پیش از مبارزه
هوا گرم و شرجی است. بوی نارگیل و عرق از پنجرههای چوبی آکادمی به داخل میوزد. روی تشک کهنه قرمز رنگ، دو نوجوان هندی روبهروی هم زانو زدهاند.
ویکرام، هجده ساله، با موهایی پرپشت و سیاه که با ژل به عقب زده، پیشانی بلندی داره و چند رشته مو روی شقیقههاش خیس عرق چسبیده. سبیل نازکی داره که امروز صبح تیغ زده. بدنش ورزیدهست، رگهای ساعد زیر نور زرد لامپ معلومه. زیربغلهاش تمیز و بدون موئه، انگار تازه اصلاح کرده. سینهاش صیقلی و بیموئه، فقط یه کم روی جناغش چند تا تیره موی سیاه دیده میشه. لانگوت سفیدش رو محکم با کمربند قرمز بسته، طناب کمربون چند دور به کمرش پیچیده.
آرچانا، نوزده ساله، دختری با پوست گندمی و چشمهای بادومی درشت. یه خال کوچیک قهوهای بالای لبش داره. موهاش بلند و سیاه و مجعد، الان با یه کش ساده پشت سرش بسته، ولی چند تار مو از جلوی گوش راستش جدا شده و خیس عرق به گونه چسبیده. موهای زیر بغلش بلند و پرپشته، توی این گرما خیس عرق شده و وقتی دستشو بالا میاره، بوتهی پرپشت موهاش زیر بغل معلومه. بدنش عضلانی ولی زنونهست، کمر باریک و رونهای پهن. یه سوتین ورزشی سفید زیر لانگوتش پوشیده که از بالا معلومه. لانگوت آبی به تن داره، کمی گشادتر از ویکرام، بندش یه کم شلتر بسته شده. موهای زهارش از زیر پارچه نازک لانگوت معلومه، خط برجستهای که نشون میده پرپشته.
سنتوش، مربی پیر با سبیل سفید، کنار تشک وایساده و سوتش رو توی دست گرفته.
فن اول: Camel Clutch
سوت که میخوره، دو تا دست میدن توی هم. چند ثانیه کلینچ میکنن، عرق ساعدشون به هم میچسبه. صدای نفسهای سنگینشون توی سکوت سالن میپیچه.
ویکرام یهو سرش رو میاره پایین و میزنه به پیشونی آرچانا. ضربه محکم نیست، ولی غافلگیرکنندهست. آرچونا یه قدم عقب میذاره، چشماش برای یه لحظه گیج میره. ویکرام از همین لحظه استفاده میکنه، میپره روی آرچونا و میندازتش زمین.
صدای برخورد پشت آرچونا با تشک: “تاپ”.
همین که آرچونا میخواد بلند شه، ویکرام سوارش میشه. دستاشو میبره زیر چونه آرچونا و با یه حرکت سریع، سرش رو به عقب میکشه. Camel Clutch.
· صدا از گلوی آرچونا بیرون میاد: یه “ههههههه” طولانی که تهش به خس خس میرسه.
چشمای آرچونا از حدقه دراومده. گردنش کش اومده، رگهای گردن مثل طناب بیرون زده. دهنش باز مونده، بزاق از گوشه لبش راه افتاده روی تشک. دستاش رو هوا میزنه، میخواد به چیزی بگیره.
ماهیچههای شکم آرچونا منقبض شده. سوتین سفیدش از فشار بالا کشیده اومده، یه تیکه از پوست قهوهای شکمش معلومه. موهای زیربغل راستش که باز شده، بوتهی پرپشت موی سیاه زیر بغلش معلومه، خیس و به هم چسبیده، چند تار موی بلندتر از بقیه جدا شده و به پوست چسبیده.
ویکرام بیحرکت نگهش داشته. صورت ویکرام خیس عرقه، یه قطره عرق از روی شقیقه میچکه روی پشت آرچونا. زیربغل تمیز و بدون موی ویکرام عرق کرده و برق میزنه.
ده ثانیه میگذره. بیست ثانیه. آرچونا دیگه دست و پا نمیزنه، فقط نفسهای کوتاه و بریده میکشه. دستاش شل شده روی تشک افتاده.
ویکرام ولش میکنه. آرچونا مثل یه کیسه روی تشک میافته، روی شکم. شونههاش بالا و پایین میره. صورتش تو تشکه، فقط نفسهای سنگینش میاد.
فن دوم: Armbar
آرچونا هنوز روی شکم ولوئه. سعی میکنه بلند شه، دستاشو میذاره روی تشک و زانوهاشو جمع میکنه. عرق از پشتش میچکه رو تشک. زیربغلش که باز شده، موهاش خیس و چسبیده به هم دیده میشه. بند سوتینش از پشت معلومه.
ویکرام که سه متر اونورتر وایساده بوده، برمیگرده. آروم آروم میاد جلو. صدای پاش روی تشک نمیاد.
آرچونا داره رو دست راستش بلند میشه که ویکرام میرسه. مچ دست راست آرچونا رو میگیره. آرچونا هنوز فرصت نکرده برگرده که ویکرام بازوش رو قفل میکنه. Armbar.
· “آآآآآیییی!” صدای جیغ آرچونا بلند میشه. جیغی که ته سالن میپیچه و از پنجره میره بیرون.
مفصل آرنج آرچونا داره به سمت مخالف خم میشه. پوست روی آرنج کش اومده، سفید شده. دست آرچونا میلرزه، رگهای ساعدش مثل کرم زیر پوست حرکت میکنن.
آرچونا با دست چپش به تشک میکوبه. محکم. یه بار، دو بار، سه بار. صدای “بوم بوم بوم” میاد.
ویکرام نگاهش میکنه. صورت ویکرام خالیه از هر احساسی. عرق از روی سینه بیموش میچکه روی زمین. زیربغل تمیز و خیسش عرق کرده.
ویکرام یه کم بیشتر فشار میده. آرنج آرچونا صدا میده. یه تق خفیف.
· “نهههه!” آرچونا جیغ میکشه. اشک از چشماش راه افتاده. صورتش کج شده، خال بالای لبش از شدت فشار صورتش چین خورده. زیربغلش از فشار باز شده، بوتهی موهاش خیس عرق و بهم ریخته، چند تار موی بلندتر از بقیه جدا شده و لای انگشتای ویکرام گیر کرده.
ویکرام ولش میکنه. آرچونا دستش رو میگیره، میلرزه. پوست آرنجش قرمز شده، انگار داغ زده باشن.
فن سوم: Rear Naked Choke
آرچونا نشسته روی تشک. دست راستش رو با دست چپ گرفته، نفسهای عمیق میکشه. عرق از موهاش میچکه تو چشماش. چشماش قرمزه، باد کرده. زیربغلش خیس و بوتهی موهاش معلومه. چند تار موی بلند از زیر بغلش جدا شده و به پهلوش چسبیده.
ویکرام پشت سرش وایساده. هیچکی متوجه نشده کی اومده اونجا.
ویکرام یهو میافته دور گردن آرچونا. دست راستش میره زیر گلوی آرچونا، دست چپ پشت سرش قفل میکنه. Rear Naked Choke.
· گردن آرچونا تو حلقه دست ویکرام گیر کرده. صدایی از گلوش در نمیاد، فقط یه “کخ کخ” خفیف.
چشمای آرچونا از حدقه زده بیرون. دهنش باز و بسته میشه مثل ماهی. صورتش از قرمز به بنفش میزنه. رگهای گیجگاهش بیرون زده، میزنه زیر پوست.
دست آرچونا میره بالا، میخواد انگشتای ویکرام رو باز کنه. ناخنهاش فرو میره تو پوست دست ویکرام، زیر بغل خیس آرچونا باز میشه و موهاش معلوم، بوتهی پرپشت زیر بغلش از نزدیک پیداست.
پاهای آرچونا رو هوا میزنه. صندلش از پاش درمیاد و میافته کنار تشک. لانگوت آبی رنگش از فشار بدنش چین خورده، یه تیکه از رون ران چپش پیدا شده. پوست رونش خیس عرقه و برق میزنه.
پنج ثانیه. ده ثانیه. پلکای آرچونا سنگین شده. دستاش دیگه نمیجنگه، فقط آویزون شدن. زیربغلش خیس و بیحرکت.
ویکرام یه لحظه ولش میکنه، نفس بکشه. آرچونا مثل سنگ میافته روی تشک. سرفه میکنه، نفس عمیق میکشه، صدا مثل آب جوش از گلوش میاد.
بعد دوباره ویکرام دست میکنه دور گردنش. اینبار محکمتر.
