بعد از گذشت1ماه کم کم دوباره اون نگاه های عجیب و اذیت ها شروع شد ی نفر بود که از من بزرگتر بود اسمش مهدی بود و همیشه طرفداریم میکرد از هر فرصتی برای نزدیک شدن به من استفاده میکرد که دوستاش چون من بااون احساس راحتی بیشتری میکردم بهش حسودی میکردن بعضی وقتا آروم انگشتم میکرد که نفهمم منم چون نمیدونستم داره چیکار میکنه اهمیت نمیدادم علاوه بر اون تو مدرسه2تا برادرم بودن که یکی شون خیلی آشکار تو مدرسه میگفت:عزیزم-عشقم…ولی بمحض گفتن این جور چیزا مهدی میومد لت و پارش میکرد اون یکی برادرشم مرتبا شوخی میکرد که هردفعه باهام شوخی میکرد مهدی میومد عین یوزپلنگ از من جداش میکرد یا حتی چند بار باهام شوخی کرد مهدی اومد نصفش کرد هههه.
ی روز رفته بودیم اردو جاده چالوس از همون اول چون تو ی اتوبوس بودیم از نگاهاشون فهمیدم ی خبراییه بگذریم که من رفتم پیش معلما تا در امان باشم.بعد از درست کردن وسایل و منقلم اون برادره که خیلی چرتو پرت میگفت امد گفت ما داریم قلیون میکشیم میخوای؟منم چون چندبار امتحان کرده بودم خوشم اومده بود گفتم باشه وبا هم دیگه رفتیم ی جای خیلی دور تر از باغی که بچه ها ومدیرا بودن وقتی رسیدیم اونجا فقط مهدی بود که گفتم داستان چیه؟گفتن میخوایم یکم اذییتت کنیم که تا خواستم در برم اون برادره دستمو گرفتو گفت کجا؟تا برامون ساک نزنی نمیزاریم بری منم که ترسیده بودم گفتم نمیدونم چی میگید بعد مهدی تند اومد جلوم سریع سرمو برد پایین جلو کیرش که بیرون بودش گفت بکن تو دهنت دندونت بهش نخوره گفتم نه به زور کرد تو دهنم که مزه خاصی نداست به زور حالت سگی نشوند منو و اون یکی هم بمحض اینکه شلوارمو کشید پایین مهد سریع اومد پشتمو سریع کرم زد به کیرش و بایه فشار زیاد کرد تو کونم که از شدت درد جیغ کشیدم طوری که2روز صدام گرفته بود برادره هم کیرشو کرد تو دهنم گفت ساک بزن3بار هی جاشون عوض کردن بعدش آبشون اومدو ریختن تو کونم خسته افتادن رو زمین تا دیدم اینا افتادن سریع شلوارمو پام کردمو فرار که از شدت درد نمیتونستم راه برم به زور رسیدم پیش دوستام و تا آخر اردو پنهان شدم روز بعدش تو حیاط مدرسه اون مهدی و برادره اومدن گفتن که فیلمتو داریم اگر به کسی چیزی بگی پخش میکنیم تو مدرسه و محل آبروتو میریزیم که منم از ترس پخش کردنش تا امروز چیزی به کسی نگفتم .اگر زیاد شد ببخشید خواستم کامل بنویسم.
نوشته: سبحان
کرم تو کونت بود اون موقعیت کونی ابنی چرا اینجا یکی یه داستان واقعی نمینویسه اخه
تو کونش گذاشتن همین
این الان انشاء بود ؟؟؟میشه 1کم توضیح بدید به من تا ببینم چند چنده؟؟؟
i-m_so_happyخوب بود
مگه دخترا هم به هم دیگه تجاوز میکنن الو ج بده بفهمم
الان چند سالته شما ؟؟
تجاوز در مدرسه؛ همین یک مورد نیست!خوبه زیاد بهت فشار نیومدهکلا بحث تجا وز بسیار زیاد و کسترده بوده و هست به کشور ما هم محدود نمیشهبکن بکن زیاد شده !!!هشت پا که نیستنتجاوز در مدرسه؛ همین یک مورد نیست!
اولا کیر کجم راست توی کونتدوما ریدی به داستان مهدی ک حامی تو بود نباید میریدی ک ریدیسوما گوه خوردی کرم زد کرد توی کونت!؟بچه کونی های عزیز یکبار کون بکنید بعد کوس بنویسید
خاک تو سرشون کنن که یک بچه بدبخت رو گیر اوردن و بهش تجاوز کردن. باید شکایت می کردی یا همون موقع میگفتی. مشخص بود که فیلم ازت ندارن اگه داشتن ازت باج میگرفتن. البنه خوت هم ساده بودی ولی خوب ادمه دیگه فریب می خوره.
حرفت لایک داشت کلا کونده بودهbiggrin
کونی بازی در میاوردی اونا هم زور گات کردن.چرا کسی به ما کاری نداشت؟اول راهنمایی بودم سوم راهنمایی ها رو جوری میزدم مث شغال زوزه میکشیدن.مشکل از خودته اگه کونی شدی الانم حواست به کونت باشه دوباره بگاش ندی.خوش اومدی…
#جیغ کشیدم طوری که2روز صدام گرفته بود#بی شعور کونی نفهم، اینجوری جیغ کشیدی بعد هیشکی تو اون اردوی خیالی صداتو نشنید؟ برو گم شو آشغال. ننویس. کیر صلاح الدين ایوبی بره تو کونت، کیر عماد الدین زنگی بره تو حلقت، کیر پاب اوربان دوم بره تو نیمکره چپ مغزت که این مهملات از توش تراوش میشه. ننوییییییییییییس عوضــــــی!..
خوب بچه ای بودی پس…اوورین برو کونتو بده دیگم نیا بنویس
((حتی چند بار باهام شوخی کرد مهدی اومد نصفش کرد هههه. ))
اگه راست گفتی پس امیدوارم اونا که اینکارو باهات کردن خودشون یه روزی زور تپون بشنو طوری کونی بشن که دیگه کسی رو اینطور نکنن به زورکیر سگ به ملاجشون بره
من تو دوران راهنمایی همین جوری پردمو زدن.angel
“عضی وقتا آروم انگشتم میکرد که نفهمم منم چون نمیدونستم داره چیکار میکنه اهمیت نمیدادم” 😐