داستان و مطالعه

كسي كه مثل داداشم بود بهم تجاوز كرد

جمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ 3 دقیقه مطالعه
سلام اسم من آرزوست 20سالمه،اين داستان رو اينجا نوشتم چون ميترسيدم به شخص ديگه اي بگم و ازطرفي هم روي دلم سنگيني ميكرد اولين باره مينويسم اگر خراب بود به بزرگواري خودتون ببخشيد.يه پسر خاله دارم به اسم فرهاد 4 سال ازم بزرگتره. خالم چند وقت پيش تصادف كرد مامانمم منو فرستاد خونه خالم تا يه مدت كاراشو انجام بدم. دو سه روز اول زياد كاري بهم نداشت اما كم كم رفتارش عوض شد. يه شب حال خالم بد شد ازطرفي هم بخاطر درد نميتونست بخوابه مجبور شديم ببريمش بيمارستان،براش قرص خواب اور دادن تا كمي بخوابه. اون شب شوهرخالمم شيفت شب بود وقتيكه خالم خوابيد منم رفتم داخل اتاقم تا بخوابم،تازه چشمام داشت سنگين ميشد كه احساس كردم تختم داره تكون ميخوره تاچشمام رو باز كردم فرهاد جلوي دهنمو گرفت كنار گوشم گفت امشب به مامانم بيشتر قرص دادم ازطرفي كسي هم صداتو نميشنوه پس الكي دادنزن كه فقط خودتوخسته ميكني هركارميكردم نميتونستم از دستش فراركنم تاخواست لباسمو دربياره از زير دستش در رفتم اما كثافت در اتاقو قفل كرده بود بهش گفتم تومثل داداشمي اين چه كاريه كه داري انجام ميدي تورو خدا ولم كن امافرهادگفت عزيزم يه امشبو بهم حال بده بعد ميشم داداشت گريم گرفته بود اما اون فقط ميخنديد،امد دستمو گرفت وپرتم كرد روي تخت داد ميزدم اما فايده نداشت چون اتاق من طبقه بالا بود از طرفي هم خالم خواب خواب بود،لباشوگذاشت رولبام لبمو ميمكيد زبونشو ميكرد داخل دهانم زبون منو ميگرفت وميخورد حالم داشت بهم ميخورد دستشو برد طرف پيراهنم اونو به زور در اورد به بدنم يه نگاهي كرد دم گوشم گفت جوون چه بدن سفيدي داري وقتي اونطوري نگام ميكرد حالم از خودم بهم ميخورد سوتينمو دراورد بدنمو ميليسيد وميخورد اما من از اين كارش بدم ميومد به زور شلوارمو دراورد شورتمم با شلوارم درامد لباساي خودشو هم دراورد وقتي شورتشو دراورد خيلي ترسيدم. اون لعنتيشو اورد جلوي دهنم وگفت بخور ولي من قبول نميكردم به زور كرد داخل دهانم وقتي ديد كاري نميكنم با دستاش سرمو گرفتو خودش جلو وعقب ميشد حالم بد شده بود بالاخره دراورد منو دوباره روتخت انداخت سر اون لعنتيشو اورد فقط گريه ميكردم لاي پاهام تاخواست فروكنه دستمو گذاشتم لاي پاهام قسمش ميدادم اون كار رونكنه اما انگار هيچي حاليش نميشد دستمو به زور برداشت وبا دستاش دو دستمو محكم گرفت هنوز خواستم چيزي بگم كه يه درد وحشتناكي زير شكممو كمرم احساس كردم فقط جيغ ميزدم اما اون هيچي حاليش نبود، داشتم از درد ميمردم يه لحظه بيرون اورد وبا لباسم خوني رو كه روش بود رو پاك كرد دوباره كرد داخل، ايندفعه دردش كمتربود اما براي من همونم بدبود كم كم داشت خودشو تكون ميداد اينقدر به كارش ادامه داد كه باالاخره بعد ازچند دقيقه از روم بلندشد اومد كنارمو اون لعنتيشو جلوي صورتم گرفت وهي دست ميكشيد روش يكدفعه يه مايعي ازش بيرون امد همشو ريخت روي صورتم بعدشم بيحال خوابيدكنارم من فقط بي صدا اشك ميريختم كم كم به خودش امد ، اومد منو بغل كرد وگفت من تورو دوست دارم ميخوام زنم بشي پس غصه نخور اما اين حرفا براي من آبروي از دست رفتم نميشد از طرفي برام مهم نبود چون ميدونستم همش دروغه.اگرطولاني بود ببخشيد اما يكم سبك شدم،ممنون كه حرفامو گوش كردين.

نوشته: آرزو

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارجمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه3 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید16,614

دیدگاه‌ها (50)

  1. NA

    این پسر خاله ها و پسر عمه ها وپسر دایی ها و پسر عموها خیلی خطرناکن…مراقب باشید!!!

  2. NA

    خوب حالا بقیه اش؟ شکایتی.کتکی .خوب حداقل اندام تناسلیشو میذاشتی تو اسید .

  3. NA

    che bad…

  4. NA

    چه زجر اور

  5. NA

    همچین آدم پستی رو باید از آلت دار زد آدم عوضی ک اسم ما پسررارو بد میکنن

  6. NA

    ﭼﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮐﯽ. ﻣﻮﻫﺎﻡ ﺳﻴﺦ ﺷﺪﻥ.۱ ﺍﺩﻡ ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺎﻳد ﭘﺴﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻳﻪ ﻟﺤﻈﻪ ﻟﺬﺕ ﭼﺸﺎﺵ ﺭﻭ ﻫﻢ ﺑﺬﺍﺭﻩ و ﺑا ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﻳﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪه ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭﯼ ﮐﻨﻪ ﺍﻳﻨﺠﻮﺭﯼ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﻪ.

  7. pesare shad

    نمیدونم چی بگم ولی من اگه جای تو بودم براش نقش بازی میکردمو با یه چیزی میزدم تو کلش جوری که جونش در بیاد. امیدوارم زود بتونی روحیتو بدس بیاری.

  8. NA

    واقعاً متاسفم، واقعاً آدم پستیه که اینجوری روحیه یک دختر رو خدشه دار کرده. حتماً به یک مشاور مراجعه کن روی روحیت تاثیر مخرب نداشته باشه یا حداقل تاثیرش کم بشه. بکارت هم نشانه حیا و پاکدامنی نیست، اصلاً این موضوع رو توی ذهنت بزرگ نکن. خیلی کار خوبی کردی که این رو با بچه های بکن تو در میون گذاشتی، اینجا هم همه دنبال … نیستن، بیشتر کنجکاوی و دریافت اطلاعاته.

  9. NA

    سلام گلم.من ممنون میشم اسمو وآدرسشو بدی تا جواب کارزشتشو بدم چون این آدم بازم میاد سراغت مراقب باش.

  10. NA

    اگهدواقعس بود برای پسر خالت متاسفم تو هم زیاد غصه نخور بکارت نشونه ی پاکی نیست که با از دادنش ناپاک بشی

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی