اولین خیانت زنم و لذت بردن من

سلام دوستان

این داستان من کاملا واقعیه فقط اسمها تغییر کرده امیدوارم با خوندش حسی که بهم القا شد رو درک کنید و اون طرف قضیه حسی بدم آب کیرت بیاد،…

من میثم هستم و خانمم که 17ساله بود نامزد کردیم اسمش خاطره هست و زمان نامزدی من28ساله بودم، خانمم اهل روستا و شهر گلستان، پدرش کرمانج سفید و بور و مادرش ترکمن زیبا زن من یه هلو آبدار مثل پدرش سفید و بور و مثل مادرش لوند انگار نه انگار اهل روستاست لبهای نسبتا قلوه ای صورت کشیده بینی نازک و ابروهای کمون که نیازی به برداشتن نداره نه یه خال رو بدنش و نه یه موزاید بیخودی 17سالش بود که با داییش رفتم سمت اونا برای تفریح آخر تابستون من تازه ماشین گرفته بودم و یکبند از صندلی عقب تو آیینه وسط ذل میزد تا آخرشم شماره منو گرفت و شب پیام دادم کلی حرف زدیم بگذریم بریم سراغ اصل داستان بعد نزدیک یکسال عروسی کردیم تو عروسی با یکی دیگه از پسرداییهاش آشنا شدم از یه دایی دیگه اش، تو تهران تو یه کارگاه کار میکرد اون موقعها منم تریاک میکشیدم و با سپهر اوخت شدیم بعضی شبا میگفتم بیاد پیش ما اون یه اتاق بود و ما هم اتاق خودمون نگو زن ما و آقا تقریبا از همون اوایل سکس داشتن تا یه شب که من وسط قلیون کشیدن خوابم میبره حدود ساعت 3شب بود وسط پذیرایی بساط بود و منم خواب خواب و نگو خاطره و سپهر رو تخت من دارن سکس میکنن از خواب بیدار شدم ساعت 5ونیم بود چون تریاک میکشیدیم کمر آهنی میشد و خاطره هم تو اوج شهوت جوونی بمحض بیدار شدن صدای اه اه اه اه ججووون کوصتو نمیزارم فقط میثم بگاد در باز بود تا بتونن آمار منو داشته باشن منم برگشتم سرجام قل خوردم تا بتونم سکسشون ببینم نمیدونم چرا اون لحظه مثل خیلیا غیرت ورمنداشت تا برم بزنمش برعکسش از صدای سکس زنم زیر کیر سپهر داشتم لذت میبردم کیرم بلند شده بود و داشتم میمالیدمش چه کیری شده بود انگار تو کوص زنم با سپهر داشتم تلنبه میزدم، گاهی خاطره سرش بلند میکرد تا آمار بگیره تا اینکه گفت بکن بکن سپهر کیر تو و میثم فرق چندانی نداره فقط مال تو ۲سانتی دارازتره و دهنه رحمم باز میکنه حال بیشتر میده همین وگرنه شوهرمم بکن قهاریه جاتون خالی با شنیدنش اب کیرم امد و دستم و شورتم پر شد از آب کیر و تا ساعت 6 زنم حسابی گایید و آب کیرش رو ریخت روی کوصش اندام سکسی زنم حرف نداره سینهای 75 تامسونی، کمر باریک، مو بلوند سرخود بدون یک ریال خرج اضافه، لب سرخ توی کوص صورتی پررنگ، چولش نازک و پرههای بغلش کوچیک واقعا هلوی کاملا رسیده ، بعد این جریان چندبار دیگه پسرداییش رو آوردم و خودم زدم بخواب تا سکسشون ببینم اما من دلم سکس دی پی میخواد،…

تو قسمت بعدی سکس 3 نفره با سپهر رو براتون تعریف میکنم. خاطره کیر بوستونه

نوشته: میثم

بازدید 3,802

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

21 پاسخ به “اولین خیانت زنم و لذت بردن من”

  1. کسکش ۷۵ تامسونی؟؟؟بلوند سرخود.؟؟؟هلوی رسیده ؟؟؟؟حروم زاده داری زنتو توصیف می‌کنی یا تبلیغ میوه های بازار میوه ترباره؟؟؟این کونی فکرکنم شاگرد میوه فروشیه

  2. والا من فکر میکنم این داستانها خیلیاشون با هوش مصنوعی نوشته میشن .چون من چند ساله تاپیک درست کردم و دنبال ماساژ و… البته ناشکری نباشه چنتا قرار انجام شده ولی بعضی از داستانها خیلی اغراق شدن .طرف ما که هنوز خیلی ازین کتگوریها باز نمیشه.

  3. هروقت یه داستان کیری توی این سایت میخونم با خودم میگم دیگه از این کیری تر نمیشه اما چند وقت بعد یه کصخل مثل تو سوپرایزم میکنه

  4. اولاً اینکه شهر گلستان نداریم و اُستان گلستان داریم ؛ ثانیاً ترکمن ها به فارس ها دختر نمیدن ؛ ثالثاً خیلی الاغی و بول و غائط اضافی خوردی .

  5. man من و خانومم نفر سوم خوب از تهران میخوایم هرکی پایس تلگرام پی ام بده تا عکس رد و بدل کنیم @Mahdi8Gh

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
در حال بارگذاری ویدئوها...