…قسمت قبل
خوب سلام دوستان بریم سراغ ادامه دستان من و اربابم نازیلا
همه چیو نوشتم نمیدونستم قراره چی بشه یه سری قوانین محکم برام گفته شده بود که قرار بود انجام بدم .حرفی از رابطه جنسی و سکس و اینجور چیزا نبود حتی دست دادن هم ممنوع شده بود .نمیدونستم شایدم امتحان میکرد منو و من منتظر رسیدن به اون لحظات رویایی بودم .
شب اخر وقت بود که ارباب پیام داد =خوب فردا بردگی تو و فصل جدید زندگیت اغاز میشه سعی کن اشتباه نکنی و کاراتو کاملا درست انجام بدی چون میزارمت کنار حالا که فرصتشو داری از دست نده .رو تک تک رفتارات حساسم همه چیز رفتنت اومدنت نوع برخورد به تمیزی حساسم .
ماشینت تمیز باید باشه .زیر پام تمیز نگه میداری ادب رعایت مکنی .سر قت میای میری هر جور که گفتم تا لیمیت هاتو ببرم بالا …
هنوز هیجان زده بودم .رفتم ماشینو برق انداختم جارو کشیدم داخلشو تمیز کردم زیر پایی رو تمیز کردم کامل یه پتو تمیز روی زیر پایی انداختم و یه نایلون هم روش کشیدم که کفشاش میزاره روش کثیف نشه چون خودش گفته بود قشنگ ادکلن گذاشتم به خودم رسیدم و منتظر فردا شدم …تا صبح خوابم نمیبرد .
صبح بیدار شدم سلام مسترس صبحتون بخیر من بیدار شدم .
ارباب= سلام توله سگ .
ساعت 10.30 ماشین برداشتم و رفتم سمت خونه ارباب رسیدم ماشین نگه داشتم پیاده شدم .چند دقیقه گذشته بود که دیدم ارباب اومدن نزدیک شدم سلام دادم ساکشو گرفتم و با احترام گفتم سلام ارباب خوبید بفرمایید درو باز کردم ارباب نشست و ساکشو گرفتم گذاشتم پشت و سوار شدم و رفتیم
ارباب = ببینم اجازه گرفتی برا راه افتادن ؟
من= ااااا ارباب بب ببخشید نه بخدا …
ارباب= خفه .گفتم نفس هم بکشی باید اجازه بگیری نهایت یه هفته اول از اشتباهات میگذرم .فکردی شوخیه سر خود نباش .
من= نه بخدا ارباب ببخشید حواسم نبود تکرار نمیشه .
همون اول راه حالمو گرفت .چقدر بد رفتار بود تو دلم مگفتم .نمیدونستم قراره چی بشه …
خلاصه رسوندمش گفتم ارباب ببخشید اینجا نگه دارم …گفت اره …نگه داشتم …میتونم پیاده شم؟ اره .
پیاده شدم ساکو برداشتم درو باز کردم ارباب پیاده شدن و ساکو دادم و وایسادم تا ارباب برن خدافظی کردم و رفتن و منم کم کم رفتم .
زود رسیدم خونه و پیام دادم ارباب عزیزم رسیدم و خونه هستم .
ارباب = اوکی پس 20 دقیقه راهه تا خونتون تقریبا .یادم میمونه .
منظورش این بود که منو که انداختی تا بیست دقیقه باید از این به بعد برسی …
یکم نشستم و تا ساعت بگذره نیم ساعت به وقت مونده بود درومدم و رفتن جلو باشگاه .از ماشین پیاده شدم زود نایلون زیر پای ارباب عوض کردم و وایسادم تا ارباب برسه .
ارباب درومدن و اومدن سلام دادم ساک گرفتم و گذاشتم صندلی پشتی درو باز کرم و ارباب نشست
رفتم درو باز کردم و نشستم
ارباب = پیاده شو بیا سمت در من باز کن
رفتم و درو باز کردم .
ارباب = بغل در اینجا چیه؟
من= جای کفشتونه خاکیه
ارباب=موقع رفتن اینجور شده دیگه درسته؟ مگه نگفتم تمیز مکنی ؟تو فکردی اونجا خاکی باشه یا برق بزنه برا من فرق داره بغله دره دیگه ولی وظیفت انجام ندادی…
من=نه ارباب باور کنیم تمیز کردم اونجارو ندیدم چون در بسته بود حتی نایلونم عوض کردم .
ارباب = بشین رو زانو بغل ماشین . اونجارو با زبونت لیس بزن و برق بنداز وقتی بلد نیستی با دستمال تمیز کنی
سرم انداختم پایین ارابا ببخشید دیگه تکرار نمیشه .
ارباب= سریع انجام بده.
من=ارباب …اخه …
ارباب = سریع
من=ارباب چشم خم شدم و با زبونم اون قسمت تمیز کردم .قشنگ خاک اونجارو لیس زدم و
ارباب = قشنگ قورت بده توله نجس
تمیز کردم نشستم تو ماشین
ارباب=چرا موقعیکه گفتم با زبونت لیس بزنی مقاومت کردی؟اینارم بلد نیستی؟
من= نه مقاومت نکردم ارباب فقط معذرت خواهی کردم
ارباب=بدبخت میتونستم کاری کنم گورت گم کنی بخشیدمت .اخرین بارت باشه هر چی گفتم در جا انجام میدی .بار اخر بود
الانم زود منو برسون گورتو گم کن حالمو بهم زدی حروم لقمه کثافت
من= چشم میسترس ببخشید
یجوری شده بودم انگار یکم ناراحت بودم .من خاک کف پای ارباب و خاک کفششم مخوردم ولی اخه خاک بدنه ماشین رو…چی بگم
رسوندم و با احترام پیاده شدم و ساکشون دادم و عذر خواهی کردم و برگشتم رسیدم خونه
رسیدم میسترس بازم ببخشید تکرار نمیشه
میرفتم دنبال ارباب میبردم و میاوردم و خیلی دقت مکردم تا اشتباهی سر نزنه .
