سلام اسمم داریوش 18 ساله از تهران
مامانم هاجر ۴۰ ساله
زندگی عادی داشتم تا ۱۶ سالگی که سومم راهنماییی بودم داشتم ساعت ۲ از مدرسه میومدم خونه تو ایستگاه وایساده بودم که اتوبوس اومد سوار شدم یه جای خالی بود کنار یه مردی که تقریباً ۴۵ ساله اینا بود طرف شیشه اتوبوس خالی بود منم گفتم میشه بشینم بدونه این که چیزی بگه خودش کشید عقب و دیدم دستش رو صندلیه خالیه س که میخام بشینم نشستم رو صندلی ولی دست رو برنداشت منم با خودم گفتم شاید تو فکره یا چیزی همینجوری که نشسته بودم دستش زیر من بود اما کاری نمیکرد یه حس عجیبی داشتم که به غریبه دستش زیرم بود ولی با خودم گفتم اون که منظوری نداره اون روز گذشت .
فردای همون روز داشتم از مدرسه برمیگشتم تا رسیدم ایستگاه اتوبوس دیدم از دور یکی داشت نگام میکرد وقتی رفتم جلو دیدم همون مردس اتوبوس اومد سوار شدم نشستم وقتی نگاه کردم دیدم اومد کنار من نشست و درجا دستشو گذاشت کنار پای من اتوبوس که حرکت کرد دیدم آروم آروم از کنار پام دستشو فشار میده زیرم (: یه جوری شدم خیلی عجیب بود برام داشتم فک میکردم که یعنی داره منو میماله ؟ آخه با اون سن و سال با خودم گفتم نه
دیدم قشنگ خیلی آروم آروم دستش که زیر کونم رفته بود داشت میمالید منم هیچ کاری نمیکردم انگار نه انگار ولی آنقدر آروم میمالید که به حس خوبی داشت تو اون موقع برام بدون این که چیزی بگم پیاده شدم رفتم خونه نهار رو خوردم رفتم تو اتاق با خودم فکر میکردم که اون داشت منو میمالید آخه یه مرد ۴۵ ساله دستش بهم خورده بود دیدم یه جورایی شهوتی شدم که هیچوقت نشده بودم هی داشتم تصورش میکردم که داشت منو میمالید بد جوری حشریم میکرد. پنج شنبه جمعه بود هی با خودم تو فکر بودم که دوباره میبینمش یا نه شنبه دو روز صبر کردم تا این که شنبه همش تو فکر بودم تا ساعت که برگشتم از مدرسه به جورایی هم خوشم میومد هم می ترسیدم من که داشتم مسیرمم رو میرفتم دیدم اتوبوس تو ایستگاهه ولی ندیدم کسی تو ایستگاه باشه با خودم گفتم خوبه نیست ولش اصلا این چه کاریه تا که سوار شدم دیدم فقط چند نفر تو اتوبوس هستند خالیه همینطور نگاه میکردم تا دیدم بله اون انتها نشسته یه جورایی استرسی شدم چیکار کنم چیکار نکنم یواش یواش رفتم گفتم میشه بشینم گفت بیا کنار خودم بشین باورم نمیشه اون همه جای خالی بود رفتم کنارش نشستم.
اونم که یه جورایی فهمیده بود و اینو یه چراغ سبز میدونست برای خودش تا نشستم دستشو گذاشت زیرم همینجوری که میمالید منم خودم به اون راه زده بودم بیرون نگاه میکردم ولی حس خوبی گرفته بودم داغی دستاش زیرم بود یهو دیدم خیلی آروم داره انگشتم میکننه اصلا از ترسو شهوت تب کرده بودم یهو همینجوری که داشت کارشو میکرد بهم گفت اسمت چیه گفتم داریوش گفت چه خبر از مدرسه میایی گفتم آره با اینکه داشتیم حرف میزدیم دستشو کرده بود لای کونم یه جورایی خجالت میکشیدم یه جورایی خوشم میومد و حتی میترسیدم تا حالا همچین تجربه ای نداشته م بعد یهو چشمم افتاد به شلوارش که کیرش شق شق بود داشت با دست دیگه ش که خیلی عادی گذاشته بود روش میمالیدش
داشتیم به خونه میرسیدم گفت همیشه ساعت چند میای گفتم همیشه من ۲ و ربع میرسم به ایستگاه گفت آها یه جورایی فهمیده بود دیگه کی بیاد منم پیاده شدم رفتم خونه به خودم میگفتم این چه کاری بود کردی این چه حسیه بهت دست داده به خودت بیا ولی باز نمیتونستم بهش فکر نکنم شب شده بود داشتم تو اینترنت پورن میدیدم همش اون صحنه که کیرش شق شده بود منو میمالید رو تصور میکردم میگفتم کیرش اندازه این پورن استاره چقدر کلفت بود قشنگ بعد اون اتفاق تو پورن دیدن فقط نگام رو کیر طرف بود.
یکشنبه هم مثل همیشه رفتم مدرسه و داشتم برمیگشتم که دیدم وایساده یه حسی بهم میگفتت نرو ولی نمیتونستم خودم قانع کنم تا به خودم اومدم دیدم باز تو اتوبوس کنارش نشستم این بارم تا نشستم شروع کرد به مالیدنم حشریت رو تو نگاهش میخوندم بهم گفت داریوش من اسمم محمده گفتم خوشبختم همین تا نصف راه منو جوری مالید که داشتم بیهوش میشدم یهو دستمو گرفت گذاشت رو کیرش رو شلوار قلبم داش میترکید همینطوری دستای مردونه ش رو دستم بود زیر دست منم کیر شق شدش بهم گفت گوشی داری شمارت بهم بدی منم از ترس گفتم نه ندارم گفت یعنی کلا گوشی نداری گفتم نه گفت میخای من یه گوشی اضافه دارم بهت بدم گفتم خب باشه ولی چرا بهم میدیش گفت اضافیه میخام بدم کسی که میخادش گفت ببین الان بیا بریم خونه گذاشتم بهت بدم بعضی وقتا حرف بزنیم منم نتونستم نه بگم ایستگاه بعد که خونشون بود پیدا شدیم همینطور قدم زدیم چیزی هم نمیگفت تا رسیدیم دم خونشون گفت من میرم بالا گوشیو بیارم توم الان ریموت رو میزنم برو داخل گاراژ گفتم نه ممنون همینجا جلو خونم تا بیاید گفت باید پیداش کنم یکم طول میکشه برو اونجا تا میام منم رفتم داخل یکم وایسادم دیدم اومد یه گوشی لمسی سامسونگ نه خیلی جدید دستش بود گذاش رو سقف ماشینو ریموت رو زد کرکره اومد پایین گفت بیا اینجا یه تکه فرش کف زمین بود شماره خودم بزنم تو گوشی میخام زنگ بزنم با هم ارتباط داشته باشیم گوشی روشن کرد رفتیم رو فرش کفشامو در اوردم نشست منم رفتم کنارش گفت بیا روشن شد بگیریش اینم شمارمه یاداشت کن منم که گوشیو گرفتم دستش رفت رو پاهام مالیدن شروع شد باورم نمیشد رفتم خونه کسی که نمیشانسم اونم کسی که داره منو میماله .
گفتم آقا محمد من برم دیگه زنگ میزنم حرف میزنیم گفت یه نیم ساعت وایسا بعد میری گفتم خونه میگن چرا دیر اومدی گیر میدن بهم گفت بگو اتوبوس دیر اومده تا خاستم بگم نه دستشو این بار کرد تو شلوار از پشت همینجوری که بغلش نشسته بودم چن تا بوسم کرد از حشر تمام بدنش داغ بود دستش لای کونم بود با انگشتش سوارخ کونم رو میمالید دیگه شل شل شده بودم آروم منو خوابوند به شکم خودشم با این که شلوار هر دومون پامون بود خوابید روم کیرشو قشنگ حس میکردم که جلو عقب گیرد سنگینی ش افتاد بود روم منم فقط داشتم لذت میبردم احساس میکردم به دختر کوچولوم که افتادم زیر کیرش پاشد شلوارمو کشید پاییین قشنگ با صورت رفت لای کونم داشت کونمو میخورد و لیس میزد منم داشتم حال میکردم یه جوری با زبونش با سوراخ کونم بازی میکرد که آه ناله م در اومده بود دیدم یهو پا شد شنیدم کمربندش رو باز کرد بهم گفت پاشو برام کیرمو بخور داریوش جونم منم وقتی برگشتم دیدم کیرش که کلفتیش سه برابر کیر خودمه شق شق ایستاده خودمم باورم نمیشد انگار جنده شدم دستمو گذاشتم رو کیرش داشتم میمالیدم که سرمو گرفتو برد پایین وقتی داغی کیرش رو الان حس کردم داشتم دیونه میشدم تقریبا یه ربع کیرشو خوردم گفت بهم میخاد بیاد میخام ابمو خالی کنم دهنت منم با اینکه حشری بودم ولی از این کار بدم میومد تو اوج بود داشت آبش میومد منم دهنم درش آوردم گفتم خوشم آبتو بخورم گفت فقط بمال آخ آه داشت ناله میکرد تند تند براش با دست میمالیدم قشنگ جنده ش بودم یهو آبشو اومد یه اهههه کشیدو گفت آخ کیرم تو کص مامانت چقدر بهم حال داد تا اینو گفت تموم حسم پرید خیلی بدم اومد چقدر بهم چسبیده بود با این حرفش خیلی بهم بر خورد منم پا شدم رفتم خونه خیلی پشیمون بودم یجورایی من بهش اعتماد کرده بودم ولی با اون حرفش اون بهم توهین کرده بود اصلا که ارضا نشده بودم اون روز رفتم سراغ فیلم دیدن هی کارایی که کردیم جلو چشمم بود یهو ساعت ۱۱ شب دیدم زنگ میزند هی جواب ندادم هی زنگ میزد با خودم گفتم الان میخاد حالمو بپرسه واسه این که بهم گفته کیرم تو کص مامانت میخاد عضر خواهی کنه منم رفتم تو اتاق جواب دادم گفت امروز خیلی خوش گذشت ولی زدی تو ذوقم دوس داشتم آب کیرم تو دهنت بیاد بخوریش برام منم دیدم اصلا به من توجه داره گفتم منم خیلی بدم اومد بهم فحش دادی گفت کی من فحش دادم گفتم گفتی کیرم تو کص مامانت وقتی آب اومد گفت آها ببخشید اگه بدت اومده ما دوستیم دیگه واسه فحش دادن نگفتم اون موقع خیلی حال میکردم اینجوری گفتم بهت منم گفتم چقدر پروه این گفتم باشه فعلا برم کاری نداری خداحافظی کردیم من داشتم به کیر خوری کردنم جنده بودنم فکر میکردم هی تکرار میشد برام که بهم میگفتن کیرم تو کص مامانت منم با خودم تو اون موقع که حشری بودم فکرای تو مغزم میومد که باورم نمیشه همینطور که خودم جندگی کردم فکر میکردم آقا محمد داره با مامانم سکس میکنه بعد اون شب هر شب کارم شده بود و رفتن با خودم حال کردن تا این بعد چن روز زنگ زد بیا پیشم منم گفتم اگه شد عصر میام قبل شد زنگ میزنم عصر که شد به خونه گفتم میرم بیرون کار دارم به آقا محمد زنگ زدم گفت نیم ساعت دیگه بیا توی این نیم ساعت هی دوست داشتم برم کیرشو حال بیارم بعد راه افتادم و رسیدم منو برد خونشون کسی خونه نبودد شروع کرد اازم آب گرفتنو دستاشم طبق معمول تو شلوارم خیلی حشریم کرده بود