داستان و مطالعه

شروع کونی شدنم توسط پسر خالم

پنجشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۴ 4 دقیقه مطالعه
سلام داستانی که میخوام در موردش بنویسم براتون کاملا واقعیه و هیچ دروغی توش نیست که مربوط میشه به اولین سکسم در 12-13 سالگی, امیدوارم خاطره ای که میخوام تعریف کنم مورد پسند دوستان باشه, من نیما هستم, از یکی از شهرهای جنوبیه ایران پسری که تعریف از خود نباشه تو کل خانواده و اقوام به خوشگلی معروف هستم و باسن پر و گردو سفیدی داشتم که همه فامیل به شوخی میگفتن این پسر فقط باسنش رشد میکنه, و همین موضوع باعث مواردی میشد که در ادامه خواهم گفت, در خانواده ای بزرگ شدم که علارغم ازادی در سایر موارد نسبت به مسائل جنسی فوق العاده سختگیر هستن ولی سختگیری جواب عکس میده که این کاملا ثابت شدست. چون با وجود منع کردن اعضای خانواده از حتی فکر کردن به این موضوع من عاشق اینجور کارا از بچگی بودم, نمونش سر کلاس معمولا پیش پسر خوشگلایی مثل خودم میشستم , داستان علاقه شدید من به حال کردن با پسر از کلاس شروع شد. منو رضا و میثم میز اول کنار هم بودیم من همیشه وسط بودم, اوایل خجالت میکشیدیم که همدیگرو لمس کنیم رضا همیشه شروع کننده بود پاهاشو میزد زیر رونام میثمم که میدید رضا اینکارو میکنه اونم شروع میکرد به لمس کردن رونام با پاهاش هر ستاییمون کلی حال میکردیم به اینکار چند مدت که گذشت کم کم رضا و میثم با دست رونامو میمالوندن این شیطنت تا به جایی رسید که من واقعا دوست داشتم با بزرگتر ار خودم هم اینکارو کنم ولی خیلی میترسیدم و باعث میشد اینکارو بر هر کسی نکنم.

گذشت تا اینکه پسر خالم که 10 سال از من بزرگتر بود رفت و امدش خونه ما بیشتر شد. همیشه به هر بهانه ای منو میمالوند یا کیرشو به کونم فشار میداد, تا اینکه یه روز منو ابجیم فقط خونه تنها بودیم پسر خالم اومد خونمون وقتی دید کسی خونه نیست ابجیمم تو اتاقشه اومد پیشمو شروع کرد به حرفایه سکسی زدن در مورد کردنو اینکه حال میده و از این حرفا کم کم بحثو کشید سمت منو خودش اولش گفت بزارم از رو شلوار کونمو بمالونه نمیتونستم نزارم از من خیلی بزرگتر بود خیلیم تو فامیل بخاطر شر بودنش و زور داشتنش ازش میترسیدن منم نمیتونستم جلوش ایستادگی کنم قبول کردم, شروع کرد به مالوندن کونم با دستایه بزرگش کونمو از رو لباس میمالوند که بعضی وقتا انگشتش میرفت لایه کونم همونجا تکون میداد, در مورد پسر خالم بگم که رنگ پوستش سیاه بود هیکل بزرگ و خوش اندامی داشت و تو فامیلم بعدها فهمیدم که معروفه به کیر بزرگ بودن.بخاطر مالوندن کونم کیرش حسابی بزرگ شده بود بهم گفت به کیرش از رو شلوار دست بزنم منم هرچی میگفت انجام میدادم یخورده کیرشو مالوندم خیلی گنده و بزرگ بود بعدش ازم خواست وایسم کونمو بکنم طرفش کیرشو فشار میداد لایه کونم حس خیلی خوبی داشت, قبلا این حسو تجربه کرده بودم هر وقت میرفتم نونوایی بعضی پسرا کیرشونو به لایه کونم فشار میدادن تو شلوغی اینکارو خیلی دوست داشتم.بدون اینکه بهم بگه دستشو کرد تو شلوارم و شروع کرد به مالوندن کونم یه یه لحظه جا خوردم چون توقع اینکارو نداشتم خواستم دستشو بکشم بیرون نمیتونستم انگشتشو برد لایه کونمو تکون میداد دوباره دستشو در اورد از تو شلوارم تف انداخت رو انگشتاشو دوباره کرد تو شلوارم لایه کونم خیلی چرب و لیز شده بود انگشتش راحت بالا پایین میشد خودشم خیلی حشری شده بود و تعریف باسنمو میکرد که چقدر کونت نرمو گندست بخورم کونتو منم از کاراش بدم نمیومد برام جالب بود, چند باری دستشو تفی کرد برد لایه کونم حسابی چرب شده بود کم کم انگشتشو فرو کرد داخل کونم بخاطر چرب کردن زیاد و نرمیه کونم زیاد درد نداشتم .ازم خواست بریم طبقه بالا رفتیم بالا از بس لایه کونم تفی شده بود موقع راه رفتن حس خوبی داشتم چربیش باعث میشد صدایه خاصی بده رو تخت دراز کشیدم به شکم خودشم اومد پشتم شلوارمو تا زانو کشید پایین کونمو که دید گفت وای چقدر خوشگلو سفیده چند بار تف زد لایه کونمو پاهام شلوارشو کشید پایین وای خیلی کیرش گنده و سیاه بود کیرشو گذاشت لایه پاهام خیلی چرب بود گرمیه کیرش حس خیلی خوبی بهم میداد کیرشو گذاشت لایه کونمو دوباره جلو عقب میکرد بخاطر مالیده شدن کیرم رو تخت سر کیرم احساس سوزش کردم که بعدها فهمیدم ارضا شدم ,پسر خالم حرکت کیرشو لایه پاهام تندتر کرد صدایه کیرش لایه پاها و کون چربم خیلی تویه اتاق میپیچید تا اینکه با فشار مایع سفید رنگی از کیرش اومد بیرون ریخت رو کونم که اون موقع هیچی ازش نمیفهمیدم. بعد از اینکه ابش اومد تمیزم کرد و دوتایی رفتیم پایین بعد از اون دید من نسبت به این موضیع و رابطه داشتن با پسر خیلی مثبت بودو دوست داشتم بیشتر تجربه کنم.

ادامه دارد ( در صورت درخواست )
نوشته: نیما

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارپنجشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۴
زمان مطالعه4 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید12,399

دیدگاه‌ها (9)

  1. hmjns

    من شروع کونی شدنم توسط پسر عمم بود که دو سال بزرگتر از من بود.تو سن 12-13 سالگی

  2. -miss_negin

    کس شعر محض بود -_-

  3. @@@ali@@@

    ریدم به هیکله خودتو پسر خالت

  4. Mohsen_1978

    از قدیم گفتن کس فقط کس جنوبی…یا کس کس بندر.زین پس به جای واژه کس کس بندر بفرمایین…کون کون بندر ?

  5. NA

    نتیجه میگیریم که پسرخاله چیز خیلی بدیه …چشم هم بزاری ترتیب آدم رو میدن . من فقط موندم این پسر خاله نابکار وقتی دخترخاله اش مونده …چرا میاد ترتیب تو اسکول چاقال رو میده ابله .

  6. کیرآبادانی

    کردن پسر خاله حال میده منم خیلی قبلنا پسر خالم کردم

  7. Master_Fucker

    گه خوردی که جنوبی هستی ، فقط چارتا کیونی مث تو توی جنوب کم بود ?

  8. -Black King-

    ایول منم پسر داییم کونیم کرد.?

  9. پسرباشخصیت

    ول کن بقیه ش رو نگو

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی