داستان و مطالعه

تجاوز به من و داداشم

سه‌شنبه ۳۰ دی ۱۴۰۴ 3 دقیقه مطالعه
سلام من میلاد هستم و این داستانی که براتون مینویسم کاملا واقعی هست و اگه از اونایی هستین که هرچی رورمیخونین فکر میکنین دروغه لطفا داستان من رو نخونین…نمیدونم از کجا باید بنویسم چون واقعا خاطره ای که براتون مینویسم غمگین و ناراحت کنندس خیییلی…
اول بگم که اپارتمانی که توش زندگی میکردیم قبلا قدیمی بود و به خاطر همین قدیمی بودنش امنیتش هم پایین بود.یه روز که مامانم من و داداشم رو( راستی یادم رف بگم ما هردومون 13 سالمون بود اون موقع الان دیگ بزرگ شدیم )تا مدرسه میبرد ما شب قبلش تصمیم گرفته بودیم که بپیچونیم و بیایم خونه پلی استیشن بزنیم…مامانم مارو رسوند و و رفت.ما هم جای اینکه وارد مدرسه شیم رفتیم به سمت یه کوچه و نیم ساعتی قایم شدیم تا همه بچه ها برن داخل تا ما بتونیم با خیال راحت برگردیم خونه.خلاصه یه نیم ساعت گذشت و ما رفتیم به سمت خونه یه تامسی گرفتیم دربست تا خونه ما رو رسوند.کلی ذوق و شوق داشتیم چون اولین بار بود که مدرسه رو میپیچوندیم و خیلی خوشحال بودیم…مادرم شاغل و پدرمون هم شاغل بود و دیر وقت میومدن خونه پس راحت بودیم. بعدش که رسیدیم خونه پلی استیشن رو روشن کردیم و شروع کردیم فوتبال بازی کردن.تقریبا یک ساعت بعد یکدفعه در خونمون باز شد.ما هم فک کردیم مادر تصمیم گرفته زود بیاد خونه من گفتم داداشم بره یه نگا بندازه که رف و دیگ هرچی صداش کردم جواب نمیداد.تصمیم گرفتم برم ببینم چه خبر شده چه بلایی سرش اومده که با صحنه وحشتناکی برخورد کردم.برادرم رو یه دزد دهنش زو با دستش گرفته بود و یه چاقو هم زیر گلوش گذاشته بود گف که اگه صدایی در ارم میکشه داداشم رو…منم از ترس چیزی نگفتم و اون مرد اومد جلو و منو فرستاد داخل اتاقم و زنگ زد تا دوستش بیاد کمک…خیلی سریع رسید دوستش اومد بالا انگار پایین در منتظر بود تا خبرش کنه.دوستش که اومد کلی طناب و چسب دستش بود دست و پای هردوی مارو بستن این دوتا ادم بی شرف و بعد اینکه تموم شد کارشون هردوشون لباساشون رو دراوردن…برادرم شلوارشو کاملا خیس کرد تا این صحنه رو دید منم گریه میکردم و التماس میکردم کاریمون نداشته باشن و هرچی میخوان بردارن و برن.ولی گوش ندادن و نفر اولیه کیرش رو گذاشت داخل دهن من و شروع کرد به عقب و جلو کردن و داداشم هم این صحنه رو میدید و من خیلی
خیلی خجالت میکشیدم.کیرش با گریه های من خیس خیس شده بود و انگار داشت لذت میبرد از گریه های من…ابش که اومد ریخت تو دهنم و من داشتم خفه میشدم …خییلی خیلی غلیظ بود و طعم خیلی بدی داشت…بعد نوبت داداشم شد اون رو هم از دهن گاییدن و بعدش تمام فرش های خونمون رو برداشتن و رفتن…ادامه دارد

نوشته: میلاد

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارسه‌شنبه ۳۰ دی ۱۴۰۴
زمان مطالعه3 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید19,636

دیدگاه‌ها (17)

  1. gog2000

    خاب می گفتی یک دست از کون کردنمون تا داستانتون واقعی شه چون اگه واقعا برای تجاوز بیان بدون کردن عمرا ولتون کنن پس کس نگودر ضمن از مدرسه در نرو تا کونت نزارن حالا برو اب بکشبرو اب بکش

  2. shay_manager

    (dash) (dash) (dash) 🙄 🙄 🙄

  3. ehsan13600

    چه بی پدر و مادرهای اخه سکس زوری اصلا حال نمیده دلم براتون سوخت خدا لعنتشون کنه

  4. shrm

    ناموسا سر یخچال نرفتن برا خودشون شربت بریزن؟؟؟؟؟!!

  5. NA

    ای کونی دیوس…دهنت سرویس…راحت بگو تو و داداشت کونی بودید و حالا اوبنه یی شدید…چرا یه کون دادنتون رو اینقدر هیجانیش کردی…کونییییی…دیووووس

  6. qgb14

    دنیای خیلی خیلی خیلی خیلی کثیفیه

  7. NA

    بعد از تمام این حوادث دزدا یه دست پلی استیشن نزدن؟

  8. kiram koos mikhad

    واقعا این داستان تخمی بودیه پا ریدمان بود

  9. Spiritual_boy

    این “ادامه دارد” آخرش یعنی چی ؟ بازم اومدن ترتیبتونو دادن ؟

  10. antikos01

    امشب روز جهانی گی هستش ؟؟!!! هرچی داستان باز میکنم گی از آب در میاد، این چه وضعیه ؟!

  11. Ali.lone

    خخخخ لگد میزدی تو تخمش ?

  12. NA

    بازم چرت وپرت

  13. NA

    نمیدونم اقا دزده اومده بود اسباب دزدی یا لوات

  14. اسکلت حشری

    mehdi89zed دهنت به مراتب فراوان سرویس 🙄

  15. کیرم14

    پراید مدل 85 تمیز هز کی خواست بگه

  16. شماره رند

    حالا مجبور هستید یه کاغذ به باسن خودتون بزنید و روش بنویسید:عاقبت فرار از مدرسه!!

  17. kahkashan

    عاقبت فرار از مدرسه 🙂

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی