داستان و مطالعه

مفت از دستش دادم

دوشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۴ 4 دقیقه مطالعه
سلام ب همه بچه های باحال…من دفه اوله ک داستان ارسال میکنم شرمنده اگه طولانیه یا بد تعریف کردم.این جریان مال 7ماه پیشه همش هم حقیقته.خب داستان از اونجا شروع میشه ک من تازه سوم دبیرستانو تموم کرده بودم و تا موقع کنکور 1 سال وقت داشم.واسه همین رفتم تو ی کافینت ک کار کنم.ی چن وقتی تو کافی نت بودم ک دیدم ی روز ی زنه حدودا 27 ساله اومد کافینت و گفت ک یک دی ی دی دارم میخوام واسم تغییر فرمت بدی و از این حرفامنم ذاشتم داخل دستگا دیدم فیلم ی دختره اس ک خودشو لخت کرده داره میماله…زنه گفت آره این فیلمه دوستمه ک یکی از تو چت باهاش د وس شده و فیلمشو برداشته و از این حرفا…خلاصه ما واسش تغییر فرمت دادیم و طرف رفت و ی چن بار دیگه هم واسه همین کارای تغییرفرمت اومد کافینت ک ی بار گفت مین فیلمام شخصیه اگه میشه شمارتو بده که هروقت خودت کافینیت بیام ک خودت واسم درست کنی هیچی ماهم شماره دادیم و گذشت تا ی روز با پسرعموم پارک ملت بودیم(با ی دختره قرار داشتم)ک دیدم زنه زنگ زد(راشتی اسمش الهه بود)بچه شمال بود مشهدی نبود…زنگ زد بهم و سلام و احوال پرسی بعد پرسید کجایی فتم پارک گفتم تو کجایی گف فردوسی.فتم خب بیا پارم من پارکم گفت مزاحم نباشم و این حرفا گفتم نه بیا…وشی رو ک قطع کردم پسرعموم گفت ببریمش خونه الان ک اومد.منم گفتم ن بابا خونه چیه.بعد نیم ساعت الهه اومد و ازش پرسیدم خب کجا بریم؟پسرعموم گفت بریم خونه!الهه گفت خونتون کیه؟فتم هیچکی گفتم جایی ک کار نداری بریم خونه؟ فت نه.گفتم پس بریم.هیچی ماشین رفتیم رفتیم خونه.خونه ما 3 طبقه بود.ب اون گفتم تو پایین بشین ما میریم بالا رو مرتب کنیم الان میایم.رفتیم بالا با پسرعموم گفتم خب چجوری مخشو بزنیم ک ب جفتمون بده؟ گفت برو پیشش بگو لباساشو دربیاره راحت باشه.منم اومدم پایین پیشش گفتم راحتباش مانتوتو در بیار گفت ن خوبه راحتم.گفتم بابا تو خیاباون ک نیستیم راحت باش فقط خودمو خودتیم گفت نه پسرعموت هست زشته.گفتم بابا اون مث خودمه راحت باش.گفت باشه.هیچی بلند شد مانتوشو در آورد مقنعه شم در آورد.جاان ی تاپ تنش بود.موهاشم طلایی…بدنشم سفید.اومد نشست بعد تلفنش زنگ خورد.همونجور ک با تلفن صجبت میکرد منم کنارش نشستم و دستمو بردم تو تاپش سینه هاشو مالوندم…بعد چن دقیقه پسرعموم اومد مثلا پایی آورد.اومئ نشست بهش علامت دادم بره داروخونه کاندوم بگیره.تاا ون رفت به الهه گفتم خب دیگه امشب میخام مال خودم باشی گفت تو ام مال منی امشب.خلاصه پسرعموم ماندومو ک آوزد بهش گفتم بره بالا ی نیم ساعت دیگه بیاد.تا رفتش جا انداختم به الهه هم فت بیا دراز بکشیم.کنارهم دراز کشیدیدم لباساشو در آوردم فقط ی شرت قرمز پاش بود یکم مالوندمش گفتم حالا بیا سالک بزن.هنوزم یادم میاد حسرتشو میخورم…یعنی همچین ساک میزد ک آبتو همون اول میاورد.ی چن دقیقه ساک زد فتم خب بیا بخواب اونم دراز کشید شرتشو در آوردم کیرمو کردم تو کسش…خدایی خیلی تیکه آسی بود.تا کیرمو کردم تو کسش یه آخ بلند گفت و منم عقب جلو میکردم ک بعد چن دقیقه دیدم پسرعموم اومد تو…یه چن دقیقه کردم (ولی بهم فاز نداد حالا آخرسر میگم چرا)و رفتم کنار تا پسرعموم بکنتش.اسمش طاها…منم رفتم نشستم واسم ساک میزد…خلاصه طاها ی چن دقیقه کردش آبش اومد رفت کنار.باز من رفتم کردمش ی ده دقیقه…بعد فت بیا ساک بزن…یعنی همچین ساک میزد ک نو…خلاصه هرکاری کرد آب منو نتونست بیاره.آخه قبلش ترا خورده بودم…راستی ما میخواستیم شب اونو نگه داریم ک همینجا بخوابه)منم ک اصلا کردنش بهم فاز نداده بود.بعد این ک کارمون تموم شد بهش گفتم ک آره ما باید بریم جایی تو هم برو خونه همون فامیلتون.اونم لباساشو پوشید باهش تا جای ماشینا رفتیم ک سوارش منیم حتی نذاشت کرایشو بدیم…دیه از اون شب رفت واسه همیشه.این اولین و آخرین سکسم با الهه بود…مفت از دستش دادم…بچه ها نظراتتونو بگین.

نوشته: kian

اطلاعات داستان

تاریخ انتشاردوشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۴
زمان مطالعه4 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید11,871

دیدگاه‌ها (175)

  1. NA

    باشد اشکال ندارد لیدی عاشق اغیارجونور رو ول کن به چسب به این دوتا آدم بیکارضرب امثل مثل قند شیرینهنو که آید به بازار کهنه شود دل آزار

  2. NA

    محبت دارند دوستان بر مروآهی بفرستن بوس برای مروآولی حواستان را جمع کنیدشویمان آمد فرار کنیدبرای پراید لیدی نقشه نکشیداز برای کادوی عروسی به ما بخشید

  3. NA

    کار اشعار دوباره رونف بازار شدکامنت خارج از بحث دیگر بیخوددیگر بجز اشعار و فکاهینیاورید زیر داستان ما تا خراب نشود این متُد

  4. NA

    آمیرزا این پراید برای من میشه چون من یه کورد بی نقطه هستم و لیدی به کردها لطف زیادی داره >:Pخب لیدی زودتر بمیر ما این پراید دو دور بزنیم تو این کوچه خیابون 😀

  5. NA

    لیدی من جانم فدایت چرا میروی؟اینان همه اشعارند چرا غضبگین میشوی؟من که دانی یک روانی بیش نیستماز روانی و دیوانه آیا دلگیر میشوی؟مروآجان خوش اومدی این بوس :* واسه تو تا بنی بترکه 😀

  6. NA

    داداش فک کنم ادمین از این به بعد داستان نزاره……………………..

  7. NA

    کاری کرده ایم ادی دیگر گیر نمیدهد به ماکارمان فرهنگ سازی بود ایول به خود مابنیان گذار این تابو شکنی آمیرزا بودامشب که به صفحه پنج رسیدیم وای به حال فردا

  8. NA

    دوستان بهتون تبریک میگم ما رکورد هر چی داستان تو بکن تو هست رو زدیم فکر نکنم تو 100 سال آینده این رکورد زده بشه =D> =D> =D> <:P <:P <:P <:P :O) :O) :O) :O)

  9. NA

    سلام بر لیدی شهواناو که بخشید پراید بمانتا منو بنیامین باهمبزنیم دوری در تهران

  10. NA

    من و او در شب تار و صدایی ناشی از دردصدایی از ته دل عشقی از یک حالت سردکارت نباشد من کی ام یا در کجایمهم اکنون i love you pmc من در فضایمبالا و پایین هر دو عشق میکنیم از این جست و خیزمثل دو تا روانی همچون دو تا اسب مریضشعر من گر به شاملو هدیه شودکارو از برایش مشتری شوداز خدا دیگر من ترسی ندارم در این حالتمآلت را باز بکوب با سرعت بر آلتمبگذار صدایش از زئوس گذر کندبگذار هداس از تاریکی این خلا حذر کندسقراط به آلتم بگذار دستی زند در واژنتدمی بگذار دست نهم بر قوس باسنتتو که آفریدُت در این لحظه پیشت کیر هم نیستمالنا و آنجلینا برای رقیبانت در لیست کم نیستاین حس من داره چرا کمرنگ میشه ای عشق بی پایان منآخ جون مادرت داره آبم میاد تندتر تلمبه بزن

  11. NA

    سلام به همگی به خصوص بنیامین و آمیرزای توبه شکستهببخشید نتونستم بیام یهو یی مهمون برامون اومد گیر اوفتادم ولی از الان هستم

  12. NA

    مقدم آقای باسن مفید عامیرزا را به عریکه زیرداستانی تبریک میگوییم <:P <:P :O) 8}میگم ماهم مثل رپرها که اول زیرزمینی اسم داشتن داریم خوب پیش میریم 😀

  13. NA

    بدیدم آمیرزا در میدان شعر استبی ادبیست اگر شعری نگویممغزم چرا خالی گشتهباید روم خوش آمد گویمای بابا مغزم گوزیده رسمنمن خود آشخور حکایتهای اویمزاییدم زیر شعر قابله ای نیستباید سراغی ز لیدی جویمحالم خراب است چرا چرت میزنمشاید خواب میبینم در رویای اویموای حس خوبی دارم سزارین ادبی دارمطفل نو پای شعرم را کجا جویمتقدیم به عامیرزا :*

  14. امام زاده بیژن

    از درک و شعور هیچ ملت گله نیستآن کس که سرود طنز را زلزله نیستهرطنز نویس هم ویاری داردهرکس که ویار داشت هم حامله نیست

  15. NA

    ای دل قافل که زیر داستان مثل سابق شدطبع شاعرای سایت کلا رفت به فاک عظمادوستان بای من هم از سایت کنم بای بایدیگه اینجا میرزا نیست و منم نیستم اینجادوستان من هم رفتنم دیگه کم کم داره خودش رو نشون میده من میرم تاپیک شعرم رو رو بیارم بای زیر داستان برای خودتون

  16. NA

    بابا بچه ها داریم رکورد میزنیم بیاید بزنیم تو کار شعر و فکاهی و طنز و کسشعر ~X(

  17. NA

    بابا بیاید کجایید روح آمیرزا که از اون ارواح خبیثه نیست 😀

  18. NA

    مثل اینکه همه اسپم شدید اگه اسپم شدید به من بگید از طریق خصوصی

  19. NA

    بابا روح آمیرزا داره ویبره میخوره بحث رو هدفمند کنیدلدفن اونای که میخوان کسشعر گویی رو ادامه بدن معرفی کنن خودشون رو

  20. NA

    چیزم تو این زندگی که با یارانه چرخ میخورددافمان که مثل ماهی هی سُر میخوردیکی پای تلویزیون هی دارد گُه میخوردمادر هی در پیاز پاک کردن دروغی دستش را میبردمادرت به زیرم زندگی که شادی را کشتیاین خاک کثیف است نیست پاکی حتی مشتیمن که کرمم پیله شدن باورم نیستمن بازیکن نیستم خدا هم داورم نیستمن میمرم از درد کمر و کار روزانه سختولی خب کمر شل شده برای کشتی روی تختنان شد 500 حقوق زن هنوز در سوراخ آلت گیر استهمه رو به آسمان برای قدرت او که حال دیگر پیر استشاید مرده است که جواب inbox دعاهای مارا نمیدهدیا شاید ما اسپم لیستیم دیگر دعا جواب نمیدهد

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی