دختر مورد علاقم و داستان هاش

سلام ، خیلی مخلصم برای حفظ اعتبار؛ اسامی عوض شدن ولی امیدوارم از این خاطره لذت ببرید چون بهترین اتفاق زندگی من بوده واقعا ! شما قرار نیست توی بیست خط اول داستان سوپر بخونید پس تا آخر بخونید ممنونم ^_^ !

سامیار این اسمیه که قراره منو باهاش بشناسید و النا اسم دختریه که بعد از من محور اصلی این خاطره است … من با این فرشته توی 18 سالگی آشنا شدم اختلاف سنیمون چند ماهه اون اردیبهشتیه من بهمن ماهی ، من بزرگترم ازش و خوب از لحاظ فیسی و بدنی به واسطه رشته ایی که کار کردم یکم بزرگتر نشون میده اما اون خیلی کیوت و دخترونه طور بود . بعد از گذشت تقریبا یک سال و هفت/هشت ماه از رابطه امون من تصمیم گرفتم تولد بگیرم و خوب بچه های دانشگاه و دوستامون باشن(فقط دوستای صمیمی) ، از لحاظ مالی واقعا اوکی هستیم . ما طرف پرند یه خونه دیگه داریم که پدرم قبل از بالا رفتن دلار و این داستان خریدش تجهیزات متوسطی داره و خوب آخر هفته ها یا من میرم یا خانوادم که چراغش روشن بمونه و خونه رو دزد نزنه . هماهنگ کردم که تولدو اونجا میخوام بگیرم و خوب اوکی شد ، زنگ زدم بهش : سلاممم چطوری بچه؟ -سلام جیجر من خوبم تو چطوری؟ گفتم سلامتیت . اومدم حرف بزنم حرفمو قطع کرد(یا بهش میگفتم الی یا بچه) . گفت تولدت اوکی شد یا خودمون دوتاییم؟ گفتم آره عشقم زنگ زدم همینو بگم اوکیه میام دنبالت به بچه ها زنگ بزن بگو دیگه فدات شم .(منظور از بچه ها دخترایی بود که دوستاش بودن و خوب دوست داشت اونجا باشن) سر جمع 10 نفر نمیشدیم و خب قرار شد من و اون از چهارشنبه بعد دانشگاه بریم تا فرداش تدارکات و غذا و اینا رو اوکی کنیم ، دل تو دلم نبود دانشگاه بگذره و بچه ها هم یه هیجان خواصی داشتن چون تقریبا بار سوممون بود مهمونی اینطوری میگرفتیم . تموم شد دانشگاه تموم شد(زبان تهران غرب میخوندیم) با فرهاد و آریان دست دادم گفتم تا فردا دست النا رو گرفتم رفتیم سمت ماشین . ماشینی که بعد از کلی پارگی خریدم یه رسپکت مشکیه که خب راضی ام خدا شکر 🙂 راه افتادیم تا برسیم من کانکت بودم چون کلا رانندگی توی جاده با اهنگ های خودم بهم بیشتر حال میده ، برای اینکه مسیر طولانی تر بشه از تهران قم رفتم جاده فرودگاه امام چون از جاده ساوه هم میشه ولی خب کوتاه تر میشه و پُر ماشین سنگینم هست . رسیدیم ورودی پرند فاز یک دور میدان استقلال پارک کردم تا خرید کنیم . خرید ها رو کردیم و خوب قبلشم که بیام دانشگاه اصل کار یعنی نوشیدنی های مورد نیاز الکی همون مشروب خودمونو گرفته بودم میخواستم دوتا بطری ودکا بگیرم دیدم بودجه ام نمیرسه یه ودکا و دوتا عرق گرفتم گفتم از ودکا شروع میکنیم بعد تهش دو تا عرق ها رو میخورن بچه ها دیگه اگه خیلی لنگ الکل بودن ، رسیدیم ساعت طرفا هشت شب بود مزه هایی که نیاز بود رو اوکی کردیم تا سالاد ماکارونی چون قرار بود اگر افتری شد دیگه از حساب پس انداز مشترکمون پول بردارم غذا بگیرم … که خب بعد کاتم اون پولی که اونجا بود و به اندازه ایی که گفته بود بهش برگردوندم ، بگذریم همه چی اوکی شد تا ساعت تقریبا 2 صبح که خب لا به لا شامم خوردیم . خیلی خسته بود تا مسواک بزنم و بیام دیدم خوابیده دلم نیومد بیدارش کنم تا یکمی حال کنیم … طرف های سه اینا بود بعد از کلی ریلز کس و شعره طنز خوابیدم ، ساعت یازده و نیم اینا بود با کتک های اون بیدار شدم(به شوخی میزد) بیدار شدم ماچ و بغل که خب اصلا دوست ندارم اول صبح ها چون به خاطر یه مشکل معده من دهنم بوی سگ میده به زور یه بوسو رفتم مسواک تا صبحانه بچه ها قرار بود ساعت 2 بیان تا شب اگر دیگه خیلی مست بودن بمونن … صبحونه رو خوردیمو من رفتم دوش بگیرم . آب خیلی ضعیف میومد پمپ مشکل داشت همین وسط دوش گرفتم در رو زد و گفت مدیر ساختمون اومد پشت در گفت پمپ رو دارن اوکی میکنن آب رو ببند ، منم هاج و واج نیم ساعت آب موندم تا اوکی شد دوشمو گرفتم و اونم سریع رفت یه دوش گرفت تا خستگی کارای تدارکات دیشب از تنمون بره یک ربع بعد از اینکه اومد و لباس پوشید یکی دیگه از رفیقام با دوست دخترش که دوست الی بود اومدن و زنگ رو زدن رامان و مهسا اومدن بالا و خوش و بش … میز و اینا خالی بود هنوز نچیده بودیم بنده خدا رامان گفت زود اومدیم داداش شرمنده ولی خب خوب شد الان کمکی چیزی باشه هستیم ، مهسا کلی کمک کرد بنده خدا ما هم توی تکاپوی خودمون بودیم تا رفتیم تراس سیگار بکشیم ، کام اول نه کام دوم فرهاد و آریان با مهشید و رومینا اومدن رفتم در رو باز کردم و تقریبا مهمونی شروع شده بود … النا یه رفیق جون جونی داشت به اسم ساحل(همونطور که گفتم همه اسم ها عوض شدن و خوب نزدیک ترین ورژن به اسم های واقعیشونن) اون هم جدا اومد و بعدش سه چهار نفر باقی مونده ملحق شدن بهمون تا طرفای ساعت پنج دیگه جمعمون جمع بود ، همه چی‌گذشت من چون تولدم بود دوتا شات بیشتر نخوردم تا حواسم باشه به بقیه و الی هم کنار من همین کارو کرد . ساعت های نه و نیم ده شب بود رفتم تراس فارغ از هیاهو یه سیگار بکشم الی اومد کنارم توی سکوت یکمی فضا داغ شد یه بوسه و بعدش خیلی حرفای دری وری میزد خیلی بی ربط به فضا یهو گفت تریسام دوست داری تریسامی که تو منو با یکی دیگه بکنی؟گفتم بلهههه؟چشمام گرد شده بود و پشمام ریخته بود توی تخیلاتم دوست داشتم اونو با اسکای‌بری یه پورن استاره معروفه تری سام بزنم ولی خب طبعا گفتم نه چون رابطه امون جدی بود و خیلی باهم راجب آینده حرف میزدیم ، گفت کص و شعر نگو دیگه دوست نداری دوتا گوشت جلوت باشن ، تو که میگی لذتت توی آوردن اب منه حالا اب دوتا کصو بکشی بیرون سرحال نمیشی؟(من واقعا تایم سکسم خوبه نمیگم سوپر منم یا شیش ساعت یکیو میکنم ولی جدا از اورال سکس یعنی بوسه و ساک و اون حس گرفته تایم دخول و واژینال سکسم واقعا عالیه تقریبا نیم ساعت تا چهل و پنج دقیقه است بدون کاندوم تاخیری) گفتم خب چرا داری اینا رو میپرسی تهش که چی؟گوشیشو در آورد گفت ساحل داشت باهام درد و دل میکرد که آره یه پسر قدرشناس و از سکسیاش که فقط واسه پارتنرش اله و بله … خود النا گفته بود دوست داری با سامیار تریسام کنیم ، اونم اولش سفت بازی در آورده بود آخرش گفته بود آره حالا چطوری و فلان و بسار … الی گفته بود که مستش میکنم حالیش نباشه و از این حرفا ، بهم گفت رفتیم بیرون خودتو بزن به مستی من بهش میگم بره توی اتاق ما هم لب توی لب بریم جوری که مثلا توجهمون بهش نیست من کیرتو بمالم تا شروع کنیم ببینیم چی میشه … گفتم