…قسمت قبل
سلام دوستان در قسمت قبل براتون نوشتم که حالم بهم خورد وقتی از دستشویی بیرون اومدم داخل حال افتادم کمی استراحت کردم و فریبا دستم رو گرفت برد روی تخت دراز کشیدم بعدازچنددقیقه دیگه حالم کمی بهتر شدم خوابم گرفته. بودفریباهم اومدکنارم درازکشیدهم دیگرروبوسیدیمچشمهاموبستم کمی خوابیدم نمیدونم ساعت چندشب بودچون برق رفته بودوبدمصب میل اومدن هم نداشت نمیدونم کی بودساعت چندشب بودازخواب بیدارشدم دیدم فریبامنوصفت بغلم کرده وخوابیده منم بغلش کردم بوسیدمش زمانی که بوسش کردم دیدم یک تکانی خوردوسریع چرخیدپشتش روبه من کردومنم بازبغلش کردم ازپشت خودم روبهش چسبوندم احساس کردم که فریبانخوابیده داره فیلم بازی میکنه کیرم حسابی شق شده بودداشتم منفجرمیشدم حسابی شهوتی شده بودمکیرم روتوشلوارکی که تنم بودکمی جابجاکردم دیدم کیرم سیخ ایستاده کیرم روبادست گرفتم کله کیرم روازروی شلوارچسبوندم به کون فریباهی اروم اروم کیرم روبه کون فریبافشارمیدادم فریباهیچ عکس العملی نشون نمیدادوهیچ پافشاری نمیکردحسابی بافریباحال میکردم دست چپم روانداختم دورکمرفریباصفت فشارش میدادم دستم روازدورکمرفریبابرداشتم اززیرتی شرتش بردم داخل وباپستان فریبابازی بازی میکردم دیدم فریبابدون اینکه اعتراضی ازخودش نشون بده خودش دستش رواوردگذاشت روی دستم وسوتین خودش روکشیدبالا یک اهی کشیدگفت مهردادجان بدادم برس بدجوری شهوتی شدم نتونستم اصلا بخوابم مهرداددارم عذاب میکشم یک کاری بکن توروخدانجاتم بده فریباروبلندکردم خودم هم بلندشدم لباسهای فریباوسوتینش روازتنش دراوردم بعدلباسهای خودم رودراوردم فریباروبه کمرروبه بالا خوابوندم خودم هم افتادم روش ازش لب گرفتم حسابی لبهای همدیگرروخوردیم زبان خودم رومیکردم تودهن فریباحسابی زبان فریبارولیس میزدم کمی لب خوردیم کمی صورت همدیگرروبوسیدیم اومدم زیرگردن فریباروحسابی لیس میزدم پشت گوشهای فریبارولیس میزدم کم کم اومدم سینه های فریبارویکی یکی کردم تودهنم حسابی هم لیس میزدم وهم سینه های فریبارومیخوردم دیدم فریباداره ازحال میره سریع اومدم کمی شکم فریباروکمی لیس زدم بعدرفتم کوس فریباروبوسیدم پاهای فریباروازوسط بازکردم لبم روگذاشتم روی کوس فریبادهنم روبازکردم زبانم رواوردم بیرون بانوک زبونم حسابی چوچول کوس فریبارولیس میزدم فریباشهوتی شدنش دوسه برابرشدگفت مهردادصبرکن بزارمن برگردم بلندشدحالت ۶۹شدمن کوس فریبارولیس میزدم وفریباهم رفت سراغ کیرم اول کمی کله کیرم رومالیدبعدبوسش کردودهنش روبازکردکله کیرم روکردتودهنش حسابی کیرم روتاته کرده بودتودهنش هم میخوردوهم لیس میزدچیزی حدود۲۰دقیقه ماگوس وکیرهمدیگررولیس میزدیم ومیخوردیم بعدفریبابلندشدگفت مهردادبسه دیگه بیاباهم حال کنیم زودترمنوبکن گفتم باشه اومدکنارم روبه بالا درازکشیدمنم منم اومدم پاهاش روبازکردم گفتم فریبامیخوام بکنمت گفت زودتردارم ازحال میرم توروخدازودترشروع کن منوبکن گفتم کیرم رومیخوام بکنم توکوست گفت نه من هنوزدخترم اینکارروبامن نکن خواهش میکنم گفتم پس چطوری بکنمت گفت پاهام روجفت میکنم توهم لای پای منوکمی تف بریزکیرت روبزارلای پاهام لاپایی حال کن گفتم باشه کیرم روتف مالی کردم کمی تف هم انداختم لای پاهاش کیرم روگذاشتم لای پاهاش شروع کردم به تلمبه زدن فریباروبه من کردگفت توروخدااروم اروم تلمبه بزن تابهم حال بده گفتم مگه اینطوری میتونی خودت روارضاع کنی گفت اره فقط تندتندنکن که مباداکیرت بره توکوس من پرده بکارت من پاره بشه ابروریزی میشه یواش یواش فریباروداشتم میگاییدم یک ان دیدم فریباهم دستش روگذاشت روی کوسش وباچوچول کوسش داره بازی بازی میکنه من هم به کارم ادامه دادم بعدازنیم ساعت دیدم فریبابایک دستش صورتم رواوردپایین وشروع کردبه لب گرفتن ازمن همینطورکوسش روهم میمالیدبعدنیم ساعت یک ان فریبابدنش بی حس شدوشروع به لرزیدن کردیک اه بلندی کشیدویک لب جانانه ازمن گرفت بادوتادستاش حسابی منوبغل کردوبی حال افتادروی تخت گفت بسه دیگه کمی بزاراستراحت کنم تاحالم سرجابیادکمی بهش اوانس دادم تاحالش سرجابیادبعدبهش گفتم فریباجون دمروبخواب تاازپشت بزارم باهات حال کنم دمروخوابیدبادوتادستام دوطرف کپلاشوگرفتم بازکردم ومقداری تف ریختم روی سوراخ کونش گفت میخوای چکارکنی میخوای کیرت روبکنی توسوراخ کونم گفتم اره نترس گفت نه توروبجون هرکسی که دوست داری اینکاررونکن سوراخ کونم تنگه تنگه نمیتونی سوراخ کونم روبکنی سوراخ کونم پاره میشه خونریزی میکنه گفتم تواجازه بده من طوری میکنم که خودت هم اصلا نفهمی کمی کیرم رودورسوراخ کون فریبامالیدم باانگشتم کمی توسوراخ کون فریباکردم هی التماس میکردهی به من قسم میدادومیگفت بزارلاپای من تابه من هم حال بده کمی تف ریختم لای پای فریبابلندش کردم بالش روبرداشتم زیرشکمش بهش گفتم پاهاتوببندکیرم روگذاشتم لای پاش خودم روانداختم روی فریباکم کم شروع کردم به گاییدن فریبایک ان به سرم زدکه ازپشت کیرم روبکنم توکوس فریبافریباتوخیال خودش بودکه کیرم روکردم توکوس فریبادیدم فریبااصلا هیچ عکس العملی نشون ندادشروع کردم به تلمبه زدن وحسابی کوس فریباروازپشت داشتم میگاییدم بهش گفتم فریباکیرم کجات هستش گفت توکوسم گفتم مگه پرده کوست پاره بودگفت نه احتمالا توپاره کردی گفتم نه.بابا باچراغ قوه گوشی روی تخت رونگاه کردیم دیدم خونی نریخته روی تشک کوسش رونگاه کردیم روی کیرم رونگاه کردیم دیدیم اصلا خونی نیومده گفت چی شدبخدامن دختربودم یک ان یادم اومدگفتم فریباجون احتمالا کوست حلقوی هستش گفت فکرنکنم گفتم من قول صددرصدبهت میدم که کوست حلقویه کمی حالش گرفته شده بودگفت توپرده کوسم روپاره کردی گقتم نترس همینی که میگم درسته توپرده کوست حلقویه روبه بالا خوابوندمش پاهاش روبازکردم کیرم روگذاشتم توسوراخ کوس فریبا اروم اروم فشاردادم تاکیرم تاته رفت توکوس فریباحسابی داشتم میگاییدمش که فریباگفت اگه نامردی کنی نمیبخشمت بایدمنوبگیری بامن بایدازدواج کنی تواولین نفری هستی که منوداری میگایی توپرده کوسم روپاره کردی گفتم باشه میام خواستگاریت فعلا بزاربکنمت شروع کردم به گاییدن حسابی تلمبه میزدم خودم روانداختم روی فریبافریباهم چون قدش کوتاه بودزیرمن محوشده بودیک ربع ازکوس گاییدمش دوباره دمروخوابوندمش مایع لجزرنگ کوس فریباروی کیرم پرشده بوددوباره سوراخ کون فریباروبازکردم کمی تف مالیش کردم وکیرم روگذاشتم روی سوراخ کون فریبااروم اروم میکردم کون فریباروچنددقیقه ای بازی بازی کردم حالا فریباهم ازترس اینکه دردش بیادونتونه تحمل کنه جیغ بزنه داره غرغرمیکنه خیلی اروم کیرم روکردم توکون فریبادیدم فریبایک اخ بلندی کشیدگفت خیلی اروم اروم تلمبه بزن منم همچنان اروم اروم تلمبه میزدم یک کم کیرم روتوکون فریبانگه داشتم تاکونش بازبشه خلاصه کیرم روتاته توکون فریباکردم بعدشروع کردم به تلمبه زدن دیدم اخ اوخ فریبادراومده هی اهوناله میکردمیگفت مهردادکونم روحسابی بکن اونقدربکن تاسوراخ کونم پاره بشه بهش گفتم فریباجان چی شده بهت لذت داده یک کم قبل ترمیگفتی منوازکون نکن الان داری التماس میکنی میگی کونم روپاره کن گفت اولین باریه که سکس دارم باکسی نمیدونستم اینقدرلذت بخشه منم انچنان باخشم تلمبه میزدم که فریباموقع تلمبه زدن بدنش ازروی تخت بلندمیشدودوباره روی تخت میفتادحسابی میگاییدمش اونم هی اخواوخ میکردبعدازیک ساعت دیدم کله کیرم داغ کردواب کیرم داشت میومدکیرم روتاته توکون فریبافروکردم واب کیرم اومدوهمشوریختم توکون فریباهمه اب کیرم روتوکون فریباریختم فریباهم همانطورکه زیرمن خوابیده بودگفت مهردادجان بادستات منو بغلم کن وصفت منوفشاربده منم صفت بغلش کردم اونم هی جان جان میکردبعدبلندشدم بعدازبلندشدن برق لعنتی اومدبرق که اومدچشمم خوردبه بدن فریبادیدم مثل برف سفیده سفیده گفت مهردادبریم خودمون روبشوریم من دوباره سکس میخوام گفتم باشه رفتیم توحموم خودمون روتمیزشستیم وتوحموم فریباکیرم روکردتودهنش حسابی برام ساک زددوباره اب کیرم رواوردواب کیرم روریختم تودهنش یک ان یک اوقی کرداومدکه کیرم روازدهنش بیرون بیاره تااب کیرم روتف کنه ییرون من بایک دستم سرش روفشاردادم بایک دست دیگه جفت سوراخ دماغش روفشاردادم که مجبورشداب کیرم روقورتش بده خودمونوشستیم اومدیم دوباره روی تخت اون شب تاصبح ما۳بارباهم سکس کردیم صبح ساعت ۱۱بودازخواب بیدارشدیم ازپنجره بیرون رونگاه کردیم دیدیم همچنان برف داره میباره صبحانه درست کردیم جاتون خالی صبحانه خوردیم بعدصبحانه فریباروبه من کردگفت مهردادراستش روبه من بگودیشب باخودت چکارکرده بودی که کمرت اینقدرصفت شده بودمن خیلی دوست دارم شوهراینده من همینجورکمرش صفت باشه ازسکس خروسی بدم میادجان مهردادبه من راستش روبگومنم حقیقت روبهش گفتم بعدروبه من کردوگفت الان بازم شیره داری گفتم اره گفت پس هرکاری میخوای بکن من دوباره یک سکس ازدوباره ازت میخوام کاری کن که ازدیشب خفن ترباشه گفتم باشه سیخ وسنجاق روگرفتم کمی شیره کشیدم یک عدس هم انداختم بالا دوتاچایی همدخوردم فریبارولخت کردم اونقدرفریباروهم ازجلووهم ازعقب گاییدم که فریباهی التماس میکردمیگفت دارم میمیرم ولی من کارخودم رومیکردم اونقدرگاییدمش تااب کیرم رواوردم ازساعت یک شروع به گاییدن فریباکردم تاچهاروربع فریبادیگه نمیتونست سرپابمونه بلندمیشدسرش گیج میرفت فریباسه چهارروزی که پیش من بودتافرصت پیدامیکردم چپوراست میگاییدمش خودشم لذت میبردازصبح تاصبح روزبعدفقط میگاییدمش بعدچهارروزجاده بازشدورفت تهران شبش برام زنگ زدگفت ای کاش من پیش تومیموندم خیلی هوس کیرت روکردم گفتم باشه بازم فرصت پیدامیکنیم باهم سکس میکنیم بعدمیگفت توروخدابیاخواستگاریم من مردهایی مثل تورودوست دارم هرشب دوست دارم باتوسکس کنم کمرت خیلی صفته توروخدابیاخواستگاریم من برات میمیرم من به خانوادم گفتم میخوام زن بگیرم عکسش روبه مادرم نشون دادم ولی مادرم گفت نه البته نه اینکه دخترخوبی نباشه فقط گفت الان زوده برای ازدواج بایددرست روبخونی وبعدخدمت بری بعدخدمت کاربگیری دستت توجیب خودت بره بعدبرات زن میگیریم پدرم حرفی نداشت مادرم مخالف ازدواج من بود ومنم هرفرصتی پیدامیکردم فریبارومیگاییدم بعدچندمدت فریبایک روزاومدپیشم گفت مهرداددارم ازدواج میکنم بایکی ازفامیلهای پدرم یامادرم دارم ازدواج میکنم اصلا هم دوستش ندارم چکارکنم گفتم زندگی خودته نمیدونم گفت مهردادتومطمئن هستی که پرده کوسم روپاره نکردی گفتم اره گفت به من یک قولی بده گفتم چه قولی بهت بدم گفت ازدواج کردم هفته ای یکی دوبارباهم سکس داشته باشیم من مطمئن هستم که شوهرم ازپس من برنمیادنمیتونه منوسیربکنه گفتم باشه تازمانیکه اینجاباهم درس میخونیم باشه گفت نمیتونم ازت دل بکنم بعدازچندروزدیگه اومددانشگاه گفت ازدواج کردم حلقه نامزدی دستش بوددوساعت اخرکلاس نرفتیم زوداومدیم خونه گفت دیشب نامزدم خواست منوبکنه شلوارش رودراورددیدم یک کیرکلفت ۱۰سانتی داره حالم ازش بهم خوردبهش ندادم ولی به زورشلوارم روپایین کشیدازپشت منوکرددودقیقه نشدابش اومدصبح زودبلندشدم رفتم حموم خودم روشستم بعدبلندشدم اومدم دانشگاه میخوام ازش طلاق بگیرم گفتم این کاررونکن به زندگیت ادامه بده گفت اصلا دوستش ندارم اصلا سکس بلدنیست فقط میخوادزودابش روبیاره اصلا بفکرمن نیست که منم ادمم منم انسانم منم بایدارضاع بشم حیوان که نیستم تازه اقاازمن کون هم میخوادمیخوادکیرش روتوکونم بکنه منم زجرش میدم بهش نمیدم بزاربمیره دوستان امیدوارم ازاین داستان خوشتون اومده باشه قسمت پایانی
نوشته: مهرداد
3 پاسخ به “سکس مهرداد با فریبا (۲)”
بله ، خیلی « صفت » خوشمون اومد ! نکنه دیگه ننویسی و مارو از اینهمه عِلم و هُنَر مَحروم کنی . باید رید به سَردَرِ اون دانشگاهی که دانشجوهای اَبله و بیسوادی مثل تو داره که به قول دوست غایب مون (فاعل شیراز) نمیتونی به زبانی که حرف میزنی بنویسی .
بله ، خیلی « صفت » خوشمون اومد ! نکنه دیگه ننویسی و مارو از اینهمه عِلم و هُنَر مَحروم کنی . باید رید به سَردَرِ اون دانشگاهی که دانشجوهای اَبله و بیسوادی مثل تو داره که به قول دوست غایب مون (فاعل شیراز) نمیتونی به زبانی که حرف میزنی بنویسی .
خیلی کس گفتی پیداس از ارزوهات گفتی جقی زفعه اول فکر کنم دوسه ساعت سکس کرد هزار دلیل هست این داستان تخیلی بوده وتوهمات نویسنده هست جقی