اسم من سیاوشه ۳۷ سالمه ورزشکارم و اندام متناسبی دارم قدم ۱۷۸ و وزنم ۶۵ بدن ترکه ای و سفید و بدون مویی دارم، معلمم و زنم پارسال فوت کرده ، اینم بگم که در کل حشریتم بالاست ،چهارتا خواهر دارم یکی از یکی خوشگلتر میخوام در مورد خواهر دومیم براتون بنویسم اسمش ندا هست۴۲ سالشه شوهرش فوت کرده خوشتیپه به خودش خیلی میرسه چهره ی جذابی داره و اندامش متناسبه مثلا سینه های سفید و بزرگی داره که کاملا تو چشه شکم نداره و کون خوبی هم داره ندا هم مثل من و دوتا از خواهرای دیگم معلمه ، جو خانوادگی ما خیلی صمیمیه و پیش هم راحتیم هر بار همدیگه رو میبینم همو میبوسیم و خواهرام پیشم لباس راحت میپوشن طوری که من بارها چاک سینه ی ندا رو دیدم و از دیدنش کیرم بلند میشه هر بار میرم بوشهر ندا میگه بیا خونه ی ما، منم به هوای دید زدنش همیشه میرم پیشش یه شب که بچه هاش اومده بودن روستا من بوشهر بودم زنگ زد گفت امشب بیا خونه پیشم ، گفتم باشه سرشب رفتم خونش و راستش قبل از اینکه برم اونجا کیرم برای دیدن سینه های ندا بلند بود و سرش خیس بود وقتی رفتم یه لباس راحت پوشیده بود که از دیدنش کیرم بیش از پیش دیوونه شد و سرم گیج رفت یه شرتک مشکی تا زیر کون خوش فرمش و بالاتنش هم یه لباس با یقه ی باز و یه سوتین تنگ که سینه هاش کاملا توش مشخص بود راستش یه کم خجالت کشیدم همدیگه رو بغل کردیم و روبوسی کردیم سینه های نرمش رو فشار دادم به سینم ، حشریتم روی هزار بود از دیدن آبجی سکسی خوشگلم، ساق پاش برق میزد و من توی ذهنم داشتم لیسشون میزدمم، میخواست شام بکشه گفتم هنوز که زوده یه لحظه توی ذهنم یه جرقه خورد و گفتم بیا بریم دریا ، ما که تا صب خواب نمیریم یه کم مکث کرد ولی قبول کرد گفتم یه جای خلوت بلدم. یه کم خلاصش کنم رفتیم دریا ، من شنا بلدم ، چند نفری توی دریا بودن ولی هوا تاریک بود و اونا دور بودن من یه شورت تنگ پوشیده بودم ولی یه شورت ورزشی هم روش پوشیده بودم ، چون میدونستم کیرم قرار نیست بخوابه ، ندا هم یه لباس راحت پوشیده بود یه دامن و یه تاپ تنگ که یقش تا پایین سینه هاش بود ولی سوتین نداشت و نوک سینه هاش مشخص بود.
رفتیم توی آب هوا گرم و شرجی بود و جون میداد برای شنا کردن دریا هم موج داشت، ندا گفت من جلو نمیام میترسم ، گفتم نترس بیا بریم ، اونم قبول کرد دستش رو گرفتم و رفتیم جلو ، موج دریا میزد زیر سینه هاش و دستاش توی دستم بود گفتم همینجا خوبه ، موج که میومد جا به جا می شدیم و به هم میخوردیم و من فقط به این فکر میکردم که چطور به ندا نزدیک بشم ، ناخودآگاه بهش گفتم بیا روی آب دراز بکش ، گفت نمیتونم گفتم من بهت کمک میکنم ، دستم رو بردم زیر کمرش و بلندش کردم تاپش خیس شده بود و پایین تر اومده بود تقریبا تا نوک سینه هاش و دقیقا جلوی چشمام بود ، بدنش چسبیده بود به سینم و کیرم بی نهایت شق شده بود. موج جابه جامون میکرد توی یکی از همین جابه جایی ها دستم رو بردم روی کونش ، نرم و بزرگ بود. چیزی نمیگفت و بلند میخندید و تقریبا داشت لذت میبرد. منم روی ابرا بودم که یهو یه موج بزرگ اومد آب دریا رفت توی چشم ندا ، همین باعث شد بترسه و وقتی به خودم اومدم دیدم ندا توی بغلمه و دوتا دستام روی سینه هاش جا گرفتننن واوووو ! سینه های خوشگلشو نرمش تو دستم جا نمیشدن ، هر دوتایی خشکمون زده بود، کیرم دقیقا لای کونش بود و سینه هاش تو دستام نمیدونستم چطور جمعش کنم ! ولی ندا چیزی نمیگفت. گفتم چیزیت نشد گفت نه فقط چشمم میسوزه ، گفتم قربون چشمای خوشگل ابجیم برم. گفت: خدا نکنه ولی خیلی با حال بود. اینو که گفت خیالم راحت شد چون یه خورده ترسیده بودم، ندا گفت کم کم بریم ، گفتم باشه و به این فکر میکردم که کاملا کیرم رو روی کونش حس کرده و الان چه حسی داره، سعی کردم فضا رو تغییر بدم باهاش حرف میزدم ندا هم حرف میزد ، سوار ماشین شدیم توی راه گفتم: ندا تو دوست پسر نداری؟ یه کم جا خورد و گفت نه ! پسرا همه لاشین فقط سکس میخوان ، منم پررو تر شدم گفتم خب مگه تو سکس نمیخوای؟ گفت همه سکس میخوان ولی نه با هر کسی ، بعد ندا پرسید تو دوست دختر داری؟ گفتم منم نه ، گفت خب چیکار میکنی گفتم یه جوری خودمو تخلیه میکنم ، خودشو زد به اون راه و گفت قربون داداشم برم، دیگه رسیدیم خونه و گفتم من میرم حموم ، یه کم ناامید شده بودم که ندا گفت من خستم و حوصله ی حمام کردن هم ندارم گفتم نمیشه که ! بیا با هم بریم خودم حمومت میدم ، یه لبخند شیطنت آمیز زد و گفت زشت نیست؟ گفتم نه بابا مگه چیه ؟ گفت خب باشه رفت لباس و حوله آورد ، منم با همون لباس رفتم حموم لباسم رو در آوردم ولی دوتا شورتم همچنان پام بود . چون کیرم بلند بود و نمیخواستم ندا ببینه هرچند خودش قطعا میدونست و شاید توی کف کیرم بود.رفتم زیر دوش آب رو ولرم کردم که ندا اومد ، لباس تنش بود اومد زیر دوش گفتم من جیشم میاد تو خودتو خیس بکن من برم بیام ، گفت کجا همینجا دستشویی فرنگی هست که جیشت رو بکن ، گفتم اشکال نداره؟ خندید و گفت دیگه بیشتر از این نیست که میخوای حموم بدی؟ منم خندیدم گفتم باشه پشتم بهش بود شورتم رو کشیدم پایین طوری که چاک کونم رو بتونه ببینه و سرپایی جیش کردم گفت وااای چقدر جیشت میومد!! گفتم آره، رفتم پشتش استرس داشتم و دستام میلرزید ، نمیدونستم از کجاش شروع کنم؟ دلم رو زدم به دریا و گفتم لباست رو در بیار ، گفت مگه قرار نیست تو حمومم بدی؟ گفتم چرا گفت خب خودت لباسامو در بیار ! منم درنگ نکردم و اول تاپش رو در آوردم ، چه بدنیی برای یه زن ۴۲ ساله عالیههه کمرش رو با دستام لمس کردم و گفتم کل بدنت ماسه ی دریا هست ! بدنش شل شد با حالتی خمار گفت خب دامنم رو هم در بیار و گفتم چرا عجله میکنی ؟ مگه قرار نیست من حمومت بدم؟ گفت خیلی بدی، گفتم حالا ناراحت نشو و همزمان دستم رو از روی کمرش سر دادم به بالای دامنش و انگشتامو از زیر دامنش بردم روی کونش و دامنش رو یواش کشیدم پایین ناخودآگاه یه کم کونش رو داد عقب دامنش رو تا زیر کونش کشیدم ، واااای چه کون خوششگل و خوش فرمییی !! یه شورت قرمز پاش بود که یه طرفش رفته بود لای کونش ، انگشتم رو بردم وسط کونش و شورتش رو کشیدم روی کونش ، یه آه آروم کشید منم کونش رو با دستم کامل لمس کردم دیدن آبجیم ندا توی این حالت پاهامو سست کرده بود و چشمام خمار شده بود. ولی نباید عجله میکردم آروم کونش رو میمالیدم و رفتم سمت رونش و ساق پاش ، تمییز و برراق و سفيد ، دوباره دستامو کشیدم بالا وسط پاشو لمس کردم تقریبا نزدیک کسش. به اینجا که رسیدم نفسش تند شد ، باز اومدم سمت کونش و کمرش و شونه هاش بعدم سرش، موهاشو میشستم و انگشتم رو میکشیدم توی موهاش کاملا خودشو در اختیارم گذاشته بود و من لذت میبردم با حالت ماساژ گونه دستامو بردم روی پیشانی و صورت و گردنش منتظر بود یه حرکتی بزنم ولی من کارم رو بلد بودم و میخواستم تشنه نگهش دارم . کم کم رفتم سمت پایین گردنش دقیقا بالای سینش ، همونجا مکث کردم تا اینکه ندا نتونست تحمل بکنه و دستامو با دستش گرفت و هل داد سمت سینه هاشش ، واوووو !!! حساابی دیوونش کرده بودم. سینه های خوشگل و خوش فرم ابجیم تو دستام بود ، اونم وقتی خودش دستامو گذاشته بود روشون ، شروع کردم به مالیدن سینه هاش که توی دستام جا نمیشد ! نوک سینه هاشو که سفت شده بود آروم میمالیدم و ندا بی اختیار ناله میکرد. توی همین حالت سرم رو بردم کنار گوشش گرمی نفسم رو حس میکرد آروم توی گوشش گفتم چه آبجی خوششگل جنده ای دارم !! گفت وااایی چیکار میکنی باهام سیاوشش؟ گفتم چیزی که آرزوش رو داشتم، هنوز باهات کار دارم ، فقط خودت باید کمک بکنی تا معنی لذت رو بدونی.توی همین حالت که داشتم سینه های ندا رو میمالیدم یه دستم رو بردم دور کمرش و کون آبدارش و کشیدم عقب و کیرم رو که هنوز تو شورتم بود گذاشتم روی کونش ، کونش رو فشار میداد به کیرم. طوری که از توی شورتم و روی شورتش رفت لای کونش ، مثل مار به خودش میپیچید. سرم رو بردم سمت گردنش و شروع کردم به خوردن گردن و گوشش ندا ، با حالت جیغ ناله میکرد منم سینه هاشو میمالیدم و کیرم لای کونش بود و گردنش رو لیس میزدم توی همین حالت توی گوشش گفتم چقد جنده شده آبجیممم ! دستش رو آورد به پشتش و شورت ورزشیم رو کشید پایین و از کنار اونیکی شورتم کیرم رو گرفت!! از بزرگی کیرم جا خورد و گفت جننده ی اینممم که اینقدر بزرگ و شقه واسه کون آبجیشش ، منم گفتم از سر شب همینطوره واسه کونتت ، دیگه نتونست تحمل بکنه و چرخید زانو زد ، کیرم رو گرفت و گذاشت لای سینه هایی که اولین بار لخت میدیدمشونن ، با دوتا دستش سینه هاشو فشار داد به هم ، سر کیرم که خییس بود و از لای سینه هاش زده بود بیرون رو لیس زد آبش رو قورت داد و مثل سگ گشنه ای که یه استخون چرب و نرم گیرش اومده باشه لیسش میزد. بهش گفتم آره بخور کیر داداشتووو لیسش بزن جننده ، گفت آره جنننده ی داداشمممم ، اختیارش رو از دست داده بود و با صدای بلند اینا رو میگفت کیرم رو تا ته میکردم تو حلقش و تلمبه میردم. اشک تو چشاش جمع شده بود و کیرم رو میخوردد نزدیک بود آبم بپاشه توی دهنش که کشیدمش بیرون.ندا رو بلند کردم. شورتش رو در آوردم ، کمی ریتم رو تند کردم. دائم ناله میکرد و میگفت سیاوش چیکار میکنی باهامم و قربون صدقم میرفت. آب از کسش چکه میکرد ولی من بهش دست نمیزدم. سینشو کردم توی دهنم و شروع کردم به خوردن ، کیرمو چسبوندم به کسش ، گررم و خیس بود. می گفتم چه سینه ای دارییی میخوام کبودش بکنمم. گفت بکنن مال سیاوشهه! منم میخوردممم ، وحشیانه میخوردم.همینطور که سینه هاشو میخوردم کونش رو میمالیدم و کیرمو به کسش میمالیدم و محکمم میزدم روی کونش میگفت بزنن سرررخش بکنن!!منم رحم نمی کردم و با هر بار زدن روی کون خوششگل آبجیم ندا جیغش رفت هوا، سینه هاشو کبود کرده بودم، کونشم کاملا سرخ شده بود. ندا داشت از حال میرفت ، گرفتم و چرخوندمش ، شامپو رو برداشتم ریختم رو موهاش و در حالی که کیرم لای کونش بود همه ی بدنش رو کف مالی کردم بدن خودم رو هم همینطور ، بدنم رو کامل چسبونده بودم به بدنش و کیرم رو میمالیدم به کونش و با دستام سینه هاش رو که با کف روش زیباییش چند برابر شده بود میمالیدم. انتهای لذت بودم. هردومون داشتیم از حشریت میمردیم ولی حاضر نبودم این لذت به انتها برسه ، کم کم بدن هردومون رو شستم تو همون حالت که کس داغ ندا رو میمالیدم ، کیرم رو از لای کونش آوردم لای کسش و عقب جلوش میکردم روش، یه دفعه شروع کرد به لرزیدن ،انتظارش رو نداشتم. هنوز که زودهههه!! تمام بدن ندا می لرزید و جیغ میزد و ناله میکرد. یه دقیقه کامل می لرزید و آب کسش که حالت کف شده بود تمام کیرم رو خیس کرده بود چرخوندمش و بغلش کردم. سینه هاشو فشار دادم به سینم و بوسیدمش. ندا هم که داشت از حال میرفت منو می بوسید ، گفت تو هم کارت رو بکن که دارم میمیرم،گفتم نه بزار خشکت بکنم بریم بخوابیم. گفت نه آبت رو میخوام. گفتم حالا بیا خشکت بکنم. دستش رو گرفتم حوله رو برداشتم هر دوتامون رو خشک کردم. گفت بزار لباسمو بپوشم ، گفتم نمیخواد ، بغلش کردم و در حالی که یه دستم زیر زانوهاش و دست دیگم زیر کمرش بود و کیرم به کونش مالیده میشد بلندش کردم و بردمش رو تختش ، کولر روشن بود. پتو کشیدم روش و کنارش دراز کشیدم.از پشت بغلش کردم و سینه هاشو تو دستام گرفته بودم. کیرم توی شق ترین حالت ممکن روی کون ندا بود و سینه هاشو میمالیدم بهش چسبیده بودم و آروم میبوسیدمش کاملا خالی شده بود و الان باید هنرم رو نشون میدادم. آروم بدنش رو لمس میکردم و گردن و گوشش رو لیس میزدم. دستم رو بردم رو کسش گفت نکن دردم میگیره ! تازه ارضا شدم. منم اطراف کسش رو با انگشتاش آروم میمالیدم ، خودش رو توی بغلم فشار میداد و سینه هاشو آروم با انگشتام لمس میکردم نوک سینه هاش داشت سفت میشد و این نشونه ی خوبی بود. از زیر پتو یواش رفتم پایین و چرخوندمش روی شکم ، رفتم تا روی کونش که سرخ شده بود خواستنی ، شروع کردم به بوسیدن و لیس زدن کون سمیه ، کیرم کف دوتا پاش قرار گرفته بود و دستم روی کسش ، کونش رو فشار میدادم روی صورتم. کونش رو باز کردم و با انگشتم سوراخ کونش رو نوازش میکردم ، آروم زبونم رو میکشیدم دور سوراخ کونش و کسش رو کم کم میمالیدم. دوباره شروع کرد به آه کشیدن و من محکم تر سوراخ کونش رو لیس میزدم. کسش داشت خیس میشد و دوتا انگشتم رو کرده بودم داخلش ، با کف پاهاش کیرم رو که کاملا خیس شده بود و پاهای ندا رو هم خیس کرده بود میمالید. زبونم رو از روی سوراخ کونش کشیدم روی کسش و ناله ای که باز رفت هوا ! یه بالشت گذاشتم زیر شکمش ، کس کون ندا کاملا زیر زبونم بود و من با اشتیاق کامل زبونم رو روی کس و کون آبجیم به رقص در آورده بودم. زبونم رو کامل میکردم توی کس ندا و در میاوردم دیگه تحملم تموم شده بود کیرم رو از کف پاهاش کشیدم به سمت ساق پاهاش ، لای رونش ، تا رسیدم به کونش ، بی هوا کیرم رو هل دادم تو کس سمیه و ناله ی ندا رفت هوا ! محکم تلمبه میزدم و کون آبجیم بین کیرم و نرمی تخت به لرزش دیوانه کننده ای افتاده بود. صدای برخورد بدنم به کونش پشت هم وحشتناک بود. موهای ندا رو از پشت گرفته بودم و کیرم رو تا ته میکردم توی کسش و ندا زیر داداشش لذتی میبرد که تا به حال تجربش نکرده بود. شروع کردم به زدن روی کونش ، جیغ میزد و من میگفتم جیغ بزن جننده ! توی همین حالت چرخوندمش روی کمر و دوتا پاشو گذاشتم رو کولم ، وحشی شده بودم. آره منه خواهر جنده آبجیمو وحشیانه میگاییدم و لذت میبردمم. تخمم کاملا میچسبید به کسش و مایع لزج کس ندا کیرم رو خییس کرده بود. پاهاش از روی کولم چسبیده بود کنار صورتش و کیرم دائما می رفت توی کسش و توی چشمام نگاه میکرد.یکی از پاهاش رو آزاد کردم و در حالی کیرم تو کسش عقب جلو میشد و سینه های خوشگلش جلوی چشام میلرزید انگشت شصت پای ندا رو با زبونم لیس میزدم و بقیه ی انگشتان و کف پاش رو، ندا دوباره و اینبار با شدت بیشتری شروع به لرزیدن کرد. کیرم رو کشیدم بیرون ، آب از کسش مثل فواره پاشد روی تخت و بدنم. ارضا شدنش همراه با ناله های گریه مانند بود و من مثل خر کیف میکردم و در همین حال رفتم بالا و کیرم رو گذاشتم لای سینه هاش و سر کیرم رو کردم توی دهنش با چشماش که زل زده بود توی چشمام التماس میکرد که تمومش کنم ، منم تا جایی که میشد کیرم رو هل میدادم تو حلقش و میگفتم امشب یه حال اساسی بهت دادم که هیچوقت نمیتونی فراموش بکنی ، از این به بعد مرتب میام میکنمتتت ، دیدن کیرم لای سینه وتوی دهن سمیه که اینطور جندم شده بود اختیار رو ازم گرفت و با چنان شدتی آب از کیرم خارج شد که سینه های ندا و صورتش زیر آب کیرم غرق شد.
نوشته: سیاوش
12 پاسخ به “آبجی خوشگلم ندا”
سیاوش مردک ملعون، همون تورو صد درصد باید انگول کنم. لبات ترک بخوره. اخه آدمی که، گفتی ؛ ورزشکاری و اندام ورزشی. انقدر در کمبود کص مونده. بیاد به خواهر خودش دست درازی کنه؟ سیاوش بچه ۱۴ ساله ای بیش نیستی. و اینم در حالت جلق زدگی نوشتی!
سمیه کی بود اون وسط
کسشعر صادراتی از سیاوش ؛سمیه یاندا مسئله این است.
بابا توروخدا قبل از خاطره نوشتن یه جق بزنید بعد با ذهن باز خاطره بنویسید آخه کسخل تاپش تا پایین سینه هاش اومد پایین؟ خب لعنتی تا پایین سینه هاش که سینه هاش لخت میشد آخراش چت شد یکی در میون اسم آبجی جندت تغییر میکرد کیرتو هل میدادی تو کوس سمیه ناله های ندا میرفت هوا؟! دوتا آبجیتو با هم داشتی میکردی؟! کوساشون به هم راه داشت یا دوقلوهای به هم چسبیده بودن که میکردی تو کوس این ناله ی اون درمیومد؟! داستانتو دوست داشتم ولی شاشیدم تو نگارشت
آخرش سمیه بود یا ندا اینجاشو من نفهمیدم در حال خوردن سینه کیرتو میمالیدی به کص و کون رو محکم ضربه میزدی وقتی سینه میخوری از شکم باید فاصله بگیری و به کص نمیچسبی و اینکه در اون حالت ضربه به کون زدن امکان نداره مگر در حد نوازش
نگارش عالی
آخرش اسم واقعیششو گفتی
بالاخره سمیه رو کردی یا ندا رو ؟؟/
تف به شرف هر کس تابو و محارم مینویسه حتی خواهرت نباید از دستت امنیت داشته باشه جقی لاشی؟
چرا سمیه رو کردی ناله ندا در اومد؟؟؟؟ کییی؟؟؟؟؟ چی؟؟؟؟؟
اول اینکه واقعی نبود دوم اینکه بعضی نویسندها عمدا اسم را عوضی میگن چون می دونند خواننده واکنش نشان میده تا اینطوری کامنت بیشتری بگیرند.
آخه نمیدونم این کلمه جنده چیه یاد گرفتن این جغیا که تو داستانهاشون به پارتنر خیایشون میگن. کوسکشا نمیدونن که اگه به زنهای خیایدنی هم موقع سکس بگی جنده طرف میگه جنده مادرته!