آقای عکاس باشی و من و ساسان

داستان گی هستش واگه خوشتون نمی آد ادامه ندید

هردو توی راه دانشگاه تا خونه خیلی استرس داشتیم. راستش اینکه با هم داریم این کار رو می کنیم یه کم حس بهتری داشت. از دوران دبیرستان با هم دوست بودیم و با اینکه می دونستم پشت ساسان خیلی حرف هست و حتی بهم ثابت شده بود ولی با هم رفیق بودیم و شاید بخاطر اینکه دوست داشتم ببینم سکس و دادن چطوریه باهاش رفیق شده بودم. خیلی از دوستام هم بهم می گفتن باهاش نگرد یا می گفتن تو هم می خوای بکنی اش. دوران دانشگاه ولی باهم بیشتر بودیم و راحت تر شدیم و کم کم اعتماد کردیم برای هم گفتیم. من فقط یکی دو تا تجربه ناشیانه داشتم و اون هم با شروع دانشگاه بود. ولی ساسان نه سابقه درخشانی داشت.

چند روز پیش که رفتیم کتابخونه که درس بخونیم. البته این کتابخونه بیشتر برای این بود که از محله خارج بشیم و راحت باشیم. ساسان قبلا با یه مردی توی محوطه کتابخونه آشنا شده بود و یه بار باهاش سکس کرده بود.رفته بودیم کپی بگیریم که توی محل کارش که یه عکاسی نزدیک کتابخونه بود دیدیمش. ساسان بهم اشاره کرد که بیرون برم و وقتی اومد و کمی فاصله گرفتیم بهم گفت: می گه رفیق اش هم هست و اگر دوستت اهلشه چهارشنبه بیاید. راستش هیجان و شهوت جفت امون رو گرفته بود. قبول کردم و ساسان بهش خبر داد.

چهارشنبه از دانشگاه که می اومدیم ظهر بود و قرار بود دیگه تا 2 بریم پیش اشون. رفتیم دم عکاسی و با ماشین مرده که اسمش هادی بود قرار شد بریم خونه دوستش که مکان بود. مرده خیلی مهربون بود، قد متوسط بود و حدود 45/6 سالش می شد. دوستش رو ندیده بودیم. ساسان می گفت که اون یکی 37/8 سالشه و پسرخاله هادی ه. یه کم بعد جلوی یه خونه قدیمی ویلایی نگه داشت و زنگ زد و پشت سرش وارد حیاط شدیم. یه مرد حدود 37/8 ساله و هیکلی بالای پله های حیاط منتظربود. استرس و هیجان داشتم ولی راستش چون ساسان بود کمی خیالم راحت بود.

کلی با خوشرویی و احوالپرسی ما رو برد تو و توی پذیرایی نشستیم و هادی نشست کنار ساسان و من هم روی یه تکی نشستم ، هادی معرفی کرد که این گل پسر ساسان ه و دوستش ایمان جون و این هم پسرخاله ام سعید ه. یه کم شوخی و حرف زدن و هادی ساسان رو بغل کرده بود و وسط حرف هاش صورتش رو می بوسید و بدنش رو می مالید. هی از ساسان تعریف می کرد و کم کم پیرهن اش رو درآورد و ازش لب می گرفت. سعید به ساسان نگاه می کرد و بعد هم به من. رو کرد به هادی گفت: هادی شما اینجا می مونید؟ هادی خندید و گفت : بی خیال با هم باشیم. دورهمی حالش بیشتره. بعد رو کرد به ساسان و بلندش کرد و گفت : ساسان جون دربیار که دوستت هم یخ اش آب بشه. ساسان از من پر رو تر بود همیشه . خیلی راحت بلند شد و پیرهن و شلوارش رو در آورد با یه شورت تنگ رنگی نشست بغل هادی و هادی شروع کرد به لب گرفتن.

سعید بلند شد و اومد روبروی من و بلندم کرد و دستش رو دورم حلقه کرد و کون و بدنم رو می مالید و آروم صورتش رو نزدیک کرد و شروع کرد به لب گرفتن. راستش تا الان با دو نفری که سکس داشتم فقط دو سه سال از خودم بزرگتر بودن ولی سعید خیلی مردونه و هیکلی بود و حس خوبی بهش داشتم. کیرش شق کرده بود و از زیر شلوارکی که تنش بود شق شدگی اش معلوم بود. تیشرتم رو درآورد و دکمه شلوارم رو باز کرد و من هم لخت شدم. یه کم همونجوری بدن هامون رو می مالیدن و لب می گرفتن . بعد هادی گفت : برید آماده شید و سرویس رو نشون داد که اون سمت خونه بود و ته راهرو، با ساسان رفتیم و اول ساسان رفت تو و خودش رو خالی و تمیز کرد و بعد من رفتم داخل. حس عجیبی بود. برگشتم دیدم ساسان کامل لخت شده و هادی هم با یه شورت بغلش کرده و روی مبل داره ازش لب می گیره.

شورتم دستم بود و کنار لباسهام گذاشتم و رفتم سمت سعید. لخت شده بود و حالا بدن پشمالو و عضله اش معلوم بود. یه شورت پادار تنش بود و داشت من رو براندازمی کرد. من رو روی پاهاش نشوند و توی بغلش نشستم و شروع کرد لب گرفتن و دستای مردونه و گنده اش روی کونم بود. من به نسبت ساسان تپل تر و پوست روشن تری داشتم. ساسان ولی لاغر بود و بیشتر دخترونه بود هیکل اش. لای کونم رو باز می کرد و با انگشت روی سوراخم رو می مالید. صدای ساسان می اومد که انگار داشت ساک می زد و هادی تشویق اش می کرد که آفرین پسر خوب. مود سعید رو دوست داشتم. خیلی با بدنم بازی می کرد و خیلی دوست داشتم. کمی لب گرفت و شروع کرد گردنم رو خوردن و بعد سینه هام رو می کرد توی دهنش و میک می زدم و با زبون نوک سینه هام رو می لیسید. دیوونه کننده بود این حرکتش. حس می کردم سینه هام بزرگ هستند و وقتی توی دستش می چلوند یا می کرد توی دهنش حشری تر می شدم.

سینه هام قرمز شده بود و انگشتش رو دیگه داخل کرده بود و راحت توی سوراخم بازی می داد و سعی داشت بازم کنه. من توی اون حالت قشنگ داغ داغ شده بودم و حشری حشری بودم.کیرش که شق کرده بود لای پام و زیر تخمام بود. بلندم کرد و اومدم پایین و پاهاش رو باز کرد و کیرش رو توی دستش گرفت و کمی مالید و اشاره کرد به کیرش و گفت : خب ایمان جون ببینم چی بلدی. نشستم پایین مبل و کیرش رو توی دستم گرفتم. شق شده بود و حجم گوشتی اش توی دستم حس باحالی داشت. سر کیرش رو کمی زبون زدم و کلاهکش رو داخل دهنم کردم و لبهام رو دور کلاهکش گرفتم و با زبون روی کلاهکش رو زبون می زدم و با اووووف گفتن سعید کیرش رو داخل دهنم کردم و با زبونم زیرش رو نگه داشتم و با دستم کیرش رو گرفتم و با زبون زیر کیرش رو می لیسیدم. کمی خودم رو بلند کردم و روی کیرش قرار گرفتم و شروع کرد به عقب و جلو کردن سرم روی کیرش و ساک زدن و تکیه داد به مبل و دستاش رو دو طرف پشتی گرفت و من ساک می زدم و سرم روی کیرش می چرخید. راستش کیرش خیلی خوب بود.

برخلاف اون دو تا کیر قبلی خیلی کت کلفت و درازتر بود. حسابی مشغول بودم و فقط صدای ساسان رو می شنیدم که انگار هادی داشت توی دهنش تلمبه می زد و صدای نفس گرفتن و عق زدن اش می اومد. وسط ساک زدن سرم رو کشیدم و عقب رو نگاه کردم دیدم هادی ایستاده و ساسان جلوش زانو زده و سرش توی دستای هادی و هادی داره توی دهنش تلمبه می زنه و ساسان دستاش روی رونهای هادی ه و سعی می کنه تحمل کنه و همراهی کنه. برگشتم و ادامه ساک زدن که سعید بلند شد و روبروم ایستاد و بعد کیرش رو توی دستش گرفت و آروم روی لبهام می کشید و بعد چندتا روی صورتم زد و بعد می کرد توی دهنم و داخل لپم فشار می داد و می کشید بیرون. بعد کیرش رو کرد توی دهنم و آروم شروع کرد تلمبه زدن. سعی می کردم دهنم باز باشه و راه گلوم رو نفس بگیرم که عق نزنم و کیرش قشنگ داشت تا حلقم می رفت. فقط وقتی اون ته نگه می داشت تحمل اش سخت بود و ناخودآگاه عق می زدم.

صدای ناله و آخ و اوخ گفتن ساسان رو می شنیدم. سعید کارش با دهنم تموم شد. رهام کرد و سرم رو چرخوندم دیدم ساسان روی زمین خوابیده و هادی روش خوابیده و کیرش توش ه و ساسان صورتش اش پر از شهوت و درد بود و نگاهم می کرد و داشت تحمل می کرد که کیر هادی جا باز کنه. سعید گفت به شکم بخواب . اطاعت کردم و به شکم خوابیدم و سعید روی پاهام نشست و گفت لاشو بازکن ببینم. لپای کونم رو با دست باز کردم. تف انداخت روی سوراخم و انگشتش رو داخل کرد. شست اش رو که داخل کرد دیگه معلوم بود به اندازه کافی بازشده. از درد خفیف اش ناله کردم. گفت جووون و یه سیلی روی کونم زد و دستام رو ول کردم. گفت: اووف مثل ژله می مونه بی صاحاب و چند تا دیگه زد. من میون لذت سیلی خوردن به کونم مشغول تماشای ساسان بودم که زیر هادی داشت آه و ناله می کرد.

سر کیرش رو لای کونم می مالید و روم خیز برداشته بود. فشار سر کیرش رو روی سوراخم که حس کردم فهمیدم که باید آماده ورود کیرش بشم. یه فشار و سفتی سر کیرش توی حلقه سوراخ کونم و رد شدن سر کیرش و درد و فشار خفیف توی سوراخم که همزمان شد با خوابیدن اش روی بدنم و کمی خودش رو با فاصله نگه داشته بود و دستش هنوز به کیرش بود و بعد یه فشار دیگه داد که کیرش تا نصفه رفت داخل و خودش روم خوابید و داشتم تحمل می کردم که جا باز کنه و آروم تر بشه سوراخم. بدنم رو توی بغلش گرفته بود. هیکل مردونه اش و بدن گرم و پشمالوش کل بدنم رو گرفته بود. حجم کیرش سوراخم رو پر کرده بود و فشار و درد خفیفی تیر می کشید تا زیر دلم. اما راستش اون وضعیت و درد خفیف و حس کردن کیر یه مرد داخلم واقعا لذت بخش بود و حشری تر می کرد.

دستش دور سر و سینه ام حلقه شده بود و سرم رو روی بازوش گذاشته بودم و با پاهاش پاهام و رونهام رو مهار می کرد. صورتم رو بوسید بعد سرم رو چرخوندم و اول لبهام رو کمی خورد و بعد زبونش رو توی دهنم کرد و لبهاش روی لبهام قفل شد و یه کم بعد یه فشار دیگه که کیرش تا ته داخل شد و خب دردش بیشتر بود و صدای ناله ام خفه شد توی اون حالت و نمی تونستم جم بخورم. بدنم رو محکم گرفته بود و کیرش مثل یه سنگ داخلم حس می کردم. صدای آه و ناله شهوتی ساسان زیر هادی و صدای خوردن بدنشون به هم توی گوشم بود.

آروم کیرش رو کمی بیرون کشید و آرومتر از قبل داخل کرد. با حوصله داشت کیرش رو توم روون می کرد و با لب گرفتم آرومم می کرد. بعد کمی روم جابجا شد. کمرم یه کم گرفته بود. شروع کرد به تلمبه های آروم توی کونم. سرم رو چرخوندم. ساسان پاهاش رو باز کرده بود و روی شونه های هادی بود و هادی داشت خیلی محکم تلمبه می زد. ساسان سینه هاش رو می مالید و متوجه من شد و نگاهم می کرد. چهره اش با همیشه متفاوت بود. چشماش و حالت صورتش پر از شهوت بود. بهم چشمک زد و لبخند زد.

سعید دیگه روون شده بود و تلمبه هاش خیلی منظم داشت توم غوغا می کرد. خیلی عمیق تلمبه می زد و سر کیرش تا انتهای سوراخم می رفت و فشاری که می آورد باعث می شد کیرم شق بشه و زیر دلم حس گرفتگی یا شبیه درد داشته باشم. با هر بار که کیرش داخلم می شد آه و ناله های شهوتی می کردم . صدای دوتامون زیر کیر کل فضای خونه رو پر کرده بود. سعید همونجوری که بغلم کرده بود یه وری چرخید و من رو هم یه وری کرد و پام رو خم کرد و گذاشت بالاتر و شروع کرد همونجوری که کیرش داخلم تلمبه می زد با سینه هام بازی کردن همونجوری که کونم زیر کیر سعید داشت گاییده می شد همزمان داشتم یه پورن زنده از ساسان هم می دیدم. راستش خیلی از بدن و هیکل اش خوشم می اومد. نه چاق بود و نه لاغر . کاملا شبیه یه دختر بود. پاهای کشیده و کون گرد.

لنگ هاش رو دو طرف باز کرده بود و هادی کیرش توش بود و روش خم شده بود و همونجوری که ازش لب می گرفت داشت تملبه می زد.

سعید کیرش رو کشید بیرون و کنارم نشست و جابجا شد و من رو که یه وری بودم رو هم جابجا کرد و پام رو جمع کرد توی شکمم و روی زانو خودش رو نگه داشت و کیرش رو داخل کرد و دستاش روی پهلوم و لپای کونم بود. هی لای کونم رو باز می کرد و حس می کردم دارم جر می خورم و کیرش بیشتر از قبل داخل می رفت. خیلی پر زور بود و کیرش رو که تا ته می کرد هل می خوردم بالا و زیر دستش من رو نگه می داشت. یا پهلوم رو توی مشت اش نگه می داشت و می فشرد و یا لای کونم رو باز می کرد و حسابی حشری ام می کرد.

هادی نشسته بود روی یه سمت کاناپه و ساسان روی کیرش نشسته بود و پشتی مبل رو گرفته بود و روی کیرش بالا و پایین سواری می کرد و گاهی هادی روی کونش سیلی می زد. داشتم کیر هادی که داشت توی سوراخ ساسان بالا و پایین می شد و ضربه هایی که روی لپای کونش می خورد رو تماشا می کردم. لپای کونش زیر دست هادی می لرزید و با هر سیلی کمی بیشتر سرخ می شد. دیدن این صحنه شهوتی ام می کرد و از طرفی هم کیری که داشت من رو می گایید دیوونه ام می کرد. توی اون میزان شهوت و داغی آدم دلش کمی خشونت یا چه میدونم فشار و درد می خواست.

هادی رو کرد به سعید و گفت شما هم بیاین اینجا. سعید گفت : بذار این رو تموم کنم و کمی جلوتر اومد و تلمبه هاش رو سریعتر توی کونم می زد. تندتند تلمبه می زد و حسابی سوراخم از عقب و جلو شدن کیرش داخلم داغ شده بود و تحمل اش سخت بود. ناله می کردم و دستم رو روی بدنم و کونم می کشیدم. سعید حسابی شهوتی شده بود و پهلوم رو توی دستش فشار می داد و گاهی کیرش رو تا ته که می کرد فشار می داد و با فشارش زیر دستش هل می خوردم . چند تا تلمبه تند و بعد رهام کرد و کیرش رو بیرون کشید. ساسان سرش رو برگردونده بود و داشت من رو تماشا می کرد.

طاق باز خوابیده بودم داشتم توی فاصله ای که پوزیشن بعدی بیاد استراحت می کردم. سعید رفت سمت کاناپه و اونطرف نشست و بهم گفت : بیا ببینم سواری ات مثل رفیق ات هستش یا نه. بلند شدم و سمتش رفتم. اما هادی گفت: صبر کن. ساسان رو کمک کرد از روی کیرش بیاد پایین و اشاره کرد گفت: بیا اینجا ببینم. رفتم سمتش و روی پاهاش نشستم و پشتی مبل رو گرفتم و خودم رو بالا گرفتم و هادی کیرش رو میزون کرد روی سوراخم و روی کیرش نشستم. از کیر سعید کوتاهتر بود. سعید دست ساسان رو گرفت و سمت خودش کشید و ساسان رفت پشت بهش نشست روی کیرش و توی بغل اش جا گرفت و سعید خودش شروع کرد به بالا و پایین کردن.

کونم توی دستای هادی بود و سعی می کردم روی کیرش بالا و پایین کنم. محکم با دو تا دستش زد به لپای کونم و رو به سعید گفت: لامصب چه تپل مپل ه. لپای کونم رو توی مشت اش می گرفت و از هم باز می کرد. انگار از گوشتی بودن و بزرگ بودنش نسبت به کون ساسان لذت می برد. به کونم سیلی می زد و من روی کیرش بالا و پایین می کردم، حشری بودم و گاهی سعی می کردم خودم رو رها کنم و کیرش تا جایی که هست داخل بشه. خسته شده بودم ولی اون حالت رو دوست داشتم. کمی سرعتم رو کم کردم ولی هادی دستش رو دورم حلقه کردم و به سمت خودش کشید و سرش روی سینه هام بود و شروع کرد به مکیدن سینه هام و خودش شروع کرد به تلمبه زدن. ساسان پاهاش رو گذاشته بود روی رونهای گنده و مردونه سعید و دستش رو به پشت گرفته بود و مثل یه پورن استار حرفه ای روی کیر بالا و پایین می رفت و با صدای نازک آه و ناله می کرد.

هادی خیلی حشری شده بود، دیگه سینه هام رو گاز هم می گرفت و با ضربه توم تلمبه می کرد. سوراخم داغ داغ شده بود و درد داشتم و تلمبه های تندتند هادی هم واقعا تحمل اش برام سخت شده بود. دیگه از آه و ناله به آخ و وای و نفس نفس زدن تبدیل شده بود. سعید ساسان رو آورد پایین و سرو سینه اش رو روی نشیمن مبل گذاشت و ساسان روی زانوش روی مبل خم شد و سعید رفت پشتش و دستاش رو گذاشت روی کمر ساسان و کیرش رو داخل کرد و شروع کرد سواری گرفتن و کردن ساسان. هادی این صحنه رو دید و من رو از روی کیرش پیاده کرد و بهم گفت : بغل رفیق ات قمبل کن ببینم. منم کمی اینطرف تر کنار ساسان همون مدلی خم شدم و هادی هم سوار من و شروع کرد به تلمبه کردن.

صدای برخورد بدن های مردا به بدن ما و صدای آه و ناله های ما خیلی باحال شده بود. سرمون روی نشیمن بود و بهم نگاه می کردیم. اینکه آدم زیر کیر باشه و همزمان کسی دیگه رو هم توی اون حالت تماشا کنه خیلی شهوت انگیزه. هادی سرم رو به طرف ساسان کمی هل داد و گفت : از هم لب بگیرید. من می خواستم ببینم ساسان چکار می کنه که دیدم خودش سرش رو جلو آورد و شروع کرد لب گرفتن. یه کم لب گرفتیم و راستش خیلی خوب بود. سعید رو به هادی کرد و گفت: اون ماله منه ها. هادی گفت : باشه. هر وقت خواستی عوض کنیم. بعد تلمبه اش رو متوقف کرد و چند تا سیلی به لپای کونم زد و بعد گردنم رو گرفت و روی مبل فشار می داد و انگار دلش می خواست کمی خشن تر و محکم تر بکنه و توی کونم ضربه می زد و بعد از چند تا ضربه کیرش رو درمیاورد ودوباره داخل می کرد. هر باری که درمیاورد و فرو می کرد دیوونه می شدم و با ناله های شهوتی تشویق اش می کردم که دوباره انجام بده.

یه دفعه سعید کیرش رو از توی ساسان کشید بیرون و گفت : بیا … هادی کیرش رو کشید بیرون ازم و جاشون رو عوض کردن و سعید من رو بلند کرد و یه پام روی زمین و زانوم روی لبه مبل بود و خیلی سریع کیرش رو داخل کرد و دستش رو از جلو به گردنم گرفت و شروع کرد تندتند تلمبه کردن. دلم می خواست موقع سکس ساسان رو هم تماشا کنم ولی نمی شد.

سعید خیلی خشن و بی مدارا شده بود و محکم و بدون رحم داشت کونم رو می گایید. جوری که دو سه بار خیلی دردم اومد و خودم رو جلو می کشیدم که گیرم می انداخت و مهارم می کرد و دوباره تلمبه هاش رو ادامه می داد که یه دفعه خودش رو چسبوند و صدای ناله اش اومد و هلم داد و روی مبل خم شدم و گرمی آبش رو توی خودم حس کردم. وقتی آب یه مرد داخل ات جاری می شه . حس اینکه آب غلیظ و گرم اش داخل ات می پاشه و سوراخت رو پر می کنه دیوونه کننده است. کیرش رو ناخودآگاه داخل ام فشار می داد و یه کم نگه داشت و بعد کشید بیرون و کف خونه دراز کشید. سوراخم رو نگه می داشتم که آبش بیرون نریزه ولی خب اینقدر باز شده بود و بی حس که کنترل ام روش کم بود. همونجوری روی شکم و پاهام روی زمین خودم رو روی مبل نگه داشتم.

سعید جعبه دستمال رو داد بهم و داشتم خودم رو تمیز می کردم که با صدای ساسان به خودم اومدم که گفت بریز روی صورتم، نشسته بود پای مبل و هادی جلوش ایستاده بود و داشت کیرش رو می مالید. ساسان دهنش رو باز کرده بود و زبونش رو بیرون کرده بود و هادی کیرش مثل سنگ سفت بود و توی دستش فشرده می شد و من چشمم بهش بود که هر لحظه ارضا می شه. یه لحظه کیرش و سفت گرفت و یه دفعه آه بلندی کشید و آبش پاشیده شده روی زبون و صورت ساسان و یه پاشش دیگه روی صورتش دوباره ریخته شد. هادی کیرش رو رها کرد و ساسان کیرش هادی رو گرفت و روی زبونش می زد و بعد انگار بخواد آخرین قطره ها هم نصیب خودش بشه کیر هادی رو مالید و رها کرد.

به ساسان نگاه می کردم. آب کیر هادی از صورتش سر خورده بود و روی گردن و سینه اش شره کرده بود. خودم رو تمیز کردم و دستمال ها رو همونجوری مچاله لای کونم گذاشتم و پایین مبل ولو شدم. دستمال رو دادم به ساسان و صورتش رو پاک کرد.

کمی استراحت کردیم و تمیزکاری کردیم و یه کم استراحت و لباس پوشیدیم و زدیم بیرون. راستش اون سکس رابطه من و ساسان رو تغییر داد و این سکس چهارنفره به عنوان اولین تجربه خیلی حال داد.

نوشته: Ornetpub

بازدید 7,448

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

6 پاسخ به “آقای عکاس باشی و من و ساسان”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...