آرچونا دیگه تقلایی نمیکنه. چشماش بسته میشه. بدنش شل میشه رو تشک. فقط یه لرزش خفیف تو انگشتای پاش میاد.
ویکرام ولش میکنه. آرچونا بیحرکت مونده. یه مکث طولانی. بعد سرفه بلندی میاد و آرچونا چشم باز میکنه. نفس عمیق میکشه، نفسهایی که تهش هق هق میشه.
فن چهارم: Backbreaker
آرچونا هنوز روی زمین دراز کشیده. دست راستش بیحس شده، با دست چپ گرفته. گردنش کبود شده، جای انگشتای ویکرام روش مونده. زیربغلش خیس و آشفته، موهاش به هم چسبیده.
ویکرام میاد بالای سرش. با دو دست زیر بغل آرچونا میکنه و بلندش میکنه. دستاش میره تو زیر بغل آرچونا، موهای خیس زیر بغلش لای انگشتای ویکرام گیر میکنه. آرچونا آویزون میشه، بیحال، مثل یه عروسک پارچهای. سینههاش تو سوتین ورزشی آویزونه.
همینطور که آرچونا رو بغل کرده، ویکرام زانوی راستش رو میاره بالا. با یه حرکت سریع، آرچونا رو میندازه پایین روی زانوش. Backbreaker.
· صدایی که از پشت آرچونا میاد، صدای خشک و عمیقیه. “تاپ” کوتاهی. بعدش صدای جیغ.
آرچونا روی زانوی ویکرام قوس برمیداره. کمر باریکش خم شده به عقب. سرش افتاده پایین، دست و پاش آویزون. صورتش از درد کشیده شده، چشماش گود رفته. زیر بغلش کاملاً باز شده، بوتهی سیاه و خیس موهاش زیر بغل معلومه، چند تار موی بلند از زیر بغلش جدا شده و به پهلوش چسبیده.
سوتین سفیدش از فشار بالا رفته، یه تیکه از سینههاش از زیر سوتین بیرون زده. پوست قهوهای سینههاش خیس عرقه و برق میزنه.
رگهای گردن آرچونا کبود و برجسته. عرق از همه جای بدنش میچکه. موهاش خیس و آشفته، کش مو سر جاش نیست، چند تار موی بلند سیاه چسبیده به صورت و گردنش.
ویکرام نگهش داشته. آرچونا فقط یه ناله بلند میکنه: “ااااااااه…” نالهای که ته نداره.
ده ثانیه میگذره. آرچونا دیگه صدا نداره. فقط دهنش باز و بسته میشه. چشماش نیمهباز.
ویکرام میذارهش زمین. آرچونا میافته روی شکم، همون حالت. تکون نمیخوره. فقط نفسهای سطحی و سریع.
صحنه نهایی: بیرون کشیدن لانگوت، Boston Crab و Ball Busting
آرچونا روی شکم ولوئه روی تشک. نفسهاش کوتاه و بریدهست. دست راستش بیحرکت کنارش افتاده، دست چپ رو زده زیر صورتش. موهاش خیس عرق، پخش و پلا شده روی تشک، چند تار مو چسبیده به گونه و خال بالای لبش.
پشت آرچونا خالیه. کمر باریکش عرق کرده و برق میزنه. بند سوتین سفیدش از پشت معلومه. پایین کمرش، یه کم بالای لانگوت آبی، چند تا خال ریز قهوهای روی پوستش دیده میشه. کمرش از فشاری که روش اومده، قرمز و کبود شده.
ویکرام میاد کنارش. زانو میزنه. با یه حرکت سریع، دست میکنه تو لانگوت آرجونا. کمربند رو باز میکنه. لانگوت آبی رو از کمرش پایین میده.
هوای خنک باشگاه میخوره به پوست پایین کمر آرجونا. لانگوت که پایین میره، موهای زهار آرچانا پیدا میشه. بوتهای انبوه از موی سیاه و مجعد، خیس از عرق و رطوبت، از زیر شکم شروع میشه و تا بالای رانهاش ادامه داره. پوست اطرافش خیس عرقه و زیر نور لامپ برق میزنه. باسن گرد و پهن آرچانا، خیس عرق، لکه قرمز از فشار تشک داره. یه قطره عرق از لای موهای زهارش میچکه روی رون رانش.
ویکرام لانگوت رو میندازه کنار.
