(سلام دوستان داستان واقعیه و فقط اسم ها عوض شده)
راجب خودم بگم من اسمم امیره و ۲۳ سالمه ۱۸۰ قدمه و ورزشکارم و بدنم نسبتا بد نیست و من همیشه دوست داشتم اسلیو بودن رو تجربه کنم و همیشه به صورت نتی چه رایگان چه پولی دستورات میسترس هارو انجام میدادم
همیشه میخواستم حضوری سشن برم و تو چند تا کانال دیدم میسترس از شهرمون هست ولی چون شهر کوچیکه از اینکه آشنا باشن میترسیدم و کاری نمیکردم
راجب ارباب سارا بگم که یکی از دوستای من بود که ۱۹ سالشه و همیشه احساس میکردم یه ذره از من خوشش میاد ولی من هیچوقت ابراز علاقه بهش نکردم چون اصلا قیافه خوبی نداره ولی بدنش به شدت فوق العاده است و یه ورزشکار حرفه ایه و حس من از وقتی بهشون شروع شد که یه بار تونستم پاهاشو ببینم و بر خلاف انتظارم پای به شدت قشنگ و خوبی داشت از اونموقع به بعد دوست داشتم زیر پاش باشم و رو صورتم بشینه و… ولی چون هم آشنا بود هم ازم کوچیک تر بود هیچ حرکتی نمیزدم تا اینکه یه بار باهم بیرون بودیم و دلو زدم به دریا گفتم بزار با بازی قانعش کنم
سر یه موضوعی که میدونستم دارم اشتباه میکنم باهاش شرط بستم و وقتی که گفت اگه برنده بشه بهش چی میدم گفتم برای چند ساعت هر چی تو بگی گوش میکنم و انجام میدم
و از این موضوع خیلی خوشحال شد و شرط رو برد داشت فکر میکرد که چی بهم بگه
همونجا بهش با یه حالت بزرگترانه گفتم ببین دیگه بچه نیستی پس مثل بچه ها بهم نگو مثلا منو برسون اینجا یه اینجوری صدام کن(اینم بگم که نقطه ضعفش اینه چون خیلی دوست داره همه آدم بزرگ حسابش کنن)بعد بهش گفتم من قبلا چنین شرطی رو باختم و به صورت بزرگونه بهم دستور دادن
وقتی که ازم پرسید بزرگونش چطوریه گفتم اون دیگه اینجا نمیشه و باید تو خونه انجام بشه چون اکثر دخترا تو این مواقع میخوان میسترس بشن و اگه بخوای میتونی یه بار بیای خونمون و بهت یاد بدم(اینم بگم که قبلا برای وقت گذروندن اکیپی چند باری خونمون اومده و اولین بارش نیست برای همین گارد نگرفت)ازم پرسید که میسترس چیه و فیلم بازی کردم و الکی گفتم عه نمیدونی؟من همیشه تو رو به چشم یه زن قوی و به اصطلاح ارباب میدیدم فکر میکردم خودتم اونجوری هستی اگه نمیدونی میسترس چیه که ولش کن
هی بهم گفت خب بگو چی به چیه و من به نحوی پیچوندمش که اینا هم بخشی از برنامم بود
سه روز بعد که هیچ خبری ازش نداشتم بهم زنگ زد و گفت یکم تو اینترنت راجب میسترس سرچ کرده و خوشش اومده ولی دقیق یه چیزایی رو نفهمیده اگه میشه بیاد خونمون و سوالاشو بپرسه و من چیزی که میدونم رو بهش یاد بدمو من هم با کله قبول کردم
دو روز بعدش خونمون خالی بود و بهش زنگ زدم و موضوع رو خیلی بی اهمیت جلوه دادم و گفتم اگه میخوای بیا و گفت باشه
وقتی که رسید خونمون و اومد تو رفتیم که رو مبل بشینیم و یهو بهم گفت چیکار میکنی؟تو که کنار اربابت نمیتونی بشینی باید رو زمین باشی (و اینجا من فهمیدم قشنگ سرچ کرده و چند تا فیلم هم مثل اینکه دیده)گفتم چشم بعد ازم چند تا اصطلاح و تعریف پرسید و منم بهش جواب دادمبعد ازم پرسید که گفتی قبلا اینو انجام دادی بگو چطوری بود و چطور شروع کردی که بهش گفتم چون اونم همینجوری شرط بود بعد انجامش دیگه هیچ حرفی راجبش زده نشد و جفتمون برگشتیم به روال قبل و شروعش اینجوری بود که من نقش سگ رو داشتم و بهم گفت لباساتو دربیار و بعد شروع کردم پاشو بوس کردن و این چیزا که یهو بهم کفت پس منتظر چی ای؟مگه شرطو نباختی گفتی هر چی من بگم پس لباساتو در بیار دیگه من که انگار دنیا رو بهم داده بودن شروع کردم لباسام رو در اوردن که فقط شرتم موند و دو دل بودم که جلوی دوستم دربیارمش یا نه که پرسیدم و گفتم اگر شما دستور بدید درش میارم ارباب که گفت نه نمیخواد حالا شروع کن از رو جوراب پامو بوس کن و من شروع کردم
