داستان و مطالعه

دختر عمو ۲۶ ساله من ۱۹ ساله

پنجشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۴ 3 دقیقه مطالعه
سلام به همه ۱۹ سالم بود که عاشق دختر عموم بودم که۷ سال از من بزرگتر بود ما اصفهان زندگی میکردیم و اونا شهرکرد از خودم بگم اون موقع سر کار میرفتم و دستم تو جیب خودم بود باشگاه میرفتم و هیکلمم بد نبود دختر عمومم اسمش مریم بود قد بلند سفید سینهای ۸۰ تا ۸۵ ، یه روز با عموم اومدن اصفهان خونمون و بعد میخواست بره خونه دوستش چون بلد نبود با هم رفتیم رفتنه با اژانس رفتیم برگشتنه با تاکسیای گردشی سوار ی تاکسی شدیم دوتا جلو نشستیم نشست تو بغلم دستمم دور شونش شق کرده بودم حسابی رفتیم خونه و شام خوردیم و خواستیم بخوابیم که مردا رفتن تو اتاق خواب و من و مریم و مامانمم تو حال جا انداختیم خوابیدیم نصف شب دستمو بردم تو جای مریم دیدم عکس العملی نشون نمبده ملحفه شو اروم رد کردم یه تونیک و دامن پاش بود دستمو اروم مالیدم ب سینهاش دیدم ن انگار خوابه اروم یکی از انگشتامو از لای دکمهاش دادم داخل و سینشو لمس کردم وای که داغ و نرم لامسب حسرمو بیشتر کرد و دوتا دکمشو باز کردم سینشو دست مبکشیدم و اروم فشار میدادم سرمو بردم جلو بوش کردم و یه لوسش کردم و با زبونم خیسش کردم خیلی دلم میخواست نوکشو بکشم بیرون ولی میترسیدم ،
اروم اروم دستمو کردم زیر دامنش و روناشو با دستم لمس کردم کیرم حسابی شق شده بود دیگ خیلی نرم بود سینشو رفتم یبار دیگ بوس کنم همینجور که رونشو میمالیدم حس کردم نفساش تند شده یهو یه حسی بهم گفت بیداره و به روم نمیاره جرعت پیدا کردم و سوتینشو ارووووم با دوانگشت در حدی که نوکش بیاد بیرون کشیدم پایین وایییی چی میدیدم یه نوک باد کرده گرد واییییی زبونمو دادم روش و لیس زدم و اروم مک میزدمش دیگ پیش خودم گفتم این بیداره سینشو گرفتم تو دستم و مشت میکردم و میخوردمش صدای نفساشو میفهمیدم تند شده اروم از بغل کیرمو چسبوندم بهش و بالا پایین میکردم کیرم و میمالیدم ب رونش و سینهاشو مشت کرده بودم و میمالیدم ک یهو حس کردم دارم ارضا میشم دستمو گرفتم جلو کیرم و ابمو ریختم تو دستم وایییی عالی بود سینهاشو یکم دیگ خوردم ودادم جاش و دکمشو بستم و ملحفه شو کشیدم روش و یه بوس از لپش کردم اصلا تکون نخورد پاشدم رفتم خودمو شستم و اومدم خوابیدم صبح که بیدارشدم رفته بودن دیگه ندیدمش تا تو عروسیم البته اونم یه بچه داره امیدوارم خوشتون اومده باشه بای

نوشته: علی

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارپنجشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه3 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید10,867

دیدگاه‌ها (8)

  1. Soren98

    چه جقی هستیکاری که باخودت انجام دادنباز گو نکن

  2. captanblak

    کوس مادرت

  3. Shimaa80

    آقا من جا داره از همین تریبون خواهش کنم از تمامی والدین عزیز که گوشی های فرزندانشون رو چک کنن تا شاید کمتر با همچین کصشرایی رو به رو بشیم، با تشکر

  4. سعید1400

    مختصرمفیدو کس شعر محضاز سال ۸۲ به بعد تاکسی در کل ایران جلو یکنفر سوار میکنن،بعدشم بچه ۵ ساله نبود که بشینه بغلت به قول خود جقیت ۲۶ سالشهخواننده رو خر فرض نکن، خر خودتی

  5. lamshirche

    لابد مریم هنوزم که هنوزه خوابه ؟

  6. jerard96

    دوستان اینو بدونید ک سوتین و میدن بالااونی ک میدن پایین شورته.فک کنم شورت عموتو دادی پایین و اشتباهی سر کیرشو مکیدی

  7. نامهربون

    این حسی که میگه بیداره بهت نمیگه ساقی رو اشتباه انتخاب کردی

  8. Hellboy212

    باشه خوشمون اومد

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی