سکس با دختر باجناق

سلام من فرهاد مجی هستم… ۳۸ سالمه و داستان برمیگرده به ۵ سال قبل… اون موقع ۳۳ سالم بود و دوتا بچه داشتم(راستی اینم بکم کص ننه هرکی فوش بده) بریم سر اصل مطلب: خانمم بچه سومم رو بتردار بود و دکتر گفته بود به دلیل شرایط حساسش کمتر سکس کنیم و تقرییا ۵ …۶ ماهی بود سکس نداشتم و حسابی تو کف بودم… خلاصه زد و بچم به دنیا اومد و واسه نگهداری از خانمم خواهرش با دختر میومدن خونمون… منم به خاطر شرایط کاری مجبور بودم بیشتر مواقع تا دیروقت سرکار باشم… هرموقع میومدم خونه میدیدم خانمم و خواهرش و دخترش خوابیدن… به خانمم میگفتم خواهرش رو بیدار کنه تا ببرمش خونش ولی هرشب دخترش خونمون بود و همونجا میخوابید…اینم بگم که یه باجناق کصخل دارم که کص خواهر خانمم حیف شده چون واقعا خواهر زنم هم خوشکله هم توپُر و کون و سینه بزرگی داره که هوش از سر آدم میره و من هم واقعا باهاش راحتم و در مورد مسائل سکسی خانومم باهاش صحبت میکنم و اون هم خوشش میاد و همراهی میکنه…تقریبا دو هفته یا کمتر گذشته بود شب که خواستم خواهر زنم رو برسونم داخل ماشین بهش گفتم نزدیک ۶ ماهه که سکس نداشتم و خیلی تو فشارم و کلافه شدم گفتمش اگه میتونی یه کاری بکن که گفت میگی چیکار کنم؟ منم چون باهاش راحت بودم گفتم حداقل باهم یکم بقل مقل و بوس و خوردن و از این کارا کنیم که قبول نکرد… منم هرشب بهش میگفتم و شدید گیر دادم که هرجور شده باید تخلیه بشم سراغ کسی هم که نمیتونم برم جان من اگه تخلیم کنی هرکاری بگی میکنم(اینم بگم که باجناقم پولداره و خانمش هیچ احتیاجی به پول و مال ومنال نداره) قبول نکرد و منم یه فکری به سرم زد و رفتم سراغ دخترش… دختر اون موقع ۱۸ سالش بود و خیلی هم حشری بود چون آمار دوست پسراش رو داشتم و کلی درموردشون باهام حرف میزد و راهنمایی میگرفت منم حرفای سکسی میزدم و داغ ترش میکردم… تا اینکه یه شب ساعت ۳.۵ بود که بیخوابی گرفته بودم و از فکرش خوابم نمیبرد تا اینکه دل و زدم به دریا و رفتم سراغش دیدم بیداره و داره با خودش ور میره…تا منو دید زد به خواب ولی خبر نداشت که قراره کیر بخوره… عمدا زیر پتو زو نگاه کردم ببینم واکنشش چیه که دیدم لخته و آب دهنش رو قورت داد منم دستم رو گذاشتم رو کونش و بوسیدمش تکون خورد و بیدار شد دستم رو گرفت گفت عمو وایستا کار دارمت منم از خدا خواسته کنار دراز کشیدم دیدم حشریت از سرتاپاش میباره که اجازه گرفتم و رفتم سراغ ممه هاش یکم خوردم که دیدم لرزید و گفت عمو یکم برو پایین تر فهمیدم آمادست شروع کردم به لیسیدن کصش که گفت کیر میخوام بزار تو کصم گفتم تو دختری نمیشه گفتم کون میتونم اونم فورا قبول کرد و گفت فقط یواش. بالش زیرش گذاشتم و یه تُف حسابی انداختم در کونش با انگشت ور رفتم که بهم گفت انگشت در بیار فقط کیر میخوام منم دیدم دیگه نمیشه تحمل کرد فورا کیرم رو گذاشتم در کونش و سرش رو زدم داخل که یه آخ ریزی گفت گفتم یواش خاله ت بیدار میشه جلو دهنش رو گرفت و منم یواش کیرم رو دادم داخل تا ته رفت… تلمبه ها رو بیشتر کردم دیدم داره درد میکشه گفتم آبم رو بریزم زودتر که گفت باشه خیلی درد داره منم چندتا تلمبه محکم زدم که آبم ریخت داخل کونش و یه جیغ کشید فورا کیرم رو درآوردم و از اتاق زدم بیرون دیدم خانومم با صدای جیغش بیدار شده منم بهانه آوردم گفتم روی بچه ها پتو نبود رفتم پتو انداختم اونم باور کرد و گرفت خوابید… نیم ساعت بعدش دوباره رفتم سراغش و دیدم هنوز لخته اما خوابش برده…‌ بیدارش کردم و گفتم بازم میخوام که به پشت خوابید و یه ۱۰ دیقه دیگه تلمبه زدم آبم کامل تو کونش خالی کردم… بهم گفت میشه هرشب سکس کنیم که منم تایید مردم و رفتم خوابیدم…

ادامه باشه واسه بعد سکس با خودش و مامانش که خواهر زنم بود…

نوشته: hajiiiii

بازدید 5,149

10 پاسخ به “سکس با دختر باجناق”

  1. من دختر خاهرمو وقتی داست خودشو می‌مالید دبدم و لاپایی کردمش هنوزم خودش میاد میگه بکنمش

  2. دو سه خط اولشو خوندم فقط ی سوال دارم وقتی میخوای داستان رو ارسال کنی میگه یبار چک کن ببین غلط املایی داری یان چرا چک نمیکنی،باردار(بتردار)خواهرشو دختر،اینا چیه داداش

  3. بی دردسر ناموصن جان کص زنت ، من بگم باور کردم خودت خندت نمیگیره؟؟؟ خودت فهمیدی چ تخیلی موقع جق زدن سر هم کردی ک فوش گذاشتی تا کسی کیر شو حواله کس آبجی و ننت و زنت نکنه خو خارکصهههه ندیده نگفته ب خواهر زنت گفتی میخوام بینمت اونم فقط گفت نه؟؟؟؟ بعد تویع کصکششش رفتی سراغ دخترش اونم بهت داد؟؟؟؟ ن جان من پول میگیرید هر کی تخیلی تر بنویسه؟؟؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...