سلام شما اینجا هستید تا اون بخش از زندگیم رو که میخوام باهاتون به اشتراک بزارم بخوانید
داستان محتوا «گی»داره پس اگه حال نمی کنید وقتتون رو هدر ندین
خب واقعیت اینه من از سن ۱۴ سالگی کونی شدم ولی نکته اینجاس من برخلاف خیلی ها به اون روز بار ها فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که حس فعلی من از دوران کودکیم باهام بود ینی علاقه و کشش شدید جنسی و عاطفی من به مرد ها یک دفعه به وجود نیومد و از ابتدا در من بود فقط در تایم نادرستی(سن پایینم) تجربه و شناخت بهش پیدا کردم
من یه پسر خوشگل و زیبا تو یکی از مناطق پایین شهر تهران بودم
و همونطور که گفتم وقتی ۱۴ سالم بود برای اولین بار توسط یکی از بچه محل هامون کونی شدم
اینو بگم که تا چند ماه ماجرا فقط لاپایی و ساک زدن کیر این آقا بود که اسمش مسعود بود
به خاطر خوشگلیم و خب ریزه میزه بودنم خیلی مراعات میکرد و چون دوس داشت همیشه باهاش باشم هر باجی میداد تا منو همیشه داشته باشه
این مسعود ما یه سوپرمارکت بزرگ دقیقا پایین ساختمان ما داشت
تقریبا چهل ساله بود
سه تا پسر هم سن و سال من داشت که اتفاقا هم بازی های من هم بودن
که خب البته بگم موضوع داستان این آقا نیست اما در این حد بگم این آقا کسی بود که سوراخ منو باز کرد و روحیه جندگی رو در من بیدار کرد
چون تا سن ۱۷ سالگی این آقا تنها بکن من بود
و تمام خواسته های منو چه در حد پول و یا چه در حد لباس به صورت پنهانی برام فراهم میکرد و خب زمانی که پدرش فوت شد مجبور شد به دلایلی از تهران بره و رابطه منو اون قط شد (هرچند چند بار اومد دوباره تهران و چند بارم من طی این سال ها رفتم ولی دیگه چیزی مول قبل نشد)
اگر بخوام واضح بگم اون آقا شوگر ددی بی چون و چرای من بود و خب واضح هست که این موضوع کاملا پنهانی بود در حدی که پسرای خودش که رفیقای صمیمی من بودن از این موضوع آگاه نبودن
اما حالا از خودم بگم الان ۲۴ سالمه قدم ۱۷۰ و وزن۷۰ دارم
پوست به شدت سفید و پمبه ای دارم
صدقه سر باشگاه و برنامه غذای یه هیکل سکسی دوجنسه وار دارم
چرا اینو میگم؟ چون پاها و رون تپل و سکسی با کون گوشتی قلمبه دارم که وقتی قمبل میکنم و سوراخ صورتیم نمایان میشه هر مردی از خود بی خود میکنه
کمرم باریک و وقتی به بالا تنه میریم سر شونه های رو فرم و ورزشکاری سکسیم هست که خود نمایی میکنه
موهای لخت مشکی،چشمای سبز با مژه های که هرکی میبینه میگه کاشتی؟
بینی عملی و لبای غنچه ایم
چهره پسرونه،معصوم و حشری کننده طوری که اگه آرایش کنم و لباس پسرونه نپوشم هرگز کسی نمیفهمه پسرم
بعد از رفتن مسعود من کم کم به سختی افتادم چون همیشه مسعود نیاز های مالی منو برآورده میکرد و من با اینکه سنم کم بود
اما هیچ مشکلی نداشتم
از طرفی پدرم وقتی ۱۵ سالم بود فوت کرده بود و مادرمم اصن خونه نبود
بیشتر خونه مادر خودش بود و همین باعث شده بود خونمون مکان بشه و مسعود حسابی کونمو بگاد اما حالا با نبودش شهوت زیاد و بی پولی بهم فشار آورده بود
اگه براتون سوال پیش میاد باید بگم مادرم وقتی ۱۸ سالم شد دوباره شوهر کرد و من کلا به خونه مادر بزرگم نقل مکان کردم که یه پیرزن ۷۰ ساله بود
در کل رابطه خانوادگی خوبی نداشتم البته بعد از فوت پدرم این اتفاقات افتاد چون پدرم منو خیلی دوست داشت طوری که حتی همون خونه ای که مادرم توش به شوهر جدیدش کص و کون میده به نام من هست
ینی پدرم به نامم زده بود ولی خب دادم دست مادرم و به دلایلی کاریش ندارم
بگذریم
داشتم میگفتم بعد رفتن مسعود این کمبود مالی و جنسی جوری بهم فشار اورد که حد نداشت
یادمه وقتی به طور اتفاقی تو مدرسه فهمیدم جایی به اسم پارک دانشجو وجود
ظهرش بی معطلی بعد مدرسه و عوض کردن لباسام رفتم اونجا
یادمه پنجشنبه بود
هوا نسبتا تاریک اما پارک ب شدت شلوغ بود
ب محض ورودم نگاه های سنگین مردای بچه باز رو حس کردم
به خودم اومدم دیدم رو نیمکت نشستم و هرکی رد میشه داره آمار میده
حتی اون شب من برا اولین بار فهمیدم
تایپ من مردای مردونه و جا افتاده با ریش سبیل هستن که خب تا قبل اون نمیدونستم(مسعود هم همچین ظاهری داشت)
شاید نزدیک ده بار جام رو عوض کردم هی پیرمرد ها و مردای بچه باز دنبالم میکردن جوری که حس میکردم انگشت نما شدم!
و خب اون موقع روی کافی برا حرف زدن نداشتم و نمیتونستم بگم فلانی تو کیسم نیستی
سر همین فقط فرار میکردم
دست آخر یه آقایی رو نیمکت نشست کنارم
بعدا فهمیدم اسمش نعیم هست
یه مرد حدودا چهل ساله با ریش پر پشت سیاه
موهای کوتاه قد بلند و هیکل نسبتا درشت با یه لباس کاملا مردونه هیچوقت یادم نمیره کتونی های زد ایکس ابی فیروزه ایش چیزی بود که همون اول منو جذب کرد
نعیم سر صحبت رو باهام باز کرد و بعد چند دقیقه پیشنهاد داد بریم تو ماشینش
یادمه گفت انقدر خوشگلی همه توجهات رو به خودت جلب کردی
بعد حرفش به خارج پارک و بعد طی مسافتی به ماشینش رسیدیم
یه پراید نقره ای داشت
وقتی نشستیم دستشو انداخت لای پام و کفت عجب عروسکی هستی و هی منو میمالید منم بدجور حشری شده بودم
خلاصه بگم اون شب رفتیم خونه نعیم که طرف امام حسین بود و تا ۱۱ شب چهار کله منو گایید که ابشم کامل ریخت توم
خب بچه بودم عقلم نمیرسید با کاندوم سکس کنم اما خوشبختانه مشکلی پیش نیومد برام
یادمه وقتی کیرشو دیدم از تعجب چشمام گرد شد
نعیم کرد بود و کیر بزرگ و سیاهی داشت
و برا منی که تا قبل اون کیری جز کیر پونزده سانتی مسعود ندیده بودم کیر خیلی بزرگی بود
یادمه نعیم از درد و دست و پا زدن من زیر کیرش لذت میبرد جوری که وقتی راند چهارم رو کرد اون لحظه که اشک چشمام رو دید آبش اومد
اون شب نعیم خودش پونصد هزار تومن نقد بهم داد و بعد اینکه منو رسوند خونمون و شمارمو گرفت رفت
سه روز بعد دوباره اومد دنبالم و دوباره تا ده شب سه راند منو کرد اما دیگ پولی نداد
وقتی بهش گفتم بهم پول بده
با تعجب نگاهم کرد و گفت پول چی؟
گفتم منو کردی دیگ
ینی نمیخوای پول بدی بهم؟؟
اونم با یه حالت گرفته گفت مگه جنده هستی؟ اومدی خودتم حال کردی دیگ
سری قبلم مرامی پول دادم وگرنه از این خبرا نیستش منم کارگرم
دیگه نبینم اینطور حرف بزنیاااا!
و همون شد
دیگه پیشش نرفتم
هرچی زنگ زد و پیام داد دیگه باهاش اکی نشدم بار آخر حتی تهدید کرد میاد محلمون
که تو یه کلمه نوشتم سیکتیر و خب اونم هیچوقت از سر ترس و ابرو نمیومد دنبالم
بعد نعیم دیگ کم کم تو خط دادن افتادم
از پارک دانشجو و هورنت تا تلگرام و اینستا
دیگ رسما جنده شدم
علاوه بر اون فهمیدم تنوع طلب هم هستم
حتی اگه یه کیس پولدار و خفن به تورم میخورد که خب کم نبود و نیست برام
بیشتر از سه ماه نمیتونستم و نمیتونم بمونم باهاش(شاید چون واقعا عشق واقعی رو تجربه نکردم)
نمونش یه تاجر ترک بود که توی تبریز خونه داشت و من نصف بیشتر ماه پیشش بودم
کیر عالی داشت بدن و قیافش هم خوب بود
اوور هم برام خرج میکرد و از بغل اون خیلی چیزا برام رسید چون لب تر میکردم اس ام اس واریزی وجه بانک برام میومد
اما بعد سه ماه یه روز مخ رانندش رو زدم
یادم نمیره
رانندش اسمش رضا بود بچه ارومیه بود
میگفت اگه آقا مصطفی بدونه کیرم تو کون جوجشه روزگارم رو سیاه میکنه
اما با همین رضا خیلی سکس داشتم
چه خودش چه داداشش و چه پسر عموش بار ها منو گاییدن که باید بگم هیچکدوم رایگان نبود(بعدا خودم برا مصطفی کات کردم چون میترسیدم بفهمه برام شر بشه)
از یه جا به بعد مبلغ برام خیلی مهم نبود
بیشتر دوس نداشتم رایگان باشم چون وقتی مردا رایگان به چیزی برسن پرو و دریده میشن
از طرفی کسی که پول میده با دل و جون میکنه و منم همینو میخواستم
رضا کیر کلفت و سفیدی داشت بر خلاف اون داداشش علی یه کیر سیاه و قلمی داشت
وقتی گروپ منو میکردن همین اختلاف بین کیراشون دلیل اومدن ابم بود
کم کم از طریق رضا با دوستاش آشنا شدم
و لذت جدیدی به اسم راننده های ترانزیت رو کشف کردم
فقط ی کونی واقعی میدونه دادن به راننده حشری و خسته ای که مدت ها پشت رول بوده چه حسی داره
میتونم به جرات بگم تو هر مدل ماشین سنگینی سکس کردم
حتی یبار به دوتا کشاورز ترک که داشتن برا کار به یکی از شهرای پر تردد ارومیه میرفتن توی نیسان ابی دادم
انقدر جنده شده بودم که با یه جین چسب از ماشین خودم پیاده شدم بغل جاده واستادم
تا اولین راننده ای که نگه داشت منو بکنه!
اون روز ظاهر برام مهم نبود
پول مهم نبود
فقط و فقط رفع فانتزیم مهم بود
من قبلا تو پایانه و پارکینگ راننده ها جندگی کردم(وقتی میگم جندگی ینی کون دادن همراه با گرفتن پول)
سر زمین کشاورزی جندگی کردم
توی ویلای لاکچری و میلیاردی جندگی کردم
توی پنت هاوس هم همینطور
تو کانکس توی قطار تو هتل تو جنگل حتی کنار ساحل
تو خونه های قدیمی شهرستان های اطراف کشور
اما بازم سیر نمیشدم
اون روز فقط نیم ساعت طول کشید
یه نیسان جلوم نگه داشت
البته بعد چشم و ابرویی که موقع رد شدن به ادم بغل راننده نشون داده بودم
دو تا مرده سی و چهار پنج ساله
ریش و سبیلی به شدت مردونه و لاتی
بعدا فهمیدم رفیق هستن
همون اول که پرسیدن چیزی شده
رک گفتم کونی ام میخوام منو بکنید!
پشماشون ریخته بود
ولی فقط پنج دقیقه طول کشید
داخل کابین تنگ نیسان
یه کیر بره تو کونم یه کیر هم بره دهنم
حتی از گاییدنم فیلم گرفتن(بی چهره)
ولی مهم نبود برام
توی نیم ساعت دو بار آب دوتا کشاورز خسته و حشری رو توی همون ماشین آوردم و بعدش رفتم و دیگ هرگز ندیدمشون
یا با یه راننده اکی شدم
که سفر خارجی میرفت
خیلی حشری و کون باز بود
با اینکه زن و بچه داشت اما دائم در حال کون بازی بود
قیافه قابل قبولی داشت اما به شدت هول کون بود
و برا منی که دل هر بچه باز و غیر بچه بازی رو میبردم یه لقمه تپل بود
ماهی دو بار میومد تهران و همون دو روز رو من شب تا صب تو ماشین بهش کون میدادم
و دلاری ازش پول میگرفتم
از بغل اون یه ایفون پونزده پرومکس
چند ست اپل و کلی پول و طلا به جیب زدم و انقدر برام خرج میکرد که حتی خودشم تعجب میکرد
اما خب بگم اونم بلد بود چیکار کنه
هرشبی که پیشش بودم تا صب حسابی از بدنم کار میکشید
و خب خوب هم هزینش میداد
خودش میگفت مریضه کونه
ماهی پنجاه شصت تومن خرج کون کردن میکنه
به همه هم پول میده که منتی سرش نمونه
ولی من انقدر خوشگلم نمیتونه مقاومت کنه
کیرش پونزده سانت بود و کله قارچی
بدنش هیری و پشمالو بود
وقتی تو ماشین مشروب میخورد
دیگه عقلش میرفت تو شورتش
ممکن بود تو یه شب چهار تا پنج ست مختلف لباس سکسی براش بپوشم
اونم تو همون وولوو سفید جلو خودش
اما خب مث هر بکن دیگه ای وقتی فهمید تکپر اون نیستم دیگ رابطم باهاش قط شد
(هرکی که خوب خرج میکرد ،میخواست تک پرش باشم ،ولی من نمیتونستم با یکی بمونم چون یه جنده حشری بودم و در نهایت سر همین کات میکردیم)
روال همین بود
مردای پولدار پول خوب و بعد کات
اما خب روزگار بالا پایین داره
بالاخره باید بار بندیل خودمو درست میبستم
با اینکه
پول طلا خونه ماشین لباسای لاکچری
تفریحات لاکچری داشتم و تجربه کرده بودم
اما برام کم بود
بیشتر این شهوت کار رو خراب میکرد
واقعا نیازی نداشتم که با هر کسی سکس کنم
اما یه موقع یه جاهایی میرفتم که امکان سالم برگشتنم خیلی کم بود
یبار طرف سرچشمه تو محله بهارستان
رفتم خونه یه مرده کرد به اسم حسین که اونجا تولیدی کیف داشت
خونه و امکانات خیلی پایین تو یه محله تخمی
ولی بالای ده بار باهاش سکس کردم
حتی یبار شب جمعه رفتم پیشش
که دوتا از رفیقاش و پسر عموش که اسمش رحیم بود مهمانش بودن
تو یه اتاق بیس متری
به چهار تا کرد لات زیر پتو کون دادم و فرداش نفری سه میلیون گرفتم
خفن ترینشون همون پسر عموش رحیم بود
که بعدا بار ها بهش دادم اما دیگ هیچ پولی نمیگرفتم ازش
جوری میکرد که معتاد کیرش شده بودم
جوری که حسین میکفت من میخوام بکنم پول میگیری ولی به رحمان مفتی میدی خیلی نامردی
رحمان یه مرد هیکلی قد بلند موی بور چشم ابی اما با صورت مردونه و جا افتاده بود
یه کیر کلفت و حشی که وقتی میکرد فقط خودش و کیرش براش مهم بودن نه چیز دیگه
اما شاید سوال پیش بیاد براتون و بگید چرا باید یکی انقدربرا کون خرج کنه؟
باید بگم
یک چون من خیلی خوشگل و خوش بدن هستم و از شانس خوبم با معیار های زیبایی داخل ایران کاملا همخوانی دارم
دوم همیشه همین مدل مردا که مجرد و دست به کیر هستن آماده گذاشتن صد خودشون هستن
مخصوصا اگه ببینن خوشگلی و نکنه جالب اینه نود درصد مردا بین یه پسر خوشگل و خفن و یه زن اون پسره رو انتخاب میکنن چون میدونن میتونن هرجور خواستن از اون پسر استفاده کنن
اما خب نکنه بد ماجرا اینه هرچقدر هم خوشگل و سکسی باشی بالاخره تکراری میشی اون موقع دیگ یا پول کمتری میدن یا کلا رابطه کات میشه
مگر اینکه روت فاز رابطه احساسی ببندن
یادمه وقتی بیست سالم بود از طریق اینستا
با مظلوم نمایی مخ یه خواننده مجالس ختم طرفای شهر الیگودرز رو زدم
طرف سیس مذهبی طور داشت ریش بلند چهره مردونه انگشتر عقیق و سیس مذهبی
طبق گفته خودش یه خونه سه طبقه داشت
یه طبقه مادرش یه طبقه خودش یه طبقه مستاجر که یه زن و شوهر بودن
سه روز خونش بودم
اسمش بهمن بود
به بهانه اینکه مسافر هستم و الکی گفتم من ترنسم ((ترنس نیستم اینطوری گفتم که نخ داده باشم))
جا ندارم و مهمانم و اگه میشه بیام پیش شما چون میترسم هر جایی برم چهره و شخصیت شما خیلی مقبول و ادم حسابی هست
از قدیم هم گفتن لرا مهمان نوازن
اگر هزینه ای باشه هم پرداخت میکنم
خلاصه بعد یکم خارکصه بازی مخ طرفو زدم و اونم دعوتم کرد که برم خونش
اینم بگم همین ادم بزرگ ترین کیر رو در کل دوران کونی بودنم بهم نشون داد!
وقتی پیشش رفتم و منو از نزدیک دید دستپاچه شده بود
حقیقتا ازم مهمانوازی خوبی هم کرد دمشگرم
وقتی برام شام اورد بهش گفتم قلیون نداری
گفت چرا یه دو سیب دارم اهلش هشتی؟
منم با یه چشمک نخ رو دادم
تا بره و بیاد لباسا رو کندم و یه شلوارک جذب لی و جوراب بلند سفید با به کراپ اسپرت سفید تن کردم
کونم تو اون حجم شلوارک داشت میترکید
تنها چیزی که کم داشتم یکم برق لب و یه عطر سکسی بود که اونم زدم
وقتی با قلیون برگشت و منو دید خشکش زده بود
تا قلیون رو چاق کرد دهنش سرویس شد بنده خدا روش نمیشد حرف بزنه و نمیدونست چطور شروع کنه
بالاخره سر صحبت رو باز کرد و گفت
شما چرا اومدی اینجا؟ تو این شهر غریب چیکار داشتی؟
منم با پرویی گفتم هیچ
تفریح
اومدم برا تفریح!
اونم گفت چه تفریحی
گفتم طبیعت گردی و معاشرت
یه عمو خوبم که مث شما پیدا کردم
مگه بد کاری کردم؟
اونم گفت نه والا قدمت سر چشم فقط خیلی خوشگلی اینورا مث تو نیست یه موقع اذیتت میکنن
منم یه آه کشیدم و گفتم عمو بهمن دیگه کار از اذیت گذشته
اونم گفت چطور؟
منم صاف تو چشماش نگاه کردم و گفتم
راننده اوتوبوس و شاگردش امروز نفس برام نزاشتن!
که یهو گفت چی شده؟ اذیتت کردن؟؟؟
گفتم والا چی بگم
رفتم پشت ماشین بخوابم آخر مسیر که رسیدیم دیدم دوتایی اومدن سر وقتم التماس و اسرار که بزار حال کنیم
اونم که داشت دیوونه میشد گفت تو چیکار کردی؟
گفتم چیکار میکردم عمو؟؟
لخت شدم براشون اونا هم ازم استفاده کردن!
یهو سیخ نشست گفت ینی کردن تو باسنت(هر موقع یاد این ادبش میوفتم خندم میگیره)
منم یهو بلند شدم شورتک جین رو دادم پایین
لای کون سفید و تپلم رو باز کردم و سوراخ صورتیم رو نشونش دادم و با وقاحت تمام گفتم اره والا
یه ساعت زیرشون عرق ریختم عمو
ببین چه بلایی سر سوراخ صورتیم آوردن!!!
با این کارم دیگ تحمل نکرد
چنان رفت تو سوراخم و لیسش میزد که زبونم بند اومد
حسابی که خورد و چک سکسی زد
گفت آماده ای بترسی کونی؟!
هم بابت لفظ کونی تعجب کردم چون قبلش خیلی موادب بود
هم بابت حرفش به حشرم اضافه
اما وقتی اون شلوار شیرازی رو کشید پایین دیدم ای دل غافل
این که کیر نیست! دسته بیله
یه مار کلفت و سیاه و سر بالا با یه جفت تخم اندازه انار یزد! متر نداشتم ولی راحت ۲۵ سانت کیر داشت
واقعا گرخیده بودم!
اما دیگ چاره نبود
باید میدادم
همون حالتو شروع کردم خوردن کیرش که یهو دیدم نه بابا! این آقا که تا الان فکر میکردم چه سر به زیره اصلا رحم نداره!!
جوری حرفه ای و تیز سرمو داد پایین که تو یه لحظه لبام خورد به بالای خایه هاش و کیرش تا عمق حلق و گردنم رفت
به خودم اومدم دیدم دارم خفه میشم اما همون لحظه که اومدم دست و پا بزنم فهمیدم تمام آبش رو ریخت ته ته گلوم
فقط یه کونی میدونه که چطور از شدت خفگی تا دم مرگ رفتم
و همون لحظه که داشتم از شدت خفگی بی حال میشدم کیرشو کشید بیرون و بالاخره تونستم یه نفسی تازه کنم
بلند شد و از بالا در حال نگاه کردن به من بود
جوری نفس نفس میزد انگار اون کیر تو دهنش بود
چند لحظه بعد بلندم کرد و دوتایی رفتیم طرف حمام
کامل که لخت شد بدنش رو دیدم نه چاق بود نه لاغر یه بدن معمولی ولی پشمالو داشت
اما درازی کیر و بزرگی تخماش عجیب تو چشم بود
یه لحظه چشمش خورد به چیستیتی که بسه بودم به دولم
با تعجب گفت این چیه؟ قلاده بستی به کیرت کونی؟
«حقیقتا من تقریبا پنج ساله بی وقفه چیستیتی میبندم اونم به چند دلیل
اول اینکه به چشم مردا و بکن ها بیام چون نود درصدشون گی نیستن صرفا با بچه خوشگلا خودشونو تخلیه میکنن و وقتی کیرتو لای پات نمیبینن احساس راحتی بیشتری میکنن
دوم من خیلی حشری ام اگه چیستیتی رو باز کنم دائم جق میزنم و جق زدن برابره با ضعیف شدن قوت بدنیم و البته خوابیدن الکی حشریت همین باعث میشه حین جندگی خوب خدمت نکنم اما با چسیتیتی هم حشری ترم هم موقع دادن جوری برخورد میکنم که با کیره توی سوراخم ارضا بشم»
وقتی براش توضیح دادم که این چیه و چرا بستم دوباره کیرش بلند شد و میخواست درجا بکنه تو کونم اما خب نبودن کاندوم رو یا آوری کردم(خیلی سال بی کاندوم نمیدم)
اولش مقاومت کرد اما وقتی دید بی کاندوم نمیدم آوردم بیرون بعد خشک کردن بدنمون توی رخت خوابی که پهن کرده بود حسابی سوراخم لیسید
بعدش کاندومی که خودم بهش داده بودم رو کشید رو کیرش و بعد کلی ور رفتن کیرشو کرد تو کونم
از یه جا به بعد دیگ دهنم باز مونده بود و آه و اوهم به آخ و اوخ تبدیل شد
جوری که در گوشم میگفت جوووون
کونی
عجب جنده ای هستی همشو جا دادی
زنا هم تاحالا نتونسته بود تا خایه جا بدنش
باورتون نمیشه ولی فقط سه چهار تا تلمبه لازم بود که ابم بریزه رو تشک
انقدر بی حال شدم ،جوری سوراخم سفت شد که شنیدم گفت چته کصکش
چرا کونتو سفت کردی لاشی
و بی رحم تلمبه میزد جوری که فقط میخواستم از زیرش فرار کنم و تند تند میگفتم غلط کردم
اونم در جواب میگفت اون زمانی که تصمیم گرفتی ترنس بشی و بیایی زیر کیر لر باید به این چیزا فکر میکردی
و همینطور محکم منو میگایید
چند دقیقه بعد وقتی آبش اومد و آروم شد کیرشو کشید بیرون
زیر دلم خیلی درد گرفته بود
به زور خودمو رسوندم به دسشویی و سوراخمو با آب گرم شستم و اومدم بیرون
بازم رفتیم سراغ قلیون و سیگار و تنقلاتی که برا خوردن آورده بود
اون شب تا صب یک بار دیگ منو کرد که بازم خیلی سریع ابم اومد
ولی خب بزرگی کیرش باعث شده بود منی که چیزای مختلف تجربه کردم ازش بترسم اما خب سه روز اونجا بودم
بدش نباشه بهترین پذیرایی رو ازم کرد
از شب دوم عرق اورد اونم چه عرقی
و کلی حال کردیم حتی روز سوم شوهر طبقه بالایی که رفیقش میشد رو به خواسته من اورد و یه گروپ سکس نابی کردیم که وسطاش به غلط کردن افتادم ولی مگ مردای لر وقتی کیرشون راست میشه بی خیال میشن؟؟؟
رفیقش هم اسمش حامد بود
وقتی کیر بهمن رو دید گفت تو دیگ خیلی کونی هستی
اخه چطور بهش کون میدی
دست آخر فرداش هم صب زود با اوتوبوس برگشتم خونمون اینم بگم این سفر برا دل خودم بود نه برا پول و چند دفعه دیگه هم پیشش رفتم و البته قصد دارم برا عید هم برم
داستان های زیادی برا تعریف از پسر بچه خوشگلی که مسیر جندگی رو انتخاب کرد دارم
و اگه لایک ها به ده تا برسه پارت بعدی رو مینویسم
که چطور یه قرارداد رسمی جندگی رو با چند عمو مهربون امضا کردم
اگرم سوالی بود بپرسید تو پارت بعد جواب میدم
نوشته: پسرکِ جنده
7 پاسخ به “چگونه یک پسر جنده شدم”
فتبارک الله کونی
فتبارک الله کونی
اووووم منم خیلی دوووس دا ررم بیزززی شم تجرربش کتم
boy 1234 خوشششش ب حالت ارزومه جا تو زندگی کنم مخصوصا ارزومه به لر جماعت کون بدم وای میخوامممم
بنظرم عده زیادی که در شرایط تو هستند و یا مجبورند کار تو رو انجام بدهند، نصیحتت برای بهتر شدن کارشون چی هست؟ اگر یه نفر بخواد مثل تو باشه ولی شرایط بهتری داشته باشه چی بهش میگی؟
اومدی الیگودرز خبری ام به من بده
منم کونی هستم ولی اندازه تو پولی ندادم هیچ وقت تحمل کیر کلفت واقعا سخته وزود ابت را میاره بکن خوب داشتی بهم بگو منم حال کنم