بعداز دوماه کلنجار رفتن با نگین قرارشد باهم کمک کنیم واسه رسیدن نگین به وصال مهناز ومنم تواین دوماه همه فنی زدم که نگین جون از سکس هم کنار لز لذت ببره حتی خودمو جا مهناز میزاشتم تو اس بازیمون لز میکردیم وسکس کلی لذت میبرد دیگه منو امید جوون صدا میزد وای بیشرف اخر لز بود وسکس بااینکه ۱۷ سالش بود عصرا خودم باماشین میبردمش باشگاه کلی عشق بازی میکردیم باراول که سوار ماشینم شد جفتمون خجالت میکشیدیم تا اینکه دستشو گرفتم ی لرزی توتن جفتمون بود رفتیم سمت ساحل دریا یجا خلوت حسابی لب همو خوردیم اروم شدیم وحشی بود گاز میگرفت لبمو زبونشو کرده بود تودهنم میگفت ساک بزن زبونمو مثل کیر کیف میکردم اینجوری حرف میزد از اونروز همه جوره ازادش گذاشتم از مهناز لذت ببره شبا که مهناز میخوابید واسه نگین عکس میگرفتم ی:-)واشکی تا اینکه یروز موخ مهنازو زدیم گفتم بانگینو مادرش برید استخر بلیط گرفتم واستون نگین داشت میمرد از ذوغ میگفت لخت عشقمو میبینم واسه نگین ومهناز رفتیم پاساژ مایو شنا خریدیم مهناز گفت من نمیخوام بدنم زیاد بیرون باشه ی مایو یسره خرید بندی دور گردن جلو بسته پشت باز قرمز رنگشو نگین انتخاب کرد به هر بهونه ای هم مهنازو بقل میکرد خاله جون خاله جون میمالیدش چند بار توخونه اینکارو کرده بود کیف میکردم میمالیدش مهنازم از رو دلسوزی سر تجاوزش خیلی تو باغ نبود میگفت بچه راحت باشه رفتن استخر نگینم ست مهناز ابیشو خرید شبش چنان با ولع تعریف کرد واسم میگفت لختشو کامل دیده میگفت دیوونه کون خوشگلو گندشم وای چه کوس توپولو سفت وسفیدی داره قرار شد من کمتر باهاش سکس کنم مهناز حشری:-) بمونه منم بهانه میاوردم سکسمون تو چهارماه دوبار شد بجاش هفته ای یبار ویلا اجاره میکردم منو نگین حال میکردیم تا سه ماه فقط باخوردن ابشو میاوردم وبیشتر حالت لز بود منم زنونه میپوشیدم واسش تا اینکه بعد سه ماه تونستم برسم به کوس تنگو قشنگ نگین جوونم …
بعد اونروز فرداش من رفتم ترکیه یک هفته قرارشد نگین شبا بره خونه ما تا مهناز تنها نباشه واونم هم حالشو ببره هم لاسشو بزنه همم ساید تونست کاری کنه شب دوم ساعت یک شب بود من خواب بودم دیدم گوشیم زنگ میخوره شب قبلش ازش پرسیم چخبر گفت هیچی فعلا داره عشق بازی میکنه زنگ زدم گفتم چیشده گفت هیچی گلم خواستم تو خوشی باهم باشیم گفتم چیشده گفت هیچی دنبارو اب ببره عشق:-) منو خواب میبره گفتم چیکار کردی گفت هیچی دیگه خسته شدم طاقت ندارم سر شب بعد شام موخشو زدم دوتا پیک شراب بهش دادم به اسم اب انگور طبیعی از دوستم گرفته بودم شراب ده ساله بود شیرین قند دوتا قرص خوابم توش حل کردم بعدش تا یازده گفتیم خندیدیم من لباس جدیدمو واسش پوشیدم ی تاپ شلوار جین خریدم تنگ ناز واسه عشقمم ی تاپ تنگ نیم تنه خریدم با ی ساپورت شیشه ای اووف الان تنشه روتخت بیهوشه هیچی یکم نگران شدم گفتم هواست هست چیکار میکنی گفت اووهوووم نگران نباش قبل خواب گیج بود به زور قبول کرد پوشید گفتم خوب چیکارمیخوایی بکنی گفت هیچی میخوام بهش برسم سیرابم کنه سیرابش کنم وای ی نمیدونی چه ناز خوابه بزور گیج بود ساپورتو تنش کرد رفتم کمکش گفت نه زشته گفتم چی زشته خاله جووونم من دخترما باکلی نازواشوه وایساد ازپشت ساپورتو کشیدم بالا اووووف صورتم قشنگ خورد به کونش گفتم عزیز هزینه خطم زیاد میشه گفت جهنم باید باشی گفت گوشیرو میزارم گوش کن هروقت خواستم قطع میکنم صداش میومد چنان قربون صدقش میرفت من شوهرش بودم نرفته بودم از پاهاش شروع کرده بود چنان پرصدا لیس میزد بوس میکرد شق کرده بودم وای امید باورم نمیشه اوووو م جووونم چه بدنی داره عشقم دیگه حق نداری بکنیش مال منه اووووف مهنازم قربونت برم اوووم جووون امید امشب زنم میشه: پردشو میزنم جووووون اهههههههههه میخوام باسنشو که تو توکفش بودی واکنم به تونداد واسه من گذاشت گفتم نگین هواست به فردا هست بیدارشه جای دردشو میفهمه گفت نترس عشقم وازلین اوردم نرمش میکنم اسپری لیدوکایینم اوردم کامل سرش میکنم جرش میدم تو خفه شو گوش کن فقط جووونم رونتو بلیسم عشقم اوووم شل کن بکنم ساپورتتو عروسکم اوووم وای ی نالشو شنیدی اووف ی پهلو شده قمبل کرده بزار بکنم یاپورتتو عشقم راحت بخوابی میشنوی اوووووم نه ولکن خاله جان اذیتی بزار بکنم اهان شل کن شل کن اهان کندم اوووف چه سفیدی خاله جووونم چه کونی داره امید چی کشیدی نداده بهت اووف شروع کرد بوس کردن صداش کامل معلوم بود چنان ماچ میکرد باسنشو اوووم جوووون کونتو بخورم عشقم اووف خوابیدی اوووف میزد رو کونش صداش دیوونم کرده بود اووف چه کوس گنده ای داری اووف وای ی ی خدا باورم نمیشه دستم لاکوسشه اوووم جووون امشب تاصبح جرت میدم حیف خوابی صدای جیغو نالتو نمیشنوم…
نگین تو ابرا بود منم شق کرده بودم داشتم تجسم میکردم نگین رفته بود لای پاهاش از پشت داشت میلیسید اووف صدای لیسش وحشتناک بود اووووم جوووون کوست مال منه عشقم شوهرت کجاست ببینه اوووم اوووف جووون واکن عشقم قربون قمبل کردنت خطم قطع شد چند دقیقه هرکاری کردم راه نمیداد بزنگم بعد یربع دوباره گرفت کجا بودی امید جووون اخ خ خ خدا باورم نمیشه بلاخره لختش کردم امید کاش بودی اوووف تومال منو میلیسیدی منم مال هووومو خانوم بزرگ زیر خانوم کوچیک افتاده اووف خاله خاله خاله مهناز گفتم چیکار داری میکنی بیدارشه شر میشه گفت نه خاله جووون برگرد روبه بالا بخواب اذیتی اینجوری تاپتم تنگه اذیت میشی ی صدای ناله منگی اووومد نه ههه ولم کن وای برگرد دیگه خاله جوووونم اهان افرین اوووف قربون پستون گندت جنده خانومم راه نمیده بکنم ای بابااهان دیگه اهان بلند کن گردنو سرتو دربیارم خوووووو دراومد منم کیرم شق داشتم میمردم اوووف لختش کردم اوووم جووونم چه پستونی اوووووف اوووم اهه ه وای ی ی جووون اووپف جووون ای میلیسید وحشیانه اوووف جووون اخ خ خ مهناز دردش گرفت ولی نا نداشت چشماشو واکنه اووف دردت اومد جووون یساله دارم عذاب میکشم اووم رفتم زیرگردنش امید اخ بیا ببین دیگه اوووم برم تونافش اووف جوون اخ دارم میرم لاپاش وای چه توپوله جوون چوچولش پخه اوووم جووون اوووم صدای لیسیدنش دیوانم کرد اخ لنگاتو بده بالا روشونم اره اوووف میلیسید اوووف ابم اوومد گفتم نگین کارتو بکن لذت ببر گفت باشه این کوس منه دیگه راستی امید خریدی گفتم اره عشقم حیف نمیشه دیلدو بیارم ولی ست کامل چرم خربدم قلاده داره باشلاق حالا نگو دیلدو خریدم ۲۰ سانتی قطر ۵ قضروفی با تخم خایه شورتی پرسیدم یکی گفت یسری زن گنبدی هستن کارشون رد کردن جنسه لب مرز هستن دویست دادم یکیشون کلی خندید رفت سرویس تنش کرد پوشید ردش کرد واسم وای وقتی برگشتم نگین دید بال دراورد کیف کرد گفت اونشب خیلی عذاب کشیده هیچی نشست توماشینم گفت برو لب ساحل بپوشمش الان گفتم باشه عشقمرفتیم لب ساحل غروب بود پوشید کمرشو بندی بود سفت کرد وای چه ناز شده بود همیشه توفیلما دیده بودم وایساد جلو گفت بخورش گلم گفتم پررو نشو جوجه گفت بخور یالا گذاشت رو لبم چنتا زد روصورتم گفت بخور جنده بخور منم گذاشتم دهنم باحال بود ژله ای ی بیست دقیقه خوردم گفت خوبه بریم رفتیم توراه گفت واسه فردا شب به مهناز بگو نیستی بپیچونش ببرش خونه مادرش یا ببرش خونه ما منم به مامانم گفتم شب میرم خونه خالم باخالمم هماهنگم گفتم کجا گفت فرداشب میریم مزون اتلیه سیما جوون قرار گذاشتم دوهفتس نرفتم پیشش پونصدتومن پولم میخوام بگیرم ازش گفتم چجوری اخه اونکه خیلی سن بالاس گفت اره ولی زیر من ارضا میشه فردا میبینی پایان این قسمت
نوشته: Mn1357456
20 پاسخ به “خاطرات من و نگین و زنم”
بنا به شغل من خانوم سکسی داری :/
دو خط اولو خوندم فکر کردم چیزی زدی!! ولی الان به این نتیجه رسیدم که تو اصل عملی!! خود جنسی!!! ?
کصو پرت بود .کص ننویس کص دست.کیرم تو کونت بی غیرت
اگه میخواستی کصشعر محض بنویسی کارت خوب بودولی اوه قصد داستان نوشتن داشتی که ریدی تو موضوع به این خوبی
ریدم تو توهماتو جمله سازیت.اگه دوس داری زنتو بکنن فقط بگو یکی از بچه های اینجا کمکت کنه.دیگه انقد وقت مردمو نگیر
هرچی فکر میکنم اینا که این خزعبلاتو مینویسن مال کدوم کونیآباد هستن عقلم به جایی نمیرسه،تبریک میگم بهت چون تو تخیلات خودت مرزهای کسکشی رو جابجا کردی، جایزهت کیر کل پسرای بکن توه که به زودی حواله خودت و زنت و اقوامت میشه…
کسخول کسسسسسسسسسسسسسسسسسس خووووووووووووول
کلا برا خودت نوشتی چون فکر نکنم کسی بفهمه چی نوشتی پیشنهاد میکنم وقتی داری جق میزنی ننویس یا جقتا بزن بعدش بنویس یا قبل جق بنویس و البته بهتر اینه که اصلا ننویسی کلا ابنه ای هستی کونتم میخاره در کل جنده ای خودت خاک بر سرت ابله
کسخول جقی دیگه ننویس اصن معلوم نیست چی نوشتی
فکر کنم تو همون ناقص العقله ی داستان بالای هستی !؟ زدی بیرون واراجی میکنی.
کیرهرچی مرده توکسوکون توونگین اخه حرومزاده چراکس شعرمینویسی مگه وقتمون بی ارزشه واسه داستان توعه حرومی بذاریم دیوث ننویس دیگه ننویس دفه بعدی بنویسی ناموستوبافش میگام کونکش خرابنه ای
جالب بود ادامه داستانو بنویس
آهااان،چون رزمی کار بود پس عشق پسر بودن داشت؟! احتمالا منظورت از نگین همون گلنار بوده.
اکی نسبتا خوبی بود
مرد لندنی عزیز، بشدت دنبال ادامه داستان دختر خوانده هستم. واقعا خوب و عالی بود.
با این داستانت کیر صادق هدایت رو شقوندی
شمارتو بده میخوام باهات تماس تصویری بگیرم اخه دارم زنتو میگام کونی که نگین باز کرده رو من دارم میکنم
موضوع جالبی بود اما گند زدی با این نگارش، لطف کن ادامشو ننویس.
کیرم دهنت واسه داستان نوشتن کسخل جقی
چی نوشتی؟/:سر و تهش معلوم نی اصا