…ادامه از قسمت قبل (لینک قسمت های قبل را در پایین داستان بالای نظرات میتوانید پیدا کنید یا اینکه میتوانید نام داستان را از بخش جستجوی وب سایت جستجو کنید)
از کشیده شدن نوک سینه هام فهمیدم درجه شیردوش بیشتر از قبل شده! ثریا ( مادر شوهرم) در حالی که آویزون شدن سینه هام رو نگاه میکرد نمیتونست جلوی خنده شو از دیدن من توی اون حالت بگیره!
سرمو خم کردم به سمت سینه هام و باورم نمیشد چی میبینم! با اینکه حامله نیستم و شیردهی نداشتم… منافذ ریز نوک سینه هام نمیدونم چجوری باز شده بودن و یه سری ترشحات بی رنگ داشت ازشون کشیده میشد!
سعی کردم هر جوری شده جلوی آه و ناله هامو بگیرم تا ثریای دیوونه به خودش بیاد و حداقل درجه این کوفتی رو کم کنه!! که به طرز عجیبی موثر واقع شد و دیدم دستگاه رو دوباره به درجه متوسط برگردوند یه نفس راحت کشیدم ولی
از خودم خجالت کشیدم که حالا تو این وضعیت گاووی واسه یه درجه مکش کمتر از ثریا ممنونم هستم !!!
تو این فکرا بودم که یهو دیدم ثریا پشتم ایستاده که از اونجایی که منو کامل لخت کرده بود و چهاردست و پا بودم یعنی به طرز کاملی به لای پاهام دید داشت ! از ترس اینکه دوباره درجه شیردوش رو زیاد کنه سعی میکردم صدای ناله هام بالا نره که یهوو حس کردم یه چیز سرد وارد سوراخ واژنم شده جیغ زدم و تا جایی که طناب اجازه میداد پریدم بالا !! سرمو خم کردم لای پاهامو نگاه کردم و ثریا با یه استوانه مشکی رنگ که تقریبا ۲۰ سانت بود بین پاهام ایستاده بود نمیتونستم توی تاریکی طویله اصلا تشخیص بدم چیه !
با وجود دهن نسبتا بسته سعی کردم داد بزنم
رواااانی داااری چیکااار میکنیییی ؟ این دیگه چه ربطی به سینه هام داااااره ؟؟
دوباره سر استوانه رو که بخاطر بالا پریدن من یکم در اومد فیکس کرد و یهو مقداریشو داد داخل کوسم و جیغم دوبااره رفت بالااا
ثریا با همون صدای خنده کریهش گفت پسرم هر شب بیشتر از اینا تقدیمت میکنه دیگه این که نباید واسه تو درد داشته باشه ! یکم استوانه رو کشید بیرون نفس راحت کشیدم که یهو دوباره اومد داخلم جیغغغغ کشیدم نهههه
ثریا گفت اینم بخاطر اینکه زیاد تکون خوردی عروس سینه مورچه ای
به دستای ثریا که بین پاهام بودن نگاه کردم انگار فقط پنج سانت از استوانه بیرون مونده بود…
همینطور که بخاطر عشق به طاها و عروس این خانواده عجیب شدن از بالا و پایین مورد عنایت بودم و با این زن روانی درگیر شده بودم …
حس کردم به سلامتی مادر شوهرم لز ( دارای گرایش همجنسگرایی زنانه ) شده و داره اون استوانه کوفتی رو توی کوس من هی عقب جلو میکنه ولی برخلاف ایده من و فکر شما مخاطبین عزیز ثریا ادامه داد: خودتو شل کن تا ارضا شی اینجوری مجراهای شیری سینه هات به بهترین شکل زیر دستگاه شیردوش باز میشن!!!!
با خودم گفتم عوضییی فعلا اون سوراخ کوس کوفتیمه که داره گشاااد میشهههه ولی واسه اینکه دیگه درجه شیردوش رو بالا نبره و زودتر از این پوزیشن کوفتی گاااوی توی طویله درم بیاره و بتونم حسابشو برسم سعی کردم عضلاتمو شل کنم و فکر کنم اون استوانه کوفتی ۲۰ سانتی رو کامل میبرد داخلم و دم دمای این که در بیاد از سوراخم دوباره یهو میکرد داخل نمیدونم چند دقیقه گذشت که دیدم بله اولین ارضای طویله ای مو دارم تجربه میکنم بی اختیار صدای ناله هام عوض شده بود انگار و بیشتر مایل به ااه شده بود که ثریای تباه فهمید و یهو حرکت دادن استوانه رو متوقف کرد!!! دوباره رفت سمت دکمه شیردوش و پرسید:
خوش خوشانته سینه مورچه ای؟؟؟؟ یهو دوباره سینه هام به سمت زمین کشیده شدن و فهمیدم بلهههه درجه رو تا آخر زیاد کرده
جیغ زدممممم ایییییی ننننن عوضییییی
کاری کرد که درجه آخر شیردوش و ارضام همزمان شدن !
سینه هام از درد داشتن میترکیدن باورم نمیشد چه بلایی سرشون اومده با اینکه اصلا شیر و ترشح نداشتن تا قبل این !!!!! همینجوری داشت ازشون ترشحات شفاف میومد!!!!!! سرم گیج رفت و وقتی بیدار شدم روی تخت اتاق بودم
با خودم گفتم خدایا شکرت یعنی همش خواب بوده ؟؟؟ ولی متاسفانه افزایش سایز سینه هام اینو نمیگفت !
طاها متوجه تغییر سایز سینه هام شده بود و حس میکردم زیر زیرکی دوستشون داره روم نشد اتفاقاتی که افتاد رو کامل بهش بگم ولی همون قدر هم که بهش گفتم کافی بود که ارتباطمون با ثریای دیوونه قطع کردیم.
ممنونم که تا اینجا همراهی کردید من دوشیزه هستم و این داستان ادامهی داستان شیردوشی مادرشوهر ۱ بود بعد سال ها گفتم نیمه کاره نمونه تمومش کنیم.
امیدوارم لذت برده باشید منتظر نظرات مشوقانه اهل مطالعات گرامی هستم :+)
نوشته: دوشیزه
0 پاسخ به “شیردوشی مادرشوهر (۲)”
دلم خواست خودم شیرتوبدوشم
ارزش خوندن و نقد نداره
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست
خیلی وقته خبری ازت نبود نگرانت شدم گفتم مدت زیادیه دستگاه بهت وصله چیزی ازت نمونده
کیرم تو داستانت ریدی با این نوشتن و ایده میریت
یکی از بهترین داستانایی بود که شنیدم خیلی اینجور داستانارو دوست دارم
شیرم دهنت
ایدیتو بده بقیه داستاناتو بخونم دوستان کسی داستان اینطوری داره معرفی کنه