهونه میاوردم.
یزدان یه بار قبل سکسمون گیر داده بود چرا دوستتو نمیگی بیاد گفتم خب شمال دانشجوء و تهران نیست اصلا اگر گروپ دوست داری خب خودت یکیو بیار جفتمونو بکن گفت مثلا کی گفتم یکی از همونا که پارسال مهمونیمون دعوت کردی مثلا اون پسره متین. یه کم فکر کرد گفت خب دوست داری با متین کنار هم باشید و جفتتونو بکنم گفتم آره حال میده گفت پس باهاش یه روز هماهنگ میکنم و بعدش با هیجان این گروپ منو گایید. یه روز غروب که فرداش دو سه روز تعطیلی بود یزدان بهم زنگ زد گفت متین فردا میاد خونم تو هم بیا. فرداش کلی خودمو آماده کردم قرارمون ساعت ۳ظهر بود رفتم خونه یزدان. درو برام باز کرد یه لب طولانی ازم گرفت گفت مهمون دیگمون اومده تو اتاقه داره آماده میشه تو برو اون یکی اتاق آماده شو. رفتم تو اتاقی که یزدان توش میخوابه لباسامو در آوردم یه کاستوم عروس تازه خریده بودم پوشیدم تا وسطای رونم بود و روی شکم و کمرش توری بود از پشت هم یه تور بهش آویزون بود تا زمین میرسید. دوتا ساق دست توری سفید هم داشت و یه تل که یه تور ازش آویزون بود گذاشتم رو سرم. صندل های سفید پاشنه بلندم رو هم پوشیدم و یه آرایش غلیظ کردم ناخن های دستو پامم که از قبل لاک زده بودم.عطر گرم زنونم که یزدان برام گرفته بود رو هم زدم. رفتم تو پذیرایی یزدان نشسته بود پای بساط قلیونش و داشت عرق هم می ریخت و خودشو مشغول کرده بود آهنگم گذاشته بود چشمش که به من افتاد یه جون گفت و قربون صدقم رفت که چه عروسی شدی عشقم. منم جلوش یه کم رقصیدم و عشوه اومدم بعد گفت برو ببین اون یکی عروس خانوم کجا موند زودتر بیاید شروع کنیم. رفتم در اتاقو زدم و یه صدای ناز بیا تو اومد درو باز کردم. چشمم به متین افتاد بعد اون مهمونی عروسی اولین بار بود میدیدمش و تازه میتونستم براندازش کنم و با دقت ببینمش. یه پسر سفید با موهای رنگ خرمایی بود که رو صورتش و جلو چشماش ریخته بود و بامزه شده بود.یه تاپ و دامن کوتاه صورتی پوشیده بود با یه جوراب زنبوری صورتی تا بالای زانوش و لباسشم خیلی گوگولی و عروسکی بود. یه رژ قرمز زده بود با یه خط چشم ساده. ناخن هاش هم لاک سفید زده بود. به هم سلام کردیم و لبخند زدیم. دستمو دراز کردم باهم دست دادیم بهش گفتم چه خوشگل شدی اونم بهم گفت تو هم خیلی خوشگل شدی. گفتم فکر کنم امشب هووی همدیگه ایم و با هم خندمون گرفت. دستشو گرفتم گفتم بریم تا شوهرمون صداش درنیومده. دوتایی دست تو دست و با لبخند رفتیم بیرون. یزدان که تاحالا دوتامونو باهم ندیده بود حسابی کیف کرده بود. باهم براش رقصیدیم و کلی لوندی کردیم بعد یه بوس ریز از لبای هم کردیم و رفتیم دو طرف یزدان نشستیم. یزدان برامون عرق میریخت و پیک هامونو بالا میرفتیم و بساط مزه و قلیون هم بود. سرمون که گرم شد منو متین پاشدیم میرقصیدیم که یزدانم پاشد حین رقص نوبتی میرفتیم تو بغلش و یه بوس ریز از لبامون میکرد. بعد که حسابی حشری شد دست جفتمونو گرفت برد تو اتاق جفتمونو چسبیده به هم خوابوند رو تخت نوبتی اومد رومون لب میگرفت. منو متین دست همو گرفته بودیم و انگشتامونو تو هم گره کرده بودیم و منتظر لب گرفتن از یزدان بودیم. وقتی یزدان از رومون پا شد که لباس هاشو در بیاره منو متین رو به هم شدیم و از هم لب گرفتیم. یزدان لخت لبه تخت وایساد جلومو با اون کیر کلفت مردونش. چشممون که به کیر یزدان افتاد چهاردستوپا شدیم جلوش و اون کنار تخت جلومون وایساده بود. دهنمونو جلوی کیرش باز کرده بودیم و کیرشو با دست گرفته بود و میمالید به لب ها و چشمامون. متین رفت سراغ تخماش لیس میزد منم کیرشو دستم گرفتم سرشو لیس میزدم. بعدش متین اومد کنارم نوبتی کیرشو می کردیم تو دهنمون و یا هر کدوم یه طرف کیرشو زبون میکشیدیم و وقتی به سر کیرش میرسیدیم زبونمون به هم میرسند و از هم لب میگرفتیم. نوبتی یه بار متین آب دهنشو میریخت رو کیر یزدان و من از زیر قورتش میدادم یه بار هم من این کارو میکردم. کیر یزدان عین سنگ شده بود و آماده ی گاییدن بود. ما دوتا رو که عین گرسنه ها به کیرش افتاده بودیم رو از کیرش جدا کرد و جفتمونو قمبل کرد لبه تخت. جفتمون سرمونو گذاشته بودیم رو تخت و به هم نگاه میکردیم دست همو گرفته بودیم و کونمون رو هوا جلوی یزدان بود.شرت جفتمونو درآورد و نوبتی سوراخمونو لیس میزد و کون اون یکی رو انگشت میکرد. رفت اون طرف از تو کشو لوبریکانت بیاره منتظر بودیم ببینیم اول با کدوممون شروع میکنه.ژل رو به کیرش زد و گذاشت دم سوراخ متین. آروم فرستاد داخل. متین دردش اومد دستشو گرفته بودم و سرمو بردم جلو ازش لب گرفتم. جا که باز کرد شروع کرد تلمبه زدن و متین آه و ناله میکرد. چند دقیقه اونو کرد و کشید بیرون اومد سراغ من و نوبت من بود. کیرشو دوباره ژل زد و گذاشت رو سوراخم. رو سوراخم میچرخوند و کونم داشت برای کیرش ذوق ذوق میکرد. سرشو آروم فرستاد تو و من نالم دراومد. کم کم همشو داخل جا کرد و تلمبه میزد. متین یه کم لبامو خورد بعد رفت زیرم و شروع کرد ساک زدن کیر نیمه سیخم. کیر متین هم جلوم بود. یه کیر ۱۰سانتی سفید و باریک و منم کیرشو کردم تو دهنم.حالا یه کیر تو کونم بود یه کیر هم تو دهنم و یکی هم داشت برام ساک میزد. واقعا عالی بود و هر۳تامون تو اوج بودیم. یزدان متینو از زیر من کشید بیرون به کمر خوابوندمش رو تخت و پاهاشو انداخت رو شونه هاش و کیرشو فرستاد داخل. منم رفتم سراغ یزدان ازش لب میگرفتم بعدم رفتم سراغ متین لبهای اونو هم میخوردم. یه کم هم با سینه هاش ور رفتم و خوردمشون. حالا نوبت من بود که گاییده بشم. به کمر خوابیدم رو تخت یزدان اومد روم و کیرشو گذاشت توم و من پامو دورش حلقه کردم و از هم لب میگرفتیم. متین هم سرشو آورده بود جلو و گاهی ۳تایی از هم لب میگرفتیم. یزدان به حالت نشسته داشت تلمبه میزد و منم کیرمو گرفته بودم و میمالیدم.متین هم که داشت ارضا میشد کیرشو آورد جلو صورت من و کیرشو تند تند میمالید و یه آه بلند کشید و رو صورت و دهن من ارضا شد و بعدش ولو شد رو تخت. منم همون موقع ارضا شدم و آبم پاشید رو شکمم. کیر یزدان داشت از انقباض میترکید و آماده ی ارضا شدن بود و کیرشو درآورد اومد جلو صورتم و همه ی آب کیرشو رو صورت و دهن من خالی کرد و اونم ولو شد رو تخت. آب کیری که از یزدان و متین تو دهنم اومده بود رو قورت دادم و با انگشتم باقی آب کیرشو رو صورتم پخش میکردم متین اومد روم لب تو لب شدیم و کل صورتم که پر آب کیر شده بود رو لیس میزد بعد آب دهن همو میخوردیم. بعد همونجوری تو بغل هم دراز کشیدیم و گاهی گردن و صورت همو لیس میزدیم یزدان هم اون طرف تخت خوابیده بود. یه کم که حالمون جا اومد به متین گفتم بریم یه دوش بگیریم اوکی رو داد و پا شدیم رفتیم تو حموم بدن همو میشستیم و با هم ور میرفتیم. متین بهم گفت شنیده بودم با یزدان به هم زدید و رفتی از اینجا گفتم آره با مهرداد بودم و از وقتی افتاد زندان تنها شدم و برای اینکه از تنهایی دربیام با یزدان هستم. گفتم تو چی با کی هستی؟ گفت منم با هیچکس فاب نیستم فقط گاهی یزدان و یکی دوتا دوست قدیمی. گفتم با یزدانم بودی درسته؟ گفت آره قبل تو باهاش بودم باهم کات کردیم اوایلش که تو اومدی بهت حسودیم شد ولی وقتی رفتی دلم برات سوخت چون میدونستم همون کاری که بامن کرده با تو هم کرده چون یزدان تنوع طلبه و وقتی از یکی سیر میشه اونو جنده ی دوستاش میکنه و میره سراغ یکی دیگه. حتما تو رو هم جنده دوستاش کرده که تهش سر از رابطه با مهرداد درآوردی. یه آه عمیق از ته قلبم کشیدم و گفتم آره ولی خب منو مهرداد همو خیلی دوست داشتیم که اون اتفاق براش افتاد. همون موقع دلم براش تنگ شد یه لحظه حالم گرفته شد. متین فهمید حالم گرفته شده با دستاش دو طرف صورتمو گرفت و لباشو به لبام چسبوند یه لب عمیق از هم گرفتیم.بعد دوش گرفتن با حوله همو خشک کردیم و رفتیم بیرون لباس زنونمونو پوشیدیم و آرایشم کردیم. یزدان که پاشد گفتیم ما حوصلمون سررفته چیکار کنیم گفت من شما دو تا جنده رو تکی چقدر بکنم ما هم شیطنتامون گرفته بود با شوخی گفتیم ما کیر میخوایم. یزدان گفت میخوای زنگ بزنم بچه ها امشب بیان اینجا دور هم باشیم ولی با این لباس های سکسی که تن شماها فکر کنم تا آخرشب سالم بمانید ما هم خوشمون اومد گفتیم باشه. دیگه تا خونه و وسایل پذیرایی رو آماده کردیم شب شده بود. مهمونا همون دوستای همیشگیمون بودن عارف و رضا(همون که سر قمار، یزدان منو بهش داد باهام حال کرد) و سه نفر دیگه اول با منو متین روبوسی کردن. همه کف کردن وقتی ما رو دیدن بعد از دیدن دوباره منم شوکه شده بودن. ما لباسامون سکسی و لختی بود معلوم بود قراره امشب بهشون سرویس بدیم اونا هم ما رو یه سره دید میزدن و منتظر شروع بودن. وقتی همه مست شده بودن و دو سه نفر هم گل زده بودن و سر همگی داغ شده بود منو متین پاشدیم رقصیدیم و کیر همه سیخ شده بود. یزدان بلند گفت امشب این دوتا عروسک تشنه ی کیر رو باید سیر کنیم حالا ببینید کی کیو میخواد پاشید شروع کنیم. من شیطنتم گل کرد گفتم بیاید قرعه کشی کنیم بحال میشه اسم آقایونو بنویسیم بعد منو متین هر کدام سه تا رو برمیداریم و هرکی اسمش باهامون افتاد یه سری مون میریم تو اتاق یه سری هم همینجا. آقایون هم که اینقدر کیرشون باد کرده بود فقط میخواستن شروع کنیم.اسما رو نوشتم منو متین هرکدوم سه تا اسم برداشتیم.برای من اسم عارف و امیر و شاهین دراومد برای متین هم اسم یزدان و رضا و خسرو. من با عارف سکس کرده بودم ولی امیر و شاهینو تا حالا باهاشون نبودم. شاهین غولی بود برای خودش قدش ۱۹۰ و وزنش ۱۲۰کیلو بود امیر هم هم تیپ عارف بود ولی تا حالا کیرشون رو ندیده بودم. یزدان دست متینو گرفت با دونفر دیگه رفتن تو اتاق من موندمو این ۳تا مرد حشری. رفتم وسط هال نشستم اونا پاشدن اومدن جلوم وایسادن کیراشونو درآوردن گرفتن جلوم. تا حالا همزمان ۳تا کیرو تجربه نکرده بودم. کیر عارفو که دیده بودم. کیر شاهین و امیر هم سایز هم بودن ۱۸سانتی میشدن. ۳تا کیر جلو صورتم بود. دوتاشونو گرفتم تو دستم یکیشون هم گذاشت تو دهنم داشتم ساک میزدم نوبتی هم کیرشونو تو دهنم عوض میکردن. واقعا عین جنده ها شده بودم چجوری میخواستم ۳تا کیرو هندل کنم.یکیشون وسط ساک زدن من رفت سراغ کونم انگشتم میکرد. بعدم از پشت سینمو گرفت تو دستش و میمالید. ۱۰دقیقه که ساک زدم و امیر هم سوراخمو انگشت کرد آماده گاییده شدن بودم.بسته کاندومو برداشتم رو هر۳تا کیراشون کشیدم. اول عارف اومد سراغم. منو داگی کرد آروم آروم سر کیرشو گذاشت تو سوراخم عقب جلو میکرد.شاهین و امیر هم اومدن جلوم دراز کشیدن کیراشونو گذاشتن جلوم و برای اونا ساک میزدم.یهو عارف کیرشو فرستاد توش دردم اومد ولی کیر تو دهنم بود جیغم در میومد. عارف گفت من میکنم آبم که اومد بعدی بیاد جای من.یه ربع منو گایید داشت آبش میومد کیرشو کشید بیرون به امیر اشاره کرد بره جاش بعد اومد جلوم دراز کشید کاندومو کند من براش ساک میزدم. امیر کیرش توم بود و تلمبه میزد عارف هم میخواست ارضا بشه سرمو دو دستی گرفته بود و تو دهنم تلمبه میزد. از پشت امیر داشت می کوبید تو دهنمم عارف میکوبید. کیر عارف عین سنگ شده بود تا یه نعره کشید و گرمی آبشو تو دهنم حس کردم و آبشو ته حلقم خالی کرد. آبش زیاد بود سریع کیرشو درآوردم تا بتونم آبشو تو دهنم نگه دارم. دهنم پر شده بود ولی کم کم تونستم قورتش بدم. آب کیر عارفو که قورت دادم امیر داشت هنوز تلمبه میزد کیر شاهینم تو دستم بود بعد اونو ساک زدم. امیر دیر ارضا تر بود کشید بیرون شاهین رفت جاش و منو تو بغلش گرفت و تلمبه میزد. عین بچه گربه تو بغلش بودم. از پشت لاله گوشمو میخورد و سینه هامو میمالید.دوباره امیر اومد منو از بغل شاهین درآورد خوابوند رو زمین پاهامو از هم باز کرد و کیرشو گذاشت توم و با دستاش پاهامو گرفته بود و تلمبه میزد. بعد خوابید روم منم دستامو پاهامو دور بدنش حلقه کردم و بغلش کردم و ازم لب میگرفت. حالا نوبت شاهین بود منو مثل دخترا بلند کرد گذاشت رو مبل داگی کرد و خودش وایساد جلوم شروع کرد تلمبه زدن خیلی تند تلمبه میزد دردم اومده بود و ناله میکردم از اونورم امیر کاندومو کنده بود جلوم وایساد و کیرشو میمالید به لبام تا داشت ارضا میشد که سر کیرشو گرفتم تو دهنم و با لبام دور سر کیرش قفل کردم و آبش فوران کرد تو دهنم.به زور آب کیرشو تو دهنم نگه داشتم و کم کم قورتش دادم و کیرش آرومگرفت و از دهنم درآوردشاهین هنوز داشت توم میکوبید منم ناله میکردم. منو برگردوند تو بغلش گرفت و ایستاده کیرشو گذاشت توم.عین فیلمای پورن که خانومه تو بغل آقاش و گاییده میشه منم با هر تلمبه ای که توش میزد بالا پایین میپریدم تو بغلش.انقدر درشت و هیکلی بود که من تو بغلش مثل یه دختر ریزه میزه بودم.اون با کردن من ناله میکرد منم جیغ های ریز میکشیدم.دستمو هم دور گردنش حلقه کرده بودم و یه لب ریزی از هم میگرفتیم.کیرش میخورد جایی که منو به مرز انفجار میبرد احساس کردم دارم ارضا میشم کیرمو با دستم گرفتم و تا دستم خورد همه آبم خالی شد تو دستم و آبی که تو دستم ریخت رو لیس زدم. تو همون پوزیشن شاهین هم ارضا شد و آبش اومد و تو کاندوم ریخت بعد کیرشو درآورد و منو گذاشت رو دسته مبل و کاندومشو از رو کیرش برداشت و آبی که توش بود رو تو دهن من ریخت منم همشو قورت دادم بعد جلوم وایساد و کیرشو داد براش خوردم و تمیزش کردم.داشتم میمردم چجوری من این ۳نفرو ارضا کردم. هنوز صدای متین از تو اتاق میومد که داشت ناله میکرد.ولی ما۴تا رو مبل و رو زمین ولو شده بودیم. من لباسام از عرق و آب کیر خیس شده بود و همه رو درآوردم و با بدن دخترونم بین پاهای شاهین دراز کشیدم و سرم کنار کیرش بود و دستشو رو سرم گذاشته بود و موهامو ناز میکرد و گاهی انگشتشو میکشید رو لبام.ساعت ۱۲شده بود شاهین گفت خوابمون گرفت رو به عارف و امیر گفت میخواید شب اینجا بمونید؟اینا که فعلا تو اتاق رو کارن اگر هستید بریم جا بندازیم تو اون اتاق بخوابیم. من که امشب با این عروسک فعلا کار دارم هرکی میاد بیاد بریم تو اون اتاق.پاشد منو بغل کرد رفتیم تو اتاق خوابی که قبلا مال من بود.هنوز فرش و چندتا وسیله توش بود از تو کمد هرچی رخت خواب بود آورد انداخت رو زمین اتاق رو پر تشک کرد بعد دراز کشید و منو کشید تو بغلش دستشو گذاشت زیر سرم و منو از پشت بغلم کرد و پاشم انداخت روم و مثل یه زن که تو بغل شوهرش رفته شده بودم. و از پشت گردنم و کمرمو بوس میکرد و لیس میزد تا خوابمون گرفت.چشم باز کردم فکرکنم یه ساعتی خوابیده بودیم.دیدم تو بغل شاهین گیر افتادم جوری بغلم کرده که نمیتونم تکون بخورم و کیرش هم لای چاک کونم گذاشته بود.با تکون های من شاهین هم بیدار شد و کم کم داشت دست میکشید به بدن لختم و بازم بوسم میکرد و باهام لاس میزد و قربون صدقم میرفت و میگفت کاش زن من بودی خودم برات آقایی میکردم. دوست دارم اسمتو یلدا بذارم خوبه؟منم گفتم اوهوم و سرمو چرخوند سمت خودش و ازم لب گرفت.دوباره داشت سیخ میکرد گفت وایسا برم چند تا کاندوم بیارم الان میام.رفت بیرون یه کم طول کشید تا بیاد یه ملافه دورم انداختم و درو باز کردم رفتم تو پذیرایی دیدم شاهین و خسرو و رضا و امیر نشستن همشون با یه شرت و شاهین لخت بود و دارن گل میکشن. تا منو دیدن یه جون گفتن و بفرما زدن منم رفتم تو بغل شاهین نشستم و یه لب بهش دادم و چندتا کام از گل گرفتم. گفتم یزدان و عارف و متین کجان. گفتن یزدان که تو اتاق خوابه متین هم میخواست بره خونه عارف برد سر راه برسونش. تو دلم خندم گرفت گفتم این عارف کسکش حتما میبره میرسونش الان یا بردش یه گوشه داده براش ساک بزنه یا بردش خونه ی خودش داره ترتیبشو میده.به شاهین آروم گفتم مگه قرار نبود کاندومو برداری بیای پس چرا نشستی. گفت ای جونم آیدا خوشگله الان میام بذار یه کم خوراکی بخورم جون بگیرم. امیر و رضا پاشدن گفتن دارن میرن لباساشونو پوشیدن اومدن ازم یه لب گرفت امیر گفت خیلی حال داد عزیزم رضا هم یه چک زد به کونم و گفت امشب که وقت نشد ولی حتما دوباره باهم یه حالی کنیم جنده خانوم با خنده گفتم حتما. خسرو گفت منم که امشب هستم پس پاشید بریم قبلش حموم.خسرو هم همسن بقیشونه و هم هیکل شاهین ولی یه کم وزنش کمتر بود.خسرو دست منو گرفت منم دست شاهینو گرفتم اونم پاشد ۳تایی لخت رفتیم تو حموم.اون دوتا اینقدر درشت بودن که زیر دوش جامون نمیشد و من نوبتی بینشون پاسکاری میشدم و بدنمو لیف می کشیدند و میشستن و ازم لب میگرفتن. کیرشون سیخ شده بود همونجا زانو زدم براشون ساک زدم و تخم هاشونم لیس زدم.با حوله خودمونو خشک کردیم و رفتیم تو اتاق.شاهین خوابید رو تشک من داگی شدم و براش ساک زدم خسرو هم از پشت اومد سراغ کونم.روغن بچه اسپری کرد و کونمو انگشت میکرد.کاندومو گذاشت و سوراخ گاییده شدمو دوباره باز کرد و آروم آروم رفت داخل و کیرشو جا کرد و تلمبه میزد.ساعت۲شب بود و من هنوز باید ۲تا کیر کلفتو ارضا میکردم.نوبتی جاشونو عوض میکردن.چون یه بار ارضا شده بودن دیر ارضا شده بودن.شاهین منو جر داد اینقدر گایید و میومد روم وزنشو می انداخت روم و تلمبه میزد خسرو هم بیشتر کیرشو میذاشت تو دهنم. دیگه ۳تامون خسته شده بودیم اونا دراز کشیدن و کاندوم هاشونو درآوردن و من براشون ساک میزدم و نوبتی آبشون اومد و تو دهن من خالی کردن منم همشو قورت دادم و یه قطرشم بیرون نریخت.خیلی شب شهوانی بود تا حالا اینقدر کون نداده بودم و آب کیر برام نیومده بود.من وسطشون دراز کشیدم و ۲تا مرد هیکلی دوطرفم بودن و من مثل یه جنده تو بغلشون بودم و همونجوری لخت خوابمون برد.
فرداش ساعت ۱۲بود پاشدیم عین جنازه بودم اینقدر که بدنم گرفته بود اصلا نمیتونستم تکون بخورم. خسرو پاشده بود رفته بود و من تو بغل شاهین بودم. به زور از تو بغلش در اومدم رفتم تو پذیرایی یزدان داشت غذا درست میکرد گفت به به آیدا خانوم معلومه دیروز حسابی سرویس دادی به همه.دیروز که بهت گفتم جوری جر میخورید که دیگه یادتون نره.گفتم آره بابا همه عضله هام گرفته اصلا نمیتونم راه برم.لباسامو پوشیدم ناهار آماده شد شاهینم پاشد ازم چندتا لب گرفت و کلی باهام لاس زد و ناهارو ۳تایی خوردیم. یزدان گفت برنامه چیه گفتم من باید برم خونه کار دارم شاهینم گفت باشه بریم میرسونمت دیگه یزدانم چندتا لب ازم گرفت گفت خبر بده کی برنامه بچینیم گفتم باشه. نشستیم تو ماشین شاهین گفت کارت چقدر طول میکشه گفتم چطور گفت خب لابد میخوای ولت کنم گفتم وای من بدنم له له شده اصلا فکر کردنو نکن که اصلا توانشو ندارم گفت حالا ندادی هم مهم نیست فقط باهم هستیم امروزو گفتم میخوای بریم ویلات استخرم داره اونجا باشیم گفت آره حله رفتیم سمت ویلاش تو راه پامو میمالید تو راه بساط جوجه رو خرید و رفتیم اونجا سریع جکوزی رو راه انداخت لخت شدم رفتم تو آب تازه بدنم شل شد شاهینم لخت شد اومد تو آب بدنمو ماساژ میداد و وسطش ازم لب هم می گرفت.بعد کنار استخر دراز کشیدم و کل بدنمو با روغن ماساژ داد و رفتیم تو استخر راه رفتیم عضلاتم تازه داشت باز میشد. یه کم هم رو تخت دراز کشیدیم خستگیم در رفته بود.شاهین معلوم بود بازم میخواد منو بکنه برای همین ولم نمیکنه.اول شب بود با شیطونی گفتم از دیشب دست از سرم برنداشت یا معلومه گلوت گیر کرده. گفت معلومه که گیر کرده این همه مدته تو گفتم حالا که راه باز شده فعلا هستی پیشم. گفتم کیرت چقدر توان کردن داره اینهمه از دیشب منو گاییدی لابد بازم دلت میخواد گفت تو پا بده کیرم هر لحظه آماده ی گاییدنته عروسک. گفتم اگر زیاد بهت پا بدم ازم سیر میشیا. گفت مگه میشه همچین دخملی دم دست باشه بیخیالش شد. خودمم میخاریدم که دوباره بدم گفتم حالا یه فکری برات میکنم گفت الان خب یه فکری کن که شاهین خان بدجور زده بالا گفتم شاهین خان کیه کیرشو گرفت دستش گفت این شاهین خانو میگم گفتم اوه شاهین خان چه سیخی هم کرده من فداش بشم رفتم جلوی کیرش دولا شدم شروع کردم بوسیدن و قربون صدقه ی کیرش رفتن اونم کیرش داشت میترکید. براش ساک زدم اونم تو همون پوزیشن که کیرش تو دهنم بود انگشتشو رسوند به سوراخم و انگشت کرد و گاهی یه اسپنک میزد به کونم که حسابی سرخم کرده بود. کاندوم رو کشید رو کیرش و دوباره از خجالت سوراخم دراومد.اینقدر منو گایید که جیغم دراومده بود.بغلم کرد رفتیم تو استخر هم سرپا تو آب منو گایید. وقتیم داشت آبش میومد همه رو روی صورتم خالی کرد و صورتم پر آب کیر شده بود و با انگشت همه رو جمع کردم و لیس زدم. یه کم شنا کردیم و رفتیم جوجه رو زدیم و من اونشب و فرداش هم پیش شاهین بودم اینقدر این توان کردن داشت من نمیدونم آب کیر از کجاش میومد که اینهمه توان گاییدن داشت. از اون روز خونه یزدان ۳روز با شاهین بودم و روز آخر تعطیلات آخر شب منو رسوند خونه که فرداش باید میرفتم سرکار. موقع خواب به این فکر میکردم که دیگه واقعا جنده شدم مگه میشه اینهمه کون داد.باید یه کم هم به خودم و عضلات کونم و اسفنکترم استراحت میدادم برای همین هرچی یزدان و شاهین و بقیشون بهم زنگ زدن باهام قرار بذارم بهشون گفتم تا یه هفته اصلا وقت ندارم و پیچوندم شون.با اینکه دلم کیر میخواست ولی باید خودمو کنترل میکردم. جندگی خیلی لذت داشت و تازه داشتم طعمشو حس میکردم …
نوشته: ArminMalus
2 پاسخ به “عشق و شهوت آبتین زنپوش (۵)”
خوب بود درکل
فقط اونجایی ک گفت هوویه همیم