بخاطر شرایط پیش اومده آماده باش بودیم و خصوصا بیمارستان که من کار میکردم دولتی بود و مرخصیش سخت تر.
تو ورودی اورژانس بیمارستان یه مانیتور داشتیم که دوربین دم در اورژانس رو نشون میداد خیلی کم بهش نگاه میکردیم و یا اصلا فرصت نمیکردیم بهش نگاه کنیم بیشتر کار حراست بود.
خانمم فاطمه رفته بود بازار دور بزنه که حوصلش تو خونه سر نره و بعد اینکه خسته شده بود اومد تو بیمارستان و نشست یه گوشه ای با گوشیش ور میرفت نت هم قطع بود و حوصله بشدت سر رفته بود .یه دوست پرستاری داشت که نبودش.
اینم بگم که ما قبلا رابطه تری سام رو 6 هفت باری تجربه کرده بودیم و با هم سر این موضوع کنار اومدیم و جزو روتین خودمون هست که از کسی خوشمون بیاد باهاش رابطه میزاریم.البته اون از کسی خوشش بیاد نه من.
منم به شوخی میگفتم برو حداقل مخ یکی از بیمارا یا همراهاشونو بزن. اونم اصلا حوصله نداشت ولی گفت اینا یکیشون قیافه درستی ندارن فقط اون تخته بدک نیست که چلاغ شده.
اونی که میگفت یه پسر خوش تیپ بود حدودا بیست و خورده ای سال هم خوش لباس بود هم خوش تیپ ولی چون از موتور افتاده بود جر خورده بود همه جاش زخم و هنوز راه زیادی تا ترخیص داشت.
سرگرم کار خودم شدم حدود ساعت 6 بود و شیفتم تا 10 بود.دیدم این مامور حراست اومد گفت با دوربین چک کردم اون پژو پارس سفیده پارک کرده تو پارکینگ اورژانس و کسی ازش پیاده نشد نکنه اتفاقی براش افتاده نتونسته پیاده بشه.رفتم سمتش دیدم پلاک شهرستانه و شیشه دودی چیزی توش پیدا نبود در زدم کسی جواب نداد یکم تند تر دیدم شیشه اومد پایین و به صدای خیلی خواب آلودی گفت چیه.
گفتم مشکلی پیش اومده گفت نه خوابم میاد جای مطمین ندارم یه ساعت بخوابم میرم.
گفتم گناه داره ولش کردم اومدم ،حراست تا موضوع رو فهمید گفت نه و گیر داد منم گفتم خودم بهش میگم رفتم پیشش خانم هم اومد گفتم نمیزارن اینجا باشی باید بری.
گفت باشه و با حالتی مرده خواست بره گفتم از کجا اومدی گفت از عسلویه .کجا میری؟تهران از صبح حرکت کردم الان نا ندارم.
خانمم گفت بریم خونه خودمون استراحت کن بعد برو منم گفتم آره.
دیدم گفت نه و ممنون و… خانمم گفت نزار با این شرایط رانندگی کنه ما هم رفتیم عسلویه میریم پیشش .اینو گفت طرف یکم آروم شد و گفت باشه دیدم خانمم یه چشمک برا من زد و من تازه دوهزاریم افتاد که پسره خوش تیپ و قیافه و از همه مهمتر غریبه هست .
خانمم هم از خدا خواسته یه سرگرمی توپ براش درست شده.
گفت من باهاش میرم خونه تو هم شیفت تموم شد بیا.
طرف که اسمش بهنام بود گفت نه بزار باهم میریم و یعنی خواست احترام بزاره .گفتم نه شما برید تا شام درست کنه و تو هم استراحت کنی من میام.
خانمم سوار شد و اونم دیگه چیزی نگفت و رفتن.
