…ادامه از قسمت قبل (لینک قسمت های قبل را در پایین داستان بالای نظرات میتوانید پیدا کنید یا اینکه میتوانید نام داستان را از بخش جستجوی وب سایت جستجو کنید)
سلام دوستان اسم من محسنه/
ترم تموم شده بود و منتظر نمره های ترم بودیم . دونه به دونه می اومد . خوشبختانه ترم اول بدون افتادن پاس کردم . امتحانات و یک سری کارهای دانشگاه حسابی مشغولم کرده بود . گواهی تحصیلی ام آماده شده بود برده بودم دانشگاه و بعدش رفتم ناهار خوردم و رفتم کافی نت بغل دانشگاه . یه پسر جوونی بود که خیلی خوشرو بود و با هم رفیق شده بودیم . هوس دیدن پورن و خوندن داستان کرده بودم . به علی گفتم که سیستم بدون فیلتر بده . چند تا داستان گی خوندم و عکس دیدن و چند تا پورن گی . داغ شده بودم . اونقدر داغ که دوست داشتم زنگ بزنم به سعید . توی راه خونه ، داخل مترو و تاکسی همه مردها برام جذاب بودن . دوست داشتم یکی باشه و پیشنهاد بده و باهاش برم . به شکل احمقانه ای اولین بار شهوت ام به عقل ام چیره شده بود . الان که فکر می کنم خداروشکر می کنم که این موقع ها برخلاف تمایل آدم کسی توی خیابون و اینها پیدا نمیشه که بخواد با یه پسر سکس کنه وگرنه معلوم نیست چه اتفاقی برای آدم بیفته .
رسیدم خونه ، رفتم دوش گرفتم و به یاد لحظه های خاص سکس با سعید خودم رو می مالیدم و خودارضایی کردم . کرخت شده بودم . زوری خودم رو شستم و زدم بیرون . روی تختم افتادم و کمی خوابیدم . بعدش احساس بدی داشتم . احساس مستاصل بودن . ناراحت بودم . از این که چه فشاری رو تحمل می کنم و حتی سکس کردن در اختیار من نیست و یکی باید بخواد که من رو بکنه تا من هم ارضا بشم . نمی تونستم توی خونه بمونم . زدم بیرون . تمام مدتی که توی خیابون پرسه می زدم مدام به این بی اختیاری و منتظر سعید بودن فکر می کردم . یه جورایی تصمیم گرفتم بگردم و با آدمهای دیگه هم باشم . اینجوری وابسته و درگیر یه نفر نیستم . کمی حس خجالت و خیانت درونی داشتم . فکر می کردم هرزه گی که با چند نفر باشی . بدتر شدم . مغزم پر شده بود . برگشتم خونه و دیگه درگیر تلویزیون و سریال ها و خانواده شدم .
چند روزی یادم رفته بود اون روز و حس بدش رو . اما ته ذهنم دنبال راه های آشنایی با مردای هم گرایش خودم بودم . توی سایت ها و روم های چت یاهو چرخ می زدم ولی هنوز جرات اش رو نداشتم و اصلا معلوم نبود پشت اون آی دی ها کیا هستند . هزار تا فکر می اومد توی سرم . چند تا قرار سرکاری که از دور ببینم اشون داشتم . ولی هیچکدوم به دلم نمینشست . همسن و سال بودن و احساس می کردم نمیشه بهشون اعتبار کرد . با یه آی دی به نام رضا آشنا شده بودم . یه مرد حدود 40 سال و جهانشهر می نشست . مثل دیگران مستقیم نمی رفت سر اصل مطلب . نه خبری از سکس چت بود و نه قرار و مکان .فقط یه عکس توی پروفایل یاهوش بود . یه مرد عادی ولی فکر می کردم که الکی باشه . عادت شده بود . شبها از 9 تا 10 درباره روزمره حرف می زدیم . اینقدر عادی بودیم با هم که من بهش گفته بودم که کدوم دانشگاه هستم . درباره سعید و رابطه امون و اینکه اذیت میشم بهش گفتم اون هم از پارتنرش که رفته بود جنوب و دیگه نمی دیدن هم رو گفت . چند تا عکس از خودش برام فرستاد .مردونه بود و برای من جذاب . حس می کردم اصلا دوست نداره سکس کنه و فقط یه دوستی عادی می خواد . اواسط ترم بود . یه بار صبح بود و کلاس تشکیل نشده بود و تا عصر کلاسی نداشتم . مثل همیشه زدم بیرون و رفتم کافی نت . دیدم رضا هم آنلاینه . صحبت و تعریف گفتم کلاسم تشکیل نمی شه و حوصله ام سر رفته و اومدم کافی نت . یه دفعه گفت پس بذار بیام دنبال ات و بریم بیرون بگردیم . بعد از تقریبا دو ماه حس می کردم بهش اعتماد دارم . خیلی چیزها از زندگی و کارش به من گفته بود . احمقانه بهش گفتم باشه . یه شماره موبایل داد . ولی من ندادم . از جلوی دانشگاه و تلفن عمومی زنگ زدم بهش . گفت یه جا رو بگو بیام . سر خیابون اصلی و جلوی یه مدرسه قرار گذاشتم . داشتم پشیمون می شدم . آخه این چه کاریه پسر !؟ اما یه حسی نگه ام داشت . بالاخره رسید . یه مرد از ماشین پیاده شد و نزدیک شد . کمی نگاهم کرد . شبیه همون عکس پروفایل بود . کسی با سن من اون طرفا نبود . یه کم دورش رو نگاه کرد و نزدیک شد . گفت : آقا محسن ؟ خندیدم و دستم رو سمت اش بردم و دست دادیم . یه کم احوالپرسی با کلی خجالت از طرف من . دستش رو پشتم گذاشت و به سمت ماشین تعارف کرد .
اون روز داخل ماشین کلی حرف زدیم و رفتیم ناهار خوردیم و نزدیک ساعت 2 شده بود . بهش گفته بودم کلاس دارم . اما دوست نداشتم برگردم . حشری بودم و دوست داشتم ای کاش پیشنهاد بده بریم خونه . جرات پیدا کرده بودم و یه جورایی دوست داشتم خودم باشم که انتخاب می کنم . اما روم نمی شد و اصلا ضایع بود . نزدیک دانشگاه کنار خیابون ایستاد . یه کم من و من کرد و بهم گفت : محسن ! دوست نداشتم فکر کنی بخاطر سکس دنبال رابطه ام . دوست دارم با هم دوست باشیم ….
توی ذهنم داشتم فحش اش می دادم . فکر می کردم شانس رو ببین . این اصلا اهل سکس نیست .
ادامه داد . اما دوست دارم هر وقت خودت آماده بودی و اکی بودی ….
می خواستم شروع کنم به حرف زدن و یه جورایی بفهمونم که الان اکی ام و بریم .
که گفت : شب صحبت می کنیم که یه روزی قرار بگذاریم . بعد مکث کرد و بهم نگاه کرد و نمی تونستم نگاهش کنم از خجالت ولی چشم به چشمام دوختم و لبخند زدم. خیالش راحت شد و ادامه داد : یه کم خوش بگذرونیم باشه ؟ سرم و تکون دادم و با لبخند زوری گفتم : باشه. دیگه نمیتونستم بشینم توی ماشین ، هول هولکی شماره موبایل ام رو دادم و پیاده شدم و خیلی هول هولکی خداحافظی کردم و رفتم طرف مقابل خیابون و راه افتادم .
تا شب حواسم پرت بود و شب قرار گذاشتیم برای روز جمعه و خونه رضا . تنها زندگی می کرد . تا جمعه مثل دیوونه ها با حواس پرتی کامل منتظر بودم که بالاخره برم پیش رضا . صبح اول خودم رو تخلیه کردم و دوش گرفتم ، با تاکسی ها رفتم گوهردشت و رضا منتظرم بود . توی راه گیج بودم . پر از هیجان و کمی استرس . رسیدیم خونه و یه کم نشستم روی مبل و رضا مهربانانه دستش دورم بود و گاهی در سکوت روی لبهام و گونه هام رو می بوسید . خجالت رو گذاشته بودم کنار و برای اولین بار از روی شلوار کیرش رو می مالیدم . می خواست پیرهنم رو دربیارم که گفتم برم دستشویی ؟ رهام کرد و رفتم دستشویی . استرس داشتم که نکنه تمیز کردن داخل خونه کافی نباشه . شلوار و شورتم رو بیرون در آوردم و رفتم و یه کم دیگه سعی کردم ولی تمیز بودم . اومدم بیرون و فقط شورتم رو پوشیدم و رفتم توی پذیرایی . دیدم دکمه های پیرهن مردونه اش رو باز کرده و کمربندش هم باز شده و نشسته و داره ماهواره رو بالا پایین می کنه . من رو که دید به دست اشاره کرد برم سمتش و سویشرتم رو در آورد و حالا لخت بودم و فقط شورت پام بود . چشمم به سینه ها و شکم اش بود که از بین پیراهنش معلوم بود . خودش هم شلوار رو در آورد و حالا کیرش که از زیر شورت اش خودنمایی میکرد معلوم بود . منو توی بغل اش گرفت و حس اینکه بدن لخت و ظریف من توی دستای بزرگ و مردونه اش بود دیونه ام می کرد.
موهای بدن اش روی بدنم حس عالی ای داشت . ازم لب میگرفت و می بوسیدم . با دستاش با نوک سینه هام بازی می کرد. دستم روی کیرش بود و کم کم کیرش داشت بلند می شد . از روی مبل بلند شد و رفتیم اون سمت پذیرایی که فضای بیشتری داشت و یه پتو دولا شده روی زمین پهن بود با دو تا بالش . منو نشوند روی پتو و به پشت خوابوند و اومد روم و شروع کرد به خوردن گردن و سینه هام و همینجوری پایین . شکم و ران هام . شورتم رو در اورد و یه کم با کیرم که نیم خیر بود بازی کرد و کرد توی دهنش . حس عجیبی بود . همیشه من بودم که کیر طرف مقابل رو توی دهنم می کردم . چند بار ساک زد و دوباره با مالیدن و خوردن بدنم به سینه هام رسید . با ولع می خورد . با دستام سرش رو گرفته بودم و نوازش می کردم . کیرش از زیر شورت به بدنم می خورد و شقی اش رو حس می کردم .
از روم بلند شد و جلو ایستاد . من نشسته بودم . نزدیک تر شد . با دستام کیرش و رونهاش که مو داشت رو نوازش می کردم . یه کم خودش رو نزدیکم کرد و منم شورتش رو در آوردم . تا اون موقع کیرش رو ندیده بودم . فقط چند تا عکس از خودش و یه دونه از هیکل اش دم دریا دیده بودم . کیرش نسبت به سعید خیلی خوش فرم تر و البته بزرگتر بود . شروع کردم به ساک زدن. حس خوبی بود . کیرش حسابی گوشتالو بود و سفت . انقدر خوب بود که نمی خواستم از دهنم در میاد . یه کم گذشت و رضا کمی عقب کشید و کیرش رو با دستش چند بار آروم روی صورتم مالید و چند تا ضربه آروم زد . نگاهمون به هم بود . دید اکی ام و چند تا ضربه محکم تر با کیرش زد . حال می داد . بعد کمی از جلوم رفت کنارم و پایین تر اومد و کیرش رو به سینه هام مالید و با ضربه به سینه هام کیرش مدام شق تر می شد .
دوباره کیرش رو گذاشتم توی دهنم و مشغول ساک زدن شدم . کمی خم شد و با دستش نوک سینه هام رو گرفته بود و بازی می کرد . گاهی هم سینه ام رو توی دستش میگرفت و فشار میداد توی مشتش و می کشید . به سینه هام حس بیشتری پیدا کرده بودم . حس می کردم ورم کرده اینقدر کشیده بود و بازی می کرد .
کیرش رو خودش از دهنم کشید بیرون . سرم رو نوازش کرد و آروم به نشانه تایید لب و دهنم و لبهام رو با دستاش می مالید . بعد همونجوری لخت و در حالی که کیرش جلوش تکون می خورد رفت سمت یه اتاق و چند دقیقه بعد دیدم با یه تیوب پماد و یه کاندوم اومد بیرون . کنار من ایستاد و به من گفت : به شکم بخواب . تسلیم و مطیع روی پتو دراز کشیدم و سرم رو گذاشتم روی بالش . کمی با انگشت با سوراخم بازی کرد و خنکی اون پماد حس قلقلک میداد بهم . انگشت اول روی داخل کرده بود و بازی می داد . بیرون می آورد و دوباره داخل می کرد . بعد انگشت دوم رو آروم داخل کرد . یه کم درد داشت و گفتم آخ . همونجوری متوقف شد و وقتی دید اکی ام دوباره داخل کرد . حالا دو تا انگشت مردونه اش داخل من داشت بازی می کرد . حس روون شدن و باز شدن بیشتر می شد . بعدش با شست اش داخل کرد و به سمت پایین فشار میداد و می کشید به سمت عقب . آروم گفت : دیگه آماده شد . آروم روم دراز کشید . کیرش هنوز لخت بود و روی کون و لای پام کشیده می شد و شقی اش و داغی اش رو حس می کردم . دستاش رو حلقه کرد دورم و خودش رو یه جورایی ول کرد روی من . حس خوبی بود . سنگینی وزن و هیکل اش که از من بزرگتر بود حشری ام می کرد. آروم توی گوشم گفت : هر وقت درد داشتی یا اذیت بودی بگو . هر کاری هم نخواستی بگو . هیچی نگفتم . با مهربونی پرسید : باشه !؟ گفتم باشه و از روم بلند شد و نشسته بود روی رون پام و یه کم با دست لای کونم رو باز کرد و با سوراخم بازی کرد . سرم رو برگردوندم ببینم چیکار میکنه . هیکل مردونه اش روی پام بود و داشت کاندوم می کشید سر کیرش . بعد یه کم ژل کف دستش زد و روی کیر کاندوم کشیده اش مالید . یه کم که روم اومد سرم رو برگردوندم و منتظر حس کردن سر کیرش شدم . سر کیرش رو مالید دم سوراخم و آروم فشار داد .
سر کیرش آروم سر خورد و داخل شد . یه کم خودش رو به جلو هل داد و دوباره فشار داد . کیرش یه کم دیگه داخل رفت . درد کمی داشتم بخاطر اینکه حسابی بازم کرده بود . فقط فشار و حس پر شدن با کیرش بود . تا نیمه داخل شد و بعدش کم کم درد اضافه شد. قابل تحمل بود و من دوست داشتم . کمی مکث کرد و آرومتر از قبل داخل کرد . درد و فشار و لذت . وقتی روم آروم دراز کشید فهمیدم که کیرش کامل داخل رفته . دستاش که دو طرف روی پتو بود رو می دیدم و نفس هاش که پشت سرم می خورد رو حس می کردم . کمی کیرش رو نگه داشت و تا نیمه کشید بیرون و دوباره و دوباره تکرار کرد . درد کمی داشتم ولی با آه نشون می دادم . حس اینکه یه کیر مردونه توی بغل یه کرد داخلم بود و منو می گایید دیونه ام می کرد .
توی بغلش گم بودم و دستاش روی سینه و شکمم حلقه شده بود و با پاهاش پاهام رو بهم می چسبوند و تلمبه می زد . یک سانت هم جای تکون خوردن نداشتم . محکم توی بدنش گیر کرده بودم و اون داشت لذت و درد و فشار رو تزریق میکرد داخلم . دستم بین بدنش و زمین خواب رفته بود و اذیت می شدم به زور دستم رو کشیدم بیرون . آروم شد و کیرش رو کشید بیرون و از روم بلند شد . منم بلند شدم و چشم تو چشم هم کمی خجالت می کشیدم . ازم پرسید خوبی ؟ با یه لبخند سر تکون دادم . یه لب ازم گرفت .
