عزیزان سلام و درود امیدوارم زندگی به کامتون باشه.
این داستان طولانیه پس کنارم باشین و به قلمم اعتماد کنید.
(حربه یک زن)
<<برای درک بهتر داستان دست از روی کیرت بردار>>
عزیزم اینجا قانونش اینه، یا بهش احترام بزار یا گورتو گم کن؛ محترمانه ترین شکلی بود که میتونستم بهت بگم.
-باشه عزیزم من گورمو گم میکنم اما نظرت چیه قبلش این عکسارو نشون پسرت بدم؟
ای… این… اینا دست تو چیکار میکنه؟
-تصور قیافه پسرت وقتی میفهمه مامانش یه جندس چقدر برام خنده داره رویا جون
چی میخوای؟
-چیز سختی نیست همین الان شلوارمو میکشم پایین و میرینم وسط فرش مطبت ، خم میشی و لیس میزنی و من ازت عکس میگیرم و بعدش هرکس سوی خودش نظرت چیه؟
نظرم کاملا منفیه
-مطمئنی؟
اره…
کارت عالی بود کاوه رویا الان سه هفتس مطبو تعطیل کرده یا بهتره بگیم شوهرش مطبو ازش گرفته.
من بهش فرصت دادم بهم گوش بده اما خب خیلی از حرفام استقبال نکرد متاسفانه.
-مینو چرا با ادما اینکارو میکنی؟ اون فقط یه دکتر سطح پایین بدبخت بود…
دقیقا برای همین که یه بدبخت بیچاره بود که ادای ادم های موفق و پولدار درمیورد زندگیشو نابود کردم
از همه این عقده ای ها متنفرم ادمایی که فکر میکنن هرکس زیر دستشون کار کنه رو خریدن در صورتی که توان خرید یه پراید هم ندارن ، همین رویا هرروز با مترو میومد مطب بعد سرماه که میخواست به ما حقوق بده یجوری از قرارداد های داروخانه ها و بیمه ها و نداری بدبختی میگفت که امثال ادمایی مثل تو باورشون میشد این یه ادم سربه زیر و بدبخت بیچارس
اما اون فقط یه عقده ای حرومزاده بود.
-مینو بعدا باید جواب این کارارو پس بدی فکر اون روزارو کردی؟
موعضه میکنی برام؟ کاوه جان خودت چی؟ چه جوابی داری برای اینکه بخاطر یه چصه پول با زنای شوهر دار میخوابی و ازشون فیلم و عکس میگیری؟
-من فقط به حرفای تو گوش میدم.
نه عزیزم تو به حرف خودت گوش میدی من فقط بهت پول میدم ، این تویی که تصمیم میگیری چه کاریو انجام بدی.
میتونی بیای دستشویی خونمو بشوری و پول دربیاری اما خودت انتخاب کردی چیکار کنی.
ببین کاوه من سرزنشت نمیکنم ، انقدر دنیا جای کثیفی شده که کثافت کاری منو تو توش گمه اما بعد هرکار بخوای غر غر کنی مجبور میشم راهمو ازت جدا کنم.
-راه منو تو جدا شده هست
حالا فعلا تو به پول نیاز داری و من کسیم که بهت پول میدم.
پس اون دهن تخمیتو ببند و تا وقتی که پول نیاز داری کارتو بکن
-باشه
نشنیدم؟
-چشم مینو
مینو؟
-چشم ارباب
افرین توله سگ حالا برو تو اتاق کارت دارم…
مینو یه دختر عجیبه، وقتی ۱۷ سالم بود پیدام کرد اولین سکسم رو با اون انجام دادم و یه روز وقتی خیلی عقلم نمیرسید بهم پیشنهاد داد که فرار کنیم یه شهر دیگه یه جای دیگه ، قطعا هرپسر ۱۷ ساله دیگه ای هم جای من بود خام حرفاش میشد.
مینو اون موقع ۲۵ سالش بود و خیلی دختر خوبی به نظر میرسید
همیشه هوامو داشت و یکی از مهم ترین چیزایی که مارو کنار هم نگه داشت میزان شدید تمایلاتمون به سکس بود.
به گفته خوده مینو بکارتشو خودش با خیار پاره کرده اما هرچی بیشتر شناختمش مطمئن شدم بکارتش توسط کیر پاره شده اونم نه یکی بلکه چند تا
اوایل بهم میگفت باهم کار میکنیم یه زندگی میسازیم اما یه روز وقتی خبر فوت پدرش اومد تازه شناختمش
حتی یه قطره اشک هم نریخت و بعد از حدود یک ماه یه ارث حدودا ۷۸میلیاردی به مینو رسید.
یهو عوض شد یا بهتره بگم عوضی شد، از هرکی خوشش نمیومد از طریق پارتنرش زمینش میزد
یه روز بهم گفت یا هرکار من بگم میکنی و پولشو میگیری یا صیکتیر…
مینو دیگه اون دختری که میشناختم نبود مینو یه عقده ای بود حتی بیشتر از این ادمایی که میگه عقده ایه و من مونده بودم تنها و بدون پول و ناچار
نمیدونم راه درستی رفتم یا نه اما مینو بابت هرکار بهم ۵۰۰ میلیون میداد و من هیچ جای ایران نمیتونستم با گاییدن یه نفر ۵۰۰ میلیون بگیرم.
مینو حتی چندبار با چندتا دکتر کله گنده خوابید فقط واسه اینکه بتونه چند دنگ از ویلا یا خونه های اونارو ماله خودش کنه و تا حدودی هم موفق بود ، باهاشون مست میکرد و وقتی خیلی مست بودن باهاشون میخوابید.
دکترا غافل از اینکه قبل سکس مینو یه دوربین کار گذاشته با تمام توان اونو میکردن و فرداش مینو میگفت یا سه دنگ میدی یا به زنت نشون میدم و خب درست متوجه شدین تمام پولی که اون داره از همین راه به شدت حرومزادگی به دست اومده ، البته منم هرچی دارم همینجوریه.
-کاوه یه چیزی بگم؟
بگو
-یه کار دارم برات اما این یکی کمی متفاوته.
کارای تو همیشه همینه ، حالا چی متفاوتش میکنه؟
-این کیس سود خوبی برامون داره و اینکه اخرین کارمونه.
اخرین؟ بعدش قراره حرمسرا بزنیم؟
-مسخره نشووو، بعدش میریم بچه ، میریم اونور
کدوم ور دقیقا؟ مگه الکیه پول داریم ولی بقیش چی؟
-میدونی کاوه هرروز باخودم میگم چرا به عنوان یه همکار تورو هنوز دارم تحمل میکنم.
فرض کن برین دبی همین پلنو رو یکی از شیخ های عرب بزنیم میدونی چقدر کاسب میشیم؟
هرجا میری برو من نیستم.
-به تخمم اصلا تو نیا فقط کارمو بکن…
لعنت بهت دختر… چرا تو یه لحظه با ادم خوبی دقیقا تو ثانیه بعد ادمو له میکنی.
نمیدونم چقدر دیگه باید تحملت کنم فقط دیگه دوست ندارم.
زمانی بود عاشقت بودم ، زمانی بود باورت داشتم.
زمانی بود میپرستیدمت ، اما الان به کجا رسیدیم مینو؟
چرا هربار میخوام یاد روزای قشنگ بیوفتم کثافت کاریات میاد جلو چشمم؟
چرا هربار تو چشمات نگاه میکنم یه دختر مغرور و از خود راضی میبینم؟
قبلا فداکار بودی ، برای من مادری کردی کاری که نه اون مامان جندم کرد نه اون بابای موتادم.
بازم تو فکر فرو رفتم یادم رفت که تنها نیستم.
عاام…چیزه منم باهات میام ولی بیا محتات باشیم.
