نازیلای بی رحم ارباب واقعی (۱)

سلام دوستان اسم من امیر هست و الان 31 سالمه و داستانی که مخوام براتون بگم برا حدود 8 سال پیشه و امیدوارم بتونم داستان رو خوب براتون روایت کنم تا لذت ببرید

از زمان نوجوانی وقتی که 15.16 سالم بود کم کم حس های جنسی داشت بوجود میومد کم کم وقتی تو خیابون یا تو اینترنت به دخترا نگاه میکردم یه حس خاصی داشتم یه حس خاص عشق و محبت شدید. برخلاف خیلی پسرا که بیشتر فکر شلو بازی و سکس و اینجور کارا بودن من درونم فقط یه حس عشق و دوس داشتن و خدمت بود .خیلی دوس داشتم ینفر داشته باشم بهم محبت کنیم عشق بورزیم کنار هم باشیم و من جونمو براش بدم البته که کنارش تمایلات جنسی و حسی هم داشتم .

کم کم یک سری حس و حال ها برام بوجود اومد یکیش علاقه عجیب و غریب به پا بود وقتی تو خیابون دختری یا زنی رو میدیدم یهو نگاهم میرفت سمت پاهاش و میخکوب پاها میشدم نه تنها پاهاش بلکه جوراب ها و کفش ها هم منو شدیدا تحریک میکرد … برا همین تو اینترنت میرفتم و دنبال عکس و سایتای سکسی بودم که محتوای پای دخترا رو داشته باشه …مثلا تو فیلمای سکسی بیشتر رو پا و کفشای پاشنه بلند دخترا زوم میشدم …خلاصه کم کم یه فیلما و سایتایی پیدا کردم که این عناوین داشتن اون زمان تو 16 سالگی اینارو بلد نبودم چون هم سنم کم بود و هم 15سال پیش اینترنتی مثل الان و اینیستا و اینا نبود که بخوام اینارو مثل جونای نسل الان بشناسم…

خلاصه همون فیلما که الان میدونم فوت فتیش هست رو باز مکردم و میدیدم و تو این فیلما یه چیز خاصی نظرمو جلب کرد بعضی فیلما دختر پاشو دراز مکرد و اون پسر یا حتی دختر مجبور بود پاهای اون زنو تمیز کنه و دستور میگرفت و حتی مگفت پامو تا حلقت بکن تو و خودتو مثلا خفه کن و من با دیدن این فیلما عجیب و غریب تحریک میشدم یا موقع انجام اینکار فیلمایی بود که پای کثیف و حتی کفش کثیف و گلی رو میدادن ت اون طرف لیس بزنه و تمیز کنه

چقدر خوشم میومد از این کارا یا بو کردن کفش و جوراب و …

بعد یه فیلمی بود توش یه زن که لباس چرمی پوشیده بود و کفش پاشنه بلند دو تا دختر اورد و هر بلایی بگی سرشون اورد

از لیسوندن کف کفش و ف پاهاش و شلاق زدن و تف کردن و گیره زدن رو سینه ها و دستبند زدن و فوش دادن و تحقیر و لگد زدن و…

وای خدا چقدر از دیدن این فیلم من لذت بینهایتی بردم …اب دهنم باز شه بود اون رمان نمیدونستم که حس من چیه و چرا این فیلما و رفتارارو دوس دارم ولی بعدا فهمیدم من یه برده و اسلیو هستم .

خلاصه کم کم یه سری رفتارا تو من شروع شد از اینکه جوراب پیدا کنم و بو کنم توی کفش هارو بو مکردم .خودم خودمو با کمر شلاق میزدم رو سر سینه هام گیره میزدم …حتی تو فیلما ارباب ها برده هاشونو میکردن از کون و قشنگ جر میدادن .که منم حتی از دادن هم خوشم اومده بود و کم کم بعد یه مدت شروع کردم به انگشت کردن خودم و یه سری چیزا مکردم تو خودم

ولی ابزار مناسب مثل ژل و دیلدو نبود و زیاد لذت بخش نبود

خلاصه چند سالی گذشت و روزا میگذشت تو این بین با 2.3تا دخترم در حد معمولی دوست شدم و قهر کردیم و به جایی نرسید …من رسیدم به 23 سالگی و خیلی تنها بودم دنبال ارباب برا حسم و … ولی نمیتونستم پیدا کنم تو پیجای دوست یابی ارباب و بردگی مگشتم به چت رو ما میرفتم ولی دریغ از کسی …یعنی یا طرف شهر دیگه بود یا کلا سر کاری بود یا طرف سو استفاده گر بود …مثلا مگفت 100هزار تومن برام بریز من عکس پامو بدم یا جوراب بودارمو برات بفرستم

و همه اینا مثل یه رویا شده بود برام و میگفتم کاش من عادی بودم کاش این حسارو نداشتم اخه این چه حس و حالیه من دارم

تا اینکه یروز رفته بودم تو یه چت روم و اغلب اسممو میزاشتم پسر خوب …پسر مودب …یا برده خوب .البته برده خوب هی بن مکردن اسمشو …خلاصه یروز که رفته بودم تو چت روم و داشتم اسم دخترارو میدیدم و هی پیام میدادم به یه ایدی برخورد کردم …دختر بسکتبالیست …یه چیزی بگم من از همون نوجووانی عجیب غریب عاشق دختر قد بلند بودم .

وقتی این ایدی رو دیدم زود صفحه پیامشو باز کردم و بهش پیام دادم سلام خوبین ؟ مزاحمتون شدم …هستین بانو؟

میشه هم بانو میفرستادم تا خوششون بیاد .

جوابی نیومد تا اینکه 10 دقیقه بعد صفحه پیام باز شد و دیدم نوشته …سلام و جلوش علامت ؟

زود دستپاچه نوشتم سلام ممنون جواب دادین خوبین؟ میشه صحبت کنیم ؟

نوشت در چه موردی ؟

گفتم والا من سمتونو دیدم ذوق زده شدم و بی اختیار پیام دادم چون نوشتین بسکتبالیست

نوشت =اهان قدت بلنده یعنی ؟

گفتم نه بابا من قدم 177 تقریبا ولی قد بلند دوس دارم

نوشت =دلیل؟

گفتم =والا نمیدونم یه حسیه دارم خوشم میاد .میشه قدتونو بدونم ؟

گفت=من 182 قدمه

گفتم=واوووو.چقدر عالی بخاطر بسکتباله ؟

اره تاثیر داره البته من بسکتبالیست حرفه ای نیستما همینجوری نوشتم تو دانشگاه بخاطر قدم بعضا بازی مکردم همین .

راستی ببینم این اسم که گذاشتی منو باعث شد جوابت بدم پسر برده یعنی چی؟

گفتم=خوب اونم یه حسه دیگه همونجور که من قد بلند دوس دارم .حس و حالای برده بودنم دارم .

گفت=برده بودن یعنی چی؟

گفتم= خوب برده بودن یعنی در خدمت طرفت باشی براش همه کار بکنی دیگه

گفت= مگه داریم همچین پسری که کلا در خدمت دختری باشه و بخاطر خودش بیاد طرف دختر .ماشالله همه پسرا دنبال سکس و روابط بد هستن .

گفتم=گفتم اره درسته ولی همرو نمیشه تو یه جا گذاشت من اونجور نیستم من واقعا این حس عشق و خدمت و دوس داشتن همیشه داشتم ولی دریغ از کسی که بشه باهاش بود

گفت=یه سوالی میپرسم تو الان اومدی چت روم دنبال دختر و رابطه مگردی واقعا ؟از چت روم؟ اونم حس بردگی ؟

گفتم=خوب اره چکار کنم برم خیابون بیوفتم دنبال دخترا ؟ از این کار متنفرم .واقعا تنهام چکار کنم

گفت = خوب ایشالله پیدا مکنی ولی زیاد به مجازی دل نبند نه طرفو دیدی و میشناسی سر کاری هم زیاد پیش میاد اینجها

گفتم = شما چی شما هم اینجایی دیگه چه فرقی مکنه

گفت= اره ولی من هرازگاهی میام برا تفریح و وقت گذرونی ولی نه برا پیدا کردن نیمه گمشده خودم .

راستی یه چیزی هم بگم نمیدونم حس بردگیت چطوره و یا الکی نوشتی ولی بدون اینو که مراقب گرگا باش از حست سو استفاده میکنن بدبخت میشی …اول با یکی وارد رابطه شو عاشقش کن کنارش باش بعد بگو حستو …از حست سو استفاده میکنن

گفتم= باشه مرسی ولی تنهام نه اینکه نتونم با کسی باشم ولی نمخوام دلم ارباب و حس خودمو مخواد باور کن دوس دختر داشتم ولی خوشم نمیاد دختر مقتدر دوس دارم ارباب دوس دارم …فیلمای ارباب برده نگاه مکنم کیف مکنم دخترای مقتدر …

گفت =پس فیلمم میبینی و دوس دخترم داشتی؟

گفتم= خوب اره ولی جدی نبوده به چند هفته هم نکشید الکی بود رابطه پایدار و طولانی نداشتم الانم 2 ساله تنهای تنهام

گفت =نوشت بینم اهل کجایی چند سالته درسم خوندی قد و وزنت چنده؟

گفتم =تهرانم .23 سالمه اره درسم خوندم لیسانس دارم و قدم 177تقریبا .

گفت = کنجکاو شدم ببینمت دلیلشو میگم بهت

گفتم=چی؟ واقعا؟ تو که گفتی الکی اومدی ؟کجا ببینی؟

گفت = دور برندار گفتم ببینم یعنی عکستو از اینیستا اکانت داری بفرست ببینم فقط

دوستان یه چیزی بگم .من تو خانواده مرفه و خوبی بدنیا اومدم و وضع مالیمون خوب بود و شرایط خوبی داشتیم و عکسم زیاد گذاشته بودم تو اینیستام .

خلاصه اینیستامو دادم و چند دقیقه بعد بهم از چت رم پیام داد .این واقعا خودتی؟یا الکی فرستادی؟

گفتم پیام بده خوب ؟

گفت مطمینی دیگه سر کار نزاری ؟

گفتم خواهش مکنم این چه حرفیه اخه چه سر کاری

پیام داد و جواب دادم فکر کنم شوکه شد یکم جدی تر شد …

میدونید چه حسی داشتم مثل این بود که ادم میاد تفریح جایی الکی حرف میزنه و اینا …بعد میبینه کار جدیه تغییر میده دقیقا اونجور ش یهو …

نوشت =اوکی خوشحال شدم .

میرید؟ ببخشید اسمتون نگفتید ؟ من امیر هستم کوچیکتون //

در ثانی تو اینیستاش بسته بود و پستی هم من ندیدم صفر بود ولی فکر کنم اکانتش فیک بود و با اکانت اصلی نیومده بود .

دیگه نه تو چت روم نه تو اینیست پیامی نیومد تا اینکه 4.5 روز بعد دوباره رفتم تو چت روم و دیدم دوباره با همون اسم ینفر هست …

سلام خوبید چرا رفتید یهو ؟ چرا جواب ندادید؟

گفت= قرار بود جواب بدم؟ تو که الانم اینجا دنبال ارباب برا خودت

یه لحظه دلم پر شد و چشام اشکی شد … بخدا قسم نه قسم مخورم بخاطر شما اومدم گفتم شاید اینجا باشید حتی به ینفرم پیام ندادم

گفت=خوب چی مخوای الان ؟ حرفت بگو.

بخدا من قصدم مزاحمت نیست فقط …

گفت=فقط چی دنبال اربابی؟ اصلا میدونی ارباب و بردگی یعنی چی؟یه چیز حتما انداختی تو سرت ؟برده بودن به همین راحتی ؟ برو بچه جون پی کارت الکی مزاحم منو و وقتمم هم نشو …

گفتم=اره میدونم یعنی چی …من برده ستم …برده در خدمت ارباب عاشق ارباب .همه چیزش فدای ارباب میشه …شما فکر مکنی همه دروغ میگن؟چرا؟ چرا دل میشکنی ؟

گفت=پسر کوچولو تا الان بردگی چند نفرو کردی که اینجور میگی برده هستم هستم .بردگی یعنی زندگیت به صفر ضرب میشه و باید برا ارباب نوکر دایمی بشی .چرا الکی خودتو گول میزنی تو جووونی برو جونیتو بکن

گفتم=نه من چیزی رو الکی نگفتم ثابت مکنم مگه شما چند سالته بمن میگیذ جوننی و پسر…

گفت= من سنم زیاد نیست ولی ذهنم بازه میفهمم چی میگم من 24 سالمه

گفتم=پس شما تجربه داری دیگه که میگی بردگی اینجوره؟

گفت=اولا به تو مربوط نیست دوما ارباب ازاده هر کار بکنه .نه برده…دیگم اضافی حرف نزن پیام هم نمیدی .

گفتم=چشم .باشه .میرم ولی دروغ نگفتم .منو هم دیدی شرایطمم دیدی میتونستم با دختر و اینا هم باشم ولی حس واقعی خودمو مخوام زندگی کنم .همین .خدانگهدار بخاطر احترام به حرفتون .

دیگه پیامی نبومد خیلی دلم شکست ناراحت و غمگین بودم

چند روزی رد شد پیامی نیمد رفتم تو چت روم با اسم دیگه و دیدم تو چت رومه گریم گرفت من واقعا خیلی دل نازک بودم خواستم با اسم دیگه بهش پیام بدم و نتونستم …تقریبا ده روز بد بود که دیدم از اینیستا برام پیام اومد

سلام تو چت رومی؟

گفتم= سلام.نه چه چت رومی ؟

گفت =خودتو نزن به اون راه همون چت روم که حرف زدیم

گفتم=بله ولی دیگه نمیام دلم شکسته

گفت= دل شکسته از چی از کی ؟ کدوم دختری چیزی گفته؟

گفتم=بله گفتن شما گفتی .شما از من اینیستا خواستی رفتی دیدی حرف زدی بعد گفتی بردگی فلانه بهمانه منو مسخره کردین و حس منو …

خاصه اونشب خیلی صحبت کردیم و اخرش بالاخره راضی شد منو ببینه و

اوکی فردا ساعت 6بعد از ظهر میای فلان جا منو برمیداری یه دور بزنیم ببینمت …توام البته منو ببین …اگر اوکی شد بعدش میگم چکار مکنیم

وای خدا دلم روشن شد راستی ببخشید اسمتون نگفتین

گفت=من نازیلا هستم …حالا بمتند فردا میحرفیم دیگم پیام نده فردا راس ساعت 6 .

تا فردا خواب نداشتم داشتم سکته مکردم به خودم رسیدم خودم خوشگل کردم و تا ساعت 6 ماشین بردم کارواش و تمیز کردم و ادکلن و گل خریدم و یه کادو کوچیک و رفتم …هنوز نازیلا نیومده بود داشتم از استرس سکته مکردم که یهو از اونور دیدم ینفر داره میاد …چون قدش 182 بود و گفته بود مشخص بودکاملا خودشه.