آرچانا تکون کوچکی میخوره. میخواد دست ببره عقب، ولی دست راستش بیحسه و دست چپ زیر سنگینی صورتش گیر کرده. یه ناله ضعیف میکنه.
ویکرام پاهای آرچونا رو میگیره. از مچ پا. پاهای آرچانا بلنده و باریک، رگهای پشت ساقش زیر پوست معلومه، پوست صاف و بدون موی ساق پاهاش خیس عرقه. کف پاهاش ترک خورده، پینه بسته از تمرینات زیاد.
ویکرام پاها رو از هم باز میکنه. قفل میکنه. میره توی حالت Boston Crab.
· بدن آرچانا مثل کمان شده. سینه و شکمش رو به بالاست، پاها کشیده شده به سمت سر. کمر باریکش اونقدر قوس برداشته که انگار میخواد بشکنه.
دندههای آرچانا زیر پوست معلومه. پوست شکم صاف و کش اومده، براق از عرق. سوتین سفیدش بالا رفته، سینههاش از بالای سوتین بیرون زده، سنگین و آویزون.
و پایین شکمش، موهای زهارش کاملاً پیدا شده. بوتهی پرپشت و خیس مو، از فشار کش اومده و بالا رفته. موهاش خیس و به هم چسبیده، چند تار موی بلندتر از لای بوته جدا شده و به رون رانش چسبیده. پوست لابیاها از لای موهاش پیداست، متورم و قرمز.
صورت آرچانا رو به بالاست. چشماش از حدقه زده بیرون. دهنش باز، ولی صدایی در نمیاد. فقط بزاق از گوشه لبش میچکه میره روی پیشونیش. رگهای گردنش کبود و برآمده، مثل نقشهی راه. موهاش پخش شده روی تشک.
ویکرام نگهش داشته. عرق از روی سینه بیموی ویکرام میچکه روی شکم آرجونا. قطرات عرق روی پوست کشیده شده آرچانا میلغزه، از لای موهای زهارش رد میشه و میافته پایین. زیربغل تمیز و خیس ویکرام برق میزنه.
بیست ثانیه. سی ثانيه. بدن آرچانا شروع میکنه به لرزیدن. لرزش از رون پاهاش شروع میشه، میرسه به کمر، به شونهها. همه جای بدنش میلرزه. موهای زیر بغلش از لرزش تکان میخوره. سینههاش میلرزه.
بعد ویکرام با دست آزادش، مشت میکنه. مشت رو میکنه تو همون جایی که لانگوت نیست. بین پاهای آرچانا، درست تو بوتهی موهاش. Ball Busting.
صدایی که آرچونا درمیاره، صدا نیست. یه هوای گرفته که با بزاق و اشک از گلوش بیرون میاد. سعی میکنه جیغ بزنه، ولی صدا نمیاد. فقط بدنش یه دفعه سفت میشه. همه عضلاتش منقبض میشن. دست چپش مشت میشه و به تشک میکوبه، دست راستش بیحرکت میمونه.
بعد ول میشه. بدن آرچانا شل میشه تو حالت Boston Crab. سرش افتاده پایین. چشماش بستهست. دهنش نیمهباز. بزاق و اشک روی صورتش قاطی شده. موهای زهارش خیس عرق و لکههای سفید نامعلوم.
ویکرام هنوز نگهش داشته. ده ثانیه دیگه. بیست ثانیه.
بعد ولش میکنه.
سکانس پایانی: تجاوز
آرچانا میافته روی تشک. روی شکم. همونجور که بود، با لانگوت پایین کشیده شده. پاهاش باز مونده، بیحرکت. باسن گردش لکه قرمز از فشار تشک داره. پشت کمر باریکش کبودی بنفش رنگ نشسته.
از پشت سر، ته ستون فقراتش، بوتهی موی زهارش از لای پاها پیداست. خیس و به هم چسبیده، خاکستری از نور لامپ. یه قطره عرق از لای موهاش میچکه روی تشک.
نفسهای آرچانا سطحیه. فقط یه لرزش خفیف تو انگشتای پای چپش میاد که نشون میده هنوز زندهست.
ویکرام بلند میشه. چند ثانیه بهش نگاه میکنه. بعد کمربند قرمز لانگوت خودش رو باز میکنه. لانگوت سفید رو از کمر پایین میده. آلتش نعوظ داره، سیاه و برآمده، خیس از عرق و شهوت.
روی تشک زانو میزنه. پشت سر آرجونا. با دست چپ باسنش رو میگیره، بلندش میکنه. آرچانا تکون ضعیفی میخوره، ولی قدرتشو نداره.
ویکرام خودش رو عقب میکشه، آلتش رو میگیره و میبره جلو. سر آلت رو میذاره لای موهای زهار آرجونا. آرچانا یه ناله ضعیف میکنه، ولی ویکرام فشار میده. وارد میشه.
صدای آرچونا میاد. یه ناله بلندتر. ویکرام شروع میکنه به حرکت. باسنش جلو و عقب میره. عرق از سینه بیموش میچکه رو پشت آرجونا.
دستش رو میذاره رو کمر آرچانا، محکم میگیره. آرچانا دیگه صدا نداره، فقط هر بار که ویکرام فرو میره، یه هوای بریده از گلوش میاد.
ویکرام نفسهاش بلند شده. صورتش قرمز. زیربغل تمیز و خیسش برق میزنه. عرق میچکه رو باسن آرجونا.
بعد یهو بدنش سفت میشه. یه ناله بلند میکنه. میریزه توی آرجونا.
چند ثانیه همینطور میمونه. بعد میاد بیرون. منی سفید از لای موهای زهار آرچانا میچکه پایین، روی رون رانش، روی تشک.
ویکرام بلند میشه. میره کنار. عرق از همه جای بدنش میچکه. سینه صاف و بیموش خیسست. زیربغل تمیز و خیسش برق میزنه. موهای ژل زدهاش بهم ریخته، چند تار مو چسبیده به پیشونیش.
برمیگرده، میشینه روی باسن آرجونا. میشینه روش. آرچانا زیر وزنش له میشه. صورتش تو تشک فرو میره. ویکرام دست میکنه تو موهای خیس آرجونا، میگیره و میکشه بالا. صورت آرچونا از تشک بلند میشه، چشماش بستهست، اشک و بزاق روی صورتش.
ویکرام نگاهش میکنه. چند ثانیه. بعد رهاش میکنه. سر آرچانا میافته روی تشک.
ویکرام بلند میشه. لانگوت آبی رو از روی زمین برمیداره. نگاهش میکنه. بعد میگیره تو دستش. لانگوت سفید خودش رو هم برمیداره و میبنده.
آرچانا هنوز روی تشک ولوئه. عرق و اشک و بزاق زیر صورتش جمع شده. خال بالای لبش تو نور لامپ معلومه. موهاش پخش و پلا روی تشک. باسنش لکه قرمز و خیس. منی از لای موهای زهارش میچکه روی تشک. پاهاش باز مونده، بیحرکت.
ویکرام نگاه آخر رو میکنه. بعد برمیگرده و از سالن میره بیرون. لانگوت آبی تو دستش.
سانتوش، مربی پیر، فقط نگاه میکنه. سوت تو دستش خشک شده. بقیه بچهها وایسادن، هیچکی حرف نمیزنه. یه دختر بغض کرده و اشک تو چشماش جمع شده.
تنها صدای سالن، صدای نفسهای بریده آرچوناست که از ته سالن میاد و یه قطره منی که از روی رون رانش میچکه روی تشک.
نوشته: متین
7 پاسخ به “کشتی هندی”
متین خداوکیلی سرگیجه گرفتم
اولا حالمو بد کردی از بس از عرق زیر بغل این پریدی به عرق فلان جای اونیکی،بعد باز حالمو بد کردی از بس چیزایی نوشتی که اصلا نفهمیدم خوردنین یا پوشیدنی!بعدشم این دوتا دارن کشتی میگیرن بعد یهو تبدیل میشه به تجاوز؟!اونم در ملع عام و جلوی اون پیرمرد بینوا مربیه؟!بعدم نگفتی،اینجا هندوستان بود؟یا پاکستان؟و چقدرم خرتوخره تو باشگاههاشون،نه؟دختره رو خفتش میکنی و به بهانه کشتی میپری روش و تمام!اونم تازه با عرق براق زیر بغلاش!؟…عجب غلطی کردم اومدم آخرشبی یه داستان بخونم بلکه خوابم ببره،هیچی خوابم از سرم پرید!
حوصلت شد این همه تفت بدی؟
چندش حال بهم زن
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست
خیلی زحمت کشیدی ولی کصشر بود
حالمون بهم خورد این چیه بود آخه ؟؟ همش موهای زهار زهار زهار