تجاوز گروهی – مانلی جنده کوچولو

سلام
مانی هستم والان ۲۲ سالمه دوستام من مانلی صدا میکنن
حتما باید داستان اولین باری که بهم تجاوز گروهی شد توسط داداش دوستم سینا خونده باشید روز شومی بود هیچ وقت نتونستم فراموشش کنم وسوراخم توسط چند نفر حسابی پاره شد و شروع فتیش سکس گروهی در من شکل گرفت و این شد به یه جنده کوچولو تبدیل شدم ب اون روزو بعد گاییده شدن من توسط داداش دوستم اومدم رسیدم خونه با بدن کبود چشمای قرمز خدارو شکر جز خواهر که اسمش مبینا و یک سال از من بزرگتر خونه نبود مبینا برعکس دخترا دیگه از همجنس خودش خوشش میاد لزبین ازش یکم تعریف کنم بدن کشیده سینه های نسبتا بزرگ کمر لاغر نوک سینه های تقریبا صورتی که بدن من اون خیلی بهم شبیه فقط اون موهاش بوره من خرمایی بگذریم وقتی من اونجوری دید خیلی خجالت کشیدم سریع رفتم تو حموم داشتم لباس در میاوردم که اومد تو کبود یا بدنم دید گفت چیکار کردی گفتم با موتور خوردم زمین از صورتش معلومه بود باور نکرد کمک کرد بدنم شست فهمیدم داره گریه می‌کنه منم زدم زیر گریه بعدم
کمی روی کبودی ها یخ گذاشت و همه جام لیف زد بعد حموم رفتم رو تخت کنارم بود تا خوابم ببره اون روز گذشت یک ماهی از خونه بیرون نیومده بودم سینا خیلی زنگ میزد پیام میداد ولی
یه ترسی داشتم به اونروز فکر میکردم هم خوب بود هم بد هم دردناک ولی وقتی یادش می افتادم که سهیل چه جوری تلمبه میزد تو کونم کیرم سیخ میشد و دلم بازم میخواستم تکرار بشه مثل کسی که معتاد شده باشه فکرش از سرم بیرون نمی‌رفت تا یه شب برای خرید رفتم تا سرکوچه سهیل اومد جلوم با موتورش جلوم گرفت گفت بالاخره پیدات کردم با دستاش مچم گرفت گفت سوار شو و من بی اختیار سوار شدم رفت سمت خونشون در پارکینگ زد رفتیم تو یه جایی برای خودش درست کرده بود با تخت تلویزیون من برد تو هیچ مقاومت نمی‌کردم نمی‌دونستم چیکار کنم به یکی زنگ زد گفت بیاد که من بازم ترس همه جون گرفت تا بلند شدم شونم گرفت روبروم گفت زیپم باز کن میدونم دلت کیرم میخواد وگرنه تا اینجا نمیومدی یکم مکث کردم با اکراه زیپش باز کردم وقتی کیرش درآوردنصفه خواب بود و بوی عرق تهوع بر دی میداد که سرم گرفت بالا سرش کیرش گذاش رو لبم از بوی بدش اوق زدم گفت باز کن وگرنه چک میخوری کم کم باز کردم هنوز شل بود تا ته کرد تو حلقم گفت داره بلند میشه داشت بزرگ میشد تمام دهنم پر کرده بود داشتم بالا میوردم بادستم جلوش می‌گرفتم تا ته نکن تو حلقم آخه وحشی داشت خفم میکرد که با مشت بهش زدم هولش دادم کم مونده بود بالا بیارم از صورت معلوم بود خوشش اومده بالاخره زبون باز کردم گفتم خودم برات میخورم اگه اذیت کنی دیگه نمیام وقتی فهمید رامش شدم فکرفرار ندارم نشست لب تخت شلوار تیشرتش در اوردخودمم عاشقش شده بودم شایدم عاشق کیرش مثل دختری که عاشق پسری میشه که پرده کسش زده منم دلم میخواست دوباره کیرش تو خودم حس کنم خوابید رو تخت دیگه دید نداشت به من منم زانو زدم قشنگ کیرش برنداز کردم واقعا همون کیری بود که دلم میخواست سر بزرگ سفت سفت سفید سفید بدن بی مو کم کم یخم آب شد بوی بد کیرش برام عادی شد چندتا تف بزرگ انداختم با دستم جق میزدم و با زبونم تخماش لیس میزدم وقتی تالش رفت هوا فهمیدم خوشش اومده چند ثانیه بعد گوشیش زنگ خورد در پارکینگ با ریموت زد یه نفر با موتور اومد تو و من بلند شدم گفت نترس طاها هستش دفعه پیش
باهم بودیم در زد اومد تو اتاقک پسر خوش چهره ای بود سبزه از سهیل مهربونم تر بود یا و هیچ وقت روم دست بلند نکرد و همیشه از اینکه به من آسیب بزنند جلو گیری میکرد اومد تو گفت بدون من شروع کردید دوتا سیگار روشن کردشلوارش در اورد لب تخت نشست کیرش خواب بود بهش گفتم میشه دراز بکشید فهمیدم خجالت میکشم دراز کشیدن تا صورتم نبینن سرم سمت کیرش بردم یک بوی شامپویی میداد فهمیدم تازه رفته حموم کیرش گذاشتم تو دهنم با دستم کیر سهیل جق میزدم کم کم سیخ شد به بزرگی سهیل نبود ولی خوش دست قلمی بودی شد از بدنش بزرگتر بود یکم گذشت سهیل بلند شد به منظور اینکه لختم کنه گفتم امروز نه هنوز آماده نیستم اگه میشه امروز فقط ساک تا چند روز دیگه خودم میام که حالت صورتش عوض شد گفت نه که طاها جلوش گرفت گفت حتما چیزی شده اذیتش نکن میگه چند روز بعد دیگه که یکم مخش زد با التماس قبول کرد گفت به شرطی ابم قورت بدی منم قبول کردم بلند شدن وایستادن کیرشون به دهنم نزدیک کردم دو دستی براشون میزدم چند دقیقه طول کشید دستم دیگه داشت کنده میشد از درد که آب سهیل اول اومد سر کیرش گذاشت تو دهنم شیرش باز کرد اندازه یه لیوان کامل دهنم پر شد گفت قورت بده جنده کوچولو من دیدم مزش داره بدتر میشه سریع با حالت تهوع همه اینا هرجور شده رفت پایین ولی راضی نشد گفت طاها بریز دهنش پرکن طاها جق میزد حرکت دستش سریع شد یکم رو صورتم یکم تو دهنم که دیگه فقط یه اشاره مونده بود بالا بیارم به زور سهیل که دهنم بسته بود قورت دادم بازکیرش کرد تو دهنم ته مونده آبش میک زدم خوابد رو تخت
یه سیگار دیگه روشن کرد یدونه به من تعارف کرد گفتم نمی‌کشم بعد طاها شلوارش پوشید گفت بیا بریم من میرسونمت سهیل گفت ولشکن پرو میشه جنده رو خودش بره سه روز دیگه منتظرتم اگه نیای دفعه بعد آدمای بیشتر میارم تا پارت کنن امروز بهت رحم کردم که طاها دستم گرفت کشید گفت بیا ولش کن گوه میخوره تو حیاط دهنم شستم سوار شدم راه افتادی سه تا خیابون باهم فاصله داشتیم گفتم باید برم مغازه طاها گفت می‌برمت چند دقیقه زمان برد نرسیده به مغازه تو کوچه به جایی که نور نبودعقب نشینی دیوار زد بغل پیدا شدم گفتم مرسی دستش انداخت دور کمرم من کشید سمت موتور تو چشمام نگاه کرد گفت من خیلی دوست دارم تو از صدتا دختر برام بهتر زیباتری یکم نگاش کردم چشمای رنگی سبزش لباس برجستش نظرم جلب کرد کم کم آبش نزدیک کرد لب پایینم میک زد منم بدنم به جوری شد یه حس تازه ای تو من شکل گرفت یه حس جدید که خیلی خوشم اومد شروع کرد میک زدن لبش زبونش کرد تو دهنم دستش انداخت رو سینه هام نمی‌دونم چند ثانیه بود یا چند دقیقه فقط با یه حرکت داشتم میشدم که وقتی دستش رو کیرم مالید ارضا شدم و تمام اون آبی که یک ماه جمع کردم خالی شدتو شلوارم و شورتم نتونستم خودم نگه دارم فهمید گفت ابم اومد گفت تو کوچه بن بست شورتت دربیار من هواسم هست سریع کشیدم شورتم یه شورت دخترونه صورتی بود در آوردم شلوارم پوشیدم خدارو شکر خیس نشده بود شورتم گرفت گفت بدش به من. من برات می‌شورم میارمش گفتم نمیخواد بازم دارم گفت نه من میخوامش گرفت بوش کرد موتور روشن کرد گاز داد رفت پسر خوبی بود ولی علاقه من به سهیل خیلی بیشتر بود و فکر اینکه یه روز بعد باید چیکار کنم چه خاک تو سرم میشه ترسش همه جونمو گرفت ادامه دارد
********

نوشته: مانی

بازدید 8,078

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

6 پاسخ به “تجاوز گروهی – مانلی جنده کوچولو”

  1. بالا مانلی بودی پایین شدی مانی ؟ جنده بودی بعد کیر داشتی ؟؟ من چقدر کسخلم داستانتو خوندم

  2. تا دیدم نوشتی کیرم سیخ شد نخوندم حالم از گی بهم میخوره مانلی تو محل ما کص داره حالا تو چجور مانلی هستی که کیرت سیخ شده نمیدونم ولی حالم ازت بهم خورد

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...