داستان و مطالعه

یادش بخیر ، پارسال همین روز 👭👬

پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴ 3 دقیقه مطالعه
خب این خاطره مربوط به سال گذشتست
با بهاره دوست چندساله و صمیمیم رفتیم خونه دوسپسر بهاره به نام رضا ، حوالی شمس اباد .رضا زنگ زده بود غذا اورده بودن داشتیم غذا میخوردیم که دوستش به نام مهدی زنگ زد باهم حرف زدن و بهش گفت بیا پیش ما
اونم یکم بعد رسید (۱ساعت بعد) یکم خوراکی و مشروب چیدیم رو میز و شروع کردیم حرف زدن
بهاره که سیاه مست میشه دیگه حالیش نمیشه هیچی
رفت لباس عوض کرد و نشست رو پای رضا
همینطور که میگفتیم و بازی میکردیم
رضا هم داشت با بهار ور میرفت
(البته اینو بگم که دوست پسر فابریک و غیرتی و … نبود) رصا با بهتره ور میرفت و لب میگرفتن و میمالوندش
مهدی هم سیخ کرده بود
بهاره عوضی شلوارک رضا رو کشید پایین و شروع کرد به ساک زدن و خوردن کیرش
رضا هم گفت داش مهدی تعارف نکن
مهدی هم رفت شروع کرد سینه و کوس بهار رو مالیدن
منم داشتم قلیون میکشیدم که بهاره اومد سراغم
به زور بلوزمو دراورد رضا طوله سگ اومد سراغ سینه هام و مالید و خورد
خلاصه دیگه حورد خورد همه لباسا رو دراورده بودن و داشتیم میخوردیم و میمالیدیم
رضا اومد کیرشو کرد تو کوس من و بهاره هم که حسابی حشری و داغ اومد سیه منو میمالید و بالای کوسمو میلیسید
مهدی هم بهار که دولا شده بود رو کرد تو کوسش
خیلی صحنه هیجان انگیزی بود
منم با سینه ها بهار بازی میکرد و تخم ها مهدی و کوس بهاره
بعد که منو حسابی کرد رضا کیرشو دراورد و و مهدی به عجله اومد کرد تو کوس من
رضا رفت سراغ بهاره
منم به مهدی گفتم باید بشینم رو کیرت
خوابید و من نشستم روش و حسابی کیر سواری کردم
ابش اومد و منو حل داد
منم که هنوز میخواستم رفتم سراغ رضا و بهاره
یکم با چوچول بهاره و تخمای رضا ور رفتم و کوسمو گذاشتم دهنه رضا و با بهاره لب بازی میکردیم
یکم بعد مهدی حالش جا اومد و دوباره راست کرد و اومد
یکم با بهاره براش ساک زدیم در حالی که رضا ۲تا تلنبه میزد به کوس من تا به به بهار
بعد رضا گفت بیاید منو لیس بزنید ابم داره میاد
بعد مهدی اومد پشت و اون نوبتی میکرد تو کوسمون
۳بار من ارصا شدم و بهار هم چند بار
اب رضا اومد و پاشید تو صورت جفتمون
بعد منو بهار همو میلیسیدیم و کیر میرفت تو کوسمون
دوباره اب مهدی اومد و ریخت زمین و هر ۴تایی له و داغون افتادیم
دیگه این برنامه جور نشد 😣😣😣اما خیلی عالی بود
بعدشم رضا ۵۰۰ ریخت برا بهاره
منم گفتم پتیاره باید نصفشو بدی به من
اونم نداد

نوشته: بهار و من

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارپنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه3 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید10,134

دیدگاه‌ها (7)

  1. mosiporno

    مملکت که نیست جنده خونه است

  2. Sahand.34

    به ایدیم پی وی پیام بفرست، نصفش با من😉

  3. mostanad1985

    جنده دوزاری اینا هنوز تو جق زدنم واسه من قفله

  4. TabSexer

    🤦‍♂️🤦‍♂️🤦‍♂️

  5. Adam.zamini

    ب نظرم یکم روی تصویرسازی کار کن 😕🙌🏻

  6. shahx-1

    آره یادش بخبر قبلا یه چیزی به اسم پرده هم بود! سر تحریم لوازم یدکیش نیومد کارخونشو بستن…

  7. mr_unstable

    تو که مفتی میدییه حالیم به ما بده ، البته گی نیستم ولی بدم نمیاد کونتو بزارمپسر جان

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی