پسران طلایی 100

پسران طلایی 100

گرمای آب کیر سینا حرارت خاصی رو در مقعد ساناز به وجود آورده بود . با این که ساناز ار گاسم شده بود ولی حس می کرد که کسش نیاز شدیدی داره به این که بازم توسط سینا لمس شه .. سینا احساس سبکی می کرد . دیگه حساب اینو کرده بود که تونسته دوبار خواهرشو ارضا کنه و خودشم که آخرین بار با انزال و ریختن منی در کون ساناز ار ضا شده .. خواهرشو بغل زد ..

-آخخخخخخ که یک خواب درست و حسابی چقدر می چسبه . خسته نباشی خواهر .

-متوجه نمیشم سینا . درست می شنوم ؟ تو در همچین شب عزیز و مقدسی داری از خواب حرف می زنی ؟

-پس چیکار کنیم پاشیم و برقصیم تا همه متوجه شن ؟ یا این که تا صبح بیدار باشیم .. یعنی منظورت اینه که بازم ادامه بدیم ؟

-چقدر تو با هوشی سینا ..

-حالا دیگه این قدر منو دست ننداز دیگه . بیا عزیزم من خسته ام . فردا باید برم سر کار .. وای اگه بدونی این مسافرا و مشتریا .. بعضی هاشون چه جوری دستور میدن . انگاری برده استخدام کردن .

-ولی تو داری پولشو می گیری ..

-راستی صحبت پول شده  . پاک یادم رفته بود . مگه خودت نمیگی که عروس و خانوم و زن داداشت شدی .. خب من اگه می خوام برای خواهر خودم یه هدیه کوچیک بگیرم باید دم کی رو ببینم ؟

-مثلا چی ؟

-یه حلقه کوچیک ..

-خیلی عالیه ولی من باید بدونم پولشو از کجا میاری . تو اگه دربست در حال  رانندگی باشی این قدر زود نمی تونی پول همه اینا رو در بیاری .. چند روز پیش یه چیزی واسه مون گرفتی .

-خب بعضی وقتا مشتریانی هستند که انعام خوب میدن .

-اینا دیگه چه خر پولدارایی هستند که به جای این بذل و بخشش ها نمیرن واسه خودشون ماشین نمی گیرن ؟

-من چه می دونم حتما از رانندگی خوششون نمیاد .

-ببینم این دربستی هات بیشتر زن هستند یا مرد ؟

-چه فرقی می کنه .. مگه من می خوام به زنا نظر خاص داشته باشم ؟ حالا چرا این قدر گیر میدی ساناز ؟

-بحث گیر دادن نیست . می خوام ببینم و بدونم که چرا این قدر زود داری احساس خستگی می کنی ؟

-واسه اینه که به این کارا عادت ندارم . قلق ندارم .

-یعنی من بهت لذت نمیدم ؟ چشای ساناز پر اشک شده بود .

-سینا تو منو دوست نداری ..

-اتفاقا خیلی دوستت دارم .

ساناز حس کرد که تا حدود زیادی تونسته رو برادرش اثر بذاره و احساسات اونو جریحه دار کنه . هر چند خودشم از ته دل متاثر بود از این که می دید اون داره سرد میشه . سینا یک بار دیگه سانازو در آغوش کشیده سعی کرد آرومش کنه .

-عزیزم فدات شم . من همین یه خواهرو دارم و تو هم همین یه برادرو . باید هوای همو داشته باشیم .

ساناز کمی خم شد تا دستش به کیر سینا برسه .. کف دستشو باز کرد و آلت برادرشو میون کف دستش گرفت و باهاش بازی کرد ..

-خوشت میاد ساناز ؟

-آرومم می کنه . تو چی داداش ؟

– منم بیشتر از تو احساس لذت می کنم .

ساناز  شق شدن آروم کیر سینا و ایستادگی ناگهانی اونو در دستش حس می کرد . همین به اون آرامش خاصی داده بود از این که برای برادرش اهمیت داره و هنوز هم می تونه اونو تحریک کنه . حتما واسه این که من خودمو تسلیمش نکنم و دختری مو از دست ندم نگرانه .

-سینا من که گفتم منو در خودت خلاصه شده ببین . باور کن اگه مسئله ای پیش بیاد به کسی نمیگم که تو این کارو باهام کردی.

-ولی خودت چی ؟ زندگی و آینده ات چی ؟ وجدان من چی ؟ یعنی زندگی خواهرمو تباه کنم ؟

-زندگی من وقتی تباه میشه که تو تنها برادر من به من اعتنایی نداشته اهمیت ندی . می تونی که اونو روش بمالونی .. نمی تونی ؟ همینو هم ازم دریغ می کنی ؟

سینا دید حریف ساناز و زبون اون نمیشه .

-به شرطی که بیشتر ادامه اش ندی روی اعصاب من راه نری ..

ساناز کسشو به کیر سینا چسبوند . طوری که درازای کیر روی کسش قرار داشته و سر کیر هم رو به هوا و قسمت بالای کس قرار گرفت که این بار ساناز دستشو طوری روی کیر گذاشته بود که  در یه حالت خوابیده کاملا چسبیده به کسش قرار بگیره .. و خیلی آروم اونو حرکتش می داد . طوری که احساس لذت و داغی و حالت شق بودنو حفظ کنه .. موفق هم شده بود .

-اووووووههههههه ساناز .. نهههههه بسه دیگه بسه دیگه ..

-نه بس نیست . بغلم بزن .. بذار دو تایی مون در آتیش عشق و هوس بسوزیم . می خوام در تو غرق بشم . می خوام در تو بسوزم . فدا بشم .. فنا بشم . می خوام در گرداب عشق تو باشم . در گرداب هوس .. نگو همه چی  تموم شده .. منو ببوس ..

-نه ساناز .. منو وادارم نکن که تسلیم بشم . به عاقبتش فکر کن …. ادامه دارد …. ….

در

۲۱:۲۲:۰۰

پسران طلایی 100

بازدید 19,023

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...