بعد از تجاوز رفیقم سپهر به خودم خیلی افسرده شده بودم همش تو خودم بودم خیلی کم بیرون میرفتم اعتماد نداشتم دیگ با سپهر رفیق نبودم دوست بودم چند بار عذر خواهی کرد و حتی یه بار برا ناهار مامانش دعوتم کرد خونشون سریع وقتی ناهارمو خوردم رفتمو خلاصه چند سال گذشت
سپهر دو تا خواهر داشت که یکیشون ی سال از من کوچیکتر بود
من۲۱ساله و اون۲۰ساله عسل
عسل یه دختر فوق العاده بود پوست سبزه اندام عالی کون فوقالعاده تو چش از اینا ک زیرش خط داره
سینه های جم و جور ولی سکسی۷۰،۷۵و موهای بلند مشکی کمر باریکو باشگا برووو سپهرم خیلی روش حساس بود اونقدر سرش تو محله چن بار بحثش شده بود
ی شب یکی ع دوستام تو ی منطقه دیگه زنگ زد و گفت دانیال یکم عرق میخوام دستم بنده برسون بم اینم بگم ک تو این چند سال ک گذشت من کلی دختر اومد و رفت تو زندگیم و کلی راحت و آزاد شدم از لحاظ خانوادگی و دیگ تحت فشار نبودم
بهش گفتم ک باشه کجایی آدرس بده فلانی و فلانی ک نیستن گفت ن بابا با زید نشستی بیا تو گفتم دستخوش الان میام رفتم پیش ساقیا عطرو گرفتم و رفتم سمتشون وقتی رسیدم سه تا دختر بودن و دوتا پسر ک یکیشون رفیقم و اون یکی دوستم و جفتشون برا ی منطقه پایین تر از مان
نشستم و سلام علیک و متوجه نگاه خجالت اور یکی از دخترا و در گوشی حرف زدن با اون یکی شدم و حس کردم دارن مسخرم میکنن گفتم کص ننشون و به عرق خوردن برسیم یکم که گذشت گوشیم زنگ خورد از جمع رفتم و دیدم یکی از دخترا اومد سمتم گفت دانیال یه لحظه گفتم جانم با یه استرس و خجالت شدیدی گف تروخدا به سپهر نگو من اینجا بودم به اینام نگو داداش من کیه ! وایییییی من نفهمیده بودم این کسکشششش عسله خیلیییی بزرگ و سکسی شده بود میکاپ سنگین استایلی که یه بارم ازش تو محله ندیده بودیم چن سال و اصن پیداش نبود از سر اون درگیری ک داداشش کرده بود سرش دو سه سال تو محلمون وای یکم نگاش کردم و گفتم ط واقعا خجالت نمیکشی نمیگی بشناسن اینا ابروش بره نمیگی چ درگیری بدی درس میشه الکی یکی میمیره!؟
گفت به خدا اینا رو اصلا نمیشناسم و دوست پسر دوستمه و دیدی ک من عرق نخوردم اصن و..
گفتم دیوونه ای چیکارت دارم ن زیاد با هادی خوب نیست از ترس منم نخوردی طوری نیست بیا هیچینمیگم بش اگر تکرار نشه! گف ن نمیخورم ب خدا گفتم برووو عسل پ اینجا با اینا چیکار میکنی؟بیا بیا نترس
رفتیمونشستیم و ریختم براش ی شیش هفت تا پیک خوردو پا کرد توکونمون ک وای ساعت۹شبه و الان زنگم میزنن و برمو برم مستم بود یکم گفتم بشین نیم ساعت دیگ خودم میبرمت و رفیقامم فک کردن من خوشم اومده و نمیشناسم پاشو گرفتم هیچی نگفتن چن تا پیک دیگم ریختم براش و نشوندمش تو ماشین و سرشو گذاشت ب شیشه و چشاشو بست منم در ی مغازه زدم کنار یکم خوراکی خریدم براش و گذاشتم تو ساکش و اونم همون حالت بود ی کاندوم از تو کیف پولم در اورد و انداختم تو همون پلاستیکی ک خوراکی خریدم براش!رسیدیم ب چن تا کوچه پایین تر و گوششو کشیدم ی بوس از سرش کردم خیلی سریع و گفنم اوکیی میتونی بری خونه؟
اگ نمیتونی میخوای بپیچونی بگا نری بمونی امشب پیشم؟
گف ن اصلا نمیتونم اوکیم میرم بخوابم
شمارشو ازش گرفتم و گفتم چیزی خاصی کاری داشتی بم میگی ببینمتم با اینا عسل اذیتت میکنم!گف باشه ممنون بابت همه چی و رفت صبح فرداش پیامش دادم گفتم سلام زنده ای؟چندتا استیکر خنده فرستاد و گف هنوز اره گفتم خوردی خوراکی اتو ؟گف خوراکی؟اره دیونه دیشب برات خریدم گذاشتم زیپ بزرگه کیفت +جدی میگی؟نقنصخصنصمصمس-اره فق ی چیزی خواستم بگم یه چی من برا خودم خریدم فک کنم کصخل یارو انداختش تو پلاستیک سریع برش دار پرتش کن بیرون تا یکی ندیده!
+یا خدا چیه-ورش دار ط پرتش کن بره ب تو چه
چن دقیقه بعد گف خاک تو سرت ولی بابت خوراکیااااممنون و لاس زدنام شروع شد باهاش و خیلی عادی روم تو روش باز شد نمیدونست میخوام ی طوری انتقام کاری ک داداشش کرد و ازش بگیرم و خوابوندمش زیرم.
بعد چن وقت ب عسل گفتم کi بیا فلان جا تا بیام دنبالت بریم یi تاfی بخوریم و خیلی سریع پذیرفت!
رفتم دنبالش ی استایل تقریبا لش زده بود ولی هنوزم اون کون خوش فرمش تابلو بود توش!
بو عطرش داشت دیوونم میکرد بهش گفتم کجا بریم گف فرقی نداره یجا ک نزدیک نباشه و خندید منم روندمش سمت بالا شهر و کافه و رستوران و بعدشم رفتم از جایی دو تا آبجو خریدم سوار ماشین کشدیم بخوریم گف دوست دخترت ناراحت نمیشه با من بیرونی؟
خندیدم گفتم دوست دخترم؟
+اره دیگ دوست دخترت!
-دوس دخترم کجا بود دیونه
+زر نزن میدونم داری پس اونو برا کی گرفتی!؟
کاندومه رو میگفت کi انداخته بودم تو کیفش
-عااا نه دوست دختر ندارم برا کس دیگه ای گرفتم
+دانیال تو واقعا میخواستی اون شب کاری با من بکنی؟
-وای دیونه ای تو اینا چیه تو سرت از من؟؟
+پس چرا گفتی بمون پیشم؟
-وای نه عسل به خدا برا خودم گرفتم ی موقع هایی مشروب میخورم بدش یه آشنایی پولیه میرم اونجا
+امشبم رفتی؟
-نه!
+چرا؟
-چون نگرانت بودم!
یکم باهم لاس زدیم و گفت مطمئن باشم گفتم اره بابا دیوونه !
یکم که مست شد اهنگ مونالیزا رو گذاشتم دستشو یکم بوسیدم یکم رو گونه هاشو خودش پا داد یکم لباشو بوسیدم و دیدم داره ناله میکنه!!! کشیدم عقب گفتم مگ چقدر بالایی و خندیدم گفت تقصیر توئه خو
بازم ادامه دادیم لباشو میخوردم گردنشو سفت فشار میدادم و کیرم داشت جر میداد شلوارمو!
از اون روز هر دو سه روز ی بار بیرون و در همین حد و شبام یکم سکس چتی ک ب سکس ختم نمیشد:(
بد یکی دو ماه بهش نگفتم بیاد چن روز پیشم و خودش گف چرا نیستی؟ گفتم یکم حالم خوب نیس دوس دارم خونه باشم گف وای چطوری میتونی بابام اینا خیلی رو مخمن
گفتم ن مامانم اینا کجا بود خونه خودمم!
گف خونه خدا؟؟؟
بابام برام خریده بود ولی چون میخواستم صد در صد بکنمش و اگ سریع بهش میگفتم میترسید و نمیومد نگفتم بهش تا خودش بفهمه مطمئن بودم عسل کیر ندیده تالا!
گفت کجا گفتم میای؟
+نیام-بیا دیوونه ای ناهار چی دارید برام بیاری؟+بندری-بیار بیار تندش کن بیار
بد چن ساعت اومد و قشنگگگگگگگ چیزی پوشیده بود ک مطمئن شدم اومده ک بده بهم!
عسل نشست و نشستیم و یکم گفتیم و خندیدیمو ی قلیون گذاشتم و غذا خوردم داشت ظرفا رو میشست رفتم ازپشت چسبیدم بهش گفتم میشه من قربون شما برم؟+نه-اخه نمیتونم که نرم+نه کم کم خودمو چسبوندم بهش شلوارش نازک بود میتونست راحت کیرمو حس کنه گردنشومیخوردمو در گوشش نفس میزدم و میخواستم حس کنه کیرمو!
همینطوری ظرفا تموم شد و رفتیم نشستیم تو سالن اومد نشست پاهاشو خم کرده بود از زانو نشستم پایین پاش و در اوردم جوراباشو
وای لاک زیتونی زده بود ک ب پوستش میومد و بوسیدم پاهاشو رفتم سراغ لباش یکم ک دیدم نفساش داره ناله میشه بوبزای نرمشو زیر دستم له میکردم و گردنشو میخوردم دستشو گذاشتم رو کیرم همونطوری ساکن وایساده بود و یکم بد برداشت دوباره گذاشتمش و گفتم برش ندار !حق نداری!
اومدم از روش کنار ک فق دستش رو کیر من باشه و ببیندش با چش داشت اروم میمالید رو نگاه میکرد از رو شلوار دستشو گرفتم بردم داخل شلوارم گفتم خیس خیسم و توام هسی میدونم!و خندیدم
اروم لباسای همو در اوردیم عسلو لخت کرده بودم و فق لباس زیر تنمون بود!
وای نمیتونم توصیف کنم چق حس انتقام خوبه!
اجیشو خوابونده بودم رو مبل لختش کرده بودم و دستامو ب تن لخت نرمش میمالیدم و کیرمو نمیذاشتم از دستش جدا شه!
تو دلم میگفنم مادرجنده بگیرم فیلمتو وقتی داری زیرم جیغ میکشید بفرستم برا داداش کونیت و بگم بهش فحش بدی؟
خلاصه داشت از خجالت آب میشد دستش رو نیپلاش بود و هی میزدم بهشون و می بوسیدم نیپل اشو و میکشیدم شون با لبام کیرم دقیقا رو کصش بود ولی رو لباس زیر خیسسسس خیس بود شورت کرمیش بش گفتم عسل اذیتت میکنم گفت نگفتم دوسش داری گفت آره میترسم گفتم نترس قربون این بدن خوشبوی کردنت برم بین خودمو خودت همه چی دیوونم مگ خودمو بگا بدم رفتم لا روناشو شرو کردم ب لیس زدن و خوردن کصش از رو شرتش کیرمو میمالیدم روش داشت میمرد نفساش از دهنش بود و عمیق و سرمو با روناش فشار میداد از گوشه شورتش کصشو لیس میزدم بهش عطر و مام زده بود مزه بهشت میداد میخوردم و زبونمو اروم روش میمالیدم بش گفنم برگرده رو شکمش خوابوندم و رو سوراخ کون تمیز رو و مکمیزدم و بوس میکردم وای ک مگ میشه انق کردنی باشه این کون دیگ ،میگه دانیال دارم میمیرم وای بدنش میلرزید و من دست بر نمیداشتم پاشدم و وایسادم جلوش از رو شرتم کیرمو میبوسید میگفت وای وای دیگ نمیتونم از کنار شرتم در آورد و شروع کرد ب خوردن
اصلا ب خوردنش نمیومد ک بار اولش باشه میمالید تو صورتش و گردنش و خیلی با ناز می خورد آب از رو لباش کش میومد رو کیر صورتیه۱۹ثانتیم داشتم میشدم که تو دهنش در اوردم و کاندومو گذاشتم روش خوابوندمش رو شکمش یکم کرم مالیدم رو سوراخ تنگ کالباسی رنگش
بهش گفتم لا پاهاشو باز کنه باز کرد و اروم اروم تا اخرشو کردم داخل و لش شدم روش وفق گوششو میخوردم و می گفتم داداشت میدونه زیر خواب منی؟ی اخ گفت و نه نمیدونه سر کاره
گفتم زنگش بزن گف وای نه دانیال نه گفتم زنگش بزن میخوام وقتی دارم میکنم کونتو بات حرف بزنه
خوشش اومد و زنگ زد کصکش خار کونی جواب داد گف جانم عسلم با یه صدای نفس نفس و خسته گف خوبی همه چی خوبه؟گف اره چرا چی شده؟
منم آروم کیرمو تا سرش می آوردم بیرون و می بردم داخل
یکم باهم حرف زدن و قطع کرد و مث سگ ناله میکرد زیرم منم کاندومو در آوردم آبمو ریختم لا پاهاش و رو کونشو بوس کردم گفتم پاشو بپوش!
از اون سکس سه ماه میگذره خواهر سپهر هنوز زیر خواب منه!سپهر جون خواهرت تالا بیشتر ۱۰بار ابمو خورده سه ماهه داره هرچند روز ی بار زیرم اون کون نرمش پاره میشه سپهر جون می ارزید؟
نوشته: دانیال
4 پاسخ به “تاوانشو خواهرش داد”
عقده ای کثیف تو مرد بودی سر خودش تلافی میکردی نه یه دختر از همه جا بی خبر بی گناه بی عرضه بی خایه زورت به داداش کثیفتر از خودت نرسید سر اون خالی کردی؟
تو چقد بدبختی که با افتخار از کون دادنت و این لاشی بازیت تعریف میکنی بی ناموس
داستانتو دادم چت جی پی تی ترجمه کنه سرورهاش سوخت خلاصه داستان اینه چون داداشش کونت گذاشت تو هم داستان بستن چشمات و تصور گاییدن خواهرشو در حین جق زدن به نکارش درآوردی
اون یارو واقعی کونت گذاشت، حالا تو تو خیلاتت خواهرشو بکن. حس انتقام؟ صورتی ۱۹ سانتی لعنتی