داگی شدم و رضا پشتم ایستاد و کیرشو داخل کرد و دستاش روی کمرم و کونم بود و تلمبه می زد . محکم نگه ام داشته بود کیرش رو چند تا تلمبه می زد و بعدش کامل در می آورد و یه دفعه داخل می کرد . داخل شدن کیرش دیوونه کننده بود . یه دفعه تمام جونم پر می شد . زانوهام زیرش درد می کرد . یه دفعه خودم رو جلو بردم و کیرش رو در آورد و منو برگردوند و به پشت خوابیدم . پاهام رو بلند کرد و نشست وسط پاهام و بهم گفت بالش رو بده . دستم رو دراز کردم و بالش رو کشیدم و دادم بهش و گذاشت زیر کمر و کونم . ساق پاهام توی دستاش بود و روی زانوهاش بلند شد و کمی جابجا شد و با یه دستش کیرش رو داخل کرد و وقتی تا نصفه داخل شد مچ پاهام رو گرفت و شروع به تلمبه زدن کرد . نگاهم به بدنش بود و کیر خودم که با تلمبه هاش تکون تکون می خورد و به رونها و شکمم می خورد و کم کم شق شق شده بود . کمی اینجوری تلمبه زد و بعدش کمی خم شد جلو و پاهام رو بازتر کرد و دو ظرف خودش گذاشت و جلو اومد . کیرش هنوز داخلم بود . خم شد سمت من و ازم یه ذره لب گرفت و توی صورتم نگاه کرد و با لبخند پرسید : خوبه ؟ از خجالت نمی تونستم حرف بزنم . دوباره یه بوسه زد به لبهام و همینجوری که نگاهم می کرد تلمبه هاش رو ادامه می داد . سعی می کردم با نگاه کردن به بدن اش و پایین چشم تو چشم نشم . یه دفعه چونم رو گرفت و صورتم رو نگاه کرد و با یه لحن خاص گفت : وقتی دارم میکنمت بهم نگاه کن . نگاهش کردم . جدی بود . گفت خوبه ؟ خوب میکنمت ؟ حشری بود و با تکون دادن چونم و صورتم دوست داشت حرف بزنم . گلوم خشک بود و آروم گفتم : آره . – آره چی ؟ و کیرش رو کمی بیرون کشید و محکم داخلم کوبید . بریده گفتم : خوب می کنی . یه جورایی میخواست حرف بزنم . اما من عادت نداشتم ولی فهمیدم . با لبخندش فهمیدم که باید حرف بزنم که حس خوب بهش بدم . اولش با جون گفتنهام با هر تلمبه شروع کردم .
سعی می کردم حرفهای سکسی بزنم ولی خب خیلی وارد نبودم . کم کم با سوال پرسیدن اون و جواب دادن من بهتر شد . کیرش رو کشید بیرون . پاهام حسابی خشک شده بود توی اون پوزیشن . بالش رو از زیرم کشید بیرون و اومد روم و شروع کردن به خوردن لبهام و بعد نگاهم کرد و گفت : سواری دوست داری ؟ لبخند زدم و دستم رو گرفت و بلندم کرد و نشستم . دراز کشید و بهم گفت بیا اینجا .
بلند شدم و رفتم جلو و پاهام دو طرف اش بود . کمی نشستم و کیرش رو با یه دستم گرفتم . پاهام رو خم تر کردم و سر کیرش رو داخل کردم . کیرش رو با دستم گرفته بودم و سعی می کردم داخلم نگه دارم . با دستاش ساق پاهام رو به سمت عقب فشار داد و فهمیدم که پاهام رو بدم عقب و کامل بشینم روی کیرش . اینجوری بهتر بود . کیرش تا نیمه داخل شد و خودم رو رها کردم و کامل نشستم داخل کیرش و دستام رو گذاشتم بالای شکمش و اون هم کمی پاهاش رو خم کرد و کمی بهتر شد و شروع کردم بالا و پایین شدن . کیرم می خورد به شکمش وقتی بالا و پایین میرفتم و موهای بدنش و اون ضربه های آروم باعث می شد شق بمونه . کمی اینجوری بالا و پایین می کردم . دستاش رو دو طرف اش روی ساعد گذاشت و به سمت بالا نیم خیز شد و من رو تماشا می کرد که دستام روی بدنش بود و داشتم روی کیرش سواری می کردم . گاهی تکون هاش که دوست داشت کیرش رو وقتی میام پایین بکوبه رو حس می کردم . یه دفعه بلند شد و نشست و من پاهام رو دو طرف دراز کردم و روی کیرش نشستم و سریع دستش رو دورم حلقه کرد و من ادامه دادم . کیرم بین بدن خودم و اون مالیده می شد . منو به خودش فشار می داد و دیگه من نبودم که بالا و پایین می کنه . اون بود که داشت تلمبه می زد .
یه کم سینه هام رو میخورد و گاهی گاز کوچولو میگرفت ازشون و گاهی هم ازم لب می گرفت . داغ داغ بود و دستاش روی کونم بود و فشار می داد و لای کونم رو از هم باز می کرد . چند تا سیلی محکم زد به کونم . بعد یه کم متوقف شد و کیرش رو بیرون کشید و منو به بغل خوابوند و پاهام رو کمی جمع کرد و کیرش رو داخل کرد و روی کونم تکیه داد و محکم تلمبه می زد و سیلی های محکم میزد به کونم . با سیلی های به کونم حشری تر می شدم و دستم رو بردم که کیرم رو بمالونم که دستم رو پس زد و خودش شروع کرد کیرم رو مالیدن . چند دقیقه ای طول نکشید. آبم اومد و ریخت توی دستاش و اون هم خم شد به سمت من و چند تا تلمبه محکم و ناله هاش و ارضا شد .
با سعید که بودم ارضا شدنش رو از گرمای آب کیرش داخلم می فهمیدم ولی الان خیلی حس نمی شد . کیرش رو کشید بیرون و کنارم دراز کشید و بدنم رو توی بغلش گرفت . گرم گرم بود . بی حال بودم . دستاش مثل نوازش روی بدنم می چرخید . سرم رو برگردوند و یه کم لب ازم گرفت و منو بیشتر به سمت خودش کشید و پاهاش رو وسط پاهای گره کرد و کامل توی بغلش بودم . انگار از حجم بدن و لختی بدنم لذت می برد و باهاش بازی می کرد .
یه کم که آروم شدیم . با مهربونی پرسید : راضی بودی ؟ خندیدم و دستش رو که روی سینه هام داشت نوازششون می کرد رو ناز کردم . بعد پرسید اذیت که نشدی ؟ آروم گفتم : نه . گفت یه کم خشن شدم . ببخشید . فهمیدم داره اسپنک ها رو می گه و گفتم دوست داشتم . یه دفعه از دهنم پرید و گفتم دردش خوبه . با شیطنت پرسید واقعا ؟ خجالت کشیدم و دستش رو فشار دادم . گفت پس دوست داشتی؟ آروم گفتم اوهوم . گفت : خوبه پس . یه کم که گذشت . گفت بریم دوش بگیریم ؟ گفتم باشه . دوش گرفتیم و بدنم رو شست . بعدش ناهار و من رو رسوند تا تهران . حس فوق العاده ای داشتم . دیوانه کننده . دوست نداشتم کاری کنم که این رابطه بهم بخوره .
نوشته: Mt_gips
یک پاسخ به “محسن – اولین قرار (۳)”
همه باتها فکرمیکنن که سن بالاها بهتر میکنن و فلان..شایدم بات ها درست بگن و اینم بخاطر برخی از بیجنبه بازی های کم سن و سالترها و جوونترهاست اما و هزار اما اینکه در بین پسرهای جوون و ماهایی که دهه سوم زندگیمونه یعنی بین 20 تا30 هستیم ازماها هم هستن کسانی که کاربلدن و بلدچجور بکنن…. خودم بعنوان یه پسر27ساله با رُل یا پوز تاپ توی سکس با همجنسم، همیشه دنبال اینم بتونم وقتی یه پارتنرمورو میکنم تلمبه هام و شکل سکسم بهترین لذت رو بهش القا کنه و مثل عقده ای ها فقط دنبال اوردن ابم و لذت خودم نیستم… بیشتر همجنسبازها و نه همجنسگراها توی سکس با پارتنر بات خودخواهانه رفتار میکنن..