پاش بو نمیداد با اینکه جوراب سفیدش رنگ داده بود ولی معلوم بود که تمیزه هی شروع کردم بوس کردن و اون وسطا خیس کردن جوراب که گفت بسه جورابمو در بیار پامو بو کن و من شروع کردم بو کردن بعد بوسیدن مدام لحظه شماری میکردم که انگشتاشو بکنم تو دهنم که دیدم هی به کیر شق شده من نگاه میکنه هی خجالت میکشه روشو بر میگردونه هی دوباره نگاه میکنه همونجوری که داشتم پاشو بوس میکردم سعی میکردم یه جوری تو چشم باشه که ببینه بعد بهم گفت لیس بزن میخوام ببینم چطوری لیس میزنی که واقعا داشتم تو بهشت سیر میکردم مدام پاشو میلیسیدم کف پاشو روی پاشو انگشتاشو میکردم تو دهنم و ساک میزدم زیر ناخناشو لیس میزدم بین انگشتاشو لیس میزدم کل پاشو میکردم تو دهنم پاشنه پاشو میکردم تو دهنم و بعد رفتم سراغ پای بعدی همینجور که میلیسیدم دوتا انگشت شصت رو گذاشتم تو دهنم و ساک میزدم که خندید و گفت واقعا پتانسیل سگ بودن رو داری
که براش پارس کردم و یهو دست کشید رو موهام و مثل سگ ناز کرد و گفت انگار که واقعا سگمی بعد در کمال تعجبم گفت سگ باید لخت باشه کامل لخت شو که من بهش نگاه کردم گفتم سارا مطمئنی؟که گفت عجب سگ خری هستی باید بگی ارباب سارا و من از این اقتدار جا خوردم و لخت شدم و کیرم کامل شق بود که یهو با پاش شروع کرد بازی کردن با کیرم و من خیلی حشری شدم که همزمان اون یکی پاش رو با ولع لیس میزدم که یهو از رو مبل بلند شد و گفت من راه میرم و تو باید هی موقع راه رفتن پامو لیس بزنی و من افتادم دنبالشون و هی سعی میکردم یه لیس درست بزنم ولی انگار خودش نمیزاشت بعد همونطور ایستاده پنجه پاشو اورد بالا و من همه انگشتاشو لیس زدم که یهو دیدم داره لگشو در میاره و من ترسیدم نکنه یه وقت بخواد بکنمش و چون من خودشو و خانوادش و میشناختم و اصلا بهش نگاه جنسی اینجوری نداشتم اصلا از این کار خوشم نمیومد که بهش گفتم سارا نکن که در کمال تعجبم یدونه زد تو سرم و گفت عجب خری هستیا ارباب سارا باید بگی هنوز چند ساعتمون تموم نشده سری بعد تنبیهت میکنم که من گفتم چشم ارباب و لگشو دراورد و با یه شرت ایستاده بود جلوم که گفت لیس میزنی میای تا زانوهام و من همین کارو کردم بعد بهم گفت دراز بکش زمین که من تعجب کردم از این دستورش و یهو دیدم که میخواد بشینه رو صورتم و به شدت ذوق کردم و همونجور منتظر شدم که بشینه بهم کفت چشاتو ببند که من چشامو بستم و شرتشو دراورد و نشست رو صورتم و خیلی بوی بدی میداد و داشتم خفه میشدم ولی چون حشرم زده بود بالا زبونمو دراوردم و سوراخشو لیس زدم که یه زره رفت بالا و معلوم بود سورپرایز شده همونطور که کونشو لیس میزدم با پاهاش با کیرم ور میرفت که من نتونستم جلوی خودمو بگیرم و آبم اومد که یهو پاشد و حالش بد شد چون یه ذرش ریخت رو پاش بهم گفت تمیزش کن دستمال ورداشتم و پاکش کردم بعد سریع بدون اینکه بزاره من کسشو ببینم شرت و لگشو پوشید و گفت به نظرم بسه و ازم قول گرفت که صداشو در نیارم
بعد از اون کمتر همدیگه رو دیدیم و هیچکدوم به روی خودمون نیاوردیم ولی من خیلی دلم تنگ شده و میخوام دوباره بکشونمش اینجا و دوباره پاهاشو بلیسم اگر موفق به این کار شدم حتما داستانشو براتون میزارم
نوشته: Mj1818
4 پاسخ به “بردگی برای ارباب سارا”
Bill and God
Bill and God
سگ بگاد تورو فکر کنم بیشتر خوشت بیاد. کم کسشعر بنویسید. حیف تایم که صرف خوندن کسشعرای کونیایی مثل تو بشه
کوونی عاشق تحقیر جالب بود