یروز که رفتم دنبالش و ارباب سوار شدن کفشاشونو دراوردن وای خدا اون کفشای بزرگ و اسپورتی که پسرونه هم بود و سایزش 43 بود .کفشاشونو دراوردن یه جفت جوراب سفید اسپورت که یکم کثیف بودن خیلی کم .هیچ بویی نمیومد .اونجا بود که نایلون برداشتم کفشاشونو گرفتم بردم گذاشتم پشت ماشین و اونجا دیدم سایز پای ارباب 44 هست و فقط چشم مونده بود تو پاهای بزرگ و زیبای ارباب
بعضی وقتا بی محلی میکرد بعضی وقتا باهام حرف میزد .بعضی وقتا بهممیگفت چیزی بخر بیار و تایمشو مگرفت و انتظار داشت سریع برم و بیام و تا اینکه همینجور تا 45 روز گذشت …
ارباب چیزی میتونم بگم خدمتتون؟
ارباب =؟ بگو
من برده خوبی بودم براتون؟
ارباب= برده خوب و بد نداریم وظیفتو انجام میدی اشتباهاتت زیاده ولی در حدی نیست که نتونم ببخشم بوقتش خواهی دید کم کاری چی میشه .
من=چشم ارباب راستی من 2روز دیگه تولدمه.
ارباب =هوم.چه جالب من به تولد حساسم جالب شد .45 روزم گذشته دیگه
من=چطور مگه ارباب حرف بدی که نزدم؟
ارباب=نه 45 روز گذشته و تولدتم هست و هنوز تونستی خودتو نگه داری برام و وظایف انجام دادی بهتره بعضی لیمیت هاتو بردارم .
من= واقعا ارباب ؟ خیلی خوشحالم .
ارباب= خوب دووم اوردی میگم اشتباه داری ولی قابل گذر بوده .
عصر ساعت 6 میای دنبالم
من=چشم میسترس
ساعت 6 رفتم دنبال ارباب .بازم تمام احترامات انجام میشد ماشین تمیز کف ماشین پتو بود تر تمیز و همه چیز دقت میکردم ارباب یه کیف دوشی داشت گفت لازم نیست بگیری پیش خودم میمونه سوار ماشین شدیم .
راه افتادم و ارباب کیفو برداشت و باز کرد یه جفت جوراب ساق دار سفید داد بهم گفت اینارو بگیر یه شورت سیاه چرمی لامبادا و یه تاپ دخترونه تنگ کشی بهم داد .گذاشتم پشت .گفتم ارباب ببخشید اینارو باید چکار کنم؟
ارباب= پس فردا که تولدته صبح ساعت 10 صبح میای خونه ما .خونه ما سه طبقه هست طبقه اول مستاجره دوم خوه خودمونه طبقه سوم هم مال خودمه که بعضا اونجا میمونم .
ساعت ده صبح میای درو باز میکنم با اسانسور میای طبقه سوم و دم در تو ورودی لخت میشی و همه اینارو میپوشی قشنگ و بعد وارد خونه میشی چهار دست و پا میشینی تا من بیام /
من= ارباب ؟ واقعا؟ من بیدارم؟
ارباب=هم تولدته هم یه سری لیمیت هاتو برداشتم .البته تو این دو روز اگه خرابشون نکنی
من= نه ارباب من غلط بکنم ممنون میسترس
ارباب =خوب کلی اشتباه کردی باید جوابشو پس بدی چه خوب روز تولدت جواب اشتباهاتتو بدی توله سگ
هم خوشحال بودم هم میترسیدم خدایا قراره چی بشه …
روز تولدم رسید
صبح بیدار شدم حموم رفتم به خودم رسیدم وسایلارو برداشتم و راهی خونه ارباب شدم
ایا یه رابطه سرد و کاملا اربابی ایا تغییر خواهد کرد؟ قراره چی بشه ؟
سوارماشین شدم رسیدم دم در خونه ارباب در باز کرد رفتم بالا لخت شدم لباسارو پوشیدم یکم عطر زدم
وارد خونه شدم چهار دست و پا نشستم و منتظر شدم تا ارباب بیاد که یه لحظه دیدم صدای تق توق کفش داره میاد
ارباب از سمت دیگه خونه اومدن …
نوشته: امیر برده
3 پاسخ به “نازیلای بی رحم ارباب واقعی (۲)”
Miss نازیلا جون اسنپ مفت گیر آورده بعدم تو این وضعیت تو خرجتو از کجا میاری که ۲۴ ساعته گوش به فرمان نازیلایی؟؟ بعدم این رول هایی که تو مسائل جنسی استفاده میشه به همون مسائل محدود کنین خارج از چارچوب با هم عادی رفتار کنین برای هر ۲ طرف خوبه.
Miss نازیلا جون اسنپ مفت گیر آورده بعدم تو این وضعیت تو خرجتو از کجا میاری که ۲۴ ساعته گوش به فرمان نازیلایی؟؟ بعدم این رول هایی که تو مسائل جنسی استفاده میشه به همون مسائل محدود کنین خارج از چارچوب با هم عادی رفتار کنین برای هر ۲ طرف خوبه.
ینی ذات دخترارو خوب داری نشون میدی یه موجود بی عاطفه و بی احساس و در عین حال دنبال نقطه ضعفتن که با پاشون برن توش و براشون نوکری کنی اینا بشن اربابت و ازت سو استفاده کنن به نظرم این داستان نیست تو هدفت نوشتن از این یه چیز دیگست