نسترن عامل کونی شدن من

سلام

من آرمینم 26 سالمه این داستان برمیگرده به چند سال پیش

نسترن یه دختر توپر با 168 قد و یه فیس خوشگل از ادامش بیشتر بخوام بگم سینه هاش 85 و کونش بزرگ ولی باشگاه میرفت خوش فرم بود

نسترن سکس فرند من بود و گاهی باهم سکس میکردیم

من خیلی تو سایت های پورن میگشتم و عاشق کتگوری آنال بودم تا حدی که نسترن با اینکه جلو باز بود از کون همیشه میداد بهم و همیشه ب ارگاسم میرسوندمش

یه روزی تو سایت های پورن بودم یه فیلمی دیدم که تگ بایسشکوال داشت کنجکاو شدم و فیلم هاشو دیدم

همون شب ب نسترن پیام دادم ازش پرسیدم کون دادن چه حسی داره؟

-نکنه میخوای بدی کلک؟

+آره به کیر کلفت تو میخوام بدم اسکل

-خب ببین یه چیز کلفت و گرم وارد کونت میشه که رگاشو حتی میتونی با سلول ب سلول سوراخت احساس کنی وقتی تا ته میره توش اولش یه حسی مثل دسشتویی بهت دست میده ولی ب بعد همگن لذت بخش میشه برات

اینا رو که نسترن تعریف می‌کرد یه حسی درونم درست شده بود که تجربش کنم قوی تر میشد

+خب پس کی میکنی منو؟

-گفتم امشب کونت میخاره چی شده

براش توضیح دادم و قرار شد تو سکس بعدیمون برام بات پلاگ بزاره تا حسمو کامل کنم

فردا شب‌ رفتم پیش نسترن قبلش قشنگ دور تا دور سوراخمو شیو کردم

از در که وارد شدم نسترن کم کاری هم نکرده بود یه ست چرم مشکی تنش کرده بود رو مبل نشسته بود منتظر من

-دیر کردی از کیه منتظرتم

+ببخشید تو ترافیک گیر کرده بودم

پاشد اومد سمتم در گوشم گف امشب برا کونی شدن آماده ای

چسبیدم ب لباش یهو هلم داد رو مبل پشت سرم اومدم سمتم رو پاهام نشست

-امشب دیگه هیچی دست خودت نیست آقا پسر

هیچ جوره شبیه نسترن همیشگی نبود

+امشب چته…

تا اومدم ادامه حرفمو بزنم زد تو گوشم گفت مگ من گفتم صحبت کنی توله سگ

دستمو بست منو انداخت روی تخت

-امشب ازت کونی می‌سازم که اون سرش ناپیدا

روی سوراخم یه چیز سرد حس کردم آروم آروم اولین انگشتش رو وارد سوراخم کرد

خیلی سوزش شدیدی داشتم

+توروخودا تکونش نده خیلی میسوزه

ولی انگار نه انگار دومین انگشتشو هم وارد کرد

یه دادی زدم سریع زد تو گوشیم و شرتشو از پاش درآورد کرد تو دهنم

-پسره احمق تو کونی منی حق نداری صدایی ازت در بیاد

همینجور دو انگشتش تو کونم عقب جلو میشد یهو درآورد رفت بات پلاگشو آورد لوبریکانت زد و آروم آروم توی کونم کرد اومد کنارم نشست در گوشم گف دوسش داری

واقعا اون لحظه یه حس بین درد و لذت داشتم سرمو به نشونه تایید تکون دادم انگار حریص تر شد اومد نشست رو صورتم شرتشو از دهنم دراورد

69 شد شروع کرد ب خوردن کیرم

نسترن عاشق خوردن کصش بود همیشه مست میشد از این کار منم کم کاری نکردم به ناله انداخته بودمش با زبونم تا این ک کل بدنش شروع کرد به لرزیدن

بی حال کنارم دراز کشید

بعد یه دقیقه پاشد از اتاق رفت بیرون

موقعی ک برگشت بهش گفتم نمیخوای دستمو باز کنی یهو دیدم دیلدو کمری بسته داره میاد سمتم

سریع دیلدو رو گذاشت دهنم

-بخور کونی من حرف نزن اینجا منم که تصمیم میگیرم سوراختو خالی کنم یا با چی پر کنم

بات پلاگو از سوراخم درآورد سوراخم یه صدایی شبیه گوز داد

منو داگی کرد رگ دیلدوش لوبریکانت زد و آروم آروم وارد سوراخم کرد

سوراخم اینقدر تنگ بگو دیلدو توش تکون نمی‌خورد چند باری دیلدو رو درآورد و دوباره تو کونم کرد

بعد یه مدت کونم جا باز کرده بود و از درد اولش هیچی دیگه نمونده بود

منو به کمر خوابوند شروع کرد به تلمبه زدن

-کونی من کیه؟ میخواستی بکنمت الان تا ته توشه کونی حسش میکنی

گردنمو گرفته بود و انگار انتقام هرچی از کون کرده بودمش رو میخواست بگیره

کیرمو دستش گرفت و با ریتم تلمبه هاش دستشو بالا پایین می‌کرد

بعد یه مدت آبم اومد دیلدو رو دراورد و کنارم افتاد

-چطور بود؟ دوسش داشتی؟

اون لحظه سری به تایید فقط تکون دادم بی اونکه بتونم حرف بزنم

از شدت لذت بدنم سست شده بود حتی سوزش کونم رو دیگه حس نمیکردم و خوابم برد

صبح بیدار شدم دیدم نسترن هم کنارم خوابه و هنوز دستام دسته بود

بیدارش کردم دستمو باز کرد

-کون دادن رو حالا تو بگو چه حسی داشت؟

+نمیدونم

اون لحظه جوابم واقعا به این سوال نمیدونم بود

ازش خداحافظی کردم و برگشتم خونه

تا دو روز راحت نیمشد برینم انگار سوراخم زخم شده بود مراقب های لازم رو انجام دادم ولی هر روز بهش فکر میکردم نسترن خیلی مشتاق نتیجه کار‌ش بود و من از جواب طفره میرفتم

-کونی من چرا هیچی نمیگی چطور بود اون چیزی که فکرشو میکردی بود؟

+خیلی خوشم اومده بود ولی اون جسم سرد بی روح توی کونم اون لذت نهایی رو نداده بود

-خب غصه نداره اینم با من

+چجوری میخوای درستش کنی؟

نسترن اون روز جوابمو نداد و تا یه مدتی راجب این موضوع صحبتی نمی‌کردیم

سکس عادیمون رو داشتیم و حتی وسط سکس یه بار ازش پرسیده بودم چرا اینقدر شبیه میسترس ها رفتار میکردی بهم گفت که حس کامل مفعول بودن رو میخواستم احساس کنی کون دادن بدون این حس معنی نداره

تا اینکه یه روز بهم گفت نمیخوای دوباره انجامش بدیم شاید خوشت اومد منم مخالفتی نکردم

اون شب که رفتم پیش‌ دوباره اون ست چرم مشکی تن‌ بود اما این سری علاوه بر دستام چشامم بست

-امشب هرکاری که میخوام بکنم رو فقط باید التماس کنی کونی من تا انجامش بدم

شروع کرد به خوردن گردنم چنان بالا بودم که حتی حس نکردم بات پلاگ رو توی کونم جا داد

منو داگی کرد بات پلاگ رو درآورد و شروع کرد به خوردن سوراخم

هرزبونی که ب سوراخم می‌خورد آتیشی داخل سوراخم احساس می‌کردم فقط میخواستم اون حس پر شدنش رو دوباره تجربه کنم

چشام بسته بود هیچی نمی‌دیدم یه چن لحظه هیچ صدایی ازش نمیامد

+چرا نمیکنی من کیرررتو میخوام

یهو سردی لوبریکانت رو احساس کردم که با دست دور سوراخم می‌مالید آروم آروم وارد سوراخم شد اما این سری کلفت تر از قبلی بود

-دیلدو عوض کردی، خیلی کلفته نمیتونم تکون نده

اما اون گوشش بدهکار نبود آروم آروم عقب جلو می‌کرد گرمی داخل سوراخم احساس میکردم که دیگه مث سری قبل نبود حتی ب اندازه اون سری اذیت نمیشدم از کلفتیش

من دمر خوابوند و این سری با هر تلمبه تا اول روده هام احساسش میکردم

-چ کونی داره میده کونی من

یهو چشم بندمو برداشت دیدم جلوم نشسته

چشام چهارتا شد اومدم برگردم روم خوابید سنگینیش روم افتاده بود و ریتم تلمبه هاش شدید ترشده بود

از شدت لذت و درد چشامو بستم فقط احساسش میکردم

یهو یه داغی شدیدی توی سوراخم احساس کردم کیرشو از سوراخم درآورد

در اوج داغی یهو یه باد سردی به سوراخم خورد و ا وم آروم احساس می‌کردم آب طرف از کونم در می‌آمد

برگشتم و دیدم امین داداش نسترن بود

+قرار نبود این کار رو بکنی

-ولی تو دقیقا همینو میخواستی و من برات فراهم‌ کردم لذتتو ببر چیزی که همیشه از من میخواستی

اومد بغلم یه لبی ازم گرفت و رو کرد به داداشش گفت

-الان نوبت توعه

داداشش کاکلد بود و دلش می‌خواست خواهرش زیر یکی دیگه ببینه

نسترن اومد روی کیرم نشست و خودش شروع کرد بالا پایین کردن صدای ناله هاش هوا رفته بود امین رو میدیدم که یه گوشه نشسته بود و ازین صحنه حسابی شق کرده بود یه چشمک بهش زدم و گفتم

+نمیخوای دوباره انجامش بدی

اونم از خدا خواسته اومد لوبریکانت زد و سریع کرد تو کونم

با ورود کیرش تو سوراخم چنان لذتی داشتم تجربه میکردم که مانندش نبود

بعد ده دقیقه آب جفتمون اومد و بغل هم تا صب بیهوش شدیم…

امیدوارم خوشتون اومده باشه

نوشته: Armin

بازدید 1,677

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

2 پاسخ به “نسترن عامل کونی شدن من”

  1. پگینگ قطعا کتگوری مورد علاقه من هست! اما تجربه من میگه برای کسی که تا حالا انجام نداده (کون دادن) بسیار دردناک هست و اصلا شروع کار براش لذتی نداره! اصولا خانمی هم ندیدم حوصله باز کردن کون پلمپ رو داشته باشه!

  2. پگینگ قطعا کتگوری مورد علاقه من هست! اما تجربه من میگه برای کسی که تا حالا انجام نداده (کون دادن) بسیار دردناک هست و اصلا شروع کار براش لذتی نداره! اصولا خانمی هم ندیدم حوصله باز کردن کون پلمپ رو داشته باشه!

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...