سلام به اهل شهوت
هر کی دشنام دهد به خودش برگردد.
آنکه علاقه یی به سکس با خواهرزنش نداره پس چرا داستان هایی که به سکس با خواهرزن مربوط است میخواند؟
از وقتی که خواهرزنم شد، خیلی علاقه ی خاصی برایش پیدا کردم. قد بلند، سینه های نسبتا کوچک برابر با یک لقمه، قنشگ و قابل گاییدن.
از وقتی که خواهر زنم شد، خیلی دلم میخواست بکنم اش ولی ترس داشتم.
یک روزی که در خانه تنها بودم و زنم رفته بود وظیفه، دروازه تک تک شد، دیدم خوهرزنم هست. اگر کوس اش نباریده بود و هوای سکس نداشت چی میکرد؟
از خواهرزنم بگم نامزد بود وشوهر اش در خارج، دروازه تک تک شد، دیدم خودش هست، تعارف کردم بیاید خانه و آمد، از خواهر اش پرسید گفتم اش در تماس نیستی؟ گفت هستم باز هم پرسیدم.
فهمیدم دل اش سکس میخواهد. یک کیر سخت. کیر که هم برایش مصون باشد و خم دل وش یخ کند.
آمد داخل و نشست در پذیرایی. چای یا آب میوه تعارف کردم گفت آب میوه بهتره.
برایش آب میوه ریختم در گیلاس، دادم. بعد از نوشیدن یک آهی کشید. آهی که فقط برای یخ ساختن بکار میره. نشستم نزدیک اش، فحش داد که چی میکنم. گفتم نترس. چیزی که میخواهی میکنم.
کم کم نزدیک اش شدم و دست بردم به بین ران هایش. اول مقاومت کرد و بعد رام شد. آهسته آهسته لب بر لب اش قفل کردم و همراهی میکرد. آنقدر خوردم که خودش گفت بس است. گفتم پس چی کنم؟
گفت سینه هایش را بخورم. تاپ اش را دادم پایین، دو عدد سینه های کوچیک که برابر با اندازه دهن است بیرون پرید. اول از نوک اش شروع کردم کم کم آنقدر داغ شد که خودش گفت بس است کیر میخواهم.
گفتم در اختیار ات. دست انداخت و کیر ام را گفت و تف انداخت و شروع کرد به خوردن. آنقدر خورد که یک مرتبه آب ام ریخت دهن اش. گفتم ن بت منه. کوس اش را لچ کدم. یک ماه کامل پیش رویم. دهن پیش کردم چنان خوردم که چیغ اش زده بود بالا. کنی لرزید و گفت آرام شد. گفتم من نشده ام. کم کم کله کیر ام را بردم دم کوس اش. شروع کردم به مالیدن سر کیر ام در لب کوس اش. چیزی میزد که آتیش گرفتم بکن داخل.
گفتم دختر هستی. گفت فدایت یک کوس بکن که آتیش گرفتم.
آهسته آهسته فشار دادم. خودش از کمر ام گرفت و ناگهان کشید و کیر ام تا ته رفت کوش اس را پر کرد. دیدم خون میآید. گفتم چی کردی؟
گفت دنبال حرف نگرد و بزن کوس ام را جز بده.
گرمی کوس اش آنقدر حشری ام کرده بود که شروع کردم با تلمبه. آنقدر زدم که طاب ام آمد و او هم چیغ اش بالا شد و راحت شد. گفتم چی کردی؟
گفت چی میکردم؟ شوهر ام خارج و همیشه پشت تیلفون خودم را به مشکل خلاص میکنم. تو هم بیگانه نیستی که کوس ام بیگانه شده باشد.
بعد از آن هر زمانی که شرایط برابر شد از کوس میکنم اش. هم او خوش و هم من.
روزی دلم هوای کون تنگ اش کرد. ولی حاضر نشد و گفت. بدبخت کوس پیش کیر ات دنبال کون چی میگردی؟ گفتم دلم شده.
گفت در زمان خودش به آن هم خواهی رسید. تشویش نکن. وعده داد هر زمانی دلش اش از کون شد خودش خواهد گفت
نوشته: خواهر زنم چطور کوس داد
5 پاسخ به “من و خواهرزنم ژیلا”
با این نوشتنت تن فردوسی را در قبر به لرزه در آوردی . ابله . اکیدنه ، اورنی تورنگ .
با این نوشتنت تن فردوسی را در قبر به لرزه در آوردی . ابله . اکیدنه ، اورنی تورنگ .
تشویش نکن ؟؟؟ زنم رفته وظیفه ؟؟؟ نکنه اففانی هستی ؟؟؟ نمردیم افغانی هم اومد داستان نوشت
ای کیر ناصرالدین شاه در ماتحتت با این کتابتی که داشتی!!
مردک افغانی چرت نگو