داستان و مطالعه

سکس به یاد ماندنی با مهتاب

پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴ 5 دقیقه مطالعه
سلام.یادم میاد 20 ساله بودم تو فامیلمون یه دختره بود که اون 18سالش بودشهرستان زندگی میکردن. ما چند وقت یه بار میر فتین یکی دو هفته خونشون.با اینکه سنش زیاد نبود ولی خیلی بدنش خوب بود.سینه های بزرگ اندازه 30 ساله ها پاهای سفید سکسی خفن وای کونش گنده بود فعلا اینا از رو لباسه.تو یکی از این بارا که ما رفتیم خونشون تک بچه هم بود.منم با بابا مامانم رفته بودم.بابام با باباش بیرون بودن.داشتیم باهم پاستور بازی می کردیم جلوم نشسته بود منم حی نگام میفتاد به سینه هاش راست کرده بودم بدجور.یهو مامانم صدام کرد گفت بیا کارت دارم نتونستم برم گفت نترس دستت و نگاه نمی کنم برو گفتم حالا میرم باشه . اومد هلم بده دستش خورد به کیرم یهو خندش گرفت گفتم چیه می خندی بلد شد رفت به مامانم گفت نمیتونه بیاد به من بگین.خلاصه برگشت نشست پیشم گفت بیا یه بازی دیگه گفتم باشه گفت من دراز میکشم رو شکم تو پاهام و بگیر بلند کن من رو دست راه برم اگه نتونستم بعد تو دراز بکش منم فکر کردم ناراحت شده که کیرم راست بود چیزی نگفتم.خلاصه با هم تو اتاق بودیم من هی بلندش می کردم هی کونش می خورد به کیرم دیگه داشتم میمردم دیدم اصلا نمی بازه گفتم پس من چی گفت همینطوری خوبه کیف میده خلاصه خیلی هم سرو صدا کردیم مامانش داد زد گفت اقلا در و ببندین سرمون رفت.
گفت باشه سری درو بست منم که داشتم میمردم گفتم یه چیزی بگم گفت بگو گفتم بیا جلو اومد جلو دستم و انداختم دور کمرش چسبوندمش به خودم گفت نکن الان یکی میاد گفتم نه نمیان.گفت اگه اومدن گردن تو گفتم باشه تو اتاقش حموم داشت گفتم برو تو حموم لباستو بکن لای درو باز بذار بعد از کلی ترس قبول کرد رفت تو حموم گفت بیا ببین به پشت وایساده بود انقدر کونش خوشگل بود که داشتم میمردم رفتم تو از پشت چسبوندم بهش گفت شلوارت و دربیار منم در آوردم کیرم و با دست گرفت مالید در کونش منم دستمو گرفتم به سینه هاش باورم نمی شد
انقدر لذت بده بهش گفتم وایسا برم نگاه کنم نیان الان میام رفتم دیدم مامانم اینا دارن تی وی میبینن .سریع برگشتم دیدم اینوری شده عجب کسی داشت تپل سفید گفتم بشین رو زمین پاتو وا کن شروع کردم پاهاش و لیس زدن به قدری پاهاش خوشگل و سفید بود که داشتم دیوونه میشدم کیرم داشت می ترکید.کسش و براش مالیدم خیلی خیس بود گفت تورو خدا بمال منمن براش مالیدم بعد دلمو زدم به دریا براش لیس زدم دستمم برده بودم پشتش رو کونش دیگه داشتم گاییده میشدم گت حالا تو بشین کیر مو گرفت دستش باهاش بازی کرد گفت کیرت چقدر گندس گفتم نمیدونم ولش کن کارتو بکن کیرمو میمالید گفتم میشه توهم بخوری گفت چطوری گفتم با دهن گفت باشه اونم شروع کرد خوردن ناشی بود ولی خیلی هال می داد. دیگه دلو زده بودیم به دریا بیخیال همه چی داشتیم اینکارو می کردیم دیگه نمی دونستم چیکار کنم بهش گفتم میشه بکنمنت گت درد داره جیغ می زنم گفتم آروم میکنم گفت باشه دراز کشیدن رو کیرم توف زدم خیسش کردم اومد یواش رو کیرم سوراخش از سفیدی برق میزد کسش خیلی خوشگل بود داشتم حال میکردم یواش اومد رو کیرم نمیزاشت بره تو یه کم فشار میو مد بلند میشد گفت نمیتونم گفتم تو دراز بکش من بیام روت قبول کرد یه کم شامپو مالیدم دور سوراخش داشت از حشر میمرد ولو شده بود منم اومدم روش انگار دنیا رو بهم داده بودن یه کم رو کونش اینور اونور کردم دلم نمیومد بکنم تو آبم بیاد.دوست داشتم این کار 3 روز ادامه پیدا کنه خلاصه آروم آروم کردم تو سفت کرده بود نمیزاشت دردش گرفته بود گفتم شل کن بزار بره دردش کم میشه قبول کرد شل کرد منم شروع کردم به تلمبه زدم زدم زدم همینطوری ناله میکرد جفتمون زده بود بالا به هیچی فکر نمیکردیم خلاصه کم کم داشت آبم میومد خاستم بکشم بیرون نشد همه آبم ریخت تو. جفتمون ولو شده بودیم دوباره یه کم براش سینه هاش و خوردم کسه شو مالیدم بعد گفت دیگه بسه فهمیدم یه چند باری ارضا شده روز خوبی بودفرداش دوباره گفت بیا بکنیم رفت تو حموم قمبل کرد داشت کسش و می مالید منم که خدا خواسته رفتم نزدیک کیرم و گرفت مالید رو کسش انگار ابریشم بود خیلی کسش سفیدو تپلی بود گفت بکن تو منم از کون دوباره کردمش خیلی دوست داشتم از کس بکنم که نشد. خوشگل بود هم بدن خوبی داشت.خلاصه تو همون سفر 100بار از کون کردمش خیلی حال داد لذت بردیم ولی دفعه بعد که رفتیم دیگه نداد محجبه شده بود به راه کج هدایت شده بود .
الان 26 سالمه سکس خیلی زیاد کردم ولی هیچکدوم مثل مهتاب حال نداد.