کیرشو در آورده بود نگاهم نمیتونستم از اون کیر کلفتش بر دارم منو خوابوندو باز رفت سراغ خوردن کونم منم از بس حشری بودم فقط کیرشو نگاه میکردم بعد هی به این فکر میکردم که بهم گفت کیرم تو کص مامانت داشتم تصور میکردم که اون کیر بره تو کص مامانم وای چه حشری کننده بود برام دیدم یه انگشتش لای کونمه و دور گردنمو میخوره منم فقط تو اون حال به جنده شدن مامانم با کیرش دیونه م کرده بودم اما نمیتونستم بهش بگم کیرشو گذاشت لای چاک کونم همینطوری که میمالید بهم گفت جنده خانوم نمیخواستم بهت فحش بدم که (منم تو دلم میگفتم کاش باز بهم بگی) بهش گفتم نه اشکالی نداره ناراحت نیستم گفت نه دیگه اذیتت نمیکنم منم گفتم میشه باز بهم بگی ؟
بهم گفت چی بهت بگم ؟ گفتم از اون حرفا که گفتم نزن
گفت نه نمیگم
منم بهش گفتم راستش از اون موقع اون حرفو بهم زدی همش بهش فکر میکنمو حشری میشم دست خودم نیست
گفت خب باشه یادته زدی تو ذوقم باید برام ساک بزنی آبمو بخوری تا منم اونجوری حرف بزنم باهات منم که بدن میومد ولی چاره ای نداشتم همینطورری بلند شدم شروع کردم کیرشو خوردن هی منتظر حرف زدنش راجب مامانم بودم
دیدم چماشو بسته گفت آخ کیرم لای کص مادرت بره چه خوب ساک میزنی تا اینو گفت یه جوری شدم انگار همیشه منتظر این بودم من قشنگ کیرشو تا ته میکردم تو دهنمو ساک میزدم براش گفت مادرجننده میگفتی خوشم نمیاد الان داری واسه این که از جندگی مامانت تعریف کنم داری کیرمو میخوری منم فقط لذت میبردم هم خودم هم مامانمو جنده کیر کلفت آقا محمد کرده بودم دیدم شروع کرد به تلمبه زدن تو دهنم بعد چن دقیق آبشو خالی کرد تو دهنمو یه حسی نمیتونستم قورتش بدم بهم نگاه کرد و گفت کیرمو نگاه کن اگه میخوای بکنم تو کص مامانت آبمو بخوریی باید جنده خانوم منم تا اینو گفت همشو خورردم گفت حالا پاشو لباست بپوش برو خونه تا بعداً همو ببینیم…
چند شب گذشته بود اصلا نه زنگ زد نه هیچی منم فقط تو فکر کیر اون بودم دوست داشتم مامانمو زیر کیرش ببینم فقط به اینا فکر میکردم ولی ازش خبری نبود بعد چند شب دیگه نتونستم جلوی خودم بگیرم زنگ زدم گفتم خیلی حالم بده گفت آفرین جنده خانوم باید خودت زنگ بزنی تا کیرمو واسه خودتون مامانت جور کنی
منم گفتم بهش چشم و ازش التماس میکردم بهم کیرشو بده پشت تلفن اونم میگفت کیرم تو کص تپل و سفید مامان هاجر کیرم تو کون گنده مامانت منم میگفتم اون کیر کلفت بایدم بره تو کص مامانم همینجوری پشت تلفن که برام خیلی راحت تر بود خودمو تحقیر میکردمو میمالیدم از میخاستم مامانمو جنده کیرش کنه بعد کلی حرف آبمو آورد
بعد گفت دو سه روز دیگه میخام بیای پیشم وقتی اومدی زیر شلوارت یکی از شرتای اون مامان جندتو میخام ببیینم
ادامه داستان پارت بعدی اگه خوشتون اومد نظر بدین تا تعریف کنم براتون
نوشته: Uoop
6 پاسخ به “بیغیرتی رو مامان و سیسی شدنم (۱)”
کیر تو کس مامان هاجر بنووووویس
کیر تو کس مامان هاجر بنووووویس
داستان خوبی بود
تم داستانت جذابِ، و میتونه کشش خوبی برای خواننده داشته باشه، شما که داری وقت میگذاری و مینویسی، پس رعایت نقطه گذاری و نکات دستوری رو تو متنت در نظر بگیر. تو متن بالا هر جمله ات رو باید دو سه بخونیم تا متوجه بشویم سر و ته جمله ات کجاست. اینطوری کشش داستانت از بین میره.
متاهل جالب بود ادامە بدە
قشنگ بود داستانت. بازم بنویس. همزاد پنداری کردم باهات واقعا