مرد مبل فروش

من امیرم و بایسکشوالم و تجربه با هر دو جنس رو تا حالا کم و بیش داشتم.یه روز با دوستم بیرون بودم رفته بودیم یه چرخی تو پارک بزنیم که دوستم سوسکی طور بهم اشاره کرد که اون مرده که اونجا نشسته از طریق همسایه مغازشون بهش این پیغامو رسونده که میخواد باهاش سکس و کنه و بهش بده دوستمم که کلا تو خط این کارا نبود بهش جواب رد داده بود و مدت زیادی از اون قضیه گذشته بود منم که چشمم به کرده افتاد دیدم ی آقای حدود ۳۷ـ۳۸ ساله بود و متاهل،ظاهر چندان جذابی نداشت اما خیلی سفید و تپل بود.منم غیر مستقیم از دوستم حرف درآوردم که چیکارست و چرا این درخواست رو داشته و مگه میشه این چیزا یارو زن داره و فلان… خلاصه اطلاعات لازم و کافی رو گرفتم و چند روز بعدش تو تلگرام اسمش رو زدم ایدیش اومد بالا پیام دادم چند ساعتی هیچ خبری ازش نبود و عصر دیدم فقط نوشته سلام منم مستقیم رفتم سر اصل مطلب و گیف گی براش فرستادم و منتظر موندم دیدم که استیکر ذوق فرستاده و شروع کرد به سوال کردن که من کیم و از کجا پیداش کردم و اینا دیگه کم کم گرم صحبت بودیم و معرفی اینا که گفت کی میتونی بیای؟!
منم گفتم هر وقت که بخوای، گفتش که آخر هفته همسرم و بچه ها میرن شهرستان و خونمون خالیه منم اوکی رو دادم و گفت پس تا خودم پیام میدم اصلا به گوشیم پیام نده و فقط یه عکس از کیرت بده منم گفتم چشم و چون با تصور اون کون گرد و سفیدش شق کردم بودم سریع عکسو فرستادم
کیرمم حدود ۱۷ـ۱۸ سانته اما خیلی کلفته وقتی عکسو دید خیلی کیف کرد معلوم بود حشری شده.
چند روزی گذشت و آخر هفته رسید ظهر پنجشنبه بود تلگراممو چک کردم دیدم پیام داده که شب از ساعت ۹ خونه هستش و میتونی بیای و آدرس اینارم نوشته بود و منم نوشتم تمام پس مقدمات لازم رو فراهم کن که با یه استیکر خنده جوابم رو داد.
شب به بهونه رفتن به خونه دوستم از خونه بیرون زدم و رفتم سمت لوکیشن که خیلی هم دور نبود ده دقیقه زودتر رسیدم که زنگ در رو زدم و رفتم تو دیدم با یه ست شلوارک و رکابی شیک و بدن نما رو به روم وایساده و با چهره خیلی ذوق دار که همین که رفتم تو بغلم کرد و گفت خوش اومدی و خوشحال شدم منم هی که باهاش حرف میزدم پاهاش و کونشو دید میزدم که متوجهم شد. بعد گفت چی میخوری ازت پذیرایی کنم گفتم تورو که گفت جووون پس میخوای رو مبل سروم کنی یا رو تخت تو اتاق منم گفتم که حالا حالا اینجام فعلا بذار رو مبل باشیم که اومد سمتم و یکم تو بغل هم مالیدیم همو خیلی نرم بود لامصب و البته کاربلد
آروم آروم لباسامو در آورد و فقط با شورت بودیم از رو شورت زیون میزد و منم تو اوج حشریت بودم که آروم شورت رو کنار زد و شروع کرد به ساک زدن انقدر خوب ساک زد با اون دهن داغش که به دو دقیقه نرسید ابم اومد خواستم سرشو بکشم فهمید که تیم میخواد بیاد بیشتر هل داد و تموم آبمو قورت داد و گفت من برم یه چیزی بیارم بخوریم که ریکاوری بشیم
رفت چای و یکم تنقلات آورد و یکم گپ زدیم و از کیرت تعریف میکرد که من باز شق کردم اونم که دید چخبره دوباره گفت شروع کنیم منم با چشام بهش اوکی رو دادم اینبار رفتیم رو تخت و دراز کشیدیم و بدن همو می‌خوردیم که گفتم نمی خوای سرویس بری گفت رفتم و همه چی آمادس کونشو که چرخوندم وایی که عجب چیزی بود سفید و البته تمیز و شیو شده که بوی شامپو بدن خوش بوش به صورتم میخورد ناخودآگاه شروع کردن به خوردن اون کون سفیدش و اونم صداش تو کل اتاق می‌پیچید بعد اونجا لوبریکانت و کاندومم گذاشته بود یکم با لوبریکانت و انگشت جا باز کردم و اونم تو دنیای خودش رو ابرا بود که کاندومو گذاشتم سر کیرم و یکم چرب کردم و گذاشتم در کونش که شروع کرد به ناله و آروم آروم هل دادم یکم اولش اذیت شد ولی بعدش دوباره ناله شهوتش دراومدم وقتی به کون سفیدش نگاه میکردم حشریتم چند برابرمیشد واقعا تا حالا همچین کونی نکرده بودم چند بار پوزیشن عوض کردیم وقتی مدل هفتی کردمش کیرشو تو دستم گرفتم مالیدن که گفت نکن اینجوری ابم میاد حسم میپره منم گفتم چشم چند دقیقه بعدش حس کردم داره اب خودم میاد که گفتم کجا بریزم گفتم رو سینم تا درس آوردم همش پاشید رو کیر و سینه خودش و اونم با ابم جق زد به ده ثانیه نکشید اونم آبش اومد و هردو خسته و کوفته افتادیم رو تخت و یکم دراز کشیدیم و اونم هی قربونش صدقم می‌رفت. دیگه بعدش بلند شدیم خودمونو تمیز کردیم و دیدم ساعت از ۱۱ ردشده گفتم که دیرم شده باید برم خیلی اصرار کرد که شبو بمونم ولی نمیشد بخاطر خونوادم گفت پس فردا بیا از شانس بد منم فرداش سفری بودیم و نمی‌تونستم سفر رو هم بپیچونم… خلاصه اومدم خونه و خسته رو تخت دراز کشیدم و به اون سکس بی نظیر فکر میکردم که دیدم صدای پیام گوشیم میاد نگاه کردم دیدم اون پیام داده و کلی تشکر کرد و گفت خیلی ازم خوشش اومده و اگر پایه باشم با هم بمونیم و منم که از خدا خواسته قبول کردم و بهم شب بخیر گفتیم وگفت همیشه سر فرصتا بهت خبر میدم…

نوشته: کاربر

بازدید 6,366

یک پاسخ به “مرد مبل فروش”

  1. اره انگار دیرت شده بود و عجله داشتی . تو که کون رو کردی داستانش هم تعریف وردی خب یه مقدار توضیح میدادی آروم سر حوصله . انگار شاش داری

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...