-جدی میگییییی؟؟؟ کاوه عاشقتممم بووووس
خب حالا لوس نشو
-بی ذوقق خب من تورو انقدر دوست دارم وقتی میبینم قراره بازم پیشم باشی حس خوبی میگیرم ذوق میکنم:)
مینو اینارو ولش حالم خیلی بده
-دلت چی میخواد گل پسر؟
اربابمو میخوام
-چه جالب منم سگمو میخوام…
دلم میخواست همون لحظه یه دکمه رو بزنم و تبدیل به یه سگ بشم.
پاهاش وقتی لاک قرمز میزنه خوردنی ترین خوراکی دنیاس.
وقتی چهرشو جدی میکنه میخوام جلوی پاش بشینمو با نگاه مظلومانم بهش بفهمونم من یه سگم
کاری به هیچی ندارم اما مینو بهترین اربابیه که میتونستم داشته باشم.
بلده منو رام کنه ، میتونه سیسیگاسمم کنه ، و مهم ترین ملاکش چهرشه…
یه چهره جسور و محکم ، یه دختر خودساخته و کاملا جدی که بهترین ملاک برای یه ارباب میتونه باشه.
-پاهام خیلی کثیف شده بدو بشین و تمیزش کن
جلوی پاهاش نشستم و زبونمو بیرون اوردم کشیدم روی لاک قرمزش که تقریبا زرشکی شده بود.
بوسیدمش و همون لحظه کونم شروع کرد به نبض زدن
دلم میخواست تحقیرم کنه و همون لحظه…
-هنوزم یاد نگرفتی عین اون مادرجندت جندگی کنی.
ناخداگاه عاح کشیدم و کمی از پیش آبم ریخت زمین
شصت پاشو کردم تو دهنم و شوری و عرق پاشو مکیدم
-اهاان حالا شدی عین ننه جندت بدو پاهامو تمیز کن حرومزاده
تند تند زبون میکشیدم بین انگشتاش و همزمان سعی میکنم تو صورتش نگاه کنم
لعنتی… خیلی خوشگله ، چقدر من این دخترو دوسش دارم.
نگاهم به لبای صورتیش بود و عین یه سگ زبون میزدم پاشو
-بسه توله پاشو قمبل کن ببینم
دلم میخواست بیشتر بلیسم براش اما هرچی مینو میگفت باید میگفتم چشم.
-خودتو تمیز کردی؟
نه ارباب مینو
-بدو میخوام کونت بزارم سگ من
رفتم دستشویی و شلنگو کردم تو خودم ، داشتم تمیزش میکردم که یهو زنگ خونه خورد.
تمیز کردم و اومدم بیرون دیدم مینو کپ کرده.
حالش بد بود فشارش افتاده بود چهرش عین شرت پاش سفید و بی رنگ شده بود
آیفون که تصویری نداشت از پنجره دولا شدم و دیدم رویا با شوهرش اومدن…
ادامه دارد…
[داستان های قبلی من:
1:چشمانی بدون مردمک
2:سرانجام انقلاب
3:حربه یک زن(۱)
این لیست آپدیت میشود…♻️]
نوشته: prs_kha
3 پاسخ به “حربه یک زن (۱)”
و منی که نوشتم اما ارسال نشد نویسنده ای با چنین سبکی، خودش خوب می دونه که قشنگ می نویسه و احتیاج به تعریف و تمجید هم نداره. فقط شاید یکم ذوق کنه. به یاد تمام نویسندگان برجسته ی این سایت که دیگه نمی بینم کسی ازشون نام ببره. ممنون بابت ارسال داستان ات. منتظر ادامه اش هستم.
و منی که نوشتم اما ارسال نشد نویسنده ای با چنین سبکی، خودش خوب می دونه که قشنگ می نویسه و احتیاج به تعریف و تمجید هم نداره. فقط شاید یکم ذوق کنه. به یاد تمام نویسندگان برجسته ی این سایت که دیگه نمی بینم کسی ازشون نام ببره. ممنون بابت ارسال داستان ات. منتظر ادامه اش هستم.
بابای موتادم