بچه ها چی گفت بزار یه سریشون برن چون ما میدونستیم آریان کلا آدمی نیست که شب جایی بمونه . گفتم باشه ، گذشت طرفای ساعت 1 بود یه سریا رفتن جمعیت تقریبا نصف شد از یازده نفر شدیم پنج نفر یه کاپل دیگه باهامون بودن که اونا هم عذر خواهیو رفع زحمت به ساحل گفتن بیا ما میرسونیمت ساحلم گفت نه ممنون میمونم کمک کنم اینجا که تعارف ندارم خلاصه رفتن و ما سه تا موندیم این گفت من میرم بخوابم منم مثلا مست بودم الی گفت اره برو توی اون اتاق رفت یکم گذشت پیرهن منو در آورد در گوشم‌ گفت به روش نیار که مست نیستی ولی کصخل بازیم در نیار ، گفتم باشه شروع کردیم لب گرفتن توی آشپزخونه یکم مالیدیم همو من آروم آروم داشت کیرم بلند میشد دستمو از زیر پیرهنش سُر دادم توی شرتش دیدم اوه اوه آبشاریه اون لا آروم زیر گوشش گفتم تو رو میزارم نفر دوم تشنه تر بشی بچه گفت یعنی اون کیرو میخوای اول بدی به اون؟گفتم جوری میکنمش آبش سریع بیاد بیام سراغ تو ، تو طلایی اصل کاری یکم دیگه لب و اینا یه گاز از گردنش گرفتم بغلش کردم رفتیم تا پشت در اتاق گفت بزارم زمین گفتم چرا گفت کصخل یه آدم مستی مثلا یکم خندیدم و لب تو لب در رو باز کردیم چراغا خاموش بود و ساحل روی تخت بود همچنان با لباس بود اون ، لب تو لب یکم کیرمو مالید و برای اینکه یخ جلوی ساحل بشکنه مثلا بدون اینکه من میدونم اونجاست گفت جووون چه کیری داری عشقم نمیخوای منو بگایی؟منم از فرصت استفاده کردم گفتم دیشب و امروز که وقت نشد میکنمت طوری که آبت کل خونه رو برداره دخترجون ، مثلا داشت با زیپ شلوارم و اینا ور میرفت که یهو گفت اااااه نمیبینم این کصکش پدر کجاست و چراغو روشن کرد من و ساحل باید نقش بازی میکردیم که مثلا غافلگیر شدیم من چون میدونستم که برنامه از چه قراره سعی کردم طبیعی باشم ولی مثل اینکه ساحل خیلی حشری بود اولین جمله ایی که گفت ، گفت حشرتون کاری کرده یادتون بره که من اینجا ام ها … الی گفت خب دوتا راه داری الان یا بیای شریک بشیم این کیرو یا سیکتیر کنی یه اتاق دیگه با صدای ناله های من جق بزنی . ساحل پاشد که مثلا از اتاق بره بیرون بین راه بعد از اینکه از کنارمون رد شد الی دستشو کشید گفت میدونم دلت هوس کیر کرده چند وقته سینگلی این تن لشم نگاه الان مست پاره است نمیدونه چی به چیه بده بهش نمیفهمه دیگه منم چشمامو میبندم چون شرایط سامیار معلومه اگر هوشیار بود که نمیذاشتم(من توی هوشیاری 95 درصدی بودم) گفت باشه … الی گفت پس با یه لب نمیخوای شروع کنی ، ساحل : با تو یا با اون؟ الی : با هرکدوم که دوست داری . ساحل دستشو دراز کرد از روی شلوار و شروع کرد اروم از سر کیرم مالیدن و با الی لب تو لب شد ، یکم گذشت و با چشمای گرد برگشت یه نگاه به من کرد و یه نگاه به الی بعد خطاب به الی گفت این چرا ته کیرش معلوم نیست کیرش چقدره مگه؟الی گفت فاتحه اون کصو بخون که کیرش از کیر اکس هات بزرگتره … با این حرفش ساحل مشتاق تر شد رفت نشست روی تخت و الی کنار ساحل رو به من بغل تخت وایستاد و شروع کردیم لب گرفتن با تند تر شدن ریتم لب گرفتنم با الی ، ساحل شلوار رو در آورد از توی پام و یکم از روی شرت با کیره نیمه شقم بازی کرد با دهن(تقریبا 20 سانتی میشه کیرم با کلفتیه یکم بیشتر از حد نرمال) من تقریبا لخت بودم به جز شرتم … الی رو تیکه به تیکه لخت کردم چون سرپا وایستاده بود دسترسیم بهش بهتر بود و در همون حین ساحل داشت عقده یه مدت بی کیر موندشو جبران میکرد سوتین الی رو باز کردم و سینه هاش جلوی چشمام بودن یه پوست تقریبا سبزه یه بدن ترکه ایی و یه کون متوسط از اونایی که مدل ها دارن جلوم بود اما ساحل که خب به مراتب سفید تر بود هنوز لباسی در نیاورده بود ، الی به شوخی گفت ساحل لباستو بزار در بیاره تا یه حال اساسی هم خودمون بکنیم هم به این مرتیکه کیر کلفت بدیم ، جوری که از زاویه دید من خارج بشه کنار کشید تا من با ساحل چشم توی چشم بشم ، یکم هلش دادم عقب و پیرهنشو دادم بالا و شروع کردم به بوسیدن شکمش دست کرد بین موهام و سرمو کشید بالاتر تا از روی لباس رسیدم به خط سینه هاش یه لیس زدم و لباس هاشو در آوردم کامله کامل لخت ، چون میخواستم اول ساحل رو بکنم اونو لختش کردم ولی الی شرت سفیدش هنوز پاش بود ، الی بدنش لیزر شده بود و یه تتو که یه تکست بود روی دستش داشت ولی ساحل مشخص بود که چند روزی از شیوش گذشته خیلی خیلی کم مو های تیز داشت رو و بالای کصش وگرنه هیچ موی دیگه ایی نبود بدن ساحل سفید تر بود نسبت به الی ولی خب من بدن الی رو مخصوصا تتوش رو بیشتر میپسندیدم و بیشتر حشریم میکرد . از پشت یه دست اومد دور کمرم رفت توی شرتم و کیرمو گرفت کشید بیرون، ساحل کمک کرد تا شورتمم در بیارم و کلا ما دونفر جز الی کامل لخت بودیم الی چرخید و اومد جلو نشستن روی تخت و تا الی نشست به ساحل گفت تو تشنه تری لاقل من هفته ایی سه بار این میره توی دهنم(هفته ایی یک بارو سکس داشتیم به جز تایم پریودیش واقعا) ساحل سرکیرمو گذاشت توی دهنش و اینم بگم که کیر من کامل ختنه نشده به لطف پدر نصفه ختنه شده و پوستش حالت های اون کیر ختنه نشده رو داره … گذاشت توی دهنش ساحل و با فشار دستای الی اولین صدای اوق زدن ساحل اومد یکم گذشت دیدم خیلی خسته کننده است اون بخواد ساک بزنه فقط گفتم بازیه کص و شعر مستیو جمعش کنیم دیگه که یکمی ساحل و الی جفتشون جا خوردن ، به محض تموم شدن جمله ام موهای ساحلو گرفتم و تا جایی که میدیدم تحمل داره تلمبه میزدم و کیرمو میکردم تو یکم گذشت آب دهنش دیگه کش میومد و به محض اینکه برای بار اول الی دید آب دهن ساحل داره میچکه کنترلشو از دست داد و ساحل رو کنار زد و گفت هوی جنده خانم این کیر صاحاب داره بعد ببین یاد بگیر چجوری باید برای عشقت ساک بزنی ، وقتی دهنش رو باز کرد زبونشو جمع نکرد و وقتی خورد ساحل دید که زبونش چجوری زیر کلاهک کیرم میره و میاد ، من چرخیدم از حالت سرپا دراز کشیدم و ساحل گفت واقعا نمیتونم حشرمو نگه دارم میخوری برام یا برات بخورم ،منم چون تاحالا باهاش سکس نداشتم گفتم اگه دلت کیر میخواد بیا ، دست الیو کشوندم اوردمش بالا اروم زمزمه کردم : میخوام به کص خیس و آب افتادت یه حال اساسی بدم بشین روی صورتم ، الی گفت : با ته ریشات اگر بشینم زرتی آبم میادا گفتم نه من تو رو میشناسم تا کیرم نره اون تو آبی از تو در نمیاد … گفت باشه عشقم یکم با ناز پاهاشو باز کرد خودشو کشید بالا و نشست روی صورتم و یکم بعدش ساحل شروع کرد خوردن ، چند لحظه خوردم واسه الی بعد مکث کردم ، فکر کردم به اینکه چرا خوردن ساحل اینقدر طول کشید، سرمو از لای پای الی کشیدم بالا گفتم ساحل چیکار میکردی؟گفت تاخیری زدم که آبت نیاد دیگه … قبل از اینکه خودم چیزی بگم ، الی گفت اوه اوه پس خارمون گاییده است . ساحل گفت چرا؟الی گفت کصخل این تایم سکسش نیم ساعته احمققققق . ساحل گفت چه بهتر ، الی با لحن تقلید از ساحل گفت چه بهتر؟جر که خوردی میفهمی ، گفتم کص و شعر نگید دیگه … چند ثانیه بعدش دوباره هیچکی روی زمین نبود ، دیدم اروم اروم الی داره همون زاویه ایی که رو به من داشت خودشو از روی بدنم میکشه سمت کیرم … به ساحل گفت بزار من یه ذره حالشو جا بیارم تو رو یه جوری بگاد از تاخیری زدن پشیمون بشی . به ساحل گفت اقلا اون پشتی کیرشو بزار توم ساحل یکم تف زد سر کیر من و کیرمو گذاشت دم کص بهشتیه الی با یه فشار کیرم رفت توی جایی که خودم فیت کیرم کرده بودم با ناله های الی انگار من یه انبار بنزین بودم که فندک میخورد ، داغی تن اون به تن منم سرایت کرد و بدون اینکه بالا پایین بشه خودم شروع کردم زدن چون ساحل غیر مستقیم فهمیده بود براش نمیخوردم برعکس رو به الی نشست طوری که کونش و کصش سمت من باشه ، روی من نشست و شروع کرد نیپل های الی رو خوردن . من سنگین شده بودم نمی تونستم تلمبه بزنم گفتم عشقم خودت سوارکاری کن ببینم هنوزم بلدی به محض بالا پایین شدن الی انگشت فاک دست چپمو خیس کردم گفتم ببینم این کسی که میخوام بکنیم چقدر تنگه کردم تو ساحل یه آه کشید و گفت دیوث یواش تر طرف های هفت هشت دقیقه الی روی کیر من بود ساحل که پاشد جا عوض کنن از فرصت استفاده کردم ببینم میتونم با تلمبه های سرعتی بار اول الی رو تخلیه کنم … شروع کردم زدن گفت نزن الان آبم میاد گفتم خب بزار بیاد دیگه کصخلی مگه گفت نه میخوام با سکستون جق بزنم حشری تر بشم سری بعدی تا گذاشتی توم بیاد . گفتم الی اگر ابت بیاد از کس نمیزارم از کون میزارما ، گفت باشه . الی بلند شد ، ساحل گفت من داگی میخوام ، میخوام بار اول سری ابم بیاد بزنی توی نقطه جی تا سری بشم . رفتم دوباره لبه تخت سرپا و ساحل جلوم داگی الی هم چون میدونست من با حرف خیلی تحریک میشم اومد و پشتم وایستاد و وقتی شروع کردم به گاییدن ساحل شروع کرد به حرفای سکسی زدن ، ده دقیقه یک ربعی ساحل داشت کیف میکرد … که یهو یه صدایی تلنگری زد بهم خود ساحل گفت موهامو بگیر بکش تا ته بتپون تو کصم آبم داره میاد . گرفتم و شروع کردم تلمبه های سنگین تر زدن ، یکم که لحن ناله هاش تیز تر شد دیدم داره آبش میاد وزنمو از روی زانو هام انداختم روی کمرش و کیرم تا آخرین سانت رفت توی کصش قشنگ حس میکردم داره از داخل به رحمش فشار میاره ساحل یکی از پاهاش منقبض شد و به یه طرف افتاد روی تخت و کیرم در اومد از توی کصش ، من یه نگاه کردم و گفتم خب همچنان من موندمو یه کیر شق که الی گفت مگه من مردم خوابید روی تخت جلوم و پاهاشو هفتی باز کرد زد به کصش و گفت آهایییی گلادیاتور رومی این کص حریف میطلبه با سواره نظامت نمیخوای لشکرکشی کنی … خیز برداشتم روی تخت و نیپل شو به دندون گرفتم سرمو اوردم بالا گفتم من نمیزارم توی کصت خودت میخوایش خودت باید بزاریش یکم خودشو کشید پایین تر و یهو دیدم دستای ساحل سر کیرمو کردن توی کس الی ، الی لباشو گاز گرفت و دوباره رفت سراغ نقطه ضعف من یعنی حرفاش … سرمو چرخوندم به ساحل گفتم تو از رو نمیری نه؟گفت نه ، ابرو هاشو بالا انداخت و شروع کرد جق زدن . من داشتم از منظره رو به روم لذت میبردم با سینه های الی بازی میکردم ، لب میگرفتم ازش ، چوچولشو میمالیدم تا الی گفت دارم میشم ، الی دوست داشت هر وقت داره میشه من بشینم خودش بیاد روش بالا پایین کنه تا اوج لذتو ببره ، نشستم و بعد از پنج شیش تا تلمبه کیرم کاملا سفید و پر از آب کصه الی شده بود . از سمت راست شونه ام خودشو سُر داد و ول شد روی تخت تا برگشتم ببوسمش گرمای دهن ساحل و حس کردم شروع کرد به خوردن ، الی هم شروع کرد به قربون صدقه رفتن و لب گرفتن تا به خودم اومدم دیدم نمیتونم جلوی آبمو بگیرم … تا گفتم آبم داره میاد ساحل با یه لحن غرغری تا اومد حرف بزنه گفتم بشینید لب تخت صورت هاتونو نزدیک هم کنید . پاشدم گفتم ساحل بکش بیرون الی کار خودته ، شروع کرد به ساک زدن به روش خودش تا دیگه داشتم منفجر میشدم از دهنش کشیدم بیرون و ریختم روی صورتش تا بالای پیشونیش خط رویش موهاش ریخت و مابقی رو سریع گرفتم سمت عینک ساحل و آبم کامل خالی شد ، گفتم وووهه چه شبی شد ، یکم گذشت و حرف های و کس و شعر تا الی گفت من میرم حموم گفتن نمیخواد صورتتو تمیز کن فردا برو ، گفت اوکی و لباس هامونو پوشیدیم به ساحل گفتم شب عالیی بود شرمنده بار دوم نشد … گفت نه بابا این حرفا چیه و به لطف الی بود و واقعا میدونست چی توی سرمه و اینا ، حرفاش تموم شد گفتم تخت دو نفره است اگر ناراحت نمیشی مابقی شبو من باید عذرت رو بخوام چون الی باید بخوابه اینجا به شوخی و خنده و گفت اره صد در صد و خندیدیم و بدون هیچ لمس و هیچ اتفاق خواستی از اتاق رفت بیرون و درم پشت سرش بست … کمک الی کردم لباساشو بپوشه لباس زیر هاشو پوشید گفتم واو بعد اینکه اون همه آب اومده از جفتمون ولی بازم سکسی دلم میخواد راست کنم برات . گفت خودتو کنترل کن وقت زیاده ، لباس پوشیدیم و پا فرم رو پوشید رفتیم تراس سیگار بکشیم دوتایی . کشیدیم و گفت مَرد من بعد یه همچین شبی فقط خواب توی بغل تو آرومم میکنه … گفتم یعنی سریال نبینیم؟(با هم داشتیم مانی هیست یا همون خانه کاغذی رو میدیدیم) گفت نه عشقم جون توی تنم نمونده ، سیگارمو خاموش کردم و رفتیم داخل بغلش گرفتم و خوابیدیم تا فرداش که خیلی عادی و نرمال انگار نه خوانی اومده نه خوانی رفته ساحل رو رسوندیم در خونه اش و برگشتیم ، این شد بهترین تولد عمرم نه به خاطر تری سام به خاطر اینکه دیدم الی چطوری صد خودشو گذاشت و سعی داشت ساحل رو مجاب کنه که به من بالاترین لذت رو بدن و این برام هم خیلی ارزشمند بود و هم خیلی تحریک کننده .

امیدوارم از خوندن این خاطره لذت برده باشید رفیقای من♡

مخلصتون سامیار

نوشته: سام‌سام

بازدید 2,572

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

6 پاسخ به “دختر مورد علاقم و داستان هاش”

  1. تا رسپکت خوندم… تا همونجاشم بزور خوندم… نقطه میدونی چیه آقای دانشجو؟؟

  2. به نظرم برو تهران شرق ، زبان و ادبیات فارسی بخون آقای « خواص » !

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...