نوشته: hamed big kir

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارپنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه5 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید7,836

دیدگاه‌ها (42)

  1. NA

    جیمز چادویک:من کوچیکتم داداش ، انشااله همیشه خندون و مشعوف باشی . . .

  2. NA

    صدبارگفتیم وقته نوشتن دست داخله شلوارنباشه…کو گوشه شنوا.

  3. NA

    بابا دمت گرم رستم خانروی رستمو سفید کردی با این کارتپسر تو که اق مهندسو گذاشتی تو جیب بغلت…(البت با عرض پوزش از مهندس گل که 1 دونه باشه…)خیلی حال کردم با این کامنتتاز اینم وضعش تاسف بار تره این نویسنده ی مجتلق المغز (با استفاده از فرهنگ لغت رستم خان):)

  4. NA

    جای یک استاد که یه کتاب خوب تخم شناسی داره رو خالی میبینم که بیاد حسابی حالت رو جا بیاره

  5. NA

    کی فیلم اونجرز رو دیده؟(AVENGERS)***کیــــــر ثورکیـــــر کاپتان امریــکاکیـــر ایرون منکیر هالـــکهمگی باهم تو کون دروغگو(با خودتم)مـــیــمون گـوزو

  6. NA

    من موندم شما تو کودکستان کی خوندن نوشتن یاد میگیرین که میاین این داستانارو میبافین

  7. NA

    حموم توی اتاق…اینجوریشو نه دیدم تا حالا نه شنیدم؛تازه حموم کجا تو اتاق دختره…به تو کون داد و عذاب وجدان گرفته که به راه راست هدایت شد؛عجب…نگارشت و گفتن سکس خوب…بذار ی فحش بهت باشه؟باشه. آفرین پسر خوب…گوشی سامسونگ گلگسی اس تری چهار هسته ایی با سیپیوهای داغ کرده تو کونت…بنویس ولی باورانه بنویس