خانمم بردش خونه و اونم از صندوق ماشینش کلی تنقلات با خودش آورده بالا هر چی بیمارستان هیچی بما نمیده پتروشیمی ها چند برابر میدن به اونا.بهنام بعد ورود به خونه خانمم تخت خودمون بهش نشون میده و میگه برو اونجا استراحت کن برای شام بیدارت میکنیم.
اونم میره و همونجور مثل مرده خواب سنگین میره.
زنگم زد گفت مهدی این کلا خوابه ولی میخام امشب یادگاری بمونه.
گفتم راحت باش از طرف من اوکیه. ساعت نزدیک ده بود که زنگ زد گفت فعلا نیا من نتونستم کاری بکنم تو رو هم ببینه کلا کنسل میشه نیا تا مخش بزنم.
خانمم برای اینکه هر لحظه ممکنه بیدار بشه و مثلا یهویی دیده بشه یه رکابی و شلوارک پوشیده بوده و داشت کاراش میکرد.
تا ساعت ده و نیم میبینه این بیدار بشو نیست.منم دیگه حوصلم سر رفت و رفتم خونه سفر شام رو چیدیم و رفت بیدارش کرد.اومد نشست خانمم سوال پیچشکرد مجرد بود و ۲۶ ساله.
بعد از شام فرستادیمش حموم تا هماهنگ بشیم.
وقتی اومد بیرون کلی تشکر کرد و گفت باید بره .
من هم دیدم قصدش جدیه و هیچ نیتی نداره گفتم باشه هر وقت خواستی بیای سر بزن اونم رفت خانمم هم چیزی نشون نداد که بفهمیم اومده تو باغ .
این گذشت تا ارتباط تلفنی بینشون شکل گرفت از طریق روبیکا بهم پیام میدادن و من در جریان نبودم تا یروز خانمم گفت میخواد بره عسلویه ولی قبلش به ما سر نمیزنه چون دوستش باهاشه و کلا آدم سردیه .منم برام جالب بود گفتم از کجا میدونی گفت باهاش چت کردم ولی تو باغ نیست.
رفتم سراغ گوشیش و شروع کردم خواندن چتاش بینم چیکار کردن.
خلاصش این بود که در مورد خالکوبی های بدن میپرسه و اونم براش عکس از خالکوبی ها با معنی و تفسیرش میگه و اینم علاقه نشون میده.
ولی استارت کار رو خانمم میزنه و ازش میپرسه ببخشید یه سوال خصوصی شما قسمت های خصوصیتون هم خالکوبی کردین؟
نه اونجا دردش زیاده و چون پوستش حساس نمیشه خالکوبی کرد.
جلو نه منظورم پشت بود
پشت واسه پسرا نیست دخترا اونجا رو تتو میکنن.چون پسرا قرار نیست کسی تتوی پشتشون ببینه ولی دخترا میزنن و در حین رابطه شوهرشون یا دوستشون میبینه.
دیگه از اینجا جلوتر نمیره و منتظر واکنش اون میشه.
تو دوست نداری تتو بزنی؟
کجامو بزنم
هر جای میتونی بزنی.
نه درد داره بعدشم شوهرم باسنم دیده حتی اگر بزنم بعد بمدت براش تکراری میشه.
اکثر زنا بجز شوهرشون یه دوست صمیمی هم دارن چه دختر چه پسر که باهاش راحتن و تتوهای هم میبینن.شما نداری؟
دوس پسر الان نه ولی دوست دختر دارم نمیشه برم بگم بیا تتو بالای باسنم نگاه کن.
شوهرتون خیلی آدم خوبیه چطوری بهش خیانت کردی؟
-مگه من گفتم خیانت کردم؟باهاش دوست عادی بودم مثل تو
-اها ببخشید فک کردم … بی خیال.
من مجردم و دارم با یه خانم خوشگل چت میکنم.الان کنترل از دستم میپره برم که کار دست خودم ندم. فعلا بای.
-کجا دیوونه راحت باش شوهرم مشکلی با دوست پسر داشتن من نداره برای همین اون شب منو تنها با تو فرستاد.
اها چه شوهر خوبی داری معلومه دیگه دکتره.
-دکتر نیست پرستاره ولی منم دوسش دارم.قرار نیست دوس پسر داشته باشم ولی دیگه با اون کمرنگ بشم.
راستی پس فردا قراره دوباره برگردم عسلویه اگر چیزی لازم داشتید بگید اینور براتون بیاریم.
-ا خوش اومدید حتما سر بزن خونه ما.
نه دیگه مزاحم نمیشم دوستم هم باهام میاد هر وقت خسته شدم اون ادامه رانندگی میده.بعدشم اون سری کلی شرمندتون شدم.
-نه اتفاقا خوشحال شدیم یه دوست جدید پیدا کردیم حالا تو میخوای بیای اینجا رد بشی.
دوستم باهامه شاید روش نشه بیاد.ولی بعداً حتما سر میزنم.
اینجا چتشون تموم شده بود و خانمم کلافه شده بود چرا نمیاد تو خط و دوست هم نداشت خودش پا پیش بزاره.
به خانمم گفتم بزار فردا پیام داد من جواب بدم .
گفت از طرف خودت حرف بزن نه جای من گفتم باشه.
آخر شب شد دوباره پیام داد خانمم گوشی رو داد بهم گفت خودت جوابش بده من حوصله ندارم.
فاطمه خانوم شوهرت میتونه برای من و دوستم یکی دو روز استعلاجی پزشکی بگیره؟نکنه بمباران بشه یا اتفاقی بیفته .
-خو بعدش چی میخواد بری سرکار اون موقع میزنه.
فعلا دو رو هم برا خودش دو روزه.
-مینویسم براتون ولی اونجا نمیگن چطور دوستاتون تو یک روز و تو یک شهر و با به دکتر مریض شدین؟
نه هر کدوم واحد جدای کار میکنیم ربطی ندارن بهم.
باشه براتون میگیرم میدم فاطمه ازش بگیرین چون ممکنه خودم نباشم.تاریخم نمیزنم خودتون بزنید.
وای ببخشید آقای مهدوی شمایید من شرمندم فک کردم خانمتونه.خوب هستین و…
مگه شما بهنام نیستی راحت باش شما دوست خانوادگی ما هستی.
در ضمن چتاتون خوندم فکر خوبیه تتو بزنه برای منم تکراری نمیشه.
بخدا شرمنده اصلا قصد بدی نداشتم سر صحبت بود خودش گفت دوست داره و…
-مگه من چی گفتم.راحت باش چرا اینقدر نگران شدی.هر پسری دوس داره با دخترا لاس بزنه تو هم یکیشون.
هر وقت اومدی دوستت هم بیار مشکلی نیست اگر روش نشد استعلاجی نمیدم بهش.
خودمم خونه نبودم هر چقدر وقت داشتی برا خودت پیش فاطمه بمون.
فقط اگه شیطونی کردی و خواستی واسش تتو بزنی یوقت حاملش نکنی
اینجا بود که ترسید و گفت بخدا در حد چت و من تتو کار نیستم
-شوخی کردم وقتی اومدی سوغاتی یادت نره(تا مجبور بشه بیاد)
چشم حتما .
خانمم پیام خوند گفت باز فایده نداره این میترسه.
گفتم نه بزار باز من باهاش ادامه بدم جورش میکنم.
خانمم گفت نه بزار کار خودمه.
اومد همون لحظه جواب داد
بهنام شوهرم زیاد چرا و پرت میگه به دل نگیر .
نه چیزی نگفت ولی تو چرا چتا رو پاک نکردی کلی ضایع شدم.
بهش گفتم تو دوست منی و اونم خیلی خوشهاله.
ما با هر کسی دوست نمیشیم ولی تو پسر خوبی هستی.
الان گوشی دست خودته؟
اره راحت باش.
با دوست قبلیت چقدر راحت بودی؟
-راحتی نمیدونم منظورت چیه ولی دوست صمیمی بودیم و حالا هم هستیم ولی الان اون زن گرفته و سالی یکبار همو نمیبینیم.
منظورم اینه باهاش رابطه هم داشتی البته ببخشید برای کنجکاوی میپرسم.
هنوزم دارم ولی زنش نمیدونه.
شوهرت مشکلی نداره با این قضیه؟
نه ولی سخت گیره خوشش نمیاد با هر کسی باشم یا تعداد زیادی باشن یا میفرسته آزمایش قبل رابطه یه محدودیت میزاره.
حشری شدم .پس منم شانس اینو دارم دوست شما باشم؟
تو خودت یه جوری رفتار میکنی انکار تا حالا با کسی نبودی وگر نه بهت گفتیم تو هم دوست ما هستی.
جدی؟ یعنی میزاری بغلت کنم و ببوسمت؟
پر رو نشو. خیلی چیزا هست که باید بدونی مثلا نباید پیله بشی و یا شوهرم بدش میاد کیرت از کیرش بزرگتر باشه میگه از من لذت نمیبری. یا دهن لقی کنی .
پس من حتما پس فردا میام برای دوستم استعلاجی میگیرم ونمیارمش با خودم.
-چند سانت داری؟
اذیت نمیشی باریکه .
-چند سانته؟
۱۶
-دقیقا اندازه مال شوهرم .باشه عکسش بده.
عکسش رو فرستاد برعکس خودش که سفید بود کیرش سبزه بود ولی خوش فرم و تمیز.
دیگه روشن باز شده بود و کلی پیام سکسی بهم داده بودن.
خلاصه اومد و برای اینکه بار اوله و راحت باشن من گفتم میرم سرکار و تا صبح نمیام. شیفتم هم شب بود.خیلی جو اولیه سنگین بود چیزی نمیگفت و من هم برای اینکه یخش وا بشه گفتم چه خبر آقای تتو کار.اونم گفت نگو بابا من یوزارسیف حکیمم و از این چیزا بلد و نیستم و…
همین که من رفتم بیرون .
ازم پرسید واقعا رفت سرکار منم گفتم نه پشت در قایم در شده.
دیگه طاقت نیاوردم دیدم این هیچی بلد نیست رفتم فکش رو گرفتم و مستقیم لباشو خوردم دیدم نه همچین هم دست و پا بسته نیست.منو چرخوند رو مبل و کلی از هم لب گرفتیم گفتم ابت نیاد جوجه گفت جوجه زیرش گریه نکنی هنوز لباسام در نیاورده بودم که پیراهنش باز کرد و با رکابی ادامه داد منم بلوزم درآوردم با سوتین ،دوتامون رو زانو روبروی هم لب میگرفتیم که رفت سراغ گردنم اینجا داشتم کم میاوردم زور زدم بندازمش زمین ولی نه، اون زورش بیشتر بود وقتی افتاد روم سفتی کیرش رو حس کردم بلند شد شلوارش در آورد و گفت تو هم لخت شو کلی نقش و نگار رو پاهاش بود ولی مهم برای من کیرش بود که نیم خیز بود و گفتم چرا اینجوریه گفت قرص خوردم تاخیری.اومد نشست رو سینم و گفت با دستان سینه هات جمع کن دور کیرم و آروم از لاشون رد میکرد.خیلی گردنم خم کردم تا تونستم سرشو بزارم تو دهنم اونم از لای سینم درآورد و گزاشتش تو دهنم ولی حالتم خوب نبود کنارش زدم و جلوش زانو زدم هر چی دوست داشتم کیرشو خوردم که شق شق بود.
گفت دراز بکش دراز کشیدم با یه دستش دوتا پامو انداخت رو یکی از شوناش اولین بار بود یکی اینجوری پاهام میداد بالا آروم سرشو گزاشت گفت حاظری کیرم و کست با هم اشنا بشن؟چیزی نگفتم کیرشو یجا کرد داخل یکم سوز اولیه داشت ولی خیلی حال داد.وقتی رفت داخل گفت این کیر دوست خانوادگی شماست از این به بعد همیشه سرویس میخواد. گفتم چقدر حرف میزنی بکن دیگه
تلمبه هاش شروع شد ولی حالتم اصلا خوب نبود.پاهامو از رو شوند درآوردم و گزاشتم زمین.اومد روم ،نسبت به شوهرم بدنش سفت تر و عضله ای تر بود خصوصا وقتی بازوهاشو محکم میگرفتم یه حس دیگه ای داشت.هر چند دوس داشتم کیرش کلفت تر بود.چند دقیقه تلمبه زد دوباره پاهامو انداخت بالا کیرشو کامل در میآورد و دوباره میکرد تو خیلی این حرکتش خوب بود ولی باعث شد خشک بشم و داشتم دیگه اذیت میشدم گفتم روغن بزن روغن زد دوباره شروع کرد .کیرشو از عمد روی سوراخ کونم رد میکرد ولی میدونستم کونم بزاره دیگه همیشه انتظار کون داره و کل لذت سکسم میپره.گفتم حواست باشه نره عقب من از عقب نمیدم.
گفت مال من فرق داره من دوست خانوادگیم.
گفت داگی وایستا داگی ایستادم انگشتش در کونم مالید سریع تغییر حالت دادم گفتم کون نه. گفت باشه نمیکنم اگر خودت دوس داشتی میکنم.
باز داگی ایستادم کیرشو از رو سوراخ کونم رد کرد و گزاشتم تو کسم سرم پایین بود و حرکت تخماش میدیم خیلی خوب بود.
دیگه لذت خودم رو برده بودم و داشتم خسته میشدم کلا زنم زود از سکس خسته میشه خیلی کشش بده ۲۰ دقیقه.
بهش گفتم دیگه ارضا شو. ارضای چی هنوز خیلی مونده
چی خیلی مونده مگه کمر فیله نه تازه شروع کردیم هنوز یه ربع نشده من تاخیری خوردم فعلا باید بدی.
اینجا بود که فهمیدم کارم سخته گفتم تو کی تاخیری خوردی از کجا میدونستی بهت میدم؟ گفت سر شب شوهرت گفت ساعت ده میره سرکار منم قبلش یه قرص انداختم بالا .از زیر کیرش اومدم بیرون و گفتم پس بقیش بزار واسه یکم دیگه خسته شدن پاهام.
گفت باشه بیا ساک بزن گفتم ساک چی خسته شدم زود تمومش کن گفت خو پس بزار از کون بکنم تا زودتر ابم بیاد.
گفتم کون نه یکم عصبی شد چون تنها بودم و شناخت کافی نداشتم دوس نداشتم کارش به تجاوز بکشه یکم ترسیدم گفتم برو کیرت بشور تا ساک بزنم. رفت تو حموم و یه پیام به من داد که زود بیا خونه تماس نمیتونم بگیرم. منم کلی استرس سریع خودم رسوندم خونه فاصله تا خونه زیاد نیست با ماشین ۵ دقیقه اونم وقتی میاد بیرون خانمم شروع میکنه ساک زدن براش و دوباره از کس میکنش و همه چی عادی میشه و بقول خودش ۲۰ مدل سکس بلده خانمم چون اندام درشتی نداره و وزنش هم سبکه بلندش میکنه تو هوا کیرش رو میکنه تو کسش که هم ترس و هم لذت داشته براش.
اومد دم در کلید داشتم ولی خانمم قبلش پیام داد که همه چی اوکیه نیا.برای همین در زدم که نکنه مجبور شده پیام دوم بده. خانمم گفت سریع وایستاد گفت کیه شروع به پوشیدن لباس کرد و رنگش پرید.
گفتم نگران نباش ما اینجا کسی رو نداریم احتمالا شوهرمه.اونم گفت باشه دیر درو باز کن چیزی متوجه نشه.
گفتم خره اون میدونه.گفت نه بهش نگو.
خاستم بیام در باز کنم گفت لباس بپوش الان میفهمه.گفتم باشه تو برو تو اتاق خواب میگم خوابی.
رفت تو اتاق خواب بعد خانمم اومد دم در گفتم چی شده با دست اشاره داد چیزی نگم.بهم گفت تاخیری خورده ارضا نمیشه ترسیدم عصبی بشه گفتم بیای الان همه چی خوبه برو.
گفتم باشه و رفتم.
رفت بهش گفت زن همسایه بود کاری نداشت.
فحشش داد گفت چه موقع اومدنه ساعت ۱۲ شب. فک کردم شوهرته .
-دیوونه شوهرم کاری ندارن الآنم میدونه داریم با هم سکس میکنیم.
جدی؟خوب بگو بیاد تا دوتایتون بکنم.
-ناراحت میشه این حرف بزنی خیر سرت دوستته .
بیا یکم بخور تا شق بشه. شروع کردم ساک زدن میدونستم شب سختی در پیش دارم پس گفتم خود کرده را تدبیر نیست بزار لذت ببرم.
دستم حلقه کردم دور کیرش یکم مالوندم گفت عاشق صدای ناخناتم
ناخنای مصنوعیم بلند بود صدا میداد همزمان با دستم سرشو هم گزاشتم تو دهنم فوری راست شد دیگه برای اینکه اذیت نشم گفتم من به بغل دراز میکشم تو از پشت بکن جلو.
به پهلو خوابیدم و کیرشو گذاشت داخل و با دستانش سینه هام گرفت و میمالوند .کلی اینجوری کرد بعد گفت دمر شو دمر شدم نمیتونست درست بزارش جلو یه بالش گزاشت زیر رونم و افتاد روم خیلی حال داد. همینجوری هم تلمبه میزد یه لحظه حس کردم کیرش داغ تر شد و کلفت تر خاستم بگم داخل نریز که خودش کشید بیرون و همه آبشو ریخت رو کمرم.البته همه نصف قاشق هم نمیشد.
گفتم این من بودم از زیر کیرش در اومدم.رو تخت ولو شد و منم برا اینکه مزه کیر ارضا شده دوس داشتم سرشو براش میک زدم.
رفتم دستشویی و لخت بغلش خوابیدم. تا صبح که تو اومدی.
من صبح اومدم کلید انداختم آروم رفتم تو ماشینش تو پارکینگ بود میدونستم نرفته.
دیدم لخت با کیر خوابیده سر به هوا خوابه و خانمم هم با صدای من بیدار شد رفت حموم.
موندم پیشش گفتم مهندس بیدار شو با سر روغن بچه دودولش تکون دادم بیدار شد زود پتو رو کشید رو خودش سلام کرد و حول بود. دنبال شرتش میگشت همون زیر پتو پوشیدش ولی خدایی اندامش خیلی سکسی و خوشگل بود.
گفتم برو حموم اینم دوتا برگه بدون تاریخ استعلاجی .
بعد خانمم اونم رفت حموم و بعد صبحونه باهم رفتن بازار چون من خسته بودم و خوابیدم وقتی بیدار شدم خانمم برگشته بود اونم رفته بود.
نوشته: محمد
7 پاسخ به “تریسام با مسافر”
این که تریسام نداشت
این که تریسام نداشت
فانتزی باز خیلی جالب بود
anram بدک نبود جمله بندیت فقط افتضاح بود
تو هنوز معنی تریسام رو نمیدونی؟
اینقدر جای راوی عوض شد که من نمیدونستم کون خودت میزاره یا زنت ، دیسلایک بخاطر همین قضیه ولی داستانت بد نبود ، در کل کسکشی که شاخ و دم نداره
خوب بود . قسمتی که تری سام داشتید رو هم بنویس.