یه دختر قد بلند تقریبا یکم از لاغر پر تر مثلا نعایتا 60 کیلو میشد موهاشو دم ابی بسته بود یه مانتو و شلوار سیاه و کفش اسپورتی و …

البته دوستان اینم بگم اون زمان تقریبا وضه حجاب و اینا مثا الان ازاد نبود و یکم پوشیده تر بود نازیلا …

ولی عجب قد بلندی داشت ویه چیز جالب که من همون لحظه چشام افتاد تو پاهای نازیلا و اون پاهای بزرگ دیوانه کننده …

نازیلا رسید نشست سلام خوبی؟

سلام خوش اومدین شما خوبین …

نازیلا=خوب شد به وقتش رسیدی من یکم به وقت حساسم .خوب راه بیوفت …بزار کمرم هم ببندم .یعنی میدونی من به همه چیز حساسم .

خوب پس که گفتی برده هستی …عجیبه شما وضع مالیتونم خوب انگار با این ماشین خارجی و …تیپ و ظاهر …بهت نمیاد

گفتم=چی بگ فقط شما اومدی خوشحالم بخدا همین .

نازیلا= البته برام فرقی نداره مهم اینه درست گفته باشی و سرکاری نباشی چون برات میتونه خوب تموم نشه میدونی که

گفتم= نه بخدا قسم نه .هر چی گفتم راست گفتم .

نازیلا = یه سرشو تکون داد و به حالت عصبانیت گفت …وای وای چقدر از این پسرا من متنفرم …پسر باید در خدمت باشه

خوب ببینم پسر گفتی پس درس خوندی و فعلا کاری که نمکنی ؟ ماشالله مایه دارین دیگه و خندید…

گفتم= اره درسمو تموم کردم و فقط بعضا باشگاه میرم و همینجور دیگه نه شغل خاصی ندارم و نمیرم …

نازیلا خندید و گفت همینشم دیگه نمیری و دوباره خندید

گفتم= چی ؟ چیزی گفتین؟

گفت نه حالا بهت مگم

نازیلا = خوب پسر ببین اون چیزی که تو درمورد بردگی میدونی شاید درسته ولی رفتارایی که باید بکنی رو باید از الان یاد بگیری چون بردگی نکردی اولاش یکم سخت نمگیرم ولی بمرور سخت میشه

حدود 10 تا پله رفتاری داریم خود تعیین کردم پله پله میریم بالا پله دهم بالاترین حس بردگی و اربابی تجربه مکنی ولی ت اونجا کلی راهه

کارایی که میگم دقیق باید انجام بدی از این بع بعد شب هم میگم چون اوله

اولا بمن دست نمیزنی حتی دستم نمیدی حرفای جنسی و خاص ممنوعه … اصلا و ابدا …

وقتی میای لباس تمیز اسپرت موهای تمیز کلا تر تمیز میای .ماشینت باید تر تمیز باشع توی ماشین روی ماشین …کف پایی من تر تمیز زیرش باید پتو بندازی کفشام بعضا در میارم .همیشه ماشین بوی عطر باید بیاد …وقتی من میام بشینم تو ماشین تو باید پیاده بشی در واسم قشنگ مودبانه باز کنی من بشینم بعد تو بشینی…کفشام دراوردم قشنگ در میاری میزاری تو کیسه پشت رفتنی با احترام میدی

کلاس ورزشی بدنسازی .ایروبیک ورقص موسیقی وزبان … خونه خواهرم میرم برنامشو برات میفرستم دقیق میای دنبالم میبری برمگردی دوباره میای دنبالم .دیر نمکنی حتی یک ثانیه …

بدون اجازم جایی نمیری حتی سر کوچه …

چیزی برا خودت نمیخری …همه چیزت دست منه …هر چی لازمم شد مگم میری مخری میاری دیر کردن ممنوعه …هر چی که گفتم یادت نگه دار …

اوکی؟

گفتم= چشم .

نازیلا = از الانم چشم خالی نشنوم

چشم ارباب .عاشق واژه میسترس هستم …چشم میسترس …چشم صاحبم …

منم بهت مگم توله توله سگ حیون …

گفتم =چشم ارباب

نازیلا= خلاصه حرفام جدی بگیر خیلی جدی شبم همینارو برات میفرستم .

ببین من از اینکارا لذت میبرم برام انجام بدی اینا همشون یعنی حس بردگی و اربابی

گفتم=ببخشیدیه چیزی بگم؟

نازیلا =ببین زرنگ باش الان گفتم واژه مسترس ارباب …کو پس؟ ببین اول رابطه سعی کن دلگرم کنی منو سردم نکن توله بی ارزش

گفتم= چشم ارباب .یکم خجالت مکشم بخدا

نازیلا =درست میشه.

گفتم=شرایط مالی و تنبیه چی؟ اگر اشتباه کنم ؟

نازیلا = مالی مهم نیست اصلا هر وقت دوس داشتی …ولی چیزی بخوام باید فراهم بشه البته نترس …

تنبیه هم …دیگه این واژه اشتباه رو تکرار نکن .اگر اشتباه کنم …اشتباهی در کار نیست اولا اوایل رابطه تنبیه در کار نیست و اتمام رابطست جدی دارم مگم .یه بای میفرستم گورت گم مکنی . ولی تنبیه اگر روزی باشه ارزوی مرگ خواهی کرد پس فکر نکن تنبیه یعنی با خط کشی بزنم رو باسنت اگرم زدنی در کار باشه شاید ارزوی مرگ کنی .پس اصلا واژه اشتباه ترک کن …نمتونی اشتباه کنی .هی تکرار کن …

در مورد رفتارم هم من احساس کردم خیلی دل نازکی مهم نیستا برام ولی ارباب رفتارش خشن هست کلا اینم بدون

موقع رفتنم در باز مکنی پیاده میشی منو پیاده مکنی و بعد که رفتم میری .

شب شد و رفتیم …هستی؟

بله ارباب هستم .

وقتی پیام میدم نهایتا 5 دقیقه وقت داری جواب بدی نمیپذیرم دیرتر …

راستی یکبار دیگه میگم//فکر اشتباه از سرت بیرون کن یک در میلیون با شرایط خاص میپذیرم بقیه نه .

فکرم نکن الکی تنبیه بدنی مکنم خوشت بیاد و …شرایط فرق داره

ارباب خیلی ناز و خوشگل بود در کنارش بزرگ استخون و قد بلند دستای بزرگ و کفشای اسپورتی بزرگ فکنم سایز 43 بود.

نازیلا =شنباه 11تا1 باشگاهم بعدش 5تا 7 کلاس زبان

یکشنبه میرم کلاس ایروبیک ساعت 3 تا 5

دوشنبه دوباره کلاس زبان دارم 5تا7 و همینجور وقتارو میگفت و رد میشد همرو بنویس دیگه تکرار نمکنم …سر وقت میای ورم میداری میبری میزاری با احترام همونجور که گفتم زیر پام تر تمیز پتو حاضر همه چیز تمیز …برمگردی خونه میرسی بعد دوباره در میای برم میداری میبری …

وسطش باید برگردی خونه نمیتونی بیرون بمونی …دروغ هم که خط قرمز منه …دروغ بگی خیلی بد میشه …

چشم مسترس

فردا شنبه بود …

ادامه دارد …

نوشته: امیر برده

بازدید 3,120

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

6 پاسخ به “نازیلای بی رحم ارباب واقعی (۱)”

  1. ffgg ekhtiaran واقعا کوس و شر بود ، خب احمق اینهمه جنده پولی به یکی پول می‌دادی ، کونت می‌داشت.

  2. یک نوکر تمام عیار. یک بدبخت خاک تو سر، یکی مثل من لیاقتش همینه

  3. دو تا ایراد داری که هیچ رقمه باهاش کنار نمیام:اولی غلط املایی و دومی عدم صحبت و رابطه واقعی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...
مشکل عدم نمایش کنترلرهای پلیر ویدئو در نسخه دسکتاپ برطرف شد.