  8. NA

    راست میگی

  9. NA

    تا اونجا خوندم که گفت بیا یه بازی دیگه!!! ریدی

  10. NA

    آخه کسخل مالیاتیتو فامیلتون یه دختره بودیعنی چی ؟از کجا اومده بود ؟دختر خالت بود عمت بود دختر کی بود؟حالا ترسیدی بگی ما بریم به شوهرش گزارش بدیم اخمخ

  11. NA

    یکم باورش سخته اصلا به ریسکش نمیرزه فکرنمیکنم هیچ کس این کار رو بکنه

  12. NA

    ناراحت نشيا ولى خيلى تخمى بود.کردم تو سفت کرده بود نمیزاشت دردش گرفته بود گفتم شل کن بزار بره دردش کم میشه قبول کرد شل کرد منم شروع کردم به تلمبه زدم زدم زدم .ماكه اينهمه دختر كرديم تا ميزاشتيم در كونش بلند ميشد ميرفت بايد بزور لاپايى ميكرديمش حالا شما گفتى شل كن اونم كرد بعد توام تلنبه زدى زدى زدى.

  13. NA

    شما كه ميكين داستان تخيليه جرا اصلا داستان ميخونين؟؟؟وقتي داستان ميخونين يعني باورش دارين الكي فحش ندين

  14. NA

    :exmark: راستی یادم رفت اینو هم بگم که نگارش متنت خیلی ضعیف بود و در حد مقطع راهنمایی بود.

  15. NA

    کاش وقتی اینو داستان رو می نوشتی به این فکر می کردی که اولا مادرهای شماها چطور اجازه میدن یه دختر 18 ساله با یه پسر 20 ساله ( که تو امریکا و اورپا دیگه نمیگن پسر 20 ساله بلکه میگن یه مرد 20 ساله) توی اطاق با هم تنها باشن. و تازه شماها هر کاری هم که دلتون می خواد بکنین اما حتی به شما یه سر هم نزنن…!!! اینجای کار خیلی تخیلی و عجیبه!کاش ما هم…

  16. آريزونا

    چه فضاى شاعرانه بچه ها برات درست كردن حال ميكنى؟٢تا نكته بگم برم:سنها رو اشتباه گفتى فوقش بايد ميگفتى 8ساله و6ساله“بهش گفتم بخور گفت چه جورى گفتم با دهن”شما غير از دهن ديگه با كجاهاتون ميخورين؟اينو يه توضيح بده شايد فهميديم با چه جونورى طرفيم

  17. NA

    آخی چه کوچولوهای باحالی چه بازی کودکانه ایسوادت که درحد سال اول ابتداییه اینو دونستیمبازیتم که برای بچهابوددیگه کاملا مشخصه بچه ای بیش نیستیادامه نده نوشتنو تاوقتی18سالت شد باشه؟آفرین پسرخوب

  18. NA

    تخمي تخيلي بوددستش خورد به كيرت و خنديد كيرم تو كونت جلقي جندم به اين راحتي نميده

  19. NA

    تمام عمر بستيم و شکستيم – بجز بار پشيماني نبستيمجواني را سفر کرديم تا مرگ – نفهميديم به دنبال چه هستيمعجب آشفته بازاريست دنيا – عجب بيهوده تکراريست دنيا…چه رنجي از محبتها کشيديم – برهنه ها به تيغستان دويديمنگاه آشنا در ين همه چشم – نديديم و نديديم و نديديم

  20. mahdi18.5

    روزی تولستوی از خیابان رد میشد با زنی برخورد کرد زن اجازه نداد تولستوی حرف بزند و شروع به فحاشی به وی کرد بعد از تمام شدنش تولستوی کلاهش را برداشت و گفت من تولستوی هستم ببخشید زن خجالت کشید و گفت کاش خودتان را زودتر معرفی میکردید تولستوی گفت شما داشتی خودتان را معرفی میکردید نوبت به من نرسیدحال الان عزیزم خودت را خوب معرفی کردی

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی