رسما کونی و بیغیرت شدم (۱)

سلام اسمم صدراس

۲۲سال دارم ۱۷۸ قدمه ۷۰کیلو وزنمه

پوست به شدت سفید و صافی دارم رونای پر خوش فرمی دار م بدن نرم و بدون مویی دارم رون و باسن خوش فرم

دارم

چهرم معمولیه موهای بور لبای همیشه قرمز قلوه ای با چشای سبز تیره که در کل همه میگن شبیه مادرم هستم

از بچگی خب مورد نظر همکلاسی هم محلی اینا بودم به بهونه های مختلف خودشون به ادم بمالن انگشت کنن و اینا من فازم اصن تو‌فاز دادن نبود و کسی رو هم ازار اذیتم نمیکردم سره بچه مثبت بودنم خیلی هاهم هوامو داشتن تا این سن کونمو نگه داشته بودم ولی بازم نگاه سنگین خیلی ها رو بدنم حس میکنم

یکی از اون افراد اسمش مسعوده ۲۷سال اینا داره چهره معمولی بدن لاغر ترکه ای موی مشکی

که بهش اصن نمیاد که بچه باز گی یا هرچیزه دیگه ای باشه

به واسطه بچه محل بودن و حضورش تو باشگاهی که میرم کاملا متوجه شدم روم نظر داره

چون همیشه موقع تعویض لباسم اونجاس و نگاهش‌ برنمیداره بگذریم

یه بار موقع برگشت به خونه از باشگاه که بارونم میزد چون پیاده میومدم دیدم یه پراید مشکی بوق میزنه نگاه کردم مسعود بود

گف سلام صدرا بیا بالا من میرم خونه

گفتم نه اقامسعود مرسی خودم میرم زحمت نمیدم

گفت نه بیا بالا بخاطر تو اومدم که برسونمت دیگ چه زحمتی

من تا نشستم تو ماشین نگاهش به رون پام گردنمو لبام داشت حرصمو‌درمیاورد ولی مثلا اون تابلو نمیکرد ولی خب من میفهمیدم

منو رسوند جلو بارون شدید شد کلید نداشتم زنگ زدم درو باز کنن ولی خبری نبود زنگ زدم گفتن رفتن بیرون دیر میان درم قفل بودش نمیشد از بالا در کشید رفت بالا اعصابم خورد بود بارونم میومد نگاه کردم دیدم شیشه مسعود اومد پایین

گفت صدرا چیزی شده نیستن؟

گفتم اره شما برید من میرم تو شهر

گفت وا بیا بالا تو بارون مرد مومن

بااینکه دوست نداشتم ولی رفتم

رفتیم تو شهر یه دوری زدیم مسعود گفت بریم خونه ما صدرا بمون تا بابات اینا بیان بعد برو الان بارونه

گفتم نه بابا دمتگرم همین تو شهر پیاده کن میرم

گفت تو این بارون بری چی کنی بریم بشین اومدن برو دیگ مامانم هستسش

من بااینکه اصلا دلم نبود ولی اینو گف یکم خیالم راحت شد

راه افتاد رفتیم خونشون مادرش خونه بود باهاش سلام علیک کردم نشستم

دیدم مادرش چادر سر کرد رفت خونه همسایه

گف شما راحت باشید من میرم میام موذب نباشید

دیدم مسعود رفت میوه چای اورد یه خونه معمولی با اتاقو فلانو عادی

مسعود گف بخور نمک گیر نمیشی

گفتم نه بابا دمتگرم

رفت اومد من هی زنگ میزدم چرا نمیان برم خونه بارونم بند نمیومد واقعا بارون بدی بود

نشستیم حرف زدن اینا گفت تخته بلدی گفتم اره گفت اع بیارم بازی کنیم

نشستیم بازی کردن راجب همه چی حرف میزدیم نگاهش رو مچ لخت پام بود گردنم و لبام یه لحظه قفل شد رو‌لبام صدای جفتمون میلرزید انگار میدونستم قراره یچی بشه

یهویی

گف صدرا

گفتم بله

گفت چه قدر لبات خوشگله

من موندم چی بگم گفتم مرسی

گفت خنده هات بااین لبا خیلی خوشگل تره

من سکوت کرده بودم

گفت صدرا میشه یه خواهشی کنم

گفتم چیه

گفتم میشه یه بوس از گردنت کنم؟

گفتم معلومه نه چکاریه این کثافت کاریه

کلی اصرار التماس خواهش نمدونستم چی کنم خودش جلو اومد

دیگ سکوتی که کردم جایی بود که معلوم شد دهنم بسته شده یه لحظه دلم ریخت یه مکی از گردنم کرد بدنم داغ شد نفسی از درون کشیدم

گفت اخیییش خیلی خوب بود

دوباره شروع کرد بوس کردن و مک زدن

نمدونم چرا واقعا ولی یهویی گفتم حواست باشه کبود نشه

اینو که گفتم انگار دنیارو بهش دادن گفت چشمممم

یکم زور زد کامل منو به کمر خابوند شروع کرد گردنمو لیس زدن ۱۰دقه راحت گردنمو مک زد و لیس زد نفسش میخورد گردنم صدای ناله هاش کیره من سیخ شد کیره اونم داشت میترکید هی میخورد بهم معلوم بود

بهش گفتم تو گیی اقامسعود؟

گفت نه ولی تو خودتو ببین اخه از صدتا دختر بهتری صدرا بدن نرم سفید موی بور چشم رنگی خوشگل پاهاتو نگاه کن چه خوشگله

من لال بودم سرم تو بغلش بود من تقریبا خابیده بودم ولی اون نشسته بود سمتم

یه هودی تنم بود دراورده بودم یه تیشرت داشتم نمدونم چجوری وولی خیلی سریع با کمک خودش دراوردم بالا تنم افتاد دستش هرجایی که بگید لیس زد نوک سینه هام قرمز شده بود پهلوم هام لیس میزد میومد دوباره گردنمو مک میزد

مدام میگفتم نکن بیشتر دیگه نه

ولی هر لحظش حال میداد بدنم مورمور میشد یه لحظه چشامو بستم اونم گردن و سینه و پهلوهامو حال میاورد

شلوار اسلش دم پاکش داشتم که نگهش داشتم درنیاره هی میومد دم گوشم میگف صدرا دستتو بردار قربونت برم

کارمون خیلی مونده قربون بدن بلورت برم

مدام بهم میگف منم مقاومت میکردم

میگفت نمیخام بکنمت که

گفتم پس چی

گفت همینجوری فقط بوست کنم لیست بزنم قول میدم

من باکلی مقاومت دستمو برداشتم شلوارمو دراورد یه جونی از ته دل کشید گف یااااخداااا چقدر سفیدتره از نزدیک چقدر نااااازه بدنت افتاد به جون رون پام دست میکشید همه جاشم زبون میکشید رونمو لیس میزد مث یه ادم روانی شرت هفتی قرمزی تنم بود اونو نذاشتم دربیاره مدام رون زانو مچ فقط لیس میزد

من لخت با شرت زیر اقامسعود که داشت بوس بارونم میکرد

گفت صدرا میشه بچرخی

گفتم نه خوبه

گفت میخام کونتو دست بزنم فقط بازم کلی التماس برگشتم

کونمو میلرزوند سفت میکردم میگف شل کن کونتو اهااااان نگاه چقدرررر نرمههههه خدااااا

بوس میکرد از روی شرت دست میبرد زیرش که باضدحال من روبرو میشد کونمو انقدر لیس زد خیس شده بود سوراخ کونمو مدام میمالید دیگه هیچی نگفتم

صدای لخت شدن خودشو میشنیدم ولی سرم رو زمین بودش نمیدیدم

دست انداخت شرتمو درجا دراورد من یکم چس کردم ولی انگار زبونم بند اومده بود حالا من لخت مادر زاد بودم

کونم باز میکرد دست میکشید بوس میکرد

گفت صدرا یکم کونتو میاری بالا

گفتم نه راحتم

دست انداخت رو کونم دیدم زبونش رفت لای کونم سوراخمو لیس زد گفتم اههههه

گف جوووون خوشت اومد

هیچی نگفتم گف اگه خوشت اومد لیس بزنم نیومد دست نزنم

من باز لال بودم گف صدراجون زبون بزنم به سوراخ خوشگلتتتت

گفتم بزززن داشتم میمردم حس دیوانگی داشت

اونم واقعا کم نمیذاشت سوراخ کنم خیییسه خیس بود انقدر لیس زد دهنش رو‌کونم بود

ناخداگاه کونمو اوردم بالا راحت تر لیس بزنه اون دو طرف کونمو‌باز میکرد کم نمیذاشت

من اهو اوه ریز میکردم دست خودم نبود ولی دوس نداشتم بفهمه

کمرمو چنگ میزد کونمو چنگ میزد واقعا من جز لذت هیچی نبود برام میدونستم نباید خوشم بیاد ولی میومد

هی میگفتم اقاااا مسعووود بسهههه نمیخاااااد

اون بیشتررر میخورد

اومد دم گوشم گف دوس داری کیرمو دست بزنی

گفتم نمدونمممم

کیرشو اورد سمت دست یکم مالیدم براش حس اصن خوبی نداشتم بااین که گوله اتیش بود

دوباره رفت سراغ سوراخ کونم تا انگشتشو کرد توش یه اخخخخخ گفتم

گف باید جا باز کنه دردت نیاد

بعد گف صدرا خدایی تاحالا ندادی

گفتم نه بخدا

گفت یعنی من اولیشم

گفتم بخدا تاحالا اینکارو نکردم

اونم هی باانگشت با سوراخم ور میرفت هی جلو عقب میکرد

گف بچرخ پاتو بزار رو شونه ها تا چرخیدم دیدم کامل لخته سعی میکردم خیلی چشم تو چشم نشم مث خودش که تو چشام نگاه نمیکرد خیلی

من نگاه کردم به خودم باورم نمیشد من لخت پاهام رو شونه های مسعود که داره کیرشو تنظیم میکنه بزار تو کونم تا سرشو گذاشت

یه اخخخخخ بلند گفتم سریع گفتم درش بیاااررر مردم اقامسعود اخخخخخخ

گف هیییششششش اروم صدرا اولشه تحمل کن قربون بدن سفیدت برم

دوباره پاهامو‌باز کرد کرد توششش

من از درد مردمممم نگه داشت توش

گفتم بیشترررر نههه نیار توشششش اصن بزار لای کونم

گف نه صدرااینجوری عروس نمیشی که تحمل کن دیگه اروم باش

همزمان رون کونم نوک سینمو میمالید

یکم تحمل کردم شروع کرد جلو عقب کردن قشنگ کل بدنشو جلو عقب میکرد من بااینکه درد اومده بود ولی چهره جدی و حشری اقامسعود برام جالب بود

هییی کیرشو تو کونم به قولی تلمبه زد یه دقیقه فقط صدای کردن اومد و ناله های من

کیرش قشنگ داشت کونمو فتح میکرد دستمو گرف گذاشت رو سینش نگاهش افتاد به لبام اومد پایین لبشو گذاشت رو لبام کیرش دراومد نفسم بالا اومد

شروع کرد لب گرفتن نمدونم واقعا چرا ولی دستمو بردم پشت سرش حسابی لب همو خوردیم

صدای ملچ مولوچ لب گرفتن اه‌و ناله های جفتمون تو لبای هم

گف صدرا میشه بچرخی بزارم توش

پاشد من داگی گرفتم اونم با دستش مدام کمر کونم پام دست میکشید چنگ مینداخت اومد پشتم سرش مالید به سوراخم گف شل کن صدرا

دوباره رفت توشششش یه اخخخخ گفتم اولش خیلی درد میگرفت

شروع کرد گاییدن کیرش قشنگ میرفت تو میومد بیرون

من سرم پایین بود گه گاهی گردنمو از پشت میخورد دم گوشم میگف جووونننن کون خوشگله مننن داری کوننن میدی ارررره این کون باید ۴سال پیش گاییده میشد ولی الانم خوبهههه چقدرررر نرمههه‌کونتتتت

جوووننن کونی من شدی هااا دیدی کردمت دیدی رفتی زیره کیرممم جوننن ناله کننننن کونییییی

من توان نداشتم جواب بدم فقط ناله میکردم میگفتم ارومتررررررر تا تهههه نبررررر واقعا ولی داشت حال میداد

یه لحظه یه درد خیلی قشنگ رو تخمم حس کردم گفتم این چیه میخوره به خایه هام گف تخمای من تا خایه گذاشتم صدرا جونم

عششششققق کننننن

واقعا حال میداد خیلی خوب بود اون لحظه

گف پاشو یکم سرپا بکنمت

پاشیدیم کون لخت گفتم چی کنم گف بیا رو اوپن اشپزخونه دولا شو رفتم دستمو گذاشتم سرپا بدنمو‌ انداختم رو اوپن

رف پشتم گذاشت تو کونم‌شروع کرد گاییدن

از شونه هام میگرف از گردنم میگرف میومد کلمو میبرد عقب لب میگرف دو سه تا خیلی بد زد رو کونم

واقعااا داد زدم

گفتم ااااعععهههه اروم وحشی فرار نکردم که اروممم

گف جااان داد بزن همه بفهمن زیره کیر من رفتی میدونی چند سال منتظر این صحنه ام

د‌وباره زد رو‌کونم

گفتم اخخخخ اقامسعووود خیلی درد میگیره سرپا نمتونم

گفتم میشه ابتو بیاری دلم درد گرفتش

نمدونم چراولی انگار وظیفم بود ابشو بیارم گف بیا بخاب به بغل

به وری شدم پامو دادم بالا از پشت گذاشت تو‌کونم شروع کرد گاییدن گردنمم حسابی لیس زد

بعد انگشت دستشو اورد کرد دهنم گف صدرااا جوننن فکر کن کیره چشاتو ببند بخووورش

منم شروع کردم مک زدن انگشتش واقعا حال داد هی ناله میکردم

اونم دم گوشم مداممم حرف میزد

جووونننن کیرداری میخوری دوس داری کیر یکی دهنت بود من از پشت میکردمتتتت جوووننننن کیر منم همینجوریه هاااا دفعه بعد بخوریشاااا جوووننننن کون نرمت سفت نکن صدراااا نرمیشو بزار حس کنم

منم همشو با علامت سر جواب دادم اره اررره

دراوردم گفتم بسه مردکم تمومش کن

گف یه داگی بگیر پس بجنب صدرا

دوباره برگشتم گذاشت توش مث وحشی ها میگایید

ااااخخخخخخخ اقااا مسعود مردمممممم جان مادرت اروممممم اااعععههههه میسوزه ارومممممم اههههههههههه بخدا درد میکنه مردمممممم خیلیییی درد میکنه خداااااا بسههههه نزن چک‌نززززن کونم سوختتتت اخخخخخخخ

گف صدرا بچرخ پاتو بزار شونه هام اینجوری نمیاد

واقعا مطیع امرش بودم

دوباره گذاشتم‌ رو شونش ساق پامو لیس میزد کرد توش خیلی راحت رفت توش ولی باز درد داشت شروع کرد گاییدن گفت صدرا کیرتو بمال ابت بیاد توام

کیرمو گرفتم دست واااییی عشقو حال اونجا فهمیدمممم چقدررررر خوب بود قشنگگگ یه حال دیگ بود

نوک سینمو گرف کشید

داد میزد جااااااااننن ابتو بیار کونی خان تو بدون کیر من دیگ نمتونی زندگی کنی کونی خودمی بمال کیرتو کوووونیییی جوننننن

منم واقعا رد داده بودم منم داد میزدممم ایییی بکن تندتررررررر تندترررر اقامسعووووددددددد بکن بکنننننننن تند واینستااااا بزززززنننن عالیهههه ااااععهههتاااااایییییییییی

بهترین ارضا عمرم بود پاهام شروع کرد لرزیدن چشام سیاهی رفت بدنم چندبار لرزید ابم پاشید تا نافم بی نظیر بود

چشامو باز کردم چهره عرق کرده اقامسعود دیدم گف اب منم داره میاد پاهات بالا باشه

ساکت شدم یکی دو دقه فقط تویی زد با دوسه تا عربده ابشو دراورد ریخت روی رون پام خیلی بدم اومد ولی نفس یاری نمیکرد حرف بزنم

اومد سمت لبم یه لب عمییییق گرف افتاد کنارم

گف عالی بود عالی همون که فکر میکردم

صدرا مرسی از اعتمادت

من هنگ بودم به خودم اومدم گفتم خدایا چکاری بود کردم نره بگه فیلم نگرفته باشه خدایا کسخل شدما من کون دادم واقعا

دستمال اورد اب خودمو خودشو پاک کرد گف صدرا بدنت چقدر خوبه نگاه جق رو بدنت معلوم نیس انقدر سفیدی لاشی

پاشدم لباس بپوشم کامل تن کردم ۴۰دقه شده بود قشنگ داشت منو میکرد

از پشت بغلم کرد گف صدرا میدونم چه حسی داری بین خودمون میمونه شک نکن رفتی خونه توشو قشنگ بشور

من لال بودم گفتم باشه رفتم توپاگرد کفش پوشیدم باهام اومد

یهویی منو چسبوند به دیوار لبمو‌شروع کرد خوردن گفتم نههه بسه دیگ نکن

گف باش مرسی ازت قشنگم

من راه افتادم رفتم خونه یه سره رفتم حموم همه کارایی ک کردم تو ذهنم بود پشیمون شدم مث سگ ولی کاریه که شده من رسما کون دادم

ادامه…

نوشته: صدرا

بازدید 16,405

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

11 پاسخ به “رسما کونی و بیغیرت شدم (۱)”

  1. فقط انگار من بار اول ک کون دادن نتونستم تا یماه از درد بهش دست بزنم مردم میرن توشم میشورن

  2. دیوانه کردی من رو کجایی ؟ کرج یا تهران هستی پیام بده یجور بکنم فراموش نکنی

  3. خوب کردی باباااا کون خوب برا دادنه خدا همه بچه خوشکلایی رو که خیر کونشون رو در میکنن برا ماها نگه داره

  4. این گی جوری که همیشه بعد از انجامش مفعول ها حس پشیمونی و نفرت از خودشون دارن واقعا